کد خبر:۱۶۶۰۱۸
جنبش والاستریت و آغاز زوال نظام سرمایه داری- بخش دوم
جنبش تسخیر والاستريت تنها چالشی برای سیستم سیاسی آمریکا نیست، بلکه نشانگر این واقعیت است که میلیونها نفر در آمریکا بر این باورند که نظام حاکم بر کشورشان از درون شکسته و نمیتواند راهحلهایی برای رهایی از نابرابری و بیعدالتی پیدا کند.
گروه اقتصادي «خبرگزاري دانشجو»، حسين شرفي؛یکی از اقدامات جالب مردم نیویورک برپایی چادرهایی در پارکی در نزدیکی ساختمان بورس والاستریت بود که به وضوح تقلیدی از اقدام مردم قاهره در میدان تحریر است؛ بنابراین میتوان این اتفاق را متاثر از موج بیداری اسلامی دانست، هرچند که ماهیت دو قیام تفاوتهای فراوان دارند، اما دستکم هر دو در یک امر مشترکاند و آن یک چیز، مقابله با هژمونی سرمایهداران آمریکایی - صهیونیستی است.
این قیام که در ابتدا در رسانهها چندان بازتابی نداشت، با سرکوب پلیس به مرکز توجه رسانهها تبدیل شد.
این قیام که در ابتدا در رسانهها چندان بازتابی نداشت، با سرکوب پلیس به مرکز توجه رسانهها تبدیل شد.
ناتان اشنایدر، تحلیلگر آمریکایی مسائل سیاسی در مقالهای که در پایگاه اطلاعرسانی آلترنت منتشر شد، تصریح می کند که پلیس آمریکا با بهکارگیری خشونت علیه معترضین والاستریت، به طور ناخواسته منجر به انعکاس اخبار آنها در رسانهها و رشد این قیام شد.
اشنایدر در این مقاله که «وقتی خونی ریخته شود، حرکتی صورت میگیرد» نام دارد، نوشت است: «چه چیز باعث شد تا ناگهان رسانهها به مسئله والاستریت علاقه مند شوند؟ قطعا صحنههای کشیده شدن معترضین بر روی زمین در حالی که موهایشان در چنگ پلیس بود و همچنین پاشیدن گاز فلفل به صورت تعدادی از معترضین منجر به این امر شد.»
اشنایدر در این مقاله که «وقتی خونی ریخته شود، حرکتی صورت میگیرد» نام دارد، نوشت است: «چه چیز باعث شد تا ناگهان رسانهها به مسئله والاستریت علاقه مند شوند؟ قطعا صحنههای کشیده شدن معترضین بر روی زمین در حالی که موهایشان در چنگ پلیس بود و همچنین پاشیدن گاز فلفل به صورت تعدادی از معترضین منجر به این امر شد.»
پایگاه کامندریمز نیز صراحتا قیام والاستریت را متاثر از بهار عربی دانست و تحلیلی مفصل را به آن اختصاص داد.
تاریخچه بحران در ول استریت
در سال 1907 اولین موج آشفتگی و رکود گریبانگیر وال استریت شد. همزمانی این موج با رکود اقتصادی آمریکا و کاهش 50 درصدی شاخص سهام بازار بورس نیویورک باعث هجوم مردم و سرمایهگذاران برای پس گرفتن سرمایههای خود از بانکها و موسسات مالی شد. سرانجام بخشی از این موج به ایالتهای دیگر آمریکا منتقل شد و بسیاری از بانکهای بزرگ آمریکا اعلام ورشکستگی کردند. بسیاری معتقدند کنترل این موج و برگرداندن اعتماد مردم و سرمایهگذاران به وال استریت توسط سرمایهگذاری به نام جی پی مورگان صورت گرفت. در آن زمان آمریکا بانک مرکزی نداشت.
تاریخچه بحران در ول استریت
در سال 1907 اولین موج آشفتگی و رکود گریبانگیر وال استریت شد. همزمانی این موج با رکود اقتصادی آمریکا و کاهش 50 درصدی شاخص سهام بازار بورس نیویورک باعث هجوم مردم و سرمایهگذاران برای پس گرفتن سرمایههای خود از بانکها و موسسات مالی شد. سرانجام بخشی از این موج به ایالتهای دیگر آمریکا منتقل شد و بسیاری از بانکهای بزرگ آمریکا اعلام ورشکستگی کردند. بسیاری معتقدند کنترل این موج و برگرداندن اعتماد مردم و سرمایهگذاران به وال استریت توسط سرمایهگذاری به نام جی پی مورگان صورت گرفت. در آن زمان آمریکا بانک مرکزی نداشت.
مورگان با راضی کردن تعدادی از موسسات مالی و بانکهای دیگر نیویورک، صندوقی برای کمک به وضعیت اقتصادی و بانکهای ورشکسته تشکیل دادند. همچنین در نوامبر همان سال، مورگان یک شرکت بزرگ راه آهن را که به علت بالا رفتن بدهکاری بخش زیادی از ارزش سهامش را از دست داده بود، خریداری کرد و همین کار بازارهای سهام نیویورک را نجات داد. موج آشفتگی و هراس دوم در سال 1929 گریبانگیر وال استریت و سرانجام تمام آمریکا شد.
در اکتبر 1929 نیز بازار 31 واحد و قیمت شاخص سهام نیز 49 واحد کاهش یافت تا جایی که در پایان ماه اکتبر همان سال بازار به کلی راکد شد و رو به تعطیلی گذاشت. این اتفاق جرقه بزرگترین رکود اقتصادی آمریکا و غرب را رقم زد که تا جنگ جهانی دوم نیز ادامه پیدا کرد. در قرن 21 نیز بحرانهای مالی زیادی باعث رکود وال استریت شد. در بین سالهای 2001 و 2002 حباب دات کام باعث آشفتگی بازارهای آمریکا و مخصوصاً وال استریت شد. علاوه بر این، رکود بازار مسکن در سال 2006 موج آشفتگی و رکود در بازار بورس نیویورک ایجاد کرد.
وال استریت و نظام سرمایه داری
وال استریت و نظام سرمایه داری
جنبش تسخیر وال استریت نشان از قصور و شکست سرمایهداری (کاپیتالیسم) در برخی مسائل است. سرمایهداری نتوانست نهادهایی را مستقر کند که بر اساس آن اصل مساوات و برابری نهادینه شود، به عبارت دیگر نتیجه سیستم سرمایهداری منتج به برابری اجتماعی نشده است. همین موضوع یکی از دلایل به وجود آمدن جنبش وال استریت به شمار میرود. در واقع کلید این جنبش در سالهای قبل خورده شده است.
ابتداي امر بازارهاي بورس آمريكا و اروپا با سقوط ناگهاني ارزش سهام، شوك تازه اي را در كنار ضرر 800 ميليارد دلاري تجربه كردند. اين اتفاق با وجود مجوز كنگره براي افزايش 2400 ميليارد دلاري سقف بدهي هاي دولت آمريكا رخ داد. قرار بود مصوبه كنگره، آرامش را به اقتصاد آمريكا و اروپا برگرداند، اما چنين نشد و سرمايه گذاران نتوانستند اطمينان خود به بهبود وضعيت اقتصادي آمريكا را احيا كنند. آنها منطبق با آمار اقتصادي، كاهش نرخ رشد و بازگشت ركود 2 سال پيش را پيش بيني مي كنند.
ابتداي امر بازارهاي بورس آمريكا و اروپا با سقوط ناگهاني ارزش سهام، شوك تازه اي را در كنار ضرر 800 ميليارد دلاري تجربه كردند. اين اتفاق با وجود مجوز كنگره براي افزايش 2400 ميليارد دلاري سقف بدهي هاي دولت آمريكا رخ داد. قرار بود مصوبه كنگره، آرامش را به اقتصاد آمريكا و اروپا برگرداند، اما چنين نشد و سرمايه گذاران نتوانستند اطمينان خود به بهبود وضعيت اقتصادي آمريكا را احيا كنند. آنها منطبق با آمار اقتصادي، كاهش نرخ رشد و بازگشت ركود 2 سال پيش را پيش بيني مي كنند.
از نگاه تحليل گران اقتصادي و سرمايه گذاران، اقتصاد ايالات متحده اكنون تنه به تنه اقتصاد ورشكسته يونان مي زند كه به واسطه حمايت هاي مالي (اعانه) ديگر كشورها سرپا مانده است. در بحران 2 سال پيش، با انتقال بدهي شركت هاي خصوصي بزرگ به دولت و پرداخت بدهي كلان سرمايه داران از خزانه عمومي، بيماري موقتاً تسكين يافت، اما اكنون آن عارضه با ابعادي بزرگ تر و اين بار از درون دولت سر برآورده است.
حالا دولت آمريكا بدهكارترين دولت دنياست، آمريكا در دور باطل بدهي ها افتاده و با شعبده بازي هايي نظير افزايش سقف بدهي ها تا مرز 16.7 تريليون (16هزار و هفت صد ميليارد) دلار، اعلام رسمي ورشكستگي را به تأخير مي اندازد. آيا با كاغذبازي و صورت سازي دروغين كنگره مي شد آرامش را به وال استريت نيويورك و ساير بازارهاي مهم برگرداند؟ پاسخ بازار مطلقاً منفي بود. با وضع پیش آمده اعتراض های مردمی شکل گسترده ای به خود گرفت، هر چند كه در گذشته نيز اين اعتراض هایی صورت گرفته بود، اما اعتراض هاي اخير داراي ويژ گي هاي خاصي بود كه در گذشته مشاهده نشده است.
محور قرار گرفتن منطقه وال استريت به عنوان مركز فرماندهي نظام سرمايه داري و صاحبان ثروت و قدرت به عنوان محل تجمع اعتراض كنندگان، گسترش دامنه اعتراض هابه اكثر مناطق آمريكا، تأكيد مردم به اصل الگوگيري از قيام هاي مردمي در كشورهاي عربي و اسلامي، تبديل اعتراض هاي مردمي از بعد اقتصادي به مقابله با نظام سرمايه داري با اصل 99 درصد در برابر يك درصد ثروتمند، انسجام سراسري مردم به جاي تمركز ايالتي و ... از جمله ويژگي هاي اين حركت است. گسترد گي اين اعتراض ها سوالات بسياري در اذهان تداعي كرده است.
اعتراض به اصول سرمایه داری
حالا دولت آمريكا بدهكارترين دولت دنياست، آمريكا در دور باطل بدهي ها افتاده و با شعبده بازي هايي نظير افزايش سقف بدهي ها تا مرز 16.7 تريليون (16هزار و هفت صد ميليارد) دلار، اعلام رسمي ورشكستگي را به تأخير مي اندازد. آيا با كاغذبازي و صورت سازي دروغين كنگره مي شد آرامش را به وال استريت نيويورك و ساير بازارهاي مهم برگرداند؟ پاسخ بازار مطلقاً منفي بود. با وضع پیش آمده اعتراض های مردمی شکل گسترده ای به خود گرفت، هر چند كه در گذشته نيز اين اعتراض هایی صورت گرفته بود، اما اعتراض هاي اخير داراي ويژ گي هاي خاصي بود كه در گذشته مشاهده نشده است.
محور قرار گرفتن منطقه وال استريت به عنوان مركز فرماندهي نظام سرمايه داري و صاحبان ثروت و قدرت به عنوان محل تجمع اعتراض كنندگان، گسترش دامنه اعتراض هابه اكثر مناطق آمريكا، تأكيد مردم به اصل الگوگيري از قيام هاي مردمي در كشورهاي عربي و اسلامي، تبديل اعتراض هاي مردمي از بعد اقتصادي به مقابله با نظام سرمايه داري با اصل 99 درصد در برابر يك درصد ثروتمند، انسجام سراسري مردم به جاي تمركز ايالتي و ... از جمله ويژگي هاي اين حركت است. گسترد گي اين اعتراض ها سوالات بسياري در اذهان تداعي كرده است.
اعتراض به اصول سرمایه داری
بررسي تاريخي آمريكا نشان مي دهد كه ريشه اصلي ايجاد ايالات متحده و پذيرش تشكيل آن از سوي ايالت هاي مختلف، رسيدن به رفاه سراسري و به نوعي همگرايي ميان مردم ودولتمردان بود. در ساختار تعريفي آنها مردم و دولتمردان در كنار يكديگر براي رسيدن به جامعه آرماني نظير؛ رفاه سراسري، ترويج برابري و آزادي در داخل آمريكا و عرصه بين الملل و ... تلاش مي كردند. اين امر چنان نمود داشته كه ايالت ها هنگام پيوستن به ايالات متحده در قرن هفدهم از شروط ادامه پيوست به ايالات متحده را توانايي دولت فدرال در تأمين نيازهاي مردمي و همراهي آن با خواسته هاي مردم عنوان كرده اند. هر چند كه اين اصول به صورت كج دار و مريز در گذشته اجرا شده، اما در چند دهه اخير مشاهده مي شود كه ساختار سياسي آمريكا به مرور از اين امر عدول كرده و از رويكردهاي مردمي فاصله گرفته است.
ساختار سياسي و اقتصادي آمريكا نشانگر آن است كه سياستمداران شامل سناتورها و نمايندگان كنگره، فرمانداران و صاحبان قدرت در بخش هاي مختلف ايالتي در كنار سران كاخ سفيد به جاي رويكردهاي مردمي در كنار صاحبان ثروت قرار گرفته و در نهايت به حاميان و مجريان خواست هاي ثروتمندان مبدل شدند، چنانكه مردم آمريکا در شعارهاي خود تأكيد دارند كه دولتمردان صرفاً حامي يك درصد جامعه كه شامل ثروتمندان است، مي باشند و 99 درصد ديگر سهمي از ساختار سياسي و اقتصادي كشورشان ندارند.
ساختار سياسي و اقتصادي آمريكا نشانگر آن است كه سياستمداران شامل سناتورها و نمايندگان كنگره، فرمانداران و صاحبان قدرت در بخش هاي مختلف ايالتي در كنار سران كاخ سفيد به جاي رويكردهاي مردمي در كنار صاحبان ثروت قرار گرفته و در نهايت به حاميان و مجريان خواست هاي ثروتمندان مبدل شدند، چنانكه مردم آمريکا در شعارهاي خود تأكيد دارند كه دولتمردان صرفاً حامي يك درصد جامعه كه شامل ثروتمندان است، مي باشند و 99 درصد ديگر سهمي از ساختار سياسي و اقتصادي كشورشان ندارند.
تأكيد بر اموري مانند حذف وال استريت به عنوان مركز سرمايه داري در آمريكا و حتي نظام سرمايه داري در جهان، تأكيد بر عدم پذيرش نظام دو حزبي جمهوريخواه و دموكرات و معرفي آنها به عنوان دست نشاندگان مشترك نظام سرمايه داري، اصرار بر لزوم قطع كمك هاي دولتي به صاحبان ثروت و ... از نشانه هاي بيزاري مردم از وابستگي دولتمردان به صاحبان ثروت و جدايي آنها از ملت است.
نمود عيني، قرار گرفتن سياستمداران و تصميم گيرندگان ارشد آمريكا در كنار طبقه خاص ثروتمندان را در ارائه بسته هاي اقتصادي براي خروج از بن بست اقتصادي مي توان مشاهده كرد. چنانكه جرج بوش در سال 2008، 700 ميليارد دلار و اوباما در سال 2009، 800 براي مردم، دستاوردي نداشت. مجموع اين فرايند چنان بوده كه «چامسكي» نويسنده و تحليلگر بزرگ آمريكايي تأكيد مي كند، سياست هاي دولتمردان موجب گسست اجتماعي شده كه در كنار بحران اقتصادي، طغيان مردم آمريكا عليه سرمايه داري و دولتمردان به همراه داشته است
پس از فروپاشي شوروي سابق و نظام كمونيستي و سوسياليستي، سران غرب به ويژه آمريكايي ها با ادعاي تك الگوبودن نظام سرمايه داري تلاش كردند تا حاكميت خود بر جوامع غربي و سپس سراسر جهان را اجرايي سازند. پس از دو دهه مردم غرب دريافته اند كه اين ادعا نه تنها كارايي نداشته، بلكه صرفا براي اعمال ديكتاتوري حاكمان بر آنها بوده است كه موجب شده، آنها حاكميت طبقه اي محدود بر سراسرجامعه را بپذيرند.
پس از فروپاشي شوروي سابق و نظام كمونيستي و سوسياليستي، سران غرب به ويژه آمريكايي ها با ادعاي تك الگوبودن نظام سرمايه داري تلاش كردند تا حاكميت خود بر جوامع غربي و سپس سراسر جهان را اجرايي سازند. پس از دو دهه مردم غرب دريافته اند كه اين ادعا نه تنها كارايي نداشته، بلكه صرفا براي اعمال ديكتاتوري حاكمان بر آنها بوده است كه موجب شده، آنها حاكميت طبقه اي محدود بر سراسرجامعه را بپذيرند.
اين حقارت در چند بعد بر مردم غرب از جمله مردم آمريكا تحميل شده است از جمله؛
الف) در حوزه داخلي مردم دريافته اند كه نظام سرمايه داري بر خلاف ادعاي رفاه، كاركردي براي آنها نداشته و چنانكه ذكر شد، طبقه ثروتمند محدود بر كل جامعه حاكم بوده اند. در اين ميان، نظام سرمايه داري با اعمال ديكتاتوري انحصاري قدرت با تركيبي از يك يا دو حزب نظير، ساختار آمريكا با محوريت جمهوريخواه و دموكرات، خواسته هاي سرمايه داران را بر جامعه تحميل كرده اند. نكته اساسي آنكه اين سرمايه داري نه تنها دستاوردي براي رفاه مردمي نداشته، بلكه به گسست بنياد خانواده ها و ساختار اجتماعي و تبديل مردم به افرادي صرفاً مادي بدون توجه به حقوق انساني و متعالي منجر شده است.
ب) در صحنه بين الملل در حالي كه سران آمريكا با ادعاي رفاه جهاني و كمك به ملت هابه اشغال ساير كشورها پرداخته اند، اما در عمل همچنان از برخي حاكمان ديكتاتور حمايت كرده و حتي در اين راه، در برابر ملت ها قرار گرفته اند. اكنون ملت هاي غربي دريافته اند كه اين ادعاها، صرفاً فريبي براي تأمين منافع سرمايه دار انبوده و نه براي ارتقاي جايگاه جهاني ملت آمريكا و يا كمك به ساير ملت ها. چنانكه نمود آن را در جنايات صورت گرفته در كشورهاي تحت اشغال و بي تفاوتي غرب در برابر جنايات اشغالگرا قدس مي توان مشاهده كرد.
تحولات اخير خاورميانه و شمال آفريقا نيز نشان داد كه سران آمريكا براي منافع سرمايه داران از حاكمان ديكتاتوري حمايت كرده اند كه صرفاً تأمين كننده منافع نظام سرمايه داري بوده اند. اين ديكتاتوري كه برگرفته از عملكردهاي سران غرب بوده اكنون به حقارتي براي مردم آمريكا مبدل شده است به ويژه كه اين امر تزلزل جايگاه جهاني آنها را به همراه داشته است.
نتیجه گیری:
نتیجه گیری:
حتی اگر جنبش تسخیر همین فردا پایان یابد، باز هم توانسته است نوع مباحثات موجود در آمریکا را عوض کند. این جنبش باعث شد که مردم آمریکا برای اولین بار سوالاتی اساسی در خصوص سیستم اقتصادی و سیاسی حاکم بر آمریکا بپرسند.
پایگاه اطلاعرسانی شیکاگو تریبون در مقالهای به قلم آریانا هافینگتون اذعان می کند که جنبش تسخیر والاستریت ظرف مدت کوتاهی که از آغاز آن میگذرد توانسته است مباحث جاری در عرصه داخلی ایالات متحده را تغییر دهد.
این پایگاه اطلاعرسانی با اشاره به اینکه بحران اقتصادی نه یک علت، بلکه خود معلول شرایطی خاص است، افزود: پیام جنبش تسخیر، پیامی گسترده اما ساده بود و همین سادگی علیرغم انتقاداتی که در خصوص نبود هدف ملموس در جنبش مطرح میشد، منجر به رشد جنبش تسخیر والاستریت شد. تلاشهای جنبش تسخیر نه تنها مرزهای حزبی را درنوردید بلکه مرزهای اختلافات نسلی و اختلافات طبقاتی را نیز پشت سر گذاشت.
بنا بر این گزارش، جنبش تسخیر تنها چالشی برای سیستم سیاسی آمریکا نیست بلکه نشانگر این واقعیت است که میلیونها نفر در آمریکا بر این باورند که نظام حاکم بر کشورشان از درون شکسته است و نمیتواند راهحلهایی برای رهایی از نابرابری و بیعدالتی موجود که در حال تغییر آمریکا از بنیاد است، پیدا کند؛ بنابراین آنچه این جنبش و نحوه پاسخ به آن نشان داد بیانگر وجود طبقه حاکمهای در آمریکا است که کاملا با مردم این کشور قطع رابطه کرده است. این طبقه حاکمه بیش از آن که واقعیت بحران را بشناسد و راههایی برای مقابله با آن پیدا کند، با اسپری فلفل به استقبال معترضان رفت.
پایگاه اطلاعرسانی شیکاگو تریبون در مقالهای به قلم آریانا هافینگتون اذعان می کند که جنبش تسخیر والاستریت ظرف مدت کوتاهی که از آغاز آن میگذرد توانسته است مباحث جاری در عرصه داخلی ایالات متحده را تغییر دهد.
این پایگاه اطلاعرسانی با اشاره به اینکه بحران اقتصادی نه یک علت، بلکه خود معلول شرایطی خاص است، افزود: پیام جنبش تسخیر، پیامی گسترده اما ساده بود و همین سادگی علیرغم انتقاداتی که در خصوص نبود هدف ملموس در جنبش مطرح میشد، منجر به رشد جنبش تسخیر والاستریت شد. تلاشهای جنبش تسخیر نه تنها مرزهای حزبی را درنوردید بلکه مرزهای اختلافات نسلی و اختلافات طبقاتی را نیز پشت سر گذاشت.
بنا بر این گزارش، جنبش تسخیر تنها چالشی برای سیستم سیاسی آمریکا نیست بلکه نشانگر این واقعیت است که میلیونها نفر در آمریکا بر این باورند که نظام حاکم بر کشورشان از درون شکسته است و نمیتواند راهحلهایی برای رهایی از نابرابری و بیعدالتی موجود که در حال تغییر آمریکا از بنیاد است، پیدا کند؛ بنابراین آنچه این جنبش و نحوه پاسخ به آن نشان داد بیانگر وجود طبقه حاکمهای در آمریکا است که کاملا با مردم این کشور قطع رابطه کرده است. این طبقه حاکمه بیش از آن که واقعیت بحران را بشناسد و راههایی برای مقابله با آن پیدا کند، با اسپری فلفل به استقبال معترضان رفت.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰