يادداشت//
پرسهاي در كوچههاي فراموش شده
زندگيهاي ساده ديروز نمرده و هنوز هم جريان دارد؛ اين را زماني ميفهمي كه روزي گذرت از سر دلتنگي ميخورد به محلههاي قديمي تهران، همان جا كه قد كشيدي و بزرگ شدي.
گروه اجتماعي «خبرگزاري دانشجو» - اعظم علي محمدي؛ خاطرات خاك خورده ديروزهايمان را كه مرور مي كنيم، مي رسيم به كوچه اي خاكي و خانه هايي كه كيپ تا كيپ هم چيده شده اند و باز هم همان آدم هايي كه لبخند، نخستين تهذيب زندگي ساده شان است؛ آن روزها زندگي صفي از صداقت و نور بود، كوچه هاي خاكي ديروزهايمان پر بود از صداي شادي بچه ها و زناني با چادرهاي گل دار.
عطر خوش غذاي همسايه كه توي محله مي پيچيد، دست مهربان همسايه با كاسه اي آش همسايه اش را ميهمان مي كرد تا مبادا او سير و همسايه اش گرسنه بماند.
پيرمرد ميوه فروش محل براي خودش حساب دفتري كوچكي باز كرده بود تا بتواند به همسايه ها نسيه بدهد؛ پيرمرد دل نگران بود، مبادا هم محله اي هايش شرمنده خانواده شوند.
آن روزها ديگر رفته اند و ما مانده ايم با خانه هاي كندوي عسلي كه تا آسمان بالا رفته اند، همسايه بي خبر از حال همسايه به دنبال زندگي اي است كه پايانش را نمي داند، نسيه دادن براي سوپر ماركت مجهز محله بي معناست، فقير باشي يا ثروتمند هيچ فرقي نمي كند، تو براي او تنها يك مشتري هستي نه همسايه اي صاحب حق.
پيشاني نوشت ديروزهايمان زندگي ساده، ولي شاد و پر انرژي بود و پيشاني نوشت اين روزهايمان دويدن و نرسيدن به خوشبختي است كه تنها گمشده زندگي مان است؛ خودمان را به تمام تجهيزات زندگي مدرن مجهز كرده ايم، اما هنوز هم گاهي دلمان هواي كوچه هاي ساده كودكي هايمان را مي كند، آن وقت است كه مي فهميم خوشبخت نيستيم و فقط نقش آدم هاي خوشبخت را خوب بازي مي كنيم.
زندگي هاي ساده ديروز نمرده و هنوز هم جريان دارد؛ اين را زماني مي فهمي كه روزي گذرت از سر دلتنگي مي خورد به محله هاي قديمي تهران، همان جا كه قد كشيدي و بزرگ شدي.
تنها ميوه فروشي كوچه پس كوچه هاي محله سرچشمه هنوز هم سرپاست، گوني هاي بزرگ پياز و سيب زميني بيرون مغازه چيده شده اند و زنان مهربان محله با دقتي وسواس گونه خريد مي كنند.
كمي دورتر از اينجا زندگي، آرام و باشكوهي ساده جريان دارد اگر غم نان بگذارد، كوچه طاق دار محله پامنار عصرهاي تابستان مهمان خاله بازي دختر كوچولوهاي محله مي شود، خنكي آب سقاخانه محله خستگي ات را از بين مي برد و تصوير مولاي سقايمان خنكي آب را به گرمي سلامي بر حسين عليه السلام مهمان مي كند و آهنگ آرام سلام بر حسين عليه السلام مي نشيند روي لبت.
كمي دورتر از خانه هاي كندوي عسلي مان، هنوز هم كوچه هاي كاهگلي و خانه هاي يك طبقه مهمان مردمي هستند كه دانه هاي دلشان پيداست.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰