گزارش «خبرگزاري دانشجو» از همايش نوگلان حسيني؛
خدا من را مداح كرد
محمد حسين 5 ساله هنوز بسياري از كلمات را با لكنت زيباي كودكانهاش بيان ميكند اما شعرهاي حسيني را آرام و بيلكنت ميخواند، آنقدر كه تو حيران ميماني از قدرتي كه عشق مينامندش. هماني كه...
گروه اجتماعي «خبرگزاري دانشجو»؛ گوشه اي از سالن بزرگ برگزاري برنامه ايستاده بود پوشيده در كت و شلوار مشكي رنگ كودكانه. گم بود ميان پسران نوجوان مداح كه آمده بودند توانايي خود را در مدح و ثناي مولايشان را بسنجند موهاي مشكي اش تا روي ابروهاي بلندش آمده بود. مي گفت: دوست دارم از امير عباس بهتر مداحي كنم.
همايش نوگلان حسيني با حضور عده اي زيادي از مداحان كودك و نوجوان برگزار شد، آمده بودند بگويند ما عاشق حسينم آن قدر كه از همين كودكي به جاي ترانه هاي كودكانه شعرهاي عاشورايي مي خوانيم و دلمان با دم گرفتن هاي حسيني آرام مي گيرد.
محمد حسين 5 ساله هنوز بسياري از كلمات را با لكنت زيباي كودكانه اش بيان مي كند اما شعرهاي حسيني را آرام و با متانت و بي لكنت مي خواند. آنقدر كه تو حيران مي ماني از قدرتي كه عشق مي نامندش هماني كه قطره اشكي مي شود مي چكد روي گونه هاي مادر محمد حسين وقتي از ارادتش به مولا مي پرسي. هماني كه از حنجره نازك محمد حسين بيرون مي آيد و مي گويد حي علي العزا.
محمد حسين موسوي از رفتن به مجالس مداحي حاج منصور و حاج محمود مي گويد و مي گويد: خانم اجازه من تا حالا چند بار توي تلويزيون و اصفهان و شيراز خواندم. آها يه چيزي يادم آمد پيش حاج منصور هم رفتم اما اونجا نخواندم فقط گوش دادم.
مداح 5 ساله ما حاج محمود را از همه بيشتر دوست دارد. گاهي مداحي جواد مقدم را هم گوش مي دهد. مي گويد: 2 تا سي دي از محمود كريمي دارم. مامانم به من مي گه كه كدوم سي دي ها را گوش بدم.
امير عباس دوست محمد حسين آرام كنارمان ايستاده منتظر است تا مصاحبه دوستش تمام شود دستش را به چادر مشكي مادر گرفته و مي گويد خانم اجازه من امروز برگزيده شدم تازه من را به عنوان مهمان ويژه دعوت كردند اينجا خيلي خوشحالم.
همراه مادر بزرگ و خاله اش آمده بود شال مشكي حسيني به گردن داشت. موهاي خرمايي اش هر چند گاهي زير نوازش دست هاي مهربان مادر مي رفت و بيرون مي آمد. نگاهش دوستان كوچولويش را دنبال مي كرد كه هر از چند گاهي از كنارمان مي گذشتند و سلام مي دادند.
مي گويم امير عباس چرا مداح شدي؟ مي گويد خدا من را مداح كرد. جواب كوتاهش تمام ادعاي توكل مان را زير سوال مي برد كودكي 5 ساله كه حالا تنها شيطنت و بازيگوشي بايد همراهش باشد اين گونه عارفانه از اراده خدا در تمام كارهايش مي گويد آنقدر اراده خدا را در انتخاب مسير زندگي اش دخيل مي داند كه تا پايان مصاحبه هيچ حرفي از دوست داشتن خودش نمي زند.
اينجا پر است از اين كودكان و نوجواناني كه از همين كودكي قدم در راه دشوار سير و سلوك عارفانه گذاشته اند. آتش عشق حسين آنها را هر روز عاشق تر مي كند، سلوك عملي شان را از نگاه هاي سر به زير لباس هاي ساده و چشم هاي عاشق شان خوب مي فهمي اينجا پر است از امير عباس هايي كه مي گويند ما حرفي براي بچه هاي همسن و سالمان نداريم فقط بايد پسر خوبي باشند تا خدا دوستشان داشته باشد.
امير عباس مداحان بزرگ كشورمان را با لفظ عمو صدا مي زند. مي گويد: تا چند بار پيش عمو طاهري، عمو حسن خلج و عمو سازور خوانده ام. سي دي هاي عمو خرسندي و عمو محمود را هم زياد گوش مي دهم.
دوست داري برايت نوحه اي شعري شايد هم قطعه اي از مولايت حسين عليه السلام بخواند شايد مرهمي شود بر دلتنگي هاي زندگي صنعتي اما امير عباس از حسن عليه السلام مي خواند هماني كه مظلوم تر از حسين عليه السلام بود.
هماني كه حتي نزد همسرش هم مظلوم و غريب بود: آخر يه روز شيعه برات حرم مي سازه حرم براي توشه كرم مي سازه آخر برايت يه گنبد طلا مي سازيم شبيه گنبد امام رضا مي سازيم دخيل مي بنديم و مي گيم بر تو اسيريم حسن حسن مي گيم و از عشقت مي ميريم.
محمد نوروزيان 12 سال سن دارد، مي گويد: از 10 سالگي براي امام حسين عليه السلام مداحي مي كنم دوست دارم اين راه را تا آخر عمر ادامه بدم تا وقتي كه زنده هستم، محرم كه مي شود محمد توي هيئت خاني آباد مداحي مي كند دوست دارد مثل حاج محمود خوب بخواند اما مي گويد هرچه خدا بخواهد.
رسول بخشي تازه از امسال مداح شده، مي گويد: مداحي را از يكي از همشهري هايمان ياد گرفته ام خيلي دوست دارم با نيت خالص براي امام حسين و اهل بيت عليهم السلام مداحي كنم.
هيئت علي بن موسي الرضا مانند بسياري از هيئت هاي كوچك و بزرگ شهرمان منتظر نوجواناني است كه بايد همين روزها علم عزاي مولايشان را به دست بگيرند و از امامي بگويند كه ميان دو نهر آب شهيد شد.
لینک کپی شد
گزارش خطا