کد خبر:۱۶۸۳۲۷
بازخوانی حماسه ششم بهمن آمل؛
هزار سنگر و ملتی که چشم فتنه را کور کرد
در آن روز حماسي مردم آمل ظرف مدت 10 ساعت چشم فتنه را از كاسه درآوردند و با سركوب كردن منافقين، خاطره به يادماندني از خود به يادگار گذاشتند و توانستند همانند اين آيه كه مي فرمايد «وَ وَعَدنا مُوسَي ثَلاثِينَ لَيلَه وَ اَتمَمنَاهَا بِعَشر...» كار را تمام كنند ...
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ وقوع انقلاب اسلامی كه ناشی از آگاهی و عزم ملت ايران برای تعيين سرنوشت خود بود و با رهبری امام خمينی(ره) به سرانجام رسيد، دشمنان و ايادی داخلی آنها را نگران كرد؛ زيرا تنها وقوع يك انقلاب مطرح نبود، بلكه تفكر ضداستكباری اين انقلاب برای دشمن نگرانكننده بود، لذا از همان ابتدای پيروزی انقلاب اسلامی تلاش برای سرنگونی اين نظام نوپا از سوی جريانهای منحرفی چون منافقين و كمونيستها صورت گرفت.
در اين ميان حادثه 6 بهمن سال 60 اتفاق مهمی در تاريخ انقلاب اسلامی بود كه با درايت مردم آمل به سرانجام نرسيد؛ در 6 بهمن 60 منافقين و كمونيست ها تلاش كردند با تسخير شهر و تثبيت مواضع خود، ساير شهرهای شمالی ايران را محاصره و تسخير كنند و با حمايت شوروی اين بخشها را از ايران جدا نمايند.
در اين زمينه منافقين با كمونيستها يكصدا شدند تا در برابر جمهوری اسلامی بايستند و نظام نوپای اسلامی را با چالشی بزرگ روبرو سازند، آنها تلاش میكردند تا با مبارزه در نقاط شمالی كشور به نوعی تلاش رزمندگان اسلام در جبههها را تحتالشعاع قرار دهند، منافقين در كردستان نيز آشوب ايجاد كرده بودند و در واقع اين توطئه دشمن در آمل برای غافل شدن جمهوری اسلامی از كردستان نيز بود.
منافقین سنگدل با جذب افراد فریب خورده و تجمع در جنگل ها در بهمن ماه سال 1360 به خیال خام خود زمینه را برای حمله به شهر آمل و تصرف آن آماده دیده بودند، بنابراین با یک گروه کمتر از صد نفری، برای حمله به شهر در صبحگاه ششم بهمن ماه برنامه ریزی كردند.
هدف از این حمله تصرف شهر آمل به عنوان یکی از شهرهای استراتژیک شمالی بود. با تصرف این شهر کنترل یکی از راه های مواصلاتی مهم تهران به شمال کشور قطع می شد و تحت کنترل منافقین قرار می گرفت؛ به اين ترتيب با توجه به دشت های وسیع و جنگل های فراوان، امکان برنامه ریزی برای حمله به شهرهای دیگر نیز وجود داشت.
تصور واهى اتحادیه بر این بود که به خاطر وضعیت اجتماعى منطقه آمل و بافت دهقانى جمعیت اطراف آن، در صورت حمله به شهر، مقاومت پراکنده نیروهاى انقلاب بسرعت سرکوب مىشود.
به خیال باطل منافقین، با تصرف شهر آمل و تشکیل یک حکومت خودخوانده در آن، حمایت های مستکبرین جهان نیز کسب می شد؛ نکته دیگر اینکه طبق تحلیل های نادرست منافقين، آنها فکر می کردند، با تصرف مراکز حیاتی شهر، همه مردم به آنها پیوسته و از آنها حمایت خواهند کرد و در مراحل بعدی پس از قطع خطوط ارتباطى و تقویت نیروهاى مخالف داخل شهر، دیگر مناطق مازندران به تصرف نیروهاى اتحادیه درآمده و پس از آن آحاد مردم در یک زنجیره متشکل در سراسر ایران بپا مىخیزند و رژیم جمهورى اسلامى را ساقط مىکنند.
و اما روز ششم ...
بالاخره صبح روز ششم بهمن ماه فرارسید. طبق برنامه ریزی صورت گرفته، منافقین ابتدا به مراکز حساس نظامی و تصمیم گیری نظیر سپاه، کمیته انقلاب اسلامی (نیروی انتظامی فعلی)، ژاندارمری، فرمانداری، بخشداری و بنیاد شهید حمله کردند و این مراکز را تا روشن شدن صبح و آغاز به کار ادارات به تصرف خود درآوردند.
از همان ابتدای صبح وقتی ملت شجاع و انقلابی آمل و روستاهای اطراف از قضیه مطلع شدند، از خانه ها بیرون آمدند و نبرد مسلحانه و غیرمسلحانه خود را با یاغیان و گرگ صفتان منافق شروع کردند و با ساخت سنگرهای بی شمار، شهر آمل را برای همیشه به نام شهر «هزارسنگر» در قاموس انقلاب اسلامی ایران ثبت نمودند.
میدان هزار سنگر آمل که در خیابان امام رضا (ع) به طرف بابل قرار دارد، در همان سال ها به همین دلیل نامگذاری شد.
همه شهر حالت تعطیلی و وضعیت نظامی به خود گرفته بود. کمونیست ها و منافقین به هر کسی که در شهر می دیدند، تیراندازی می کردند. درگیری میان نیروهای مردمی و منافقین هنگام ظهر به اوج خود رسید و تعداد زیادی از نیروها به شهادت رسیدند.
خیلی از زن ها نیز در کنار مردان در این حماسه نقش آفرینی کردند و یک شهید نیز تقدیم نمودند.
درگیری تا غروب همان روز ادامه داشت و نیروهای مردمی یکی پس از دیگری مراکز حساس شهر را که به تصرف منافقین درآمده بود، پس گرفتند و شهر در کنترل کامل ملت قرار گرفت.
در این واقعه 40 نفر از مردم شریف آمل نیز به شهادت رسیدند؛ از کمونیست ها نیز 34 نفر کشته و چند تن زخمى و 30 نفر دستگیر شدند و بقیه نیز با ذلت و خواری فرار كردند.
در آن روز حماسي مردم آمل ظرف مدت 10 ساعت چشم فتنه را از كاسه درآوردند و با سركوب كردن منافقين، خاطره به يادماندني از خود به يادگار گذاشتند. در آن روز مردم آمل با اهداي 40 شهيد به انقلاب، توانستند همانند اين آيه كه مي فرمايد «وَ وَعَدنا مُوسَي ثَلاثِينَ لَيلَه وَ اَتمَمنَاهَا بِعَشر.... » (و ما به موسي 30 شب وعده داديم و چون پايان يافت، 10 شب ديگر به آن افزوديم تا آن كه زمان وعده به 40 شب كامل شد ... سوره اعراف آيه 142) كار را تمام كنند.
و تقدير چنين بود كه حتما تعداد شهدا عدد 40 شود، تا اين تجلي اخلاص و شجاعت به اكمال برسد و انقلاب اسلامي را بيمه كند.
و بي جهت نبود كه حضرت امام خميني رحمت الله عليه در وصيتنامه خود با عظمت از مردم آمل ياد كردند و اشاره داشتند كه ما بايد از شهر آمل و مردم آمل تشكر كنيم، ديديد كه مردم آمل چه بر روز آنان آوردند ...
گزيده بيانات امام خميني(ره) درباره حماسه مردم آمل:
شما ملاحظه فرموديد كه اينها در داخل تبليغات زياد مىكردند، به خارج هم كه رفته اند تبليغات زياد مىكنند؛ به اينكه مردم در اختناقاند و خودشان همه مخالفند با جمهورى اسلامى. در صد، شش تا موافق دارد جمهورى اسلامى، يا فوقش 10 تا، ولى سايرين همه موافق منفى و مخالف هستند. و ديدند كه همه آمالشان را به شمال دوخته بودند و بيشتر تبليغات اين بود كه شمال ديگر تقريباً صد درصد مخالف با جمهورى اسلامى هستند. و اينها همه قوايشان را جمع كردند و به آمل آن حمله وحشيانه غافلگيرانه را كردند، به اميد اينكه مردم آمل هم با آنها همدست بشوند و آمل را مركز استان قرار بدهند و بعد مازندران و جاهاى ديگر و رشت و همه جاها را بگيرند و جلو بروند.
اينها به خيال خودشان با دست ملت مىخواستند كه - همان ملتى كه آنها تراشيدند كه مخالفند با جمهورى اسلامى- با اينها بيايند و مركز را هم بگيرند و حكومت را تغيير بدهند و بعد هم هرطورى كه دلشان مىخواهد عمل بكنند، مرتجعين را هم از بين ببرند! وقتى مواجه شدند با مخالفت مردم - مهم مخالفت مردم بود - [شكست خوردند] و ما بايد تشكر كنيم از شهر آمل و آن مردم فداكار كه معالأسف، خوب عدهاى را هم شهيد دادند، لكن خوب اين مطلب را ثابت كردند كه آنجايى كه شما تمام آمالتان به آنجا بود، با شما مخالفند؛ حالا شما مىخواهيد بياييد قم؟ مىخواهيد بياييد تهران، جاهاى ديگر؟
لینک کپی شد
گزارش خطا