کد خبر:۱۷۲۳۶۰
انتخابات اندر حكايات كهن -4
كسي كه توانمندي نمايندگي مجلس ندارد مجبور نيست كانديد شود!
این است داستان کسی که حرفت خویش فرو گذارد و کاری جوید که در آن وجه ارث و طریق اکتساب مجالی ندارد؛ يعني كسي كه توانمندي نمايندگي مجلس ندارد كسي مجبورش نكرده كانديد شود!
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ آورده اند که زاغی کبکی را دید که می رفت، خرامیدن او در چشم او خوش آمد و از تناسب حرکات و چستی اطراف او آرزو برد، چه طباع را به ابواب محاسن التفاتی تمام باشد و هر آینه آن را جویان باشند.
در جمله خواست که آن را بیاموزد، یک چندی کوشید و بر اثر کبک پویید ، آن را نیاموخت و رفتار خویش فراموش کرد چنانکه هیچ تاویل بدان رجوع ممکن نگشت.
جاهلتر خلایق اوست که خویشتن در کاری اندازد و ملایم پیشه و موافق نسب او نباشد . و این باب به حزم و احتیاط ملوک متعلق است و هر والی که او را به ضبط ممالک و ترفیه رعایا و تربیت دوستان و قمع خصمان میلی باشد درین معانی تحفص و تیقظ لازم شمرد و نگذارد که نااهل بدگهر خویشتن را در وزان احرار آرد و با کسانی که کفائت ایشان ندارد خود را هم تگ و هم عنان سازد، چه اصطناع بندگان و نگاهداشت مراتب در کارهای ملک و قوانین سیاست اصلی معتبر است، و میان پادشاهی و دهقانی به رعایت ناموس فرق توان کرد.
اگر تفاوت منزلت ها از میان برخیزد و اراذل مردمان بر موازنه اوساط آیند، و اوساط در مقابله اکابر، حسمت ملک و هیبت جهانداری به جانی ماند و خلل و اضطراب آن بسیار باشد و غایلت و تبعت آن فراوان و ماثر ملوک و اعیان روزگار بر بسته گردانیدن این طریق مقصور بوده است زیرا که به استمرار این رسم جهانیان متحیر گردند و ارباب حرفت در معرض اصحاب صناعت آیند و اصحاب صناعت کار ارباب حرفت نتوانند کرد.
لابد مضرت آن شایع گردد و اسباب معیشت خواص و عوام مردمان بر اطلاق خلل پذیرد و نسبت این معانی به اهمال سایس روزگار افتد و اثر آن به مدت ظاهر گردد.
این است داستان کسی که حرفت خویش فرو گذارد و کاری جوید که در آن وجه ارث و طریق اکتساب مجالی ندارد و خردمند باید که این ابواب از جهت تفهم برخواند نه برای تف که، تا از فواید آن انتفاع تواند گرفت و اخلاق و عادات خویش از عیب غفلت و وسمت مصون دارد والله ولی التوفیق.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰