کد خبر:۱۸۱۷۱۸
به مناسبت روز بزرگداشت سعدی
سخن گفتن امروز خود را از زبان سعدی آموختهایم
هنوز هم بعد از گذشت قرن ها معلوم نیست که ما به زبان سعدی سخن می گوییم یا سعدی به زبان ما کلام سعدی به قدری اعجاب انگیز است که نمی توان گفت که سعدی از ما سخن گفتن را آموخته است بلکه...
گروه فرهنگی «خبرگزاری دانشجو»- فهیمه عسکرپور از کرمان؛ اول اردیبهشت روزی است که در این چند سال اخیر نام او زینت بخش تقویم های ما شده است، چند بزرگداشت و همایش در گوشه و کنار کشور و البته فقط در دانشگاه ها برگزار می شود و توده مردم هنوز از برگزاری بزرگداشت ها بی بهره اند و این نکته ای است که هنوز هم به درستی سر و سامان نیافته است.
آری این روز را به نام بزرگداشت سعدی نامی که قرن هاست شکوه فرهنگ، ادب و هنر ایرانی را فریاد می زند و جهانیان نام او را به عظمت یاد می کنند و می ستایند گلستان و بوستان او چونان شاهنامه، چه در گذشته و چه امروز نقل مکتب خانه ها و مدارس بوده و هست.
سعدی تخلص و شهرت «مشرف الدین»، مشهور به «شیخ سعدی»، «شیخ شیراز» است ولادت سعدی در سالهای اول سده هفتم هجری حدودا در سال 606 ه.ق در شهر شیراز می باشد شاعر و نویسندهٔ پارسیگوی ایرانی است مقامش نزد اهل ادب تا بدانجاست که به وی لقب استاد سخن دادهاند.
سال وفات او را بعضی 691 ه. ق ذكر كرده اند و گروهی معتقدند كه او در سال 690 ه. ق وفات یافته كه مقبره او در باغی كه محل آن نزدیك به سرچشمه نهر ركن آباد شیراز است قرار دارد.
سعدی پس از تحصیل مقدمات علوم از شیراز به بغداد رفت و در مدرسه نظامیه به تکمیل دانش خود پرداخت.
او در نظامیه بغداد که مهمترین مرکز علم و دانش آن زمان به حاسب می آید در درس استادان معروفی چون سهروردی شرکت کرد.
سعدی پس از این دوره به حجاز، شام و سوریه رفت و در آخر راهی سفر حج شد.
او در شهرهای شام (سوریه امروزی) به سخنرانی هم می پرداخت ولی در همین حال، بر اثر این سفرها به تجربه و دانش خود نیز می افزود.
سعدی در روزگار سلطنت "اتابک ابوبکر بن سعد" به شیراز بازگشت و در همین ایام دو اثر جاودان بوستان و گلستان را آفرید و به نام «اتابک» و پسرش سعد بن ابوبکر کرد. برخی معتقدند که او لقب سعدی را نیز از همین نام "سعد بن ابوبکر" گرفته است.پس از از بین رفتن حکومت سلغریان، سعدی بار دیگر از شیراز خارج شد و به بغداد و حجاز رفت.
در بازگشت به شیراز، با آن که مورد احترام و تکریم بزرگان فارس بود، بنابر مشهور به خلوت پناه برد و مشغول ریاضت شد.
آثار معروفش کتاب گلستان در نثر و بوستان در بحر متقارب و نیز غزلیات وی است.
اما کمی در مورد سعدی با نگاه به یادداشت محمد علی فروغی در اول اردیبهشت ماه 1316 شمسی در ابتدای گلستان :
گلستان زیباترین کتاب نثر فارسی است و در زمانی که اطناب و طولانی نوشتن رواج داشت و هنر شمرده می شد گلستان در ایجاز، گاهی به حد اعجاز می رسد سعدی در گلستان به تشریح احوال زاهد و عابد ریایی ، قاضی فاسد و صوفی دنیا دار می پردازد و پوچی عبادت و ریاضت ِ نه از روی صدق و صفا را با آوردن داستانهایی که همه تازه هستند و پیش از او در کتاب ها نبوده اند، نشان می دهد.
سعدی متدین و مذهبی، بلکه متعصب است اما تعصب و تدین را هیچ گاه دست آویز آزار مخالفان دین و مذهب خود، نمی سازد و جفا کاری با ایشان روا نمی دارد او به راستی انسان دوست و انسان پرست است.
هیچکس عالم عشق را نه مانند سعدی درک کرده و نه به بیان آورده است. عشق او از مخلوق آغاز می کند اما سرانجام به خالق می رسد.
هنوز هم بعد از گذشت قرن ها معلوم نیست که ما به زبان سعدی سخن می گوییم یا سعدی به زبان ما کلام سعدی به قدری اعجاب انگیز است که نمی توان گفت که سعدی از ما سخن گفتن را آموخته است بلکه باید بگویم که سخن گفت امروز خود را از زبان سعدی آموخته ایم.
سعدی استاد مسلم سخن در زبان فارسی، نثر سعدی نثری مسجع است پس او سخندانی سجعگوست اما هرچند پیش از او خواجه عبدالله انصاری سجع را در نثرش بهکار گرفته اما فصاحت و بلاغت سعدی در سجع بیهمتاست.
سعدی عاشقپیشهای است که شعر میگوید و عشق در شعر او تجلی یافته است و هرگاه که به غزل روی آورده، کلامش بوی عشق داده؛ چراکه به خوبی عشق را تجربه کرده است.
هر شاعر غزلسرایی، قصیدهسرا نیست اما سعدی اینگونه بوده و غزلسرایی قصیدهسرا بوده است اما قصاید او تفاوتهای شایانی با قصاید دیگر شاعران دارد. سعدی در ضمن قصیدهسرایی شخصی را مدح نکرده و بلعکس ممدوح خود را نصیحت کرده و پند و اندرز داده است.
آری سعدی غزلسرایی مجرب، عاشقپیشه، قصیدهسرایی که ممدوح را پند میدهد و سخندانی سجعگوست. پس سعدی مصداق حقیقی «آنچه خوبان همه دارند تو یکجا داری» است؛ این چهار ویژگی برجسته را در هر شاعری نمیتوان یکجا دید.
فرم شعرهای او مطابق نیت مخاطبان اوست سعدی نیز مخاطبشناس و مخاطبیاب است مخاطبانش کلامش را درک میکنند و ما سخن گفتن امروز خود را از زبان سعدی آموختهایم.
از دیگر سوی ویژگی موسیقایی سعدی در مجموع برپایه عروض قدیم است. نباید توقع داشته باشیم او مطابق با نیت و نظر زبانشناسان امروز سخن گفته باشد؛ هرچند در عروض توانایی بالایی دارد، اما تنوع عروضیاش به پای تنوع عروضی مولانا در «دیوان شمس» و یا آثار بیدل نمیرسد البته کاملا نمایان است که شعر سعدی بر موسیقی استوار است اما همچون آثار مولانا و بیدل تنوع موسیقایی ندارد؛ به هر حال سعدی توانسته در موسیقی الفاظش به طبیعت کلام نزدیک شود.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰