حضور دولت در میان مردم، فرصتی برای زنده شدن بذر امید
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۸۶۰۵۰
حاشیه‌های یک حضور؛

حضور دولت در میان مردم، فرصتی برای زنده شدن بذر امید

هیچ کس نمی دانست دقیقا رئیس جمهور کی می آید اما او گویا طعم گس انتظار را چشیده بود و منتظر در گوشه ای نشسته بود....  
به گزارش خبرنگار «خبرگزاری دانشجو» از مشهد، شنیده بود رئیس جمهور می آید، حضورش برایم تعجب برانگیز بود، چون با اینکه چندین روز بود که در جشنواره خدمت حضور داشتم، خبر دقیقی از حضور رئیس جمهور نداشتم.
 
طبیعی بود که برنامه های رئیس جمهور به دلیل مشغله و حتی مباحث امنیتی تغییر می کرد یا در واقع اصلا اعلام نمی شد.

نامه در دستش نشان می داد برای چه نشسته است، به نامه هایش اشاره می کنم و می پرسم منتظر کسی هستی؟ انتظار دارم بگوید منتظر فلان وزیر یا فلان مدیرکل است.
 
جواب می دهد که منتظر رئیس جمهور است، با تعجب دوباره می پرسم رئیس جمهور؟ مگر قرار است رئیس جمور بیاید؟
 
می گوید از مردم شنیده ام که قرار است رئیس جمهور بیاید.
 
با امید حرف می زد، از او خواستم که توضیح بیشتری بدهد چگونه مطمئن شدی که رئیس جمهور قطعا امروز و این ساعت می آید.

این دختر دانش آموز دبیرستانی  که اصرار داشت نامش برده نشود، گفت: دفعه اول است که می خواهم نامه بدهم، از روز اولی که رئیس جمهور به مشهد آمد و در حرم امام رضا(ع) صحبت کرد دنبال رئیس جمهور بودم.

وی ادامه داد: روز پنجشنبه در حرم به من اجازه ندادند پیش رئیس جمهور بروم، جمعه هم به جشنواره آمدم شاید بتوانم نامه ام را به رئیس جمهور بدهم.

این دختر دبیرستانی که مدرسه نرفته بود تا شاید بتواند رئیس جمهور را ببیند در پاسخ به این سوال که چرا نامه ات را به مرکز ارتباط مردمی نهاد ریاست جمهوری نمی دهی، تصریح کرد: می خوام به خود رئیس جمهور بدهم تا مطمئن شوم که به دستش می رسد، اگر به ستاد مردمی بدهم شاید به دست ایشان نرسد.

وی که قبل از این گفت وگو با شماره 111 تماس گرفته بود افزود: با شماره 111 تماس گرفتم اما من را به کمیته امداد راهنمایی کردند.

این دختر دبیرستانی به طور کوتاه در خصوص مشکلش گفت: پدر ومادرم از هم جدا شده اند و می خواهم از رئیس جمهور خواهش کنم در مسائل مالی کمکم کند تا شاید پدر ومادرم دوباره باهم زندگی کنند.

وی افزود: دیشب مادربزرگم با من تماس گرفت و گفت که از تلویزیون اعلام کرده اند که رئیس جمهور امروز برای بازدید نمایشگاه می آید و اگر هرچقدر هم طول بکشد صبر می کنم.

از او پرسیدم چقدر امید داری که مشکلت با این نامه حل بشود که این دختر نوجوان پاسخ داد: این دفعه با دفعات قبل فرق می کند، رئیس جمهور قول داده اند که رسیدگی کنند.

با او قرار می گذارم اگر امروز رئیس جمهور را دیدی دوباره با هم صحبت کنیم، لبخندی می زند و دعا می کند که این اتفاق  بیافتد.
 
نمی دانم دوباره این دختر را می بینم یا نه اما هر چه بود بذر امید در دلش زنده بود هرچند در نوجوانی طعم تلخ طلاق را چشیده بود.
پربازدیدترین آخرین اخبار