کد خبر:۱۸۹۹۰۰
پناهيان در جمع معتكفين دانشگاه تهران:
كساني كه ولايت علي را قبول دارند اما ولايتفقيه را نه؛ دروغگو، بي شعور و احمق هستند/برخي اساتيد دانشگاه تهران دموكراسي غربي تدريس مي كنند/مسئولاني كه خود را فداي ولايت نميكنند بايد بميرند
مسئولان سياسي ما كه خودشان را فداي ولايت نميكنند بايد بميرند؛ علي (ع) آنچنان خودش را فداي رسولالله كرد كه هيچ رفيقي براي خودش ...
به گزارش خبرنگار فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»، امروز قبل از اذان ظهر، حجتالاسلام پناهيان در جمع معتكفين در مسجد دانشگاه تهران، براي آنها از حضرت امير گفت و ولايتي كه بايد در امتداد حضرت امير در نظام جمهوري اسلامي ايران وجود داشته باشد.
متن صحبتهاي حجتالسلام پناهيان به اين شرح است:
ميلاد اميرالمومنين در خانه كعبه يك معجزه بيسابقه الهي است خدا به اين سادگي دست به معجزه نميزند خداوند متعال در اموري كه در سنن الهي اداره ميكند حكمتهاي عميقي نهفته است چگونه ميشود اين معجزه الهي و تولد اميرالمومنين در خانه كعبه بيحكمت باشد اعجاز شكافته شدن خانه كعبه و ميلاد اميرالمومنين بسيار عميقتر از آن است كه محدود به زمان و حيات اميرالمومنين باشد.
تمام مسلمين در تمام طول تاريخ بايد بدانند چرا مادر اميرالمومنين فاطمه بنت اسد سه روز مهمان خانه خدا شد و در لحظه زايمان خانه خدا شكافته شد؛ چطور ميشود ابعاد عرفاني چنين اعجازي اندك باشد.
از طرف ديگر سوال دومي كه مطرح است اين است كه چنين شخصيت اسلامي در تاريخ حيات بشريت قبل از بعثت متولد شده است در واقع اين اعجاز ربطي به ظهور اسلام ندارد و به دليل شخصيت خاص خود اميرالمومنين است چرا كه پيامبر به عنوان رسول پروردگار دستور نداده بودند كه به عنوان مثال ولادت اميرالمومنين به اين شكل خاص رخ بدهد.
هدفم از بيان اين مسائل اشاره به شخصيت خاص و ولايت اميرالمومنين بود چرا كه در روز قيامت و در صحراي محشر همه ائمه و همه انبياء به دست اميرالمومنين كه خليفه رسول خداست وارد بهشت خواهند شد.
شخصيت اميرالمومنين بالاتر از امت اسلام است سوالي كه مطرح است اين است چرا شخصيتي با اين عظمت بايد صرف امر ولايت شود و فدايي مفهوم و مصداق امامت باشد آيا امامت اين قدر مهم است كه خانه كعبه براي اميرالمومنين شكافته شود و اسوه ولايت قرار بگيرد.
امامت را امت اسلام درست نشناختند، رازهاي ولايت را هم نشناختند و به همين دليل خداوند اين قدر براي جا انداختن مفهوم ولايت هزينه ميكند و اميرالمومنين را فداي اين مفهوم ميكند.
فاطمه زهرا اولين شيعه فدايي مفهوم ولايت است و جانش را فداي اميرالمومنين و امامت ميكند.
نكتهاي كه بايد بدان توجه شود اين است كه زبان خداوند در آخرالزمان زبان اشاره است اگر كسي بخواهد مفهوم ولايت را خداوند به او مستقيم عطا كند بايد طعم جهنم و طعم آخرت را بچشد چرا كه بارها در روايت آمده است انبياء گذشته براي تسريح مبعوث شدند اما آخرين پيامبر براي تعريض و اشاره مبعوث شد يعني اينكه خداوند با مردم آخرالزمان با نشانه و اشاره صحبت ميكند و اين مردم خودشان بايد به درك و فهم تشخيص مفاهيم رسيده باشند.
اگر قرآن را نگاه كنيم در آن نامي از اميرالمومنين نيامده در حالي كه خود اميرالمومنين ميگويد من بزرگترين نشانه الهي هستم اين يعني اينكه مردم بايد بفهمند قرآن ناطق اميرالمومنين است.
در اين جا خوب است اين مسئله روز را مطرح كنيم كه بعضي آدمها مفهوم ولايتفقيه را در قرآن جستوجو ميكنند اگر خدا ميخواست مفهوم ولايت را در قرآن بياورد نام اميرالمومنين را طرح ميكرد خدا نياز ندارد كه نشان بدهد و الا همه مومن ميشدند خدا نشان نميدهد نشانه ميدهد.
دوباره اين سوال را طرح ميكنم كه چرا اميرالمومنين با اين عظمت بايد صرف ولايت شود آيا ولايت اينقدر مهم است؟
دو روايت از درجات اميرالمومنين برايتان طرح ميكنم:
جابر از پيامبر نقل ميكند كه خداوند هر روز نسبت به اميرالمومنين به ملائكه مباهات ميكند و به ملائكه ميگويد كه من به علي افتخار ميكنم ملائكه به علي ميگويند تو با خدا چه كردهاي كه پروردگار با تو اينچنين رفتار ميكند.
روايت دوم از شان و منزلت علي عليهالسلام اين است كه هنگام مرگ خداوند همانطور كه با علي مهربان است با محب علي هم مهربان خواهد بود.
اين همه عظمت براي علي به خاطر چيست؟ مفهوم ولايت رمز دين است و از رازهاي مگوي دين است به اين سادگي ها قابل درك نيست.
امام صادق(ع) ميفرمايند؛ اين قدر با مردم از ولايت مگوييد دلتان براي برادر و خواهر و اقوامتان براي عدم درك مفهوم ولايت نسوزد رهايشان كنيد چرا كه اگر لايق ولايت نباشند هر چقدر تلاش كنيد نميتوانند اين مفهوم را درك كنند ولي اگر لايق مفهوم ولايت باشند زحمتي براي جا انداختن اين مفهوم نيست.
در واقع امام صادق (ع) ميگويد هر كسي شايستگي درك اين مفهوم را ندارد.
در آغاز خلقت انسان داستاني رخ داده كه اگر كسي بگويد با خلقت انسان بيارتباط است حكمت خدا را زير سوال برده است.
ابليس با 6000 سال عبادت از خدا سرپيچي كرد اميرالمومنين ميگويد معلوم نيست اين 6000 سال عبادت از سالهاي دنيوي بوده يا سال هاي اخروي يعني ببينيد عبادت در برابر مفهوم ولايت از بين رفت؛ ابليس ولايت انسان را و ولايت خدا را بر خودش نپذيرفت و تمام عباداتش از بين رفت و تا آخر عمر گمراه و گمراهكننده شد.
راز معنويت انسان رسيدن به نقطه ولايت است نماز خواندن و فضائل اخلاقي همه مقدمهاي هستند براي رسيدن به مفهوم ولايت، مفهوم ولايت بسيار عميقتر از آن است و خداوند به زبان بيزباني از آن ياد كرده است.
در فضاي عظمت معنوي و مادي مفهوم ولايت بايد به چند نكته اشاره كرد در اين بين براي اينكه هواي نفس من را اسير نكند و براي اينكه به فكر محبوبيتم در بين جامعه نباشم ميخواهم لپ كلام را يك جا مطرح كنم؛ ولايتفقيه جلوهاي از ولايت است كه محل امتحان ولايتپذيري ماست ظهور خيلي نزديك است افرادي كه در جامعه ما ادعا ميكنند ولايت اميرالمومنين را قبول دارند اما ولايتفقيه را نه؛ دروغگو هستند مهربانانهترين قضاوت را راجعبه اين افراد ميكنم و ميگويم اين افراد احمقهايي هستند كه موضوعاتي مانند مردمسالاري را بر ولايتمداري ترجيح ميدهند، بيشعورهايي هستند كه فرايض ديني را به مفهوم ولايت ارجح ميدانند بيشعور را براي اين افراد به كار مي برم چرا كه امام خميني براي مقدسين نفهم لفظهايي مثل مارهاي خوش خط و خال و افعيها را به كار بردند.
تجربه جهاني به ما نشان داده كه همه مفاهيم خوب انساني اعم از احزاب، آزادي رسانه، قانونمداري و همه فضائل انساني فقط با ولايت قابل تحقق است.
تاكيد بر اين مفاهيم بدون ضرورت ولايت احمقانه است اين تصور خيالي مانند حكايت فردي است كه كاسهاي ماست به دست گرفته و در دريا ميريزد به اميد اينكه دوغ خوبي به دست بياورد اين حكايت سادهلوحانه در برخي اساتيد دانشگاهها در حال رخ دادن است امثال اين آدمها دارند در دانشگاه تهران علوم سياسي تدريس ميكنند آقاي استاد چرا چشمت را باز نميكني تو عالم تجربي هستي اين علوم به تو وحي نشده تو چرا به دموكراسي معتقد شدهاي آيا بدون ولايت مردمسالاري قابل تحقق است.
تجربه 30 ساله به ما نشان داده كه بدون ولايت ما از بين خواهيم رفت در يك دانشگاه كه سران اصلاحطلب در حال تدريس هستند خفقاني شكل گرفته كه به نظر من از زمان صدام بدتر است؛ اين اصلاحطلبان داعيهدار آزاديبيان هستند اين اساتيد به نظر من محترم نيستند بلكه ننگ بشريتند ما نبايد براي اينكه كسي از ما خوشش بيايد حق را كنار بگذاريم استاد دانشگاهي كه به دموكراسي غربي معتقد است نه تنها انسان محترمي نيست بلكه استاد محترمي هم نيست.
يك كشور دموكراسي نشان بدهيد كه تحت لابي صهيونيسمها نباشد ما به همان قدرتي كه اين افراد سادهلوحه به ما دروغ ميگويند در برابرشان با منطق سخن خواهيم گفت.
كسي از سران اصلاحات گفته بود بايد در كشور ايران اراده مردم تحقق پيدا كند كسي نيست به آنها بگويد كه آخر مردم جز از طريق ولايت از چه طريقي ارادهشان تحقق پيدا خواهد كرد اين حرف تو عين حرف راديوهاي بيگانه است بر اساس چه تئوري مردم بر سرنوشت خودشان حاكم ميشود آيا جز از طريق ولايت كسي نيست به شما بگويد كه چون صد آمد نود هم پيش ماست اگر مردم ولايت را بپذيرند به همه پيشرفتها دست پيدا خواهند كرد.
اگر روز ولادت حضرت علي براي شما سخنراني نميكردم و در روز ديگري حرف ميزدم از گل و بلبل ميگفتيم و از كنار اراذل و اوباش فكري گذر ميكردم برويد در تاريخ اسلام ببينيد اميرالمومنين در فضاي دفاع از حضرت رسول و ولايت ايشان چطور دفاع ميكردند كه باعث گلايه مردم شده بود حضرت علي چنان از ولايت دفاع ميكرد كه رفيقي براي خودش باقي نگذاشته بود.
مسئولان سياسي ما كه در فضاي اجتماعي خودشان را فداي ولايت نميكنند بايد بميرند سياست يعني علي آنچنان كه خودش را فداي رسولالله كرد كه هيچ رفيقي براي خودش باقي نماند و تنها ماند.
چرا امام زمان ظهور نميكند سوال جواب اين است به خاطر مسئولين سياسي جمهوري اسلامي ايران؛ چرا مسئولين سياسي ما جز 313 نفر ياران امام زمان نيستند اين ميزان خوب بودن كافي نيست مسئولين ما كجا كم گذاشتهاند آيا دزدي ميكنند، خيانت ميكنند، نماز شب نميخوانند نه در ارتباط با موضوع ولايت آنچنان كه بايد عمل كنند كمكاري ميكنند.
ديروز رهبري اشاره كردند وقتي ملت ايران به اوج خودش برسد دشمني ها پايان خواهد يافت يعني فشارهاي اقتصادي به خاطر اين است كه ما هنوز به اوج نرسيدهايم ما چطور به اوج خواهيم رسيد آيا با دموكراسي به اوج ميرسيم نه مفهوم ولايت و رهبري است كه ما را به اوج ميرساند دشمن اعتراف كرده كه مشكل اصلي ما در ايران رهبري است چرا كه اگر وليفقيه نبود بقيه مسئولين خرد ميشدند.
ما اگر علوي هستيم اگر ميخواهيم علوي باشيم ذرهاي نبايد براي دفاع از ولايت براي خودمان آبرو باقي بگذاريم؛ تندرو بودن به معناي دفاع از حقيقت مفهومي است كه برخي جريانهاي سياسي در فضاي جامعه دارند سمپاشي ميكنند حقيقت يعني آبروي خود را فداي وليفقيه كردن يعني اينكه مسئولين ما بايد جز 313 نفر باشند.
چرا علي با اين همه فضليت صرف ولايت ميشود چون ولايت تنها عامل نجات است امام زمان زماني ظهور ميكنند كه بشريت آنقدر در ظلم دست و پا بزند تا بفهمد تمام مشكلاتش فقط با ولايت حل خواهد شد.
دشمنان انقلابهاي مختلف جهان چرا توانستند در برابر جريانات غلبه كنند به خاطر نبود ولايت، ايران چرا توانست به عنوان يك نهضت جهاني انقلابي برپا كند فقط به خاطرداشتن مفهوم ولايت كه در امام خميني تجلي داشت.
من به شما قول ميدهم اشكي كه براي غربت ولايت در اعتكاف بريزيد قيمتيتر از همه اشكهاست حواله اين حرف من به قيامت چرا كه امكان گفتن برخي حقايق نيست چرا سه امام اول به امر ولايت پرداختند و سه امام بعد ما به تربيت مشغول شدند چون در اسلام ولايت و سياست به تربيت ارجح است آيا عبادت مهمتر است يا ولايت ولايت چرا كه ابليس با 6 هزار سال عبادت از ولايت منحرف شد.
آيا ولايت كسي بدون امتحان پس دادن در برابر ولايتپذيري ولايتفقيه پذيرفته خواهد شد نه ولايت امر نسيه نيست علماي بزرگ ما كه در شيعهگري هيچ كم نداشتند به خاطر اينكه فقط نايب امام زمان را نپذيرفتند مورد لعن حضرت مهدي قرار گرفتند.
اسلام همهاش سياست است و سياست همهاش ولايت ميخواهم به اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي و آموزش عالي و بقيه مسئولين بگويم اگر دانشگاه تئوري دانشگاه را خوب تدوين نكند دانشگاه نيست دانشسرا نيست بلكه جهلسراست.
اينقدر مدرك علمي به هم تعارف نكنيد ما در حوزههاي علميه هم آدمهايي داريم كه نسبت به مفهوم ولايت جاهلند روايت است كه ريشه فتنه در آخر زمان در خانههاي علما بوجود ميآيد هيچ كسي از امتحان ولايت در آخر الزمان مصون نيست من شيعه مسئوليت تشخيص عالم خوب و عالم بد را دارم مگر نبود دانشجوي 23 سالهاي كه زماني كه به يك روحاني آيتالله گفتند اعتراض كرد و گفت اين آقا حجتالاسلام هم نيست بعد از درگيري آن آقاي روحاني و قهرش با امام خميني بر سر دستگيري فرزندش مشخص شد كه اين دانشجوي انقلابي درست مي گفته است.
روايت است كه در آخرالزمان تمام تكيههاي فكري از بين ميرود و هر كسي بايد خودش در آخرالزمان راه خودش را انتخاب كند.
براي اهميت ولايت معنوي داستاني برايتان طرح ميكنم:
حضرت عيسي با هواريون 40 روز به عبادت پرداختند و بعد قرباني كردند و قبول شدن اين قرباني نشانههايي داشت قرباني يكي از هواريون مورد قبول خدا قرار نگرفت وقتي حضرت عيسي دليل آن را از خدا جويا شد خداوند گفت اي عيسي اين بنده نسبت به ولايت تو در ترديد است يار مسيح پذيرفت و گفت من نسبت به ولايت تو در دلم ترديد دارم بعد از اينكه ترديدش برطرف شد دوباره چله نشيني كرد و عبادتش مورد قبول قرار گرفت.
چرا ولايت اين قدر نقش دارد كه عبادت بدون آن قبول نميشود ولايت در معنويت نقش مركزي دارد درباره حقيقت عبادت تفكر كنيد ببينيد آيا به حضرت علي ميرسيد يا نه وقتي خدا را عبادت ميكنيد يعني غيرخدا را نفي ميكنيد.
مشكل ما لاالله است نه الهالله اولي مقدم است به دومي وقتي ميگويند تو خود حجاب خودي حافظ از ميان برخيز يعني بايد نفي غير كرد و از همه اقيار بدتر خود انسان است مشكل ما انكار غيرخداست و بزرگترين غيرخدا خودمان هستيم به دليل هواي نفس ما در كنار خدا در نفسمان خدايي از خودمان ساختهايم مشكل ما در رسيدن به حقيقت عبوديت نفي خود است چرا از گناه استغفار ميكنيم چون گناه مصداق خودخواهي است.
مهمترين شكل براي از بين رفتن نفسانيت و به دور انداختن خود پذيرفتن برتري كسي است كه خدا به او بر ما برتري داده است درجه پذيرش هم متفاوت است يعني در عبادت بايد غيرخدا را از دلت خارج كني كه آن غيرخدا خودت هستي تو وقتي ميتواني خودت را از دلت خارج كني كه ولايت كسي كه خدا به او برتري داده است را بپذيري ريشه نپذيرفتن ولايت حسادت است 99 درصد افرادي كه بيماري حسادت دارند اين خصلت را انكار ميكنند.
دست حضرت علي و وليفقيه نيست كه خداوند جايگاهشان را محل امتحان من و شما قرار داده است برويد سوره مومنون را بخوانيد خدا خودش ميخواهد بندهاش را با مفهوم ولايت امتحان كند خيلي افراد با عبادت از خودشان جدا نميشوند بلكه بيشتر به خودشان پيوستهاند.
ابليس 6000 سال عبادتش مغرورش كرد و گفت من از آتشم و انسان از خاك در روايت است كه بعضي موقعها خدا به بندگان ميگويند تو براي من سجده كردي اين دروغ است چرا كه قرار بود تو فقط براي من سجده كني بعضي مواقع حال دعا و حال نماز فتنهاي است از شيطان.
داستاني است كه يك شب كميل صداي دعايي در نيمه سحر با حال خاصي شنيد حضرت امير دستش را گرفت و گفت كميل اينجا نايست بعدا معلوم شد كه آن فردي كه با آن حال دعا ميخوانده يكي از خوارج بود ابليس كمك ميكند حال عبادت بيشتر شود.
چرا خدا به علي اينقدر عظمت داد خدا خواست ولايتپذيري را براي ما آسان كند علي از اول از من و تو جلوتر بود خدا ميداند رسالتش را به چه كسي بدهد امام وقتي امام شد باطني داشت كه ما نميدانستيم مقام معظم رهبري هم همينطور خدا ميداند خداوند كسي را كه سرنوشت امتي به دست او است حمايت ميكند.
نكتهاي در پايان ميگويم و آن هم اين كه به نظر شما قدمگاه ارزش بيشتري دارد يا نظرگاه به نظر من نظرگاه رهبري جايگاهي است كه امام زمان بيشترين نگاه را به ايشان دارند چشم اميد مهدي فاطمه آنجاست شما امروز رزمندههايي هستيد كه بدون اينكه مانند شهدا كه در زمان امام خميني عاشقي را در فضاي ولايت به مردم ياد دادند وظيفه داريد.
امام زمان براي پاسخ به نياز معنوي برطرف كردن سختيها و ظلمها ظهورش تعجيل نميشود ايشان زماني خواهد آمد كه ما مفهوم ولايت را بپذيريم.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰