شادمیلرزان؛ روستای کوچکی كه شبیه یک استان شد
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۹۱۵۹۰

شادمیلرزان؛ روستای کوچکی كه شبیه یک استان شد

با 40 نفر از دانشجویان جهادی دانشگاه‌های گیلان به منطقه خطبه سرای بخش لیسار شهرستان تالش رفتیم، روستای هدفمان شادمیلرزان، محروم‌ترین و پرجمعیت‌ترین روستای آن منطقه بود به همین خاطر...
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»- فاطمه نژادي، شادمیلرزان روستایی کوهستانی با 70 خانوار بود و کل روستا فقط 3 سرویس بهداشتی داشت و تمام اهالی روستا باید از همین 3 تا سرویس استفاده می کردند.
 
یك لوله آب وسط روستا بود که آروم آروم ازش آب سرازیر می شد و همون آب محدود باید صرف همه کارهای روزمره تمام 70 خانوار روستا می شد، آب آشامیدنی، پخت و پز، شست و شو، نظافت، کشاورزی، دامپروری و ... چیزی به اسم حمام تا حالا به گوش بچه های روستا نرسیده بود.
 
دردناک تر از همه این بود که بچه های اونجا تا بحال تلویزیون ندیده بودند. بعد از گذشت سی سال از انقلاب اسلامی روستایی با این جمعیت برق نداشت. ساعت 6 عصر که می شد بدون فانوس نمی توانستی حتی جلوی پای خودت را ببینی. همه جا تاریک تاریک می شد. همه بایستی کارهای خود را تا قبل از ساعت 6 انجام می دادند و گرنه می ماند براي روز بعد.
 
شرایط زندگی خیلی سخت بود و برای ما که قرار بود 10 روز آنجا باشیم سخت تر. خدا را شکر بچه ها خیلی سریع خودشان را با مردم روستا و مشکلات آن عجین کردند و به همه شرایط روستا عادت.
 
روزهای عجیبی را گذراندیم. هر روز علاوه بر کلاس های آموزشی شادمیلرزان، به یکی از روستاهای اطراف هم می رفتیم؛ لواچال، میناچال، انبوه، کوهستان، تمشه لانه و ... روستاهای کوهستانی محروم خطبه سرا بودند که به خاطر وضعیت جاده های اونجا باید با نیسان رفت و آمد می کردیم.
 
جورکردن ماشین یکی دیگر از مشکلات ما بود. یک شب که قرار بود از روستایی به خود شادمیلرزان برگردیم ماشین پیدا نکردیم و اصلا شرایط ماندن در روستا وجود نداشت همه 40 نفر دانشجویان جهادی سوار نیسان شدیم تو مسیر راه در سربالایی خیلی خطرناک ماشین در حال سقوط بود که از همان امدادهای غیبی که همیشه به داد جهادگران می رسد ما را از مرگ حتمی نجات داد.(والله خیرالحافظین)
 
وقایع عجیبی در چند روز اقامت مان در شادمیلرزان اتفاق می افتاد که فرصت بیانش نیست. آخرین روز فعالیت جهادی مان قرار شد از تمام مسئولان شهرستانی و چند مسئول مهم استانی دعوت کنیم و از مشکلات عدیده مردم روستا و به خصوص شادمیلرزان بگويیم.
 
روز اختتامیه رسید و برق مردم روستا که قرار بود هفته دولت که چند ماه آینده بود افتتاح شود با اصرار بچه های جهادی همان روز وصل شد.جمع کثیری از مسئولان با تبلیغات گسترده سازمان بسیج دانشجویی با اتومبیل های آخرین سیستم خود که آرزوی ما دیدن یک از آنها در چند روز استقرار ما در آن روستا بود؛ ساعت 2 بعد از ظهر خودشان رو به شادمیلرزان رساندن.
 
کاش تصویری از استقبال و مهمان نوازی مردم روستا از مسئولان را داشتیم و می توانستیم ضمیمه این نوشته کنیم. اما ما جهادی ها کم نگذاشتیم خوب حسابشان را گذاشتیم کف دستشان، همه متعجب شده بودند از گزارشات ما و به شدت عصبانی از انتقاد های صریح و آشکار ما دانشجویان جهادی.
 
خلاصه بعد از اتمام فعالیت 10 روزه ما و پیگیری های مجدانه در چند ماه بعد برق وصل شد، جاده درست شد، آب لوله کشی به تمام خانه ها رسید، هرکدام از خانواده ها سرویس بهداشتی و حمام درست کردند، خانه هايشان را  تعمیر کردند، تلویزیون، یخچال و ... خریدند و به قول بايرامي، مسئول وقت بسیج دانشجویی گیلان، شادمیلرزان که یک روستای کوچک کوهستانی بود شبیه یک استان شد و همه این حسنات به برکت حضور دانشجویان جهادی، صبر و استقامت و مطالبه گری آنها با وجود قلب های پاک عاری از گناه و عنایت پروردگار و امام زمان(عج) بود.
پربازدیدترین آخرین اخبار