کد خبر:۱۹۲۲۱۵
صحیفه سجادیه؛ سلاح امام زین العابدین(ع) در دوران خفقان
در مواقعی که جامعه دچار انحراف شده و روحیه رفاهطلبى و دنیازدگى بر آن غلبه يافته و فساد سیاسى، اخلاقى و اجتماعى آن را در محاصره قرار داده بود، امام سجاد (ع) توانست از دعا براى بیان بخشى از عقاید خود استفاده کرده و ...
گروه دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»؛ در مواقعی که جامعه دچار انحراف شده و روحیه رفاهطلبى و دنیازدگى بر آن غلبه يافته و فساد سیاسى، اخلاقى و اجتماعى آن را در محاصره قرار داده بود و از نظر سیاسى هیچ روزنهاى براى تنفس وجود نداشت، امام سجاد (ع) توانست از دعا براى بیان بخشى از عقاید خود استفاده کرده و بار دیگر براى توجه به معرفت و عبادت و بندگى خداوند، تحرکى در جامعه ایجاد کند.
گرچه ظاهراً مقصود اصلى در دعاهاي صحيفه سجاديه، همان معرفت و عبادت است، اما با توجه به تعابیرى که وجود دارد، مىتوان گفت که مردم مىتوانستند از لا به لاى این تعبیرات، با مفاهیم سیاسى مورد نظر امام سجاد (ع) آشنا شوند.
صحیفه سجادیه مشهور که 54 دعا را دربردارد، تنها بخشى از دعاهاى امام سجاد (ع) مي باشد و نشان مي دهد که اين صحيفه ارزشمند در جامعه آن روز نفوذ کرده است. در میان ائمه شیعه، امام سجاد (ع) بیشتر از همه به ارائه این گونه دعاها شهرت دارد.
در میان دعاها، تعبیرى وجود دارد که اغلب تکرار شده و کمتر دعایى است که از این تعبیر خالى باشد؛ این تعبیر، «صلوات بر محمد و آل محمد» است و اساساً یکى از علائم دعاهاى درست همین است؛ زمانى که حتى قرار دادن نام على بر فرزندان تقبیح مىشد و افراد بدین دلیل مورد تهدید قرار مىگرفتند، به کار گرفتن این تعبیر ارزش خود را بخوبى نشان مىدهد.
یکى از مضامین مهم سیاسى-دینى صحیفه، طرح مسئله امامت است؛ مفهوم امامت به صورت یک مفهوم شیعى، علاوه بر جنبه احقیت براى خلافت و رهبرى، جنبههاى الهى عصمت و بهرهگیرى از علوم انبیا و مخصوصاً پیامبر اکرم(ص) را در حدى والا نشان مىدهد.
در اینجا چند نمونه از مناجات های امام زین العابدین که تضرع و زاری ایشان در مقابل معبود بی همتا را نشان می هد نقل مىکنیم.
بارالها! سپاس تو را بر پرده پوشیت پس از علمت و بر عافیت دادنت بعد از آگاهیات؛ چرا که هر یک از ما کارهای عیبدار کردهایم و تو آن را علنی نساختهای و مرتکب زشتی شدهایم و تو رسوا نساختهای و در خفا کارهای بد کردهایم و تو کسی را بر آن دلالت ننمودهای، چه بسا نکوهیده که ما مرتکب شدهایم و چه بسیار فرمان که ما را بر آن مطلع فرمودی و ما از آن تخطی کردیم و بسا زشتیها که اندوختیم و بسا خطاها که دست به ارتکاب آن زدیم که تو خود از آن اطلاع داشتهای، صرفنظر از بینندگان دیگر؛ و تو از هر کس دیگری بر افشای آن تواناتر بودی، عافیت تو در جلوی چشمان ایشان پردهوار فروافتاد و چون سدی جلوی گوشهایشان را گرفت.
پروردگارا! از ستمرسیدهای که در پیش من مورد ستم قرار گرفته و به یاری او برنخاستهام و از احسانی که درباره من انجام یافته و شکرانهاش را بجای نیاوردهام و از آدم بدکاری که از من پوزش خواسته و من پوزش وی را نپذیرفتهام و از مستمندی که به من روی سؤال آورده و به او ایثار نکردهام و از حق حقداری که بر عهده من بوده و آن را نپرداختهام و از عیب مؤمنی که بر من آشکار شده و آن را پردهپوشی نکردهام و از هر گناهی که مرا پیش آمده و از آن خود را به دور نداشتهام، به سوی تو پوزش میطلبم.
خداوندا! تو در هر زمان امامى را پرچم براى بندگانت و چراغ راهنما در روى زمینت قرار دادى، پس از آن که رابطه مستقیم میان خودت و او برقرار فرموده و او را وسیله رسیدن به رضاى خود نمودى و فرمانبردارى از او را واجب و از نافرمانى او بر حذر داشته و بر امتثال اوامر او دستور داده و از ارتکاب به نهى او منع کردى و دینت را تایید فرمودى؛ امامى که به هیچ یک از بندگانت حق تقدم بر او و جدا شدن از وى را ندادى، امامى که تو محل امنى براى آنان که روى به سوى تو مىآورند و ایمان محکمى براى آنان که چنگ به ذیل عنایت و هدایت تو مىزنند و افتخار جهانیان و پناهگاه مؤمنیناش قرار دادى.
بارالها! درود بر محمد و خاندان وی و مرا از ریختوپاش بیجا و زیادهروی بازدار و با دهش و میانهروی تقویت فرما و به من نیکسنجی بیاموز و به لطف خویش از تبذیر نگاهدار و قوت و روزیم را از راه حلال تأمین فرما و انفاقم را به راههای خیر معطوف دار و آن مال را که در من مایه عجب گردد یا منتهی و منجر به سرکشی شود، بازستان.
بارخدایا! چون غمگین شوم ساز و برگ من تویی و چون محروم گردم مایه امیدم تویی و چون مصیبتی به من در رسد به درگاه تو زاری میکنم و هر چه را از کف دهم، تویی که آن را جبران میکنی و هر چه تباه شود توأش به اصلاح میآوری و هر چه تو را ناخوش افتد تویی که آن را دگرگون توانی کرد، پس ای خدا، پیش از روی آوردن بلا، نعمت عافیتم بخش و پیش از طلب، توانگری نصیبم فرمای و پیش از آن که گمراه شوم طریق هدایتم نمای؛ رنج عیبجویی بندگان را از من دور فرما و در روز رستاخیر ایمنی به من ارزانی دار و مرا حسن ارشاد بخش.
بار خدایا! به تو پناه میبرم از آشوب، آز و شدت خشم و چیرگی رشك و بیطاقتی و کمی قناعت و کجخویی و ابرام شهوت و چیرگی عصبیت و پیروی از هوس و مخالفت با هدایت و فرو رفتن در خواب غفلت و از در تکلف درآمدن و گزینش باطل بر حق و اصرار بر گناه و خرد انگاشتن معصیت و بزرگانگاری طاعت و خودبالیدن توانگران و ناچیز شمردن بیچیزان و کجرفتاری با زیردستان و ناسپاسگزاری درباره کسی که به ما نیکی نموده است.
پروردگارا! چون در بین دو نقصان دچار شویم که یکی در دین و دیگری در دنیاست، نقصان را آنجا گذار که زودگذر است و بازگشت ما را به سوی خود در آنجا گذار که دوامش بیشتر؛ و چون قصد دو امر کنیم که یکی از آنها مایه خشنودی و دیگری باعث خشم توست، پس ما را متمایل بدان سو گردان که مایه خشنودی توست و توان ما را بر آنچه مایه خشم تو میگردد بکاه و در این مقام، نفس ما را به اختیار خود وا منه؛ چراکه نفس جز در آنجا که تو وی را توفیق عنایت کنی، باطل را برمیگزیند و جز آنجا که تو بر وی رحمت فرمایی، فرماندهنده به کار بد است.
بارالها! اگر اصلاحم را در آن دانی که گرفتن حقم به تأخیر افتد و انتقام از آن کسی که بر من ستم رانده، تا روز بازپسین - یعنی روزی که حق و باطل از هم جدا شوند و دو طرف مخاصمه برای داوری در یک جا گرد هم آیند- به تأخیر افتد، پس درود بر محمد و خاندان وی. مرا به نهیی راستین و شکیبایی پایدار یاری کن و از خواهش زشت و آزمندی آزمندان پناه بخش و آیینهسا آنچه را که برای من ذخیره کردهای و از کیفر برای دشمنم مهیا فرمودهای در دلم مصور ساز و آن را وسیله خرسندی من به قضای خود و اطمینان به اختیار خویش قرار ده؛ آمین ای پروردگار جهانیان، تویی تو که فزونبخش سترگی و بر هرچیز توانایی.
همان گونه که اشاره شد، محدوده دعاها به همین جا خاتمه نمىیابد، بلکه اهداف عبادى، فکرى و سیاسى دیگرى مورد نظر بوده است که با توجه به زیاد بودن دعاها به اندکی از آن به بیان تبرک اشاره کردیم.
یکى از اقدامات اهل بیت در دورههاى مختلف، استفاده از دعا بود تا به مردم نشان دهند که اهل بیت رسول خدا (ص) که تا آن اندازه در قرآن و سنت براى آنها حقوق و فضایل آمده، چه کسانى هستند.
امام سجاد (ع) در قالب این دعاها و بندگى و عبادت واقعى امام، درسى آموزنده براى جامعه فاسد آن روز بود که بنىامیه اسلام را مورد تمسخر قرار داده بودند.
این گریهها براى واقعه دلخراش کربلا نیز بود و امام مىفرمود: «یعقوب براى یوسف، با اینکه نمىدانست حتماً مرده است، آنقدر گریه کرد تا چشمانش سفید گردید. اما من به چشمان خود دیدم که چگونه شانزده تن از اهل بیت(ع) به شهادت رسیدند. چگونه مىتوانم گریه نکنم؟»
بدین ترتیب گریه امام نیز خود به خود موجب گردید تا در موارد زیادى مردم نسبت به واقعه کربلا هوشیار شوند؛ این علاوه بر آن بود که امام خود وقایع کربلا را در موارد متعدد نقل مىفرمود.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰