کد خبر:۱۹۳۲۳۹
تأسیس، انفجار و انحلال حزب جمهوری اسلامی
عملکرد صحیح و دقیق حزب جمهوری اسلامی توانست پوچی این اصل انحرافی را که «هیچ تشکلی نمی تواند جز تأمین اهداف گروهی خود، کاری صورت دهد» عملا به اثبات رساند و افق جدیدی را در برابر چشمان ملتهای مسلمان باز کند و ...
گروه سیاسی «خبرگزاری دانشجو»؛ تا پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، تعداد تشکل هایی که توانسته باشند فراتر از خواسته های گروهی خود اندیشیده و عمل بکنند، بسیار کم بود؛ به همین دلیل اصل بدبینی نسبت به هر تشکل سیاسی جای خود را در اذهان ملل باز كرده بود.
این اصل انحرافی و خطرناک توانست در طول سالیان دراز به مسلمانان خیانت، و به جهانخواران خدمت کند، بنابراین در هر نقطه از کشورهای اسلامی، از جمله ایران هر گاه جمعی خداجو در صدد ایجاد یک تشکل صد درصد اسلامی بر می آمدند، همین اصل شوم موجب می شد که آن خداجویان تنها بمانند و در ایجاد تشکل اسلامی توفیقی نیابند.
جمعی از یاران صادق و لایق و وفادار امام (ره) که چهره های شناخته شده دوران طولانی مبارزه علیه طاغوت بودند و همواره با جمع همفکران دردآشنای خود تلاش سازنده ای برای ایجاد یک تشکل صد درصد اسلامی داشتند، در 30 بهمن 1357، یعنی یک هفته پس از پیروزی، موجودیت حزب جمهوری اسلامی را اعلام كردند.
عملکرد صحیح و دقیق حزب توانست پوچی این اصل انحرافی را که «هیچ تشکلی نمی تواند جز تأمین اهداف گروهی خود، کاری صورت دهد» عملا به اثبات رساند و افق جدیدی را در برابر چشمان ملت های مسلمان کشورها باز کند و به آنها بفهماند که می توان با حفظ معیارهای اسلامی از تشکل و انسجامی برخوردار بود که همچون سنگری، برای دفاع از یکپارچگی امت اسلامی و پاسداری از اسلام عزیز باشد.
حزب جمهوری اسلامی در 29/11/1357 یعنی یك هفته پس از پیروزی انقلاب اسلامی، اعلام موجودیت كرد. اعضاي مؤسس این حزب آیت الله سیّدمحمدحسینی بهشتی، آیت الله سیدعلی حسینی خامنه ای، حجت الاسلام محمدجواد باهنر، حجت الاسلام اكبر هاشمی رفسنجانی و آیت الله سیّد عبدالكریم موسوی اردبیلی بودند.
در ادامه، جریان تاسیس حزب از زبان مصطفی حائری زاده، از اعضای شورای مركزی حزب نقل می شود:
امام حكم تشكیل شورای انقلاب را دادند و درباره حزب جمهوری اسلامی فرمودند: «صبر كنید تا خودم بیایم.»
از هنگامی كه امام به پاریس تشریف بردند آقای بهشتی و مطهری مرتب در رفت و آمد با ایشان بودند. امام حكم تشكیل شورای انقلاب را دادند و درباره حزب جمهوری اسلامی فرمودند: «صبر كنید تا خودم بیایم.»
گروه ها و تشكل های فراوانی در آستانه انقلاب شكل گرفته بودند؛ امثال جنبش انقلابی مردم ایران، سازمان اسلامی، جنبش مسلمانان مبارز، شورای هماهنگی مساجد، كانون ولیعصر، سازمان مدافعین توحید، حزب ملت ایران، حزب توحیدی ایران، گروه آزادی خواهان اسلامی، گروه توحیدی بازار، اتحادیه دانشجویان و جوانان ملی گرا، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، انجمن اسلامی معلمان، نهضت آزادی ایران، جمعیت حافظ وحدت، انجمن اسلامی فجر امید، انجمن اسلامی كفن پوشان و غيره.
در آن شرایط با آن تعداد احزاب و گروه ها كه پیش آمده بود، بیم آن می رفت كه تاخیر در اعلان ثبت نام حزب جمهوری اسلامی باعث شود افرادی كه در آنها آمادگی وجود دارد، جذب گروه های دیگر شوند.
انتشار روزنامه خبر در صدر كارهای حزب بود، اما این كار هزینه بالایی داشت. آقایان شفیق، عسگراولادی و شهید درخشان به عنوان مسئول اداره مالی انتخاب شدند تا مبلغ مورد نیاز را تهیه كنند.
بنابراین در روز 29بهمن 1357 حزب جمهوری اسلامی ایران اعلام موجودیت كرد و از همان روز ثبت نام اعضای این حزب در میدان توحید آغاز شد. نزدیك به یك هفته آقایان هاشمی رفسنجانی، باهنر، موسوی اردبیلی، شهید بهشتی و دیگران تنها مشغول انجام كار ثبت نام بودند.
ظرف چند روز تعداد نام های نوشته شده از مرز چند میلیون گذشت. كارها خیلی سریع و با عجله پیش می رفت. حتی برای تشكیل شورای مركزی و ابلاغ حكم، فرصت كافی نداشتیم، اما شهید بهشتی فرماندهی متمركزی داشت و كارها را سامان می داد.
گروهی برای نوشتن شرح وظایف و آیین نامه حزب تعیین شدند و كمیته بندی صورت گرفت. انتشار روزنامه خبر در صدر كارهای حزب بود، اما این كار هزینه بالایی داشت. آقایان شفیق، عسگراولادی و شهید درخشان به عنوان مسئول اداره مالی انتخاب شدند تا مبلغ مورد نیاز را تهیه كنند.
بايد محل خاصی برای روزنامه در نظر گرفته شود، همچنین به تعدادی كارمند نیاز داشتیم كه این كار در شرایطی كه شناخت افراد و اعتماد به آنها كار مشكلی بود، حساسیت زیادی داشت. كانون كوچك توحید دیگر نمی توانست پاسخگوی مراجعین باشد؛ به اتومبیل، ضبط صوت، ماشین كپی و فتواستنسیل احتیاج داشتیم و همه اینها پول می خواست.
البته افراد نیز واقعاً كمك می كردند بنیاد مستضعفان 24دستگاه جیپ آهو به صورت نقد و اقساط در اختیار حزب گذاشت، اما غیر از آن به هیچ وجه از امكانات دولتی استفاده نكردیم و البته امام هم هیچ محلی برای تامین مالی حزب نگذاشته بودند.
با این حال از كمك های مردمی نباید غافل شد؛ كسانی كه هم انقلاب را دوست داشتند هم به حزب علاقه مند بودند، مردمی كه حزب را یكی از اركان انقلاب و ارگان نگهدارنده آن می دانستند، دوستان و آشنایانی كه به صورت ماهانه كمك های مالی می فرستادند.
تا پایان سال 1358 حزب موفق شد یك دفتر تبلیغاتی به مسئولیت آیت الله خامنه ای راه اندازی كند و دفتر روزنامه حزب هم برقرار شد، اما باز هم حزب از نظر مالی در مضیقه بود؛ به طوري كه 90 درصد اشخاصی كه در آنجا زحمت می كشیدند هیچ حقوقی دریافت نمی كردند.
مدت ها گذشت تا اوضاع سر و سامانی پیدا كرد. با این حال میزان حقوق ها از حداقل ممكن تجاوز نمی كرد. البته این روند اغلب احزاب مردمی است؛ احزابی كه بدون اتكا به نیروهای داخلی و خارجی شكل می گیرند و گردانندگان آن باید از نیروی فكری بدنی و مالی خود مایه بگذارند.
در هفتم تير ماه سال 1360، دفتر مركزي حزب جمهوري اسلامي، در حالي كه جمعي از بلندپايه ترين و دلسوزترين مسئولان نظام، همچون آيت الله بهشتي، رئيس ديوان عالي كشور؛ چهار وزير، 12 معاون وزير و حدود 30 نماينده مجلس در آن جلسه حضور داشتند، با بغض منافقان منفجر شد و 72 يار وفادار انقلاب و امام، با ذكر خدا بر لب و بدن هاي پاره پاره به ديدار حق شتافتند.
در پي اين حادثه، مردم انقلابي ايران، در سراسر كشور مجالس عزاداري باشكوهي برگزار كردند و با اين كار، نفرت عميق خود را نسبت به دشمنان انقلاب و بويژه منافقان نشان دادند.
حضرت امام خميني رحمة الله عليه درباره اين حادثه جانسوز فرمودند: «ملت ايران در اين فاجعه بزرگ، 72 تن بي گناه، به عدد شهداي كربلا از دست داد.»
حدود ساعت 21 و 7 دقيقه هفتم تيرماه 1360، دو بمب بسيار قوي، در محل دفتر مركزي حزب جمهوري اسلامي منفجر شد كه بر اثر شدت انفجار، تمامي سقف ساختمان فروريخت و موجب به شهادت رسيدن شهيد مظلوم آيت الله دكتر سيد محمد حسيني بهشتي و 72 تن از شخصيت هاي سياسي - مذهبي گرديد.
در آن شب، يك بار ديگر ددمنشان جهانخوار، از پشت بر قامت استوار مردان خدا خنجر كوفتند و به گمان خود كوشيدند كه ميدان را تهي كنند و قامت استوار ملتي را كه چنين به پاخاسته بود، درهم شكنند، اما هر قطره خوني كه چكيد، گواه پايدار جنايت جهانخواران شد و هر مردي كه در خون غلتيد، هزار مرد را، استوارتر و مصمم تر راهي ميدان كرد؛ ميداني كه نيروي اهريمني باطل در برابر حق جز شكست ره به جايي نخواهد جست.
ياد شهيدان هفتم تير، بس معطر و روح بخش است؛ 72 شهيد خونين، 72 ستاره خونين، 72 نمونه «بودن» و 72 مهاجر عاشق، جمعي بودند و شمعي داشتند كه شمع اين جمع، «بهشتي» مظلوم بود. كارواني بودند و مقصدي داشتند و آن، «لقاءالله» بود.
اگرچه قامت هايشان در زير آوار انفجار دفتر حزب جمهوري اسلامي درهم شكست، اما اين قامت هاي فرو شكسته، قيامتي از قامت هاي يك امت قائم پديد آورد. آن پيكرهاي پاك قطعه قطعه شده، سفره سبز طراوت اين نهضت را در تمام خانه ها و كوچه ها و گذرها گسترد.
هفتم تير، آغاز ميلاد جاودان 72 آذرخش و خورشيد پرفروغ - خورشيدي چون شهيد آيت الله دكتر سيد محمد حسين بهشتي، از تبار حسين (ع) و عاشوراييان تاريخ - كه ميوه شيرين شجره طيبه اسلام ناب محمدي (ص) و فرزند عزيز حوزههاي علميه و مدافع بيادعاي ولايت فقيه بودند، بود.
شرح ماجرای انفجار بمب
ساعت 20:30 یکشنبه، 7 تیر 1360، تعدادی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی، هیئت دولت و غيره بتدریج به سالن اجتماعات دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی ایران واقع در سرچشمه تهران وارد شدند. نوای ملکوتی قرآن کریم در فضای سالن طنین انداخته بود و صالحان را بشارت تحقق وعده الهی می داد. پس از پایان قرائت قرآن کریم و اعلام برنامه، آیت الله بهشتی سخنراني خود را آغاز كرد. بحث درباره تورم بود، اما عده ای از اعضا خواسته بودند که راجع به انتخابات ریاست جمهوری نیز صحبت شود.
دکتر بهشتی سخنانش را با این جملات آغاز کرد: «ما بار دیگر نباید اجازه دهیم، استعمارگران برای ما مهره سازی کنند و سرنوشت مردم ما را به بازی بگیرند. تلاش کنیم کسانی را که متعهد به مکتب هستند و سرنوشت مردم را به بازی نمی گیرند، انتخاب شوند.»
این کلمات که از لبان حقگوی ایشان بیرون تراوید. ناگهان برقی جهید و نوری خیره کننده و صدایی مهیب برخاست. زمین تکان سختی خورد و دیوارها بشدت لرزید. در کمتر از ثانیه ای از سالن جز تلی از خاک چیزی باقی نماند. بیش از 72 تن از بهترین عزیزان انقلاب، زیر خروارها خاک مدفون شدند و روح فرزندان رشید اسلام و معلمان بزرگ شهادت و ایثار در ملکوت اعلی به پرواز درآمد و همگان ذکر خدا بر لب به سوی وعده گاه الهی رهسپار شدند و بدین ترتیب جنایتی که تاریخ بشری شبیه بدان را در صفحات خود ثبت نکرده و به یاد ندارد، به وقوع پیوست و توحش غربی و نفاق داخلی، همگام با هم به جشن شهادت فرزندان امام خمینی (ره) پایکوبی کردند.
عامل بمب گذاری، منافق نفوذی به نام «محمدرضا کلاهی» بود که خود جزو نیروهای خدماتی حزب به حساب می آمد و پس از انفجار موفق به فرار گردید و راهی فرانسه شد.
چگونگی تعطیلي فعالیتهای حزب جمهوری اسلامی
در سال 1366، آیات عظام خامنه ای و هاشمی رفسنجانی به رهبر کبیر انقلاب، امام خمینی «قدس سره» پیشنهاد می کنند که فعالیت های حزب جمهوری اسلامی را در صورت موافقت معظم له تعطیل كنند.
امام خمینی در پاسخ به نامه آقایان موافقت خود را با انحلال حزب اعلام، و رهبران حزب جمهوری اسلامی در 12 تیر ماه 1366 انحلال حزب را اعلام کردند؛
بسمه تعالى
جنابان حجج الاسلام آقاى خامنهاى و آقاى هاشمى- دام توفیقهما.
موافقت می شود. لازم است تذکر دهم که حضرات آقایان مؤسسین محترم حزب، مورد علاقه اینجانب مىباشند. امیدوارم همگى در این موقع حساس با اتفاق و اتحاد در پیشبرد مقاصد عالیه اسلام و جمهورى اسلامى کوشا باشید. ضمناً تذکر مىدهم که اهانت به هر مسلمانى چه عضو حزب باشد یا نه بر خلاف اسلام و تفرقه اندازى در این موقع از بزرگترین گناهان است. والسلام علیکما و رحمة الله .
- 11 خرداد 66.
- روح اللَّه الموسوى الخمینى
صحیفه امام؛ ج 20 ص 275-276
این اصل انحرافی و خطرناک توانست در طول سالیان دراز به مسلمانان خیانت، و به جهانخواران خدمت کند، بنابراین در هر نقطه از کشورهای اسلامی، از جمله ایران هر گاه جمعی خداجو در صدد ایجاد یک تشکل صد درصد اسلامی بر می آمدند، همین اصل شوم موجب می شد که آن خداجویان تنها بمانند و در ایجاد تشکل اسلامی توفیقی نیابند.
جمعی از یاران صادق و لایق و وفادار امام (ره) که چهره های شناخته شده دوران طولانی مبارزه علیه طاغوت بودند و همواره با جمع همفکران دردآشنای خود تلاش سازنده ای برای ایجاد یک تشکل صد درصد اسلامی داشتند، در 30 بهمن 1357، یعنی یک هفته پس از پیروزی، موجودیت حزب جمهوری اسلامی را اعلام كردند.
عملکرد صحیح و دقیق حزب توانست پوچی این اصل انحرافی را که «هیچ تشکلی نمی تواند جز تأمین اهداف گروهی خود، کاری صورت دهد» عملا به اثبات رساند و افق جدیدی را در برابر چشمان ملت های مسلمان کشورها باز کند و به آنها بفهماند که می توان با حفظ معیارهای اسلامی از تشکل و انسجامی برخوردار بود که همچون سنگری، برای دفاع از یکپارچگی امت اسلامی و پاسداری از اسلام عزیز باشد.
حزب جمهوری اسلامی در 29/11/1357 یعنی یك هفته پس از پیروزی انقلاب اسلامی، اعلام موجودیت كرد. اعضاي مؤسس این حزب آیت الله سیّدمحمدحسینی بهشتی، آیت الله سیدعلی حسینی خامنه ای، حجت الاسلام محمدجواد باهنر، حجت الاسلام اكبر هاشمی رفسنجانی و آیت الله سیّد عبدالكریم موسوی اردبیلی بودند.
در ادامه، جریان تاسیس حزب از زبان مصطفی حائری زاده، از اعضای شورای مركزی حزب نقل می شود:
امام حكم تشكیل شورای انقلاب را دادند و درباره حزب جمهوری اسلامی فرمودند: «صبر كنید تا خودم بیایم.»
از هنگامی كه امام به پاریس تشریف بردند آقای بهشتی و مطهری مرتب در رفت و آمد با ایشان بودند. امام حكم تشكیل شورای انقلاب را دادند و درباره حزب جمهوری اسلامی فرمودند: «صبر كنید تا خودم بیایم.»
گروه ها و تشكل های فراوانی در آستانه انقلاب شكل گرفته بودند؛ امثال جنبش انقلابی مردم ایران، سازمان اسلامی، جنبش مسلمانان مبارز، شورای هماهنگی مساجد، كانون ولیعصر، سازمان مدافعین توحید، حزب ملت ایران، حزب توحیدی ایران، گروه آزادی خواهان اسلامی، گروه توحیدی بازار، اتحادیه دانشجویان و جوانان ملی گرا، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، انجمن اسلامی معلمان، نهضت آزادی ایران، جمعیت حافظ وحدت، انجمن اسلامی فجر امید، انجمن اسلامی كفن پوشان و غيره.
در آن شرایط با آن تعداد احزاب و گروه ها كه پیش آمده بود، بیم آن می رفت كه تاخیر در اعلان ثبت نام حزب جمهوری اسلامی باعث شود افرادی كه در آنها آمادگی وجود دارد، جذب گروه های دیگر شوند.
انتشار روزنامه خبر در صدر كارهای حزب بود، اما این كار هزینه بالایی داشت. آقایان شفیق، عسگراولادی و شهید درخشان به عنوان مسئول اداره مالی انتخاب شدند تا مبلغ مورد نیاز را تهیه كنند.
بنابراین در روز 29بهمن 1357 حزب جمهوری اسلامی ایران اعلام موجودیت كرد و از همان روز ثبت نام اعضای این حزب در میدان توحید آغاز شد. نزدیك به یك هفته آقایان هاشمی رفسنجانی، باهنر، موسوی اردبیلی، شهید بهشتی و دیگران تنها مشغول انجام كار ثبت نام بودند.
ظرف چند روز تعداد نام های نوشته شده از مرز چند میلیون گذشت. كارها خیلی سریع و با عجله پیش می رفت. حتی برای تشكیل شورای مركزی و ابلاغ حكم، فرصت كافی نداشتیم، اما شهید بهشتی فرماندهی متمركزی داشت و كارها را سامان می داد.
گروهی برای نوشتن شرح وظایف و آیین نامه حزب تعیین شدند و كمیته بندی صورت گرفت. انتشار روزنامه خبر در صدر كارهای حزب بود، اما این كار هزینه بالایی داشت. آقایان شفیق، عسگراولادی و شهید درخشان به عنوان مسئول اداره مالی انتخاب شدند تا مبلغ مورد نیاز را تهیه كنند.
بايد محل خاصی برای روزنامه در نظر گرفته شود، همچنین به تعدادی كارمند نیاز داشتیم كه این كار در شرایطی كه شناخت افراد و اعتماد به آنها كار مشكلی بود، حساسیت زیادی داشت. كانون كوچك توحید دیگر نمی توانست پاسخگوی مراجعین باشد؛ به اتومبیل، ضبط صوت، ماشین كپی و فتواستنسیل احتیاج داشتیم و همه اینها پول می خواست.
البته افراد نیز واقعاً كمك می كردند بنیاد مستضعفان 24دستگاه جیپ آهو به صورت نقد و اقساط در اختیار حزب گذاشت، اما غیر از آن به هیچ وجه از امكانات دولتی استفاده نكردیم و البته امام هم هیچ محلی برای تامین مالی حزب نگذاشته بودند.
با این حال از كمك های مردمی نباید غافل شد؛ كسانی كه هم انقلاب را دوست داشتند هم به حزب علاقه مند بودند، مردمی كه حزب را یكی از اركان انقلاب و ارگان نگهدارنده آن می دانستند، دوستان و آشنایانی كه به صورت ماهانه كمك های مالی می فرستادند.
تا پایان سال 1358 حزب موفق شد یك دفتر تبلیغاتی به مسئولیت آیت الله خامنه ای راه اندازی كند و دفتر روزنامه حزب هم برقرار شد، اما باز هم حزب از نظر مالی در مضیقه بود؛ به طوري كه 90 درصد اشخاصی كه در آنجا زحمت می كشیدند هیچ حقوقی دریافت نمی كردند.
مدت ها گذشت تا اوضاع سر و سامانی پیدا كرد. با این حال میزان حقوق ها از حداقل ممكن تجاوز نمی كرد. البته این روند اغلب احزاب مردمی است؛ احزابی كه بدون اتكا به نیروهای داخلی و خارجی شكل می گیرند و گردانندگان آن باید از نیروی فكری بدنی و مالی خود مایه بگذارند.
در هفتم تير ماه سال 1360، دفتر مركزي حزب جمهوري اسلامي، در حالي كه جمعي از بلندپايه ترين و دلسوزترين مسئولان نظام، همچون آيت الله بهشتي، رئيس ديوان عالي كشور؛ چهار وزير، 12 معاون وزير و حدود 30 نماينده مجلس در آن جلسه حضور داشتند، با بغض منافقان منفجر شد و 72 يار وفادار انقلاب و امام، با ذكر خدا بر لب و بدن هاي پاره پاره به ديدار حق شتافتند.
در پي اين حادثه، مردم انقلابي ايران، در سراسر كشور مجالس عزاداري باشكوهي برگزار كردند و با اين كار، نفرت عميق خود را نسبت به دشمنان انقلاب و بويژه منافقان نشان دادند.
حضرت امام خميني رحمة الله عليه درباره اين حادثه جانسوز فرمودند: «ملت ايران در اين فاجعه بزرگ، 72 تن بي گناه، به عدد شهداي كربلا از دست داد.»
حدود ساعت 21 و 7 دقيقه هفتم تيرماه 1360، دو بمب بسيار قوي، در محل دفتر مركزي حزب جمهوري اسلامي منفجر شد كه بر اثر شدت انفجار، تمامي سقف ساختمان فروريخت و موجب به شهادت رسيدن شهيد مظلوم آيت الله دكتر سيد محمد حسيني بهشتي و 72 تن از شخصيت هاي سياسي - مذهبي گرديد.
در آن شب، يك بار ديگر ددمنشان جهانخوار، از پشت بر قامت استوار مردان خدا خنجر كوفتند و به گمان خود كوشيدند كه ميدان را تهي كنند و قامت استوار ملتي را كه چنين به پاخاسته بود، درهم شكنند، اما هر قطره خوني كه چكيد، گواه پايدار جنايت جهانخواران شد و هر مردي كه در خون غلتيد، هزار مرد را، استوارتر و مصمم تر راهي ميدان كرد؛ ميداني كه نيروي اهريمني باطل در برابر حق جز شكست ره به جايي نخواهد جست.
ياد شهيدان هفتم تير، بس معطر و روح بخش است؛ 72 شهيد خونين، 72 ستاره خونين، 72 نمونه «بودن» و 72 مهاجر عاشق، جمعي بودند و شمعي داشتند كه شمع اين جمع، «بهشتي» مظلوم بود. كارواني بودند و مقصدي داشتند و آن، «لقاءالله» بود.
اگرچه قامت هايشان در زير آوار انفجار دفتر حزب جمهوري اسلامي درهم شكست، اما اين قامت هاي فرو شكسته، قيامتي از قامت هاي يك امت قائم پديد آورد. آن پيكرهاي پاك قطعه قطعه شده، سفره سبز طراوت اين نهضت را در تمام خانه ها و كوچه ها و گذرها گسترد.
هفتم تير، آغاز ميلاد جاودان 72 آذرخش و خورشيد پرفروغ - خورشيدي چون شهيد آيت الله دكتر سيد محمد حسين بهشتي، از تبار حسين (ع) و عاشوراييان تاريخ - كه ميوه شيرين شجره طيبه اسلام ناب محمدي (ص) و فرزند عزيز حوزههاي علميه و مدافع بيادعاي ولايت فقيه بودند، بود.
شرح ماجرای انفجار بمب
ساعت 20:30 یکشنبه، 7 تیر 1360، تعدادی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی، هیئت دولت و غيره بتدریج به سالن اجتماعات دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی ایران واقع در سرچشمه تهران وارد شدند. نوای ملکوتی قرآن کریم در فضای سالن طنین انداخته بود و صالحان را بشارت تحقق وعده الهی می داد. پس از پایان قرائت قرآن کریم و اعلام برنامه، آیت الله بهشتی سخنراني خود را آغاز كرد. بحث درباره تورم بود، اما عده ای از اعضا خواسته بودند که راجع به انتخابات ریاست جمهوری نیز صحبت شود.
دکتر بهشتی سخنانش را با این جملات آغاز کرد: «ما بار دیگر نباید اجازه دهیم، استعمارگران برای ما مهره سازی کنند و سرنوشت مردم ما را به بازی بگیرند. تلاش کنیم کسانی را که متعهد به مکتب هستند و سرنوشت مردم را به بازی نمی گیرند، انتخاب شوند.»
این کلمات که از لبان حقگوی ایشان بیرون تراوید. ناگهان برقی جهید و نوری خیره کننده و صدایی مهیب برخاست. زمین تکان سختی خورد و دیوارها بشدت لرزید. در کمتر از ثانیه ای از سالن جز تلی از خاک چیزی باقی نماند. بیش از 72 تن از بهترین عزیزان انقلاب، زیر خروارها خاک مدفون شدند و روح فرزندان رشید اسلام و معلمان بزرگ شهادت و ایثار در ملکوت اعلی به پرواز درآمد و همگان ذکر خدا بر لب به سوی وعده گاه الهی رهسپار شدند و بدین ترتیب جنایتی که تاریخ بشری شبیه بدان را در صفحات خود ثبت نکرده و به یاد ندارد، به وقوع پیوست و توحش غربی و نفاق داخلی، همگام با هم به جشن شهادت فرزندان امام خمینی (ره) پایکوبی کردند.
عامل بمب گذاری، منافق نفوذی به نام «محمدرضا کلاهی» بود که خود جزو نیروهای خدماتی حزب به حساب می آمد و پس از انفجار موفق به فرار گردید و راهی فرانسه شد.
چگونگی تعطیلي فعالیتهای حزب جمهوری اسلامی
در سال 1366، آیات عظام خامنه ای و هاشمی رفسنجانی به رهبر کبیر انقلاب، امام خمینی «قدس سره» پیشنهاد می کنند که فعالیت های حزب جمهوری اسلامی را در صورت موافقت معظم له تعطیل كنند.
امام خمینی در پاسخ به نامه آقایان موافقت خود را با انحلال حزب اعلام، و رهبران حزب جمهوری اسلامی در 12 تیر ماه 1366 انحلال حزب را اعلام کردند؛
بسمه تعالى
جنابان حجج الاسلام آقاى خامنهاى و آقاى هاشمى- دام توفیقهما.
موافقت می شود. لازم است تذکر دهم که حضرات آقایان مؤسسین محترم حزب، مورد علاقه اینجانب مىباشند. امیدوارم همگى در این موقع حساس با اتفاق و اتحاد در پیشبرد مقاصد عالیه اسلام و جمهورى اسلامى کوشا باشید. ضمناً تذکر مىدهم که اهانت به هر مسلمانى چه عضو حزب باشد یا نه بر خلاف اسلام و تفرقه اندازى در این موقع از بزرگترین گناهان است. والسلام علیکما و رحمة الله .
- 11 خرداد 66.
- روح اللَّه الموسوى الخمینى
صحیفه امام؛ ج 20 ص 275-276
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰