شباهت‌هاي جامعه فعلي ما با دوران حاكميت اميرالمومنين(ع)
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۹۴۵۷۸
عضو هیئت علمی موسسه آموزشي امام‌خمینی(ره) عنوان كرد:

شباهت‌هاي جامعه فعلي ما با دوران حاكميت اميرالمومنين(ع)

شايسته است جامعه اسلامى ما بيش از پيش زواياى حكومت على بن ابيطالب(ع) را مورد مطالعه قرار دهد چرا كه حاکميت و زمانه ما، به دلايل زيادي همانند زمان حكومت على(ع) است.
به گزارش خبرنگار «خبرگزاري دانشجو» از شيراز، حجت الاسلام دكتر جواد سليماني امیری، شب گذشته در مسجد الصادق (ع) شیراز، در خصوص آزمون خواص در حکومت ولايي به تحليل و بررسي لغزش خواص در حكومت أميرمؤمنان(ع) با خواص نظام جمهوري اسلامي ايران پرداخت و بيان داشت: اكثر خواص دوران اميرالمؤمنين(ع) خواص طرفدار حق، يعنى كسانى كه حق را مى شناختند بودند كه دنيا را بر آخرت ترجيح مى دادند.
 
وی افزود: در آخر نتيجه اين شد كه اميرالمؤمنين(ع) مجبور شد، سه جنگ راه بيندازد، عمر چهار سال و نه ماه حكومت خود را دائماً در اين جنگ ها بگذارند.
 
عضو هیأت علمی مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) ادامه داد: همه مسلماناني که با قرآن مجيد اُنس دارند مي دانند حجم بسيار وسيع و چشم گير اين يکتا کتاب تحريف نشده آسماني به نقل حوادث تاريخي که بعضا تکراري به نظر مي رسد اختصاص يافته است.
 
سلیمانی امیری گفت: قرآن كريم پس از نقل حوادث تلخ و شيرين زندگى حضرت يوسف(عليه السلام) راز بيان سرگذشت پيامبران در اين کتاب آسماني را چنين بيان مى فرمايد: «همانا داستان هاى زندگى آنان، مايه عبرت صاحبان عقل و خرد مى باشد.»
 
اين كارشناس حوزه دين افزود: آيه شريفه فوق از دو راز مهم در تاريخ پرده بر مي دارد: نخست آنکه رمز ذکر سرگذشت پيامبران و ... در قرآن خاصيت ويژه و مهم عبرت آموزي آنها است و در واقع عبرت نوعي انفعال قلبي است نه ذهني زيرا سخن عبرت باور ساز است و ايمان انسان را تقويت مي کند و از آنجا که ايمان نيروي محرک آدمي است، نقش خطير و هنر ممتاز تاريخ را در ميان منظومه معارف و دانش هاي بشري روشن مي کند.
 
وی مورد دوم را اينگونه بيان كرد: راز دومي که اين آيه شريفه بدان اشاره مي کند، اين است كه به ذهن سپردن و آموختن گزاره هاي تاريخ امرى آسان و شيرين است اما عبرت آموزي از تاريخ کاري ظريف و محتاج تدبّر و نگاه حکيمانه است از اين رو تنها صاحبان عقل ناب (أولي الألباب) مي توانند با تيزبينى و دقت، فرازهاى حساس تاريخ امّت ها و اقوام پيشين را خوانده، علل پيروزى ها و رموز ناكامى هاى ايشان را ريشه يابى نمايند، از آن ها عبرت گرفته و از چند راه هاى زندگى خويش با چراغ راهنماى تاريخ گذر کنند.
 
عضو هیأت علمی مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) اضافه كرد: از اين رو، بر امّت پيامبر(ص) واجب است با هوشمندي، تدبّر و نگاه فكورانه در پيشينه امّت اسلامي درنگ کنند و همواره زمان خويش را با گذشته مقايسه كرده و در صفحات تاريخ، نسخه هاى مشابه عصر خويش را جستجو نموده و شرايط عهد خويش را با آن مقايسه كنند و از آن عبرت بگيرند و رمز موفقيت و شکستشان را بدست آورده تا خطاهاى آنان را تكرار نكنند.
 
سلیمانی اميری گفت: بر اين اساس در شرايط کنوني شايسته است جامعه اسلامى ما بيش از پيش زواياى حكومت على بن ابيطالب(ع) را مورد مطالعه قرار دهد و عوامل تضعیف شدن اقتدار آنرا مورد بررسي قرار دهد چرا كه حاکميت و زمانه ما، به دلايل زيادي همانند زمان حكومت على(ع) است.
 
حاكميت جامعه ما همچون ساختار حكومت علوى بر پايه ولايت مبتنى است
 
اين کارشناس تاریخ اسلام در خصوص شباهت هاي زمان ما با زمانه اميرمؤمنان (ع) عنوان كرد: حاكميت جامعه ما همچون ساختار حكومت علوى بر پايه ولايت مبتنى است بنابراين آسيب هايي که در پرتو عدم درک صحيح مفهوم ولايت در آن زمان مطرح بوده در زمان ما نيز مطرح است.
 
وی بیان داشت: از اين رو با اين تفاوت که ولايت امير مؤمنان (ع)‌،‌ موصوف به عصمت بوده ولي ولايت فقيه چنين وصفي را ندارد؛ اما براساس دلايل متقن فقهي که حضرت امام در کتاب ولايت فقيه بدان تصريح کرده اند بر همه مسلمانان واجب است به همان صورت که از امام معصوم اطاعت مي کرده اند از ولي فقيه غيرمعصوم اطاعت نمايند و برايش ولايت مطلقه قايل باشند.
 
سليماني امیری در ادامه گفت: اگر امروز در جامعه ما شبهه هاي فراوان دينى رواج يافته و گرايش هاى التقاطى ظاهر گرديده، در عصر على(ع) نيز چنين بوده است بنابراين عصر حكومت آن حضرت را عصر شبهه افكنى و تأويل آيات قرآن و سنّت پيامبراكرم(ص) ناميده اند چنانکه حضرت على (ع) در بيان فلسفه جنگ هاى خود مى فرمود: وضع به گونه اى شده است كه ما با برادرانمان در اسلام مى جنگيم چرا كه گمراهى و كجى و شبهه و تأويل ناروا در اسلام راه يافته است.
 
وي تصريح كرد: اگر در زمان ما نسل دوم و سوم انقلاب به رشد و بلوغ اجتماعى رسيده اند بطوري که تقريباً بخش عظيمى از جمعيت كشور را به خود اختصاص مي دهند، در حالي که گاه از فلسفه انقلاب اسلامى و حوادث روزهاى آغازين آن و جنگ تحميلى آگاهي لازم را ندارند، در عصر حاكميت مولى على(ع) نيز وضع به همين ترتيب بوده، يعنى بسيارى از مسلمانان و سپاهيان جهان اسلام از تابعين به شمار مى آمدند.
 
عضو هیأت علمی مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) گفت:  كسانى كه نه پيامبر اسلام(ص) را ديده و نه با سنّت مقدس آن حضرت آشنا بوده اند بلكه تنها با قرآن، آن هم در حدّ قرائت آشنا بودند از همين رو، به آسانى فريب خدعه منافقين را مى خوردند.
 
سلیمانی امیری اضافه کرد: چنانچه بسيارى از كسانى كه در صفين، دست از حمايت على (ع) شسته و فريب قرآن هاى بر سر نيزه رفته لشكر معاويه را خوردند، جزو قرّاء كوفه (کساني که تنها در حد روخواني از قرآن بهره داشتند) به حساب مى آمده اند.
 
اگر امروز انقلاب ما از سوى دشمن خارجى و منافقان و خودباختگان داخلى تهديد مى شود، در عصر حاكميت على(ع) نيز چنين بوده است
 
اين كارشناس و پژوهشگر حوزه دين خاطرنشان كرد: اگر امروز انقلاب ما از سوى دشمن خارجى و منافقان و خودباختگان داخلى تهديد مى شود، در عصر حاكميت على(ع) نيز چنين بوده است چراكه از يك سو، حضرت درگير منازعه با افرادى چون طلحه و زبير و عايشه و سعد بن ابي وقاص ها بوده اند، كه روزگارى در جبهه حق مى رزميدند و داراى سوابق درخشانى در عصر نبوي بوده اند.
 
وی اضافه کرد: ولى پس از پيامبر(ص)، دست از ارزش ها كشيدند، و از سوى ديگر، با حزب طلقا و بنى اميه درگير بودند كه هيچ گاه به اسلام ايمان نياورده و همواره كمر همت را براي نابودى اسلام و هدم سنت نبوى(ص)بسته بودند و آنان در حقيقت مانند آمريكا، سازمان منافقين خلق، نهضت آزادي، مجاهدين انقلاب اسلامي، و غيره، در داخل و خارج از از هر طريق ممکن، براى استحاله، فروپاشى و انهدام بنيان حكومت دينى تلاش مى كردند.
 
سليماني امیری بيان داشت: اگر امروز، بحران ناامنى و تفرقه به عنوان دو خطر بزرگ و بنيان كن ما را تهديد مي کند و رهبر معظم انقلاب، همواره مسئولان و گروه هاى سياسى را به پرهيز از بروز اين خطرها دعوت مى كنند، در دوران خلافت مولى اميرمؤمنان(عليه السلام) نيز شرايط سياسى به همين صورت بوده است.
 
عضو هیأت علمی مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) تصریح کرد: به طورى كه جنگ صفين و غارت هاى راهزنان شام در حجاز و يمن به عنوان نماد بارز ناامنى و دو جنگ جمل و نهروان، به عنوان دو محصول نفاق و تفرقه مؤيد اين مدعاست و شايد نامگذارى برخي از سالهاي اخير به سال رفتار علوى از سوى رهبر فرزانه انقلاب، با توجه به همسانى شرايط اين مقطع از انقلاب با عصر امام على(عليه السلام) صورت گرفته است.
 
وي خواص صدر اسلام را در دو جبهه قرار دانست و گفت: يك دسته در جبهه باطل، و دسته ديگر در جبهه حق فعاليت مي کردند و در واقع خواص جبهه باطل، همان مشركان و كفّار قريش بودند كه تا قبل از فتح مكه با مسلمانان دشمني مي ورزيدند، و براندازى حكومت نوپاى پيامبر(ص) در مدينه را آرزو مي کردند.
 
سلیمانی امیری یادآور شد: ولى پس از فتح مكه، از ترس شمشير آخته مسلمانان، از روي ناچارى و با اكراه، شهادتين گفته و به زبان اسلام آوردند ولى دل هايى مملو از بغض و كينه نسبت به اسلام و مسلمين داشتند و اين ها افرادى چون ابوسفيان، معاويه و سعد بن ابى سرح و پسرش عبدالله و عقبه بن ابى معيط و پسرش وليد و حكم بن عاص و پسرش مروان و عناصرى از اين قبيل بودند كه نبى مكرّم اسلام(ص)روز فتح مكه، همه آنان را با فرمان «فأذهبوا أنتم الطلقا» « برويد شما آزاد شده ايد » آزاد فرمودند؛ از اين رو در تاريخ اسلام نيز به حزب طلقا معروف گشتند كه خبيث ترين و خطرناك ترين تيرة آن ها بنى اميه بودند.
 
اين کارشناس تاریخ اسلام در ادامه افزود: پيامبر اسلام(ص) در دوران حيات خويش، در عين آزاد كردن آنان، در حالى كه اسلام ظاهرى شان را پذيرفت، همواره مواظب و مراقب حركات آنان بودند تا توطئه اى بر عليه مسلمانان نكرده و در مراكز حساس جامعه اسلامى نفوذ نكنند.
 
سليماني امیری تصريح كرد: خواص جبهه حق نيز، آن دسته از مسلمانانى بودند كه در نخستين روزهاى بعثت، اسلام آورده و در سختى ها و شدايد دوران بعثت با پيامبر(ص) دمساز بوده و با آن حضرت به مدينه هجرت نمودند و در جنگ هاى ايثارگرايانه و شهادت طلبانه بدر و احد و احزاب و يا ساير مواقف خطرناك و حساس، رسول اكرم(ص) را يارى نمودند.
 
وی خاطرنشان کرد: در مجموع خواص جبهه حق در آن زمان كساني بوده اند كه به خاطر اموري چون سبقت در پذيرش اسلام، هجرت قبل از فتح مكه، شركت در جنگ‌هاي نخست صدر اسلام مانند بدر و اُحد، قرابت با پيامبر خدا (ص)، كتابت وحي، و اساسا درك محضر آن حضرت و يا اشتهار به زهد و عبادت و بهره مندي از فقه و حديث و مناصب و مقامات حكومتي و نظامي، در ميان جامعه اسلامي نفوذ داشتند.
 
عضو هیأت علمی مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) سهم خواص در تضعيف حکومت علي (ع) را اينگونه بيان كرد: سه جنگ خونين و محنت زاى جمل، صفين و نهروان، كه در فاصله هاي زمانى بسيار كوتاه به ترتيب، در سال هاى 36، 37 و 39 هجرى به وقوع پيوست، از توان حكومت مولى(ع) کاست، به طورى كه اگر اين جنگ هاى فرساينده و پر دردسر و تفرقه انگيز نبود، قطعاً وضع حكومت حضرت به مراتب بهتر از آن مى شد كه امروز ما در تاريخ آن را مي خوانيم.
 
اين کارشناس تاریخ اسلام گفت: تا زمانى كه مردم از على (ع) حرف شنوى داشتند و مطيع فرامين آن حضرت بودند، همواره على(ع) پيروز بوده و اقتدار حاكميتش محفوظ مانده بود.
 
عقب نشينى و شكست و ناكامى از روزى آغاز گرديد كه مردم دست از تبعيت از امامشان برداشته و از اطاعت ايشان سرباز زدند
 
سلیمانی امیری گفت: عقب نشينى و شكست و ناكامى از روزى آغاز گرديد كه مردم دست از تبعيت از امامشان برداشته و از اطاعت ايشان سرباز زدند.
 
وی اضافه كرد: تجاوز و حمله راهزنان شام به قلمرو حکومت على(ع) درست مقارن بروز تفرقه و سستي در ميان سپاهيان آن حضرت و نافرمانى شان از آن بزرگوار بوده است.
 
عضو هیأت علمی مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) اظهار داشت: بنابراين، شايسته است پيش از بررسي علل بروز جنگ ها، پديده شوم عصيانگرى و سستى و كاهلى ياران على(ع) را در پيروى و فرمانبرى از آن حضرت، عامل فرسودگي و از دست رفتن اقتدار حكومت ايشان بدانيم و به دنبال عواملى كه موجب نافرماني و جدايى مردم از على(ع) گرديده اند، باشيم و بايد دست هاى ناپاكى كه در ميان صفوف به هم پيوسته ياران حضرت، تخم نفاق و تفرقه پاشيدند و موجب بروز اختلافات و تفرقه ميان شيعيان آن حضرت شدند، شناسايي شوند.
 
وی  بيان داشت: بى شك، عوامل متعددى در نافرماني و جدايى مردم از على(ع) نقش داشته اند چرا كه پديده ها و حوادث اجتماعى را نمى توان تنها معلول يك عامل دانست، بلكه غالباً معلول عوامل متعدد و به هم پيوسته اى مى باشند.
 
سلیمانی امیری گفت: از اين رو، عوامل متعددى چون شيوع دنياگرايى و رفاه طلبى، القاى شبهات ديني  شايعه هاي معاويه عليه على(ع)، انتساب نارواي قتل عثمان به آن حضرت و پاره اى امور ديگر را مى توان جزء عوامل تفرقه صفوف به هم پيوسته ياران آن حضرت و سستي و كوتاهى آنان در حمايت از آن بزرگوار و سرانجام جدايي از ايشان برشمرد.
 
وي گفت: انحراف های زيادی چون انحراف خواص، پيدايش ثروتهاي باد آورده، تسامح ديني و غيره را به همراه داشت که مطالعه آنها انسان را به اينجا می رساند که با فتوحات دين گرايي ابتدا از ميان خواص و سپس در عوام نيروهاي فاتح رخت بست، ولی دنيا گرايي رواج يافت و برخي معتقدند راز اين انحراف اين بود که در فتوحات دوران خلفا سه امر دور کردن اصحاب راستين از مدينه، جمع اموال، و توسعه قدرت سياسی و نظامی مورد نظر بوده است.
 
این کارشناس تاریخ اسلام عنوان كرد: بسياري از مسلمانان ولايت را صرفا يک شخصيت سياسي و مديریت لايق و مدبر کار دان مي دانند و بر همين اساسا به خود اجازه مي دهند بسان يک رئيس جمهور با وي رفتار کنند و حال آنکه اساسا مقام ولايت قبل از آنکه يک مقام حقوقي باشد يک مقام حقيقي است و سخن ولايت يک مرتبه از مقامات معنوي و الهي است که به کسي که در راه خدا با نفس خود مجاهده نمايد از سوي حضرت اعطاء مي شود.
 
وی گفت: البته در مقام ولايت اسلام شناسي، مديريت و سياست نهفته است. ولي آنچه ولي خدا را از يک رئيس جمهور جدا مي کند مقام معنوي و قداست انتصاب الهي اوست زيرا ولي خدا از سوي خدا انتخاب شده و براي حکومت نصب مي شود و انتخاب خبرگان در حقيقت تشخيص و يافتن مصداق است نه نصب.
 
بيعت مردم موجب مقبوليت يافتن ولایت است؛ نه مشروعيت يافتن ولي خدا
 
سلیمانی امیری تصریح کرد: بيعت مردم نيز موجب مقبوليت يافتن آنست نه مشروعيت يافتن ولي خدا، اين تلقّي موجب مي شود که ما در تبعيت از ولي خدا قصد قربت کرده و اطاعت از او را اطاعت خدا بشماريم و براي اين اطاعت قداست قايل شويم و حالت تسليم و خضوع در درون ما زنده شود و از تبعيت حکم او احساس تحکّم و جبر نکنيم.
 
اين كارشناس ديني خاطرنشان كرد: بسياري از افراد آن زمان با امام علي(ع) به مخالفت پرداختند بنابراين هر يك از اين افراد متنفذ، به شيوه خاصى با آن حضرت به مخالفت برمى خاستند و افرادى مثل سعد بن أبي وقاص و ابوموسى اشعرى و اسامه بن زيد و محمد بن مسلمه و حسّان بن ثابت و غيره از شركت در جنگ هاى على(ع) كناره گيرى كرده و هر يك به بهانه اى از شمشير زدن در ركاب على(ع) شانه خالى كردند.
 
وي در ادامه تصريح كرد: كناره گيرى و مخالفت خواص ضربه سنگينى بر پيكر نظام سياسى علوى وارد آورد زيرا در آن روزگاران سران اصحاب پيامبر(ص)، نفوذ بسيار زيادى در ميان مسلمانان داشتند و مواضع سياسى و اجتماعى و اقتصادى و نظامى آنان سرنوشت بسيارى از مسائل و مشكلات نظام اسلامى را رقم مى زد و اگر سران اصحاب با خليفه بيعت مى كردند، ساير مسلمانان به او رأى مثبت داده و آن فرد مقبوليت اجتماعى پيدا مى كرد همان طور كه با رأى سعد بن وقاص و عبدالرحمن بن عوف و خودِ عثمان، خليفه سوم به خلافت رسيد.
 
سليماني امیری اظهار داشت: در تحليل و ريشه يابى پيروى عوام از خواص از اين نكته نبايد غافل بود كه خواص براى فريب دادن عوام، همواره سعى مى كردند به هويت مادى و دنيويِ جديد خود رنگ و لعاب دينى داده و براى اعمال و مواضع خويش توجيه شرعى و اخلاقى ترتيب دهند، تا در افكار عمومى به عنوان افرادى منحرف و خودباخته و يا دنياطلب و دين گريز جلوه نكنند.
 
عضو هیأت علمی مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) بیان داشت: از اين رو، مى بينيم طلحه و زبير كه به خاطر افزون طلبى در أخذ از بيت المال و به دست آوردن رياست از على(ع)جدا شدند و در برابر مردم، علت مخالفت خويش با على(ع) را شركت آن حضرت در قتل عثمان مطرح نموده و عثمان را به عنوان خليفه مظلوم و حضرت را به عنوان حامى قاتلان و خود را از منتقمان خون عثمان مطرح كردند و اين همان طرح و نقشه پليدى بود كه بسيارى از دوستان عثمان را كه معمولاً در بصره زندگى مى كردند فريب داد.
 
وی در پايان اظهار داشت: جالب اين است كه تا جنگ صفين، يعنى سال 37 هجرى، با حضور شخصيت هاى برجسته اى چون عمار بن ياسر و مالك اشتر و عمرو بن حمق و ابوالهيثم بن تيهان و هاشم مرقال، كه به دنياگرايى مبتلا نشده بودند، مردم از على(ع)حمايت مى كردند، اما پس از شهادت اين بزرگواران به دست عمّال معاويه، مردم دست از يارى حضرت امير(ع) برداشته و آن بزرگوار را تنها گذاشتند و نه تنها براى سركوبى و بركنارى معاويه اقدامى نكردند حتى از قلمرو خويش هم دفاع ننمودند.
پربازدیدترین آخرین اخبار