کد خبر:۱۹۴۵۸۸
ویژگیهای یاوران راستین مهدی(عج)؛ خواص حقشناس و ثابتقدم
بي ترديد ياران حضرت حجت (ره) سنگهاي زيرين انقلاب جهان هستند، همان گونه كه پيامبر(ص) با همراهي مهاجران و انصار رسالت شكوهمندش را به انجام رساند و علي(ع) با مجاهدات افسران رشيدش حماسه هاي بزرگ آفريد فريادرس موعود نيز...
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»، سيد محمد مهدي موسوي؛ شهيد مطهري در كتاب پيرامون انقلاب اسلامي، در تبيين مفهوم خواص و عوام مي گويد:«از آنجا كه انسان موجودي اجتماعي است همواره تكامل و پيشرفت خود را در همبستگي و تعامل با جامعه مي بيند. لذا انسان و جامعه داراي رابطه دوسويه تاثيرپذيري و تاثيرگذاري هستند. مردم نيز از حيث تاثيرات متقابل به دو گروه تاثيرگذار و تاثيرپذير تقسيم مي شوند. از ديدگاه جامعه شناسي گروه تاثيرگذار «خواص» و گروه تاثيرپذير را «عوام» مي نامند. گروه «عوام» در تشخيص هاي اجتماعي و تصميم گيري هاي جمعي از گروه «خواص» تاثير مي پذيرد و نظر آنها را به عنوان ملاك داوري و مرجع نهايي تصميم گيري درنظر مي آورد.»
واژه «خواص» به معني مردمان خاص، ضدعوام و يا برگزيدگان قوم است. اما واژه «عوام» جمع «عامه» است و در لغت به معناي توده مردم آمده است.
البته واژه «عوام» در لغت فارسي به معني مردم كم سواد يا بي سواد كاربرده مي شود و تركيب هايي مانند عوامانه، عوام فريبي يا عوام فهم به همين معني استفاده مي گردد.
در اصطلاح سياسي كلمه «عوام» و «خواص» را به معني فرومايگان و اشراف زادگان هم به كار مي برند، «عوام»، به مردم عامي يا طبقات پايين جامعه گفته مي شود و گروهي را كه در تلاش براي به كارگيري عوام در راه اهداف سياسي خويش هستند «خواص» گويند.
در فهم علوم و معارف ديني و قرآني، انسان ها براساس مراتب درك و فهم مطالب عميق ديني به دو طبقه عوام و خواص تقسيم مي گردند، هرچند كه در اين موضع طبقه خواص و عوام نيز داراي درجاتي هستند.
در انجام فرايض ديني هم، مردم به چند گروه تقسيم مي شوند گروهي به ظواهر دستورات عمل مي كنند و برخي به باطن اعمال توجه دارند، برخي در گروه عوام مي گنجند و برخي در سلك خواص مي باشند.
خواص و عوام در كلام رهبري
اما رهبر معظم انقلاب طي سخناني در تاريخ 20/3/75 در جمع فرماندهان لشكر 27 حضرت رسول(ص) ، در يك تقسيم جامعه شناسانه عوام و خواص را اينگونه تعريف مي كنند: «خواص كساني هستند كه از روي فكر، فهميدگي، آگاهي و تصميم گيري، كار مي كنند؛ يك راهي را مي شناسند و دنبال آن راه، حركت مي كنند... خواص؛ يعني كساني كه وقتي عملي انجام مي دهند، موضع گيري مي كنند و راهي را ]كه[ انتخاب مي كنند از روي فكر و تحليل است؛ مي فهمند، تصميم مي گيرند و عمل مي كنند... دربين «خواص»، كنار افراد باسواد، آدم هاي بي سواد هم هستند. گاهي كسي بي سواد است؛ اما جزو خواص است. يعني مي فهمد چه كار مي كند. از روي تصميم گيري و تشخيص عمل مي كند؛ ولو درس نخوانده، مدرسه نرفته، مدرك ندارد و لباس روحاني نپوشيده است. به هرحال، نسبت به قضايا از فهم برخوردار است.»
«عوام، كساني هستند كه نمي خواهند بدانند چه راهي درست و چه حركتي صحيح است. در واقع نمي خواهند بفهمند، بسنجند، به تحليل بپردازند و درك كنند. به تعبيري ديگر، تابع جوند. به چگونگي جو نگاه مي كنند و دنبال آن جو به حركت درمي آيند يك وقت مردم مي گويند زنده باد.اين هم نگاه مي كند ]و[ مي گويد زنده باد؛ يك وقتي مردم مي گويند مرده باد، او هم نگاه مي كند ]و[ مي گويد مرده باد.يك وقت جو اينگونه است اينجا مي آيد؛ يك وقت جو آن طور است، آنجا مي رود.»
رهبر معظم انقلاب در ادامه تقسيم بندي مردم به دو گروه خواص و عوام، خواص را نيز به دو گروه تقسيم مي كنند:
1- خواص طرفدار باطل كه همواره عليه خواص طرفدار حق برنامه ريزي و فعاليت مي كند.
2 - خواص طرفدار حق كه وظيفه مبارزه با باطل و گمراهي را دارد.
خواص طرفدار حق نيز به دو قسم تقسيم مي شوند. خواصي كه مي توانند در مواقع لزوم و بحران هاي اجتماعي از متاع و مقام دنيوي صرف نظر كنند و خواصي كه در مواقع حساس تاريخي به علت علاقه به متاع دنيا، مقام دلبستگي و شايد ترس از دست دادن موقعيت اجتماعي توانايي تصميم گيري درست و به موقع را ندارند.
یاران مهدی(عج)؛ خواص طرفدار حق
بي ترديد ياران حضرت حجت (ره) سنگهاي زيرين انقلاب جهان هستند، همان گونه كه پيامبر(ص) با همراهي مهاجران و انصار رسالت شكوهمندش را به انجام رساند و علي(ع) با مجاهدات افسران رشيدش حماسه هاي بزرگ آفريد فريادرس موعود نيز با همكاري مردان نمونه و خودساخته عدالت را به جهان باز خواهد آورد و زمين را به وارثانش يعني مستضعفان جهان خواهد بخشيد.
همه انبيا و مصلحان الهي هسته هاي اصلي نهضت خويش را با آزمايش برگزيده اند چرا كه راه دشوار است و آميخته با رنجها و بدون داشتن ياراني آب ديده سرد و گرم چشيده فداكار و باوفا نمي توان خطر كرد. ياران بي وفا و نامطمئن نه تنها حركت را به جلو نمي برند كه آن را به شكست خواهند كشاند.
طالوت كه در روايات ياران مهدي به ياران او تشبيه شده اند در نبرد با جالوت لشكريانش را باتشنگي آزمود. تن پروران و ناشكيبايان نظم را برهم زدند حريصانه به آب افتادند ولي صبور مردان از آن لب تر نكردند. از اين راه روشن شد كه گروه نخست ارزش و توان همراهي با طالوت را ندارند و سرانجام در رويارويي با سپاه دشمن وحشت آنان را فرا گرفت و از جنگيدن باز ماندند ولي گروه دوم كه ايمان فكري و بصيرت واقعي داشتند همه پيروزي را در اختيار خدا ديدند و صبورانه مقاومت ورزيدند.
ياران مهدي نيز براي رسيدن به درجه شايستگي همرهي از غربال هاي گونه گون گذر داده ميشوند و پس از پيمودن مراحل دشوار به قله رفيع «نصرت »بالا مي روند.
راز نزديك شدن به امام نه خويشاوندي كه كاميابي در آزمون هاي الهي است. پاره اي از آزمايشها پيش از قيام صورت مي گيرد و پاره اي پس از آن. طولاني شدن غيبت فتنه ها فريبندگيها افكار باطل جاه و مقام جلوه فروشان محراب داران دين به دنيا فروشان عالم نمايان و... بسياري از منتظران را از راه باز مي دارند مگر آنان را كه خدا راه نمايد. امام صادق(ع) مي فرمايد:
دوران غيبت قائم چنان به درازا خواهد كشيد تا حق در خلوص خود رخ نمايد و ايمانهاي خالص از ناخالص جدا شود كساني كه سرشت ناپاك داشته و ترس آن است كه به هنگام پيروزي دولت قائم منافقانه خود را در صف مومنان جاي دهند پيش از قيام مهدي از آن جدا شوند.به ميزان درجات ايمان و گذر از آزمون ها منتظران متمايز ميشوند و به ميزان مايه هاي ايماني در ياري امام بريكديگر پيشي مي جويند.
آنان براي اجراي دستورات مولايشان شب و روز نمي شناسند و به گاه خطر، جانشان را فداي او مي كنند. آنان مطيع تر از كنيز براي مولايشان هستند: آنان تا زماني كه خداوند راضي نشود، دست از شمشيرهايشان برنمي دارند.
اين همه به سبب آن است كه ياران مهدي(ع) شيعه راستين او هستند و چنان در ولايت او ذوب شده اند كه صفاتشان همچون افعال و صفات آن حضرت است.
ياران امام زمان(ع) چنان منيتها و خودخواهيها را در زير آسياب تهجد خرد كرده و ذوب در محبوب خود شده اند كه ديگر خودي نمي بينند تا زمينه ساز انديشه هاي شيطاني و اختلاف انگيز گردد. لذا همه يك دل به
دنبال رهبر واحد براي هدف واحد و وارسته از هرگونه وابستگي دنيوي قدم برمي دارند و راه هرگونه وسوسه هاي اختلاف برانگيز را بر شيطان دروني و بيروني بسته اند.
فروتني در عين صلابت
ياوران مهدي(ع) با وجود قدرت فوق العاده خود، كه طبق روايات هر يك نيرويي برابر چهل مرد دارند، قهرماناني، فروتن، خود ساخته و برخوردار از ارزشهاي اخلاقي و انساني اند و هرگز مغرور قدرت جسماني و موقعيت اجتماعي و سياسي خود نمي شوند و در مقابل مؤمنان سرتعظيم فرود مي آورند ولي در مقابل كافران مشركان و كج انديشان سر فراز، سرسخت و خشن هستند.
اصحاب امام زمان كه وجودشان لبريز از ايمان به خدا است و در عبادت و عبوديت كم نظيرند، نه به آفت غرور و مستي گرفتار مي شوند و نه از شمار اندك همراهان، در مراحل نخستين قيام و ظهور آن حضرت.
شجاعت بي نظير
صفتي كه به صراحت در روايات براي اصحاب امام زمان(ع) بر شمرده شده، شجاعت است. شجاعت صفتي ذاتي است و لوازمي دارد كه با وجود لوازم آن، اين صفت نيز حاصل مي شود و ياران آن حضرت همه لوازم شجاعت را در خود جمع كرده اند.
ياران مهدي(ع) از آنجا كه قلبشان مالامال از عشق به خدا و يقين به روز جزا و ياري پروردگار است؛ از هيچ كس هراسي به دل راه نمي دهند.
ياران حضرت ايمان به راه و هدف آن حضرت دارند؛ به او عشق مي ورزند؛ و همه هستي شان، فاني در وجود او است و عاشق شهادت در راه وي هستند.
از ديگر نشانه هاي شجاعت، قوت قلب است. اين نشانه نيز در ياران حضرت مهدي(ع) وجود دارد و در روايات مختلف از آن به قلب آهنين تعبير شده است؛
با وجود اين، دلي به لطافت نور دارند و دل استوارشان بسان قنديلهاي نور مي درخشد.
ثبات قدم در مسير حق
بي شك هر ساختمان يا بنايي که ساخته ميشود نياز به ستوني محکم دارد تا از ويران شدن آن، جلوگيري کند؛ حال، هرچه بنا بلندتر و عظيمتر باشد، ستونهاي استوارتر و مستحکمتري نياز خواهد داشت. هر جنبش و انقلابي که صورت ميگيرد نيز، نياز به استوانههايي دارد که همانا، ياوران آن قيام هستند. استواري و ثبات قدم انصار و ياران يک انقلاب، در پابرجا ماندن آن، نقش به سزايي دارد؛چنانچه در آيات نوراني قرآن، ادعيه و زيارات نيز، بر ثبات قدم و استقامت در راه حق، تأکيد بسياري شده است
انقلاب جهاني حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف، علاوه بر آنکه از يک رهبريِ ويژه برخوردار است، داراي ياران ويژهاي هم هست که مهمترين امتياز آنها يکدلي و ثبات قدم ميباشد.
اين خصلت به قدري بااهميت ميباشد که عدم وجود آن، باعث لغزش بسياري از افراد شده است؛ از جمله، طلحه و زبير که سردسته و اولين نفرات بيعتکننده با امام زمانِ خود بودند؛ ولي وقتي اوضاع را بر وفق مراد خود نديدند، از صراط حق لغزيدند و به دنبال خطّ باطل رفتند تا جاييکه در مقابل حق، جبهه گرفتند و در امتحان الهي سرافکنده گشتند.
در زمان ظهور نيز، چه بسا افرادي که دچار تزلزل شده و از گرد امام پراکنده ميشوند. لذا حال که در زمان غيبت يوسف زهرا عليها السلام به سر ميبريم، جا دارد ذکر لبهايمان هميشه اين آية مبارکه باشد که: «پروردگارا به ما تاب و توان ببخش و گامهاي ما را استوار گردان و بر کافران پيروزمان بدار»و نيز از خدا بخواهيم ماداميکه زندهايم، ما را در ولايت و دوستي دين وآئين ائمه و امام زمانمان عليهما السلام ثابت بدارد.
به راستی چه كساني تا آخر مهدوي مي مانند؟!
اساسا رسم روزگار چنين است که در همه زمانها و موقعيتها، انسانها امتحان و آزمايش شوند تا افراد خوب از بد، مشخص شوند و افراد راستين، باقي بمانند. حتي در زمان حکومت امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف، بسياري از افراد- که دم از عشقِ به ولايت و امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف ميزنند- مانند زنبوران عسل که در اطراف کندو جمع ميشوند، گرد امام ميآيند اما آيا همه آنها تا انتها باقي ميمانند؟! در موقع توزيع بيتالمال و تقسيم پستهاي حساس و عزل و نصبهايي که براساس عدل الهي است، افراد از يکديگر متمايز خواهند شد. پاي شهوات که به ميان ميآيد، افراد منافق با ايمان وداع کرده و به دنبال منافع خود ميروند.
گروهي از افراد، نه بهخاطر رضايت خداوند و امام زمان خود، بلکه بهخاطر بدست آوردن پست و مقام، بسيار تلاش ميکنند؛ ولي وقتي اوضاع را باب ميل خود نمييابند، دست از ياري برداشته و دنبال روِ حزب و گروهي ديگر ميشوند. از جمله، طلحه و زبير، که به طمع فرمانراوييِ بصره و کوفه با امام بيعت کردند، اما زماني که امام، تقاضاي آنها را رد کرد، مخفيانه به مکه رفته و با استفاده از بيتالمالِ غارت شده توسط امويان، سپاهي تشکيل داده، رهسپار بصره شدند و آنجا را تصرف کردند و در نهايت، جنگ جمل را به راه انداختند.
امام صادق (ع) در حديث شريفي ميفرمايند: «هنگاميکه قائم خروج ميکند کسي که به نظر خويش از اهلِ اين کار (ولايت) بود، از اين کار بيرون ميرود و کسيکه همانند پرستندگان آفتاب و ماه است در اين کار داخل ميشود»
جهل؛ آفت جدي عوام آخر الزمان
بدترين دردي که ممکن است دامنگير انسانها شود، جهالت و ناداني است؛چراکه خود اين عامل، ميتواند زمينهساز عوامل فوق هم باشد. چونان جهل و ناداني خوارج در جريان حکميت که فريب نيرنگ عمروعاص و سپاه شکست خورده معاويه را خوردند. در آن ماجرا، سپاه معاويه- به جبران شکست و ترس از جان خود در برابر پيروزي سپاه حق- قرآنها را بر سر نيزه کردند و خوارج که اين صحنه را ديدند با اين بهانه که ما با قرآن نميجنگيم، دست از جنگيدن و ياري کردن امام زمانِ خود برداشتند و کار را به جايي رساندند که حضرت را وادار به پذيرش حکميت کردند و بدين وسيله، فرمان امام خود، مبني بر ادامة جنگ با دشمنِ نيرنگباز را زير پا گذاشتند. آيا امام علي عليه السلام- که خود، قرآن ناطق است- به مسايل،آگاهتر است يا گروهي متعصب که از قرآن چيزي جز تلاوتش نميدانند؟!
در روايات آمده است که در حکومت امام زمان نيز عدهاي قرآن به دست، از مساجد، عليه امام زمانِ خود قيام ميکنند.
جهل و ناداني تا چه حدّ که با قرآن صامت، به جنگ عليه قرآن ناطق ميروند![نظير وهابيون که براي سخنان واهي و بي منطق خود قرآن را بهانه ميکنند].
از آنجا که رسيدن به هدف نهايي و درک حکومت امام (ع) سعي و تلاش فراوان نياز دارد، ثبات قدم و استواري، مهمترين توشة اين راه است؛ چراکه اگر انسان، دچار لغزش و بياعتمادي باشد، نميتواند از آن امتحان الهي سربلند بيرون آيد و مرتکب انحرافاتي خواهد شد. لذا در سجدة زيارت عاشورا، بعد از شکر و حمد خدا، از او ميخواهيم: «مرا نزد خود با امام حسين عليه السلام و اصحابش، ثابت قدم بدار».
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰