کد خبر:۱۹۴۶۹۴
فرهنگ مالیاتی حلقه مفقوده در اقتصاد ایران
بحث «فرهنگ مالیاتی» موضوعی نیست که تنها دولت اراده کرده و به صورت دستوری به مجموعه زیردست ابلاغ نموده و آن را نهادینه کند؛ فرهنگ مالیاتی نیاز به یک باور و اعتقاد قلبی و یک عزم جدی دارد ...
گروه اقتصادی «خبرگزاری دانشجو» - هدایت الله طاهری؛ همان طور که می دانیم یکی از پرکاربردترین واژه های عرصه سیاستگذاری عمومی، اصطلاح «تولید ناخالص ملی» است و آنچه بیش از همه برای مسئولان اقتصادی مهم مي باشد نسبت بین تولید ناخالص ملی با مالیات پرداختی توسط مردم است. تحقیقات نشان داده كه اين نسبت در سوئد 47.9 درصد، فرانسه 44درصد، نروژ 43.6 درصد، ایتالیا 42.6 درصد، ترکیه 32 درصد و متاسفانه در ایران 6.1 درصد می باشد.
درآمدهای مالیاتی بهترین و سالمترین منابع درآمدی دولت ها جهت نیل به اهداف اقتصادی و اجتماعی در جامعه است؛ مالیات، مشارکت مردم در تامین هزینه های عمومی و نوعی هزینه اجتماعی که مردم به عنوان بهای استفاده از خدمات دولت می پردازند، بوده و در واقع مالیات ابزار توزیع عادلانه ثروت ملی است و اخذ دقیق و بموقع آن به کاهش طبقاتی منجر می شود. مالیاتی که در ایران داده می شود معادل 25 درصد بودجه بوده این در حالی است که در آمریکا 97 درصد، در اتریش 94 درصد و اتحادیه اروپا 93 درصد بودجه دولت ها را مالیات تشکیل می دهد.
بر اساس گزارش صندوق بین المللی پول، تولید ناخالص ملی ایران در سال 2011 به 990 میلیارد دلار رسیده و ایران هفدهمین اقتصاد بزرگ جهان شناخته می شود، لیکن متاسفانه مالیاتی که در ایران گرفته می شود دهها برابر کمتر از کشورهایی است که در ردیف آنان قرار داریم.
منتقدین سازمان مالیاتی در گذشته، ساز و کار و دستگاه مالیاتی را به «تور ماهیگیری» تشبیه نموده و می گفتند که این دستگاه همچون توری است که ماهیان ریز را صید کرده و ماهیان بزرگ (کنایه از مودیان بزرگ و دارای درآمد هنگفت) اصلاً از دهانه تور وارد آن نمی شوند که بخواهند به چنگ آیند.
بد نیست بدانید که امروزه بیش از 40 درصد اقتصاد کشور ما از مالیات معاف بوده و حدود 20 درصد از کشور هم یا اصطلاحاً خاکستری هستند یعنی اینکه فعالیت رسمی دارند و مالیات نمی دهند و یا لایه سیاه هستند یعنی فعالیت هایی مي كنند که رسمی نیستند و به هیچ عنوان در اقتصاد شناسايي نمی شوند و یا نمی خواهند که شناسايی شوند (مثل قاچاق)؛ با اين حساب، عملاً حدود 60 درصد اقتصاد کشور در تور مالیات نبوده و کل بار مالیاتی بر روی 40 درصد اقتصاد کشور است.
تحقیقات نشان داده است که رابطه افزایش سطح درآمد با میزان ارتکاب فرار مالیاتی مستقیم بوده و افراد با استخدام مشاوران خبره، راه های کمتر مالیات دادن را طی می کنند، از همین رو دولت در چند سال اخیر با مکانیزه نمودن سیستم مالیات بر مشاغل، خودرو و املاک، الکترونیکی نمودن پرونده ها و اظهارنامه های مالیاتی، استقرار سیستم یکپارچه اطلاعاتی، تلاش در جهت کاهش زمان دادرسی مالیاتی، برقراری مالیات بر ارزش افزوده و غیره گام های بلند و اساسی ای در تغییر نگرش نسبت به مالیات انجام داده که درخور توجه و قابل تحسین بوده، لیکن آمارها همچنان نشان از عدم توفیق به نسبت دیگر کشورها را دارد.
براستی علت این همه نابرابری در اخذ مالیات چیست؟ چرا کشور ما با وجود تلاش های زیادی که در عرصه مالیات انجام داده همچنان فاصله زیادی با دیگر کشورها دارد؟ متاسفانه بخش عمده ای از رواج فرهنگ غلط مالیاتی در ایران که فرار از پرداخت مالیات از دید عموم جامعه به یک ضد ارزش و عملی نکوهیده که ارزشی در خور تحسین بوده به تاریخ حکومت های پادشاهی در کشور باز می گردد، جایی که مالیات نه ابزاری برای آبادانی کشور، که روشی تنبیهی برای مجازات مردم و البته هزینه های پادشاهی بود و وقتی مردم می دیدند نقشی در حکومت ندارند و پولی كه به اسم مالیات و خراج پرداخت می کنند در جایی هزینه می شود که نفعی برایشان ندارد تا می توانند از پرداخت آن دوری می کنند.
باید پذیرفت که پرداخت مالیات، با وجود تمام مزایایی که برای اقتصاد کشور به دنبال دارد هنوز به صورت یک فرهنگ پذیرفته شده در اقتصاد ایران نیامده است و همین امر موجب می شود مالیات از دید بسیاری از مردم، کسبه و صاحبان بنگاه اقتصادی، پولی باشد که دولت از دسترنج آنها می گیرد.
بخش مهمی از این دیدگاه به ضعف فرهنگ مالیاتی در کشور باز می گردد و بخشی دیگر به وضعیت ساختارهای نظام مالیاتی کشور، که نتوانسته آن گونه که شایسته یک اقتصاد رو به پیشرفت است، بخش مالیات را تقویت کند.
از سوی دیگر به دلیل ساختار سنتی حاکم بر نظام های مالیاتی کشور، بسیاری از فعالان اقتصادی همواره چانه زنی با ماموران مالیاتی را یکی از بهترین گزینه ها در کاهش مالیات خود می دانند.
یکی از بزرگترین مشکلات این است که مردم نمی دانند درآمد مالیاتی به طور دقیق در کجا هزینه می شود که اگر چه لزومی بر اعلام جزئیات آن توسط دولت نیست، لیکن اعلام میزان هزینه های عمرانی از محل مالیات می تواند تاثیر داشته باشد.
اگر چه بسیاری عوامل مختلفی همچون پیچیدگی و ابهام در قوانین و مقررات مالیاتی، ضعف سیاست های مالیاتی، بی توجهی به منابع انسانی کارآمد، فقدان پاداش و تنبیه متناسب با عملکرد مودیان، اطلاع نداشتن مودیان از حقوق خود و وجود نداشتن نظام های اطلاعاتی از وضعیت اقتصادی افراد را عمده مشکلات پیش روی سازمان مالیاتی می دانند، اما آنچه که از همه این عومل مهمتر است موضوع «گسترده نبودن فرهنگ نظام مالیاتی» می باشد.
همان طور که در بالا نیز گفته شد دولت در جهت حل معضلات فوق گام های خیلی خوبی برداشته و یکی از هفت طرح مهم اقتصادی خود را بحث «تحول مالیاتی» مطرح نموده است؛ یکی از محورهای مطرح شده این طرح اطلاع رسانی و ارتقاي فرهنگ مالیاتی است كه نشان از وقوف دولت بر چالش ها دارد؛ البته تلاش های انجام شده هر چند که مفید است، اما در مقابل سال ها بی توجهی به این بخش راه درازی پیش روی برنامه ریزان این بخش قرار داده تا فرهنگ پرداخت مالیات در جامعه را نهادینه كنند كه با چنین سابقه ذهنی چند صد ساله، حتی کارآمدترین نظام های مالیاتی نیز بخش مهمی از کارآمدی خود را از دست می دهند.
در یک حکومت مردم سالار، در تمامی زمینه ها مردم، خود را در آینده و سرنوشت دخیل دانسته و بايد علاوه بر مشارکت در انتخابات جهت امور سیاسی، به این باور نیز برسند که برای رفاه و آسایش بیشتر و آینده خود و فرزندانش مالیات پرداخت كنند.
مردم بايد بدانند كه پرداخت کم مالیات به منزله کاهش خدمات عمومی است، بنابراين باور این مسئله، افراد را تشویق به پرداخت مالیات به صورت داوطلبانه می كند که تمام این مطالب مستلزم اعتماد مردم به دولت است.
در نمونه دینی آن می توان به مسئله خمس و زکات اشاره كرد که مردم با توجه به آموزه های دینی و با اعتقاد و باوری که دارند، سالانه در صورت مشمول بودن پرداخت می كنند و نیاز کشور ما نیز حرکت به سمت این باور است.
بحث «فرهنگ مالیاتی» موضوعی نیست که تنها دولت اراده کرده و به صورت دستوری به مجموعه زیردست ابلاغ نموده و آن را نهادینه کند.
فرهنگ مالیاتی نیاز به یک باور و اعتقاد قلبی و یک عزم جدی در بین شرکت ها و موسسات دولتی و بخش خصوصی و مسئولان حکومتی دارد و نمی توان تنها به چند جلسه، همایش و کنفرانس و به به و چه چه گفتن سخنرانان اکتفا كرد.
زمانی که خود مسئولان دولتی ملزم به پرداخت مالیات شوند، ولي به انحاي مختلف از دادن مالیات خودداری كرده و طفره بروند، اتفاقی که در مورد مالیات ارزش افزوده خواهد افتاد، موید این واقعیت تلخ است که مسئولان دولتی که بايد خود سردمدار زمینه سازی فرهنگ مالیاتی باشند در این زمینه تعلل می کنند.
تلاش های زیاد سازمان امور مالیاتی کشور در چند ساله اخیر تنها یک وجه قضیه بوده و وجه دیگر آن خواست و اراده رسانه های ارتباط جمعی و فعالان عرصه فرهنگ و هنر است؛ وجهی که اگر همچون گذشته نادیده گرفته شود فعالیت سازمان را ابتر و ناقص می كند، بنابراين بر همه رسانه های جمعی لازم است که با حضور جدی تر نقش خود را پررنگ تر كنند.
به اين ترتيب لازم است این امر را به ضرورتی غیر قابل انکار مبدل كرده و برای ساختنی ایرانی آرمانی همه با هم تلاش كنيم.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰