کد خبر:۱۹۸۷۲۰
به بهانه سالگرد شهادت شهید صدوقی؛
خاطرات مقام معظم رهبری از شهید محراب
رهبر انقلاب با اشاره به خاطرات همراه بودن با شهید صدوقی بیان کردند: چند نفر از ائمه جمعه معروف و بزرگ بودند كه حتی یك لحظه هم درباره بنیصدر دچار اشتباه نشدند، مرحوم آیت الله صدوقی از جمله آنها بود.
گروه فرهنگی «خبرگزاری دانشجو»، روابط شهید صدوقی و حضرت آیت الله خامنه ای به دوران پیش از انقلاب و زمان تبعید رهبر انقلاب به ایرانشهر بر میگشت و از همان زمان رابطه صمیمانه ای بین این دو بزرگوار برقرار شده بود و شهید صدوقی پیوسته به مقام معنوی و علمی و درایت سیاسی حضرت آیت الله خامنه ای اشاره و بر آن تأکید می کردند.
در ادامه به خاطرات مشترک شهید صدوقی و مقام معظم رهبری و ویژگی های شهید صدوقی از زبان رهبر انقلاب اشاره می کنیم.
شهید صدوقی و بنیصدر
مرحوم صدوقی دقیقا در جهت خط امام بود، مواضع سیاسی ایشان مواضع سیاسی بسيار درستی بود؛ مثلا از زمانی بحث رياست جمهوري بنی صدر مطرح شد و بعضی از افراد خوب و مؤمن در گوشه و كنار دچار اشتباه شدند و برای مدت كوتاه و یا بلندی درباره بنی صدر با نگاه موافق نگاه كردند. چند نفر از ائمه جمعه معروف و بزرگ بودند كه حتی یك لحظه هم دچار این اشتباه نشدند، از جمله مرحوم آیت الله صدوقی بود. البته باید همین جا بگویم كه مرحوم آیت الله دستغیب و مرحوم آیت الله مدنی این دو شهید دیگر محراب هم در این جهت، مثل آیت الله صدوقی بودند، یعنی هیچ دچار سلطه و لغزشی در مورد بنی صدر نشدند.
مصلحت یا شریعت
در مورد ارتباطات مقامات دولتی با سیاست های خارجی، ایشان همیشه یك فرد صد در صد، ضد آمریكایی بود یعنی ضد آن سیاست مهاجم بر انقلاب ما بود و آدمی نبود كه اهل نرمش باشد در مصوباتی كه همیشه داشتیم خوب، بعضی از مصوبات بود، كه شاید دقیقا منطبق بر موازین شرعی نبوده یا از روی علت و یا از روی احساس ضرورت، مرحوم آیت الله صدوقی با این گونه مصوبات مقابله می كرد؛ یعنی بر روی معیارها و ضوابط شرعی یك اصرار و پافشاری فوق العاده ای داشت كه نمونه این را ما در سمینار ائمه جمعه كه در قم تشكیل شد، مشاهده كردیم در مجلس خبرگان هم همین جور بود و در جاهای دیگر هم همین حالات و خصوصیات از ایشان مشاهده می شد.به هر حال یك فرد پابند به مواضع درست اسلامی و مواضع درست انقلابی ما، در همه تجربه ها از آغاز انقلاب تا آخر بود.
پرتلاش و خستگی ناپذیر
یكی دیگر از خصوصیات مرحوم صدوقی، خستگی ناپذیریش بود و آدمی نبود كه بگوید كه حالا بالاخره كار خودمان را كردیم و برویم گوشه ای بنشینیم و هنگامی كه عمل جراحی را روی چشم ایشان انجام داده بودند، ایشان از حالت بیماری در حقیقت از بیمارستان بیرون آمده بود.
بنده روی علاقه ای كه به ایشان داشتم، از ایشان خواهش كردم كه چند وقتی در تهران بمانند و گفتم كه خوب است، یزد نروید، ته دلم این فكر بود كه ممكن است یزد برای ایشان مسئله ای پیش بیاید و سوءقصدی بشود و گفتم:مصلحت نیست شما بروید یزد، در تهران باشید و استراحت كنید. ایشان شاید خیلی استدلال هم نمی كردند، ولی قبول نكردند، گفتند: می خواهم بروم یزد و به جبهه هم بروم كه من به ایشان گفتم: شما خوب است اگر جبهه می روید، به طرف غرب بروید كه آنجا هوایش در فصل بهار و اردیبهشت خوب است و جنوب نروید چون گرم است.
ایشان گفتند كه تا ببینیم چه می شود و ناگهان دیدیم ایشان سر و كله اش از جنوب پیدا شد و در حمله بیت المقدس حاضر بود و همه مردم در تلویزیون دیدند كه ایشان چه رزمنده خستگی ناپذیری بود و دنبال كار بود و خستگی نداشت.
مطیع امام
یك خصوصیت دیگر ایشان كه واقعا مهم بود این بود كه تسلیم و مطیع امام بود وفكرش و عقیده اش و عملش در جهت و در خط فكر و عقیده و عمل امام بود و هیچگونه رأی و فكری را بر رأی و فكر امام ترجیح نمی داد به همین دلیل بود كه مواضع ایشان از اول انقلاب تا زمان شهادتشان یك مواضع صد در صد صحیح و درست بود و آن روح نظرات امام را می فهمید، همان جور اظهار می كرد و همان جور عمل می كرد.
شجاع و نترس
از جمله خصلت های عالی ایشان شجاعتشان بود اعلامیه های آیت الله صدوقی اولاً در سطح ایران منتشر می شد و ثانیاً مضامین تند و راهگشایی داشت و دستگاه، خیلی حساس بود ولی ایشان هراسی نداشتند.
همان اوقات در یزد گفته می شد که عوامل دستگاه قصد جان ایشان را دارند، ولی ایشان بدون هیچ گونه محافظتی و مراقبتی به مسجد می رفتند و می آمدند و اجتماعات بسیار بزرگی در مسجد ایشان تشکیل می شد.
در اواخر سال 57 بود، شاید حدود آذر یا آبان، درست یادم نیست. بنده از تبعید بر می گشتم و از طریق یزد آمدم به مسجد ایشان. وقتی رفتم دیدم که اینجا مثل اینکه جزو محیط اختناق کشور ایران نیست که توی مسجد ایشان اعلامیه هایی زده بودند، همه خیلی آزاد می آمدند و می خواندند.
در این اعلامیه ها مضامین فوق العاده تحریک آمیزی وجود داشت و آنکه یادم مانده، مثلاً فرض بفرمایید مقایسه ای شده بود میان بهای تانک ها و هواپیماها و وسایل نظامی که دستگاه از پول ملت می خرید و علیه ملت به کار می برد، به جای ساختن مدارس و بیمارستان ها و دیگر امور خیریه که می توانست در خدمت ملت باشد.
همین را اعلامیه کرده و پشت شیشه مسجد ایشان زده بودند و مردم می آمدند و می خواندند و به یکدیگر می گفتند.
و یا طریقه ساختن کوکتول مولوتوف یا نارنجک دستی را آنجا زده بودند! مردم خیلی راحت می رفتند و می خواندند و می آمدند و پاسبان ها و پلیس جرئت نمی کردند که بروند توی مسجد ایشان و بگردند و اعلامیه ها را بکنند.
خود این بزرگوار هر شب منبر می رفتند و جمعیت بسیار انبوهی در مسجد حظیره جمع می شد. ایشان با بیانات خودشان ارشاد می کردند و صریحاً علیه دستگاه، و علیه مقامات انتظامی و اجرایی مطالبی را می گفتند؛ لذا از شجاعت ایشان، مردم یزد هم شجاعت پیدا کرده بودند و روحانیونی هم که دور و بر ایشان بودند، شجاعت پیدات کرده بودند.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰