سياست بايد در چارچوب اخلاق تعريف شود
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۹۸۷۶۳
حجت الاسلام مصطفي پور در نشست رابطه اخلاق و سياست:

سياست بايد در چارچوب اخلاق تعريف شود

عضو بنياد علوم وحياني اسراء تصريح كرد: در اسلام برخلاف ديدگاه‌هاي رايج و موجود جهان، اصول اخلاقي پايه‌گذار سياست بوده و سياست بايد در چارچوب اخلاق تعريف شود.
به گزارش خبرنگار علمي «خبرگزاري دانشجو»، حجت الاسلام مصطفي‌پور شب گذشته در نشست رابطه اخلاق و سياست در بخش تحول علوم انساني نمايشگاه قرآن به تبيين مواضع اسلام در ارتباط اين دو مفهوم با يكديگر پرداخت كه متن گزيده اي از مهمترين سخنان وي به شرح زير است:

ايده تغيير علوم انساني كه جمهوري اسلامي به دنبال تحقق آن است، يك ايده بسيار مهم است. در ميان علوم يكي از علوم مهم انساني علوم اجتماعي مي باشد كه خود به چند شاخه تقسيم مي‌شود كه همه به حوزه زندگي انسان‌ها مربوط است.

 يكي از شاخه‌هاي مهم علوم انساني، علوم سياسي است. به علوم سياسي موجود انتقادهايي وارد است؛ اما بزرگترين مشكل در زمان ما ناديده گرفتن اخلاق در علوم سياسي موجود است كه پيامد آن ناديده گرفتن ارزش‌هاي انساني خواهد بود.

 در تفكرات ليبراليستي انسان محور است؛ لذا وقتي كه از انسان و خواست او صحبت مي‌شود هيچ چيز آزادي او را محدود نمي‌كند به همين دليل وقتي كه مسئله عدالت مطرح مي‌شود طرفداران اين نوع آزادي با آن مخالفت مي‌كنند زيرا عدالت آزادي آنها را در راه رسيدن به خواست‌هايشان محدود مي‌كند.

 در چنين تفكري ما نمي‌توانيم از عدالت و اخلاق صحبت كنيم، زيرا اخلاق يك سري ارزش را تعريف مي كند كه محدود كننده عملكرد افراد است.

 در بحث ديدگاه انديشمندان در رابطه اخلاق با سياست چند ديدگاه وجود دارد گروهي معتقدند كه اخلاق به حوزه زندگي فردي انسان باز مي‌گردد و سياست مربوط به حوزه اجتماعي زندگي بشر است لذا نمي‌توان رابطه‌اي براي اين دو قائل شد.

 ديدگاه بعدي به حضور اخلاق در سياست معتقد است؛ اما از ديد اين گروه اخلاق تابع سياست است و به عنوان وسيله‌اي براي اجراي اهداف سياسي خواهد بود.

 اين دو ديدگاه شكل‌دهنده حكومت‌هاي سياسي موجود در جهان هستند اما اسلام معتقد است كه اخلاق به عنوان اصل و پايه مطرح است و سياست در ذيل آن قرار مي گيرد، لذا سياست بايد خود را در چارچوب اخلاق تعريف كند.
 
بر طبق اين ديدگاه، قدرت كه يكي از مولفه‌هاي اصلي سياست است، بايد خود را با اخلاق هماهنگ كند و اخلاق جهت‌دهنده قدرت رهبران سياسي است.

علت قبول اين ديدگاه از سوي مسلمانان روايتي است از پيامبر كه مي‌فرمايند: خداوند اول من را متخلق كرد و پس از آن كه اخلاق در من نهادينه شد امور مردم را به من واگذار كرد تا سياست را در بين بندگان خدا پياده كنم.
 
يكي از شاخصه‌هاي مهم پيامبر براي اداره جامعه رحمت و مهرباني او بود؛ در فتح مكه وقتي عده‌اي اسير شدند همه مي‌گفتند كه امروز روز انتقام است ولي پيامبر گفت امروز روز رحمت و رافت است.

برخي اخلاق را به عنوان وسيله‌اي براي سياست‌ در نظر مي‌گيرند و مكاتبي را معرفي مي‌كنند يكي از اين مكاتب، مكتب سودگراست اين مكتب مي‌گويد كه ما هر كاري كه انجام مي‌دهيم با بر اساس منفعت افراد جامعه باشد انتقادي كه به اين ديدگاه از نظر ما وجود دارد اين است كه فقط سود مادي در اينجا مطرح شده و اگر قدرت سياستمداران به دليل سود ديگران در خطر باشد منفعت افراد جامعه را در نظر نمي‌گيرند.

اما در اسلام اين نظرات مطرح نيست و اخلاق براي سياستمداران يك ضرورت اوليه است و سياستمدار بودن اخلاق از ديد اسلام مسلمان نيست.

امروز در بحث‌هاي مديريتي 3 نوع سرمايه اقتصادي، انساني و اجتماعي مطرح مي‌شود سرمايه اجتماعي به نوعي مهم‌ترين سرمايه است زيرا مي‌تواند حفظ كننده قدرت و حكومت باشد.

سرمايه اجتماعي بر پايه اعتماد متقابل ميان مسئولين و مردم شكل مي‌گيرد و از طريق مشاركت مردم در جامعه اجرا مي‌گردد اما اگر اين اعتماد به دليل بي‌اخلاقي مسئولين از بين برود ما شاهد از بين رفتن مشاركت و به تبع آن حكومت خواهيم بود لذا اين سرمايه با اخلاق در جامعه ايجاد مي‌گردد.

بنابراين 3 ويژگي سياستمداران تخصص مديريتي است يعني مدير بايد هر مسئوليتي كه دارد متناسب با آن تخصص او باشد.

ويژگي بعدي تعهد است شرط داشتن تعهد اخلاق است متاسفانه يكي از مشكلات ما وجود تظاهر و نفاق است سومين ويژگي تجربه است اگر مديري تجربه كافي را نداشته باشد در اجراي مسئوليت خود موفق نخواهد بود.

اگر مسئولين اين سه ويژگي را نداشته باشند سرمايه اجتماعي را از دست مي‌دهند.
 
پربازدیدترین آخرین اخبار