کد خبر:۲۰۰۷۵۷
سیاست منطقه ای جمهوری اسلامی در قبال سوریه
طرح تحول بنیادین با رویکرد حاکمیت مردم سالاری و دین سالاری، سیاست محوری جمهوری اسلامی در مورد کشورهای منطقه بوده و هست.
گروه سیاسی «خبرگزاری دانشجو»، غلامرضا ملک علیپور؛ سوریه (شام قدیم) کشور همسایه غربی ایران است و مابین دو همسایه غربی ترکیه و عراق قرار دارد. این کشور ضمن برخورداری از شرایط اقلیمی خاص به دلیل قرار گرفتن در کریدور تجاری شرق و غرب همیشه از موقعیتی خاص برخوردار بوده است؛ فلذا کشوری است برمبنای اقتصاد بازرگانی و تجاری و بیش از اینکه یک کشور تولیدکننده کالا باشد یک حلقه بارگیری و انتقال کالاست و همین امر سبب شده است که در طول تاریخ پذیرای قومیت ها و هویت های متعدد باشد.
بعد از تولد اسلام در شبه جزیره عربستان، دستگاه اموی این منطقه را به عنوان حوزه استحفاظی و نفوذ خود قرار داده است و برای تسلط بر آن اقدامات استعماری فرهنگی و نظامی زیادی در آن منطقه رقم زدند؛ فلذا اسلام به صورت اسلام اموی (اسلام کاخ نشینی و زر و زیور) در سوریه حضور یافت.
سوریه بعد از سقوط امویان همواره دست به دست شد تا اینکه بیش از 500 سال تحت تسلط امپراتوری عثمانی قرار گرفت و در دهه 20 و در شرایط ضعف امپراتوری عثمانی و انگلیس بعد از جنگ دوم جهانی با قیام علیه امپراتوری عثمانی اعلام استقلال نموده و تشکیل جمهوری اسلامی سوریه با محوریت حزب بعث را آغاز کرد.
در سال های نخست حزب بعث سوریه و عراق نقاط مشترک زیادی داشته و برناسیونالیسم و تامین منافع ملی تاکید داشتند، اما به مرور زمان و تاکید زیاد بر منافع ملی توسط رهبران هر یک از دو کشور، بلند پروازی های عبدالکریم قاسم و صدام و حاکمیت سیاست انگلیس (مبنی براختلاف بینداز .و حکومت کن ) و برخی مشکلات مرزی، زمینه ساز اختلافات نفس گیر دو کشور شد؛ به نحوی که در چند مرحله حملات فیزیکی و دیپلماتیک علیه همدیگر را نیز تمرین کردند.
جنگ سوریه با اسرائیل، از دست دادن بلندی های جولان و نگرانی امنیتی حاکم بر سوریه زمینه ای شد که سوریه دو کار دراز مدت را در برنامه خود قرار دهد: يكي از ورود در هر گونه مقابله و مبارزه و جنگ با همسایگان خودداری نماید و حتی بعضا نقش یک میانجی را ایفا نماید و دوم اينكه برای انسجام بخشی و وحدت درونی و جلوگیری از تنش ها و آشوب های داخلی، حکومت نظامی اعلام نماید.
همین سیاست اعلام نظامی و فراگیر بر کشور سوریه 42 سال طول کشید و با توجه به توصیه های کشورهای متعدد از جمله جمهوری اسلامی ایران به بنیانگذار حزب بعث و رهبر استقلال سوریه، حافظ اسد و فرزند ایشان بشار اسد، رئیس جمهور کنونی همواره از لغو دستور حکومت نظامی طفره رفته و این نگاه خود، مسبب حکومت میلیتاریستی و ارتش سالارانه طویل المدت در سوریه شد؛ به نحوی که در سال گذشته و بعد از توسعه آشوبها و اعتراضات داخلی مبنی بر اصلاح قانون اساسی گردید و همین عقب نشینی اجباری دولت سوریه و توجه به درمان به جای پیشگیری، خود باعث افزایش توقعات وانتظارات آشوبگران و احساس امیدواری به موفقیت در صورت ادامه آشوبها و فشارها گردیده و این امر همچنان ادامه دارد و مستوجب هزینه های بالای نظامی، اقتصادی، امنیتی و دیپلماتیک بردولت بشاراسد شده است.
جمهوری اسلامی ایران به دلایلی چند موافق تغییرات بنیادی در سوریه می باشد؛ نخست اینکه پایان هرگونه فضای اختناق و استبداد برابر آموزه های قرآنی و تجربه های تاریخی، قیام مردمی و انقلاب علیه استبداد می باشد و این مقوله هم تجربه ایران قبل از انقلاب اسلامی است و هم باور جمهوری اسلامی.
از آنجایی که همیشه سرنوشت انقلاب ها به نفع ایران ممکن است نباشد؛ لذا جمهوری اسلامی در راستای حفظ امنیت منطقه، تداوم اسلام خواهی و تشکیل نظام های اسلامی در منطقه، جلوگیری از سوءاستفاده بیگانگان و سوار شدن بر امواج انقلابی و حفظ منافع ملی و امنیت خود در همه کشورهای استبدادی منطقه از جمله سوریه به دنبال تحول به سمت تشکیل نظام مردم سالارانه بوده و هست، حتی در مورد فلسطین و سرنوشت سرزمین های اشغالی، جمهوری اسلامی بارها پیشنهاد برقراری همه پرسی برای تعیین نوع نظام و کشور حاکم را داده است که این پیشنهاد شاید رادیکال ترین نوع مردم سالاری است و کشورهای مدعی دموکراسی نه اینکه پیشنهاد نداده اند، بلکه جرات پذیرش آن یا جرات طرح بحث آن روی میز مذاکره را نداشته اند؛ بنابراین طرح تحول بنیادین با رویکرد حاکمیت مردم سالاری و دین سالاری سیاست محوری جمهوری اسلامی در مورد کشورهای منطقه بوده و هست.
دلیل دوم جمهوری اسلامی برحمایت از تغییر در سوریه، موقعیت ژئوپلتیک سوریه می باشد. سوریه، عراق و ترکیه کشورها و همسایگان غربی ایران هستند که مرز جغرافیایی قابل توجهی نیز با ایران دارند و ایجاد امنیت پایدار در این کشورها وابسته به نزدیکی نوع نظام ها و ارزش های اعتقادی آنها در سطح مردم، حکومت و حاکمیت می باشد.
از آنجایی که در کشور سوریه همچنان حاکمیت تک حزبی(حزب بعث)و فضای حزب سالارانه و ارتش سالارانه (مخالف مردم سالاری) می باشد، این تفاوت ها همچون بمب عمل نکرده و آماده انفجار، جمهوری اسلامی را رنج می دهند.
اجرای تحول با نگاه برقراری مردم سالاری تهدید را در بخش قابل توجهی از مرزهای غربی ایران کاهش می دهد. ازطرفی مدیریت تحول در عراق به نفع جمهوری اسلامی و شکست استکبار جهانی در عراق اگر موفقیت جمهوری اسلامی را در سوریه به دنبال داشته باشد، قاعدتا ترکیه از بسیاری از مواضع غرب گرایانه و منطقه گریز خود، عقب نشینی کرده ضمن اینکه با توجه به بافت هویتی و دینی مردم ترکیه احتمال تحول انقلابی ترکیه با گرایش انقلاب اسلامی را می تواند به دنبال داشته باشد.
ضمنا همچنان که جنبش حماس و حزب الله لبنان عزیمتگاه و نقطه تک جمهوری اسلامی ایران علیه دشمن اصلی و عامل اصلی نا امنی منطقه یعنی اسرائیل می باشند، سوریه نقطه پدافندی و پاتک جمهوری اسلامی علیه اسرائیل می باشد؛ چرا كه اگر این نظام منافع محور باشد نه عقیده محور و منافع ملی خود را برامنیت و منافع دیگران ترجیح دهد همواره قابل معامله و نقطه غیر مطمئن می باشد.
همه عوامل فوق جمهوری اسلامی را دراتخاذ دیپلماسی فعال تغییر بنیادین در مورد سوریه و کشورهای دیگر منطقه نظیر بحرین، یمن و...قرار می دهد، اما جمهوری اسلامی به چند دلیل با تغییرات کنونی سوریه مخالف است؛ نخست اینکه تغییرات کنونی سوریه انقلاب به معنای مطالبات از درون و خواسته ملت نیست بلکه بیشتر یک آشوب اجتماعی و خواسته گروه «اقل» با درخواست های غیرمنطقی، غیر بومی و غیر عامه پسند می باشد و هرگونه تغییر اینچنینی حتی اگر حکومت بشاراسد و حزب بعث را ساقط کند، اما سوریه را همواره در مدار انقلاب، جنبش و شورش نگه می دارد و ناامنی پایدار، امنیت پایدار منطقه و جمهوری اسلامی را تهدید می نماید.
ثانیا گروه حاکم و آشوبگر که به دنبال ساقط نمودن بشار اسد و دستگاه حزب بعث می باشند، از پشتوانه حمایت مردمی برخوردار نیستند و هر تغییر حکومتی که از پشتوانه مردمی برخوردار نباشد دوام و قوام ندارد و این نیز خود تهدید منطقه است.
ثالثا در هر انقلابي طرح خواسته ها در مرحله نخست در بستر آرام است تا در متن جامعه یارگیری نماید و بومی است که با ارزش های جامعه سازگار باشد و دارای رهبر و ایدئوولوژی است که بعد از پیروزی دچار خلاء ایدئولوژیکی و رهبری نشود و در مرحله پایانی همراه کردن ارتش و به کار بردن خشونت است، اما در جریان تحولات اخیر، گروهی با ارزش های غیر بومی و غرب گرایانه و سکولار – نه دینی و مبتنی بر ارزش های مردم سوریه – و در قالب همراهی گروههای غیر بومی (ملیتهای مختلف) و با حمایت دشمنان سوریه (عربستان سعودی، قطر، ترکیه و خاصه اسرائیل و آمریکا) مدیریت می شود و این امر هم با تداوم ثبات و پایداری سوریه ناسازگار است و هم در صورت موفقیت آشوبگران با منافع ملی ایران (به دلیل تفاوت ایدئوژیکی ودیپلماتیک) ناسازگار است و نیز چون بر رای و نظر و مطالبه مردمی شکل نگرفته برای تداوم حکومت مجبور است به استبداد و اختناق در داخل و وابستگی در خارج روی آورد.
این امر یعنی جایگزینی حاکمیت ارتش سالارانه از گروهی با گروه مستبد و وابسته- ضمنا بشار اسد اگرچه یک حکومت مردم سالارانه تشکیل نداده است، اما خود یک چهره کاریزماتیک سوریه است و این خود، سوریه را برای مدتی سرپا نگه می دارد، اما حاکمیت ارزش های غیربومی و غرب گرایانه همین مشروعیت کاریزماتیک را نیز به دنبال نخواهد داشت و کشوری که نه بر مشروعیت سنتی و نه بر مشروعیت کاریزماتیک و قانونی استوار نباشد، کشوری است بر بستر تحولات مداوم و ناپایدار.
رابعا جایگزینی نظام بشار اسد با یک گروه غربگرا و نمایندگان اسرائیل در منطقه، تهدیدات علیه ایران اسلامی را از قلب تل آویو به بیخ گوش ایران خواهد آورد ضمن اینکه پشتیبانی لجستیکی و تسلیحاتی حماس و حزب الله لبنان نیز حذف و منجر به قوت گیری اسرائیل می شود و این یعنی افزایش هزینه های امنیتی و دیپلماتیک ایران اسلامی در مقابله با غرب و اسرائیل در حال فروپاشی، اگرچه جمهوری اسلامی ایران امروزه آنقدر قدرتمند است که هیچ کشوری یارای مقابله نظامی و اطلاعاتی با آن را ندارد.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰