فرار مغزها؛ سرمایه‌ای که در جایی دیگر به بار می نشیند
آخرین اخبار:
کد خبر:۲۰۷۱۸۰
«توليد ملي، حمايت از كار و سرمايه ايراني» / فرار مغزها

فرار مغزها؛ سرمایه‌ای که در جایی دیگر به بار می نشیند

فرار مغرها در یکی دو دهه گذشته به یک معضل نگران کننده تبدیل شده است چرا که این افراد سرمایه هایی هستند که با هزینه، برنامه ریزی های کلان و تلاش فراوان به این جایگاه رسیده اند اما ...
گروه اقتصادی «خبرگزاری دانشجو»؛ طی سالهای اخیر بارها و بارها رسانه های داخلی و بین المللی به بررسی پدیده فرار مغزها از کشور پرداخته اند. امری که مختص به ایران نمی باشد و بسیای از نخبگان کشورهای جهان سومی و در حال توسعه برای آنچه زندگی بهتر و پیشرفت می نامند کشورهای محل تولد خود را ترک کرده و به یکی از کشورهای اروپایی یا آمریکایی مهاجرت می کنند.

فرار مغزها به عنوان يک آسيب اجتماعي مختص کشورهاي جهان سوم، بيش از يک ربع قرن است که جوانان جهان سومی را نيز به دام خود گرفتار کرده است. اين عارضه که از منظر آسيب شناسان به نوعي استثمار شدگي کشورهاي جهان سوم، توسط کشورهاي توسعه يافته محسوب ميشود به عنوان مخربترين بحران اجتماعي شناخته و تعريف شده است.

در این نوشتار بر آنیم ضمن تعریف اصطلاح فرار مغزها، بدلایل این امر و ارائه راهکارهایی برای کاهش هر چه بیشتر این رخداد در کشورمان بپردازیم.

تعریف اصلاح فرار مغزها

به پدیده مهاجرت گسترده تحصیل‌کردگان، دانشگاهیان و دانشمندان یک کشور یا جامعه به کشورهای دیگر، اصطلاحاً فرار مغزها گفته می‌شود، که معمولاً به خاطر کمبود موقعیت‌های شغلی، درگیری‌های سیاسی و نظامی، و خطرات جانی رخ می‌دهد.

معضل فرار مغزها یك معضل بسیار نگران كننده است و دارای اثرات زیانبار و تاسف آور، و متاسفانه در كشور های جهان سوم خصوصا ایران آمار مهاجرت نخبگان روز به روز در حال افزایش است.فرار مغزها فرآیندی است كه بر محمل یك رابطه نامتعادل بین كشور های صنعتی پیشرفته و كشورهای كمتر توسعه یافته جهان سوم شكل می گیرد و طی آن نیروی انسانی پرورده و نخبه از كشورهاي كمتر توسعه یافته به كشورهای صنعتی ثروتمند توسعه یافته تر منتقل می شود.و نتیجه نهایی این فرایند به سود خالص كشورهای صنعتی و زیان خالص كشورهای جهان سوم است.

 در ایران دو عامل عمده را كه می توان از جمله عوامل فرار مغزها نام برد عبارتند از :

الف- عوامل خارجی: كه می توان به توسعه فناوری، مهیا بودن ابزار تحقیق و پژوهش در كشورها، عدم تعادل نیروی انسانی و... اشاره كرد.

ب- عوامل داخلی: این عامل به عنوان پدیده اصلی فرار مغزها است كه خود شامل چند دسته همچون موارد زیر است: ۱- مسائل و مشكلات فرهنگی و آموزشی ۲ - فقدان توسعه سیاسی ۳ - فساد اداری و سوءمدیریت ۴- فقدان توسعه اقتصادی

پيشرفت تكنيك در رشته‌هاي مختلف صنعت و فراهم بودن وسائل تحقيق و مطالعه در برخي كشورها باعث شده است كه افراد متخصص به طرف‌اين كشورها سرازير شوند و نوعي عدم تعادل از جهت نيروي متفكر انساني پديد‌ايد. كتاب و به طور كلي وسائل كار دانشمندان در جوامع پيشرفته بهتر تأمين مي‌شود؛ و از‌اين راه نيز طالبين علم و تحقيق بيشتر به طرف آنها جلب مي‌شوند؛ بدين‌ترتيب نيروي علمي‌و تحقيقي در‌اين كشورها روز به روز غني‌تر و وسيع‌تر مي‌گردد. بودجه‌هاي عظيمي ‌در كشورهاي پيشرفته و به خصوص آمريكا صرف تحققات علمي و ‌تربيت متخصصين مي‌شود؛ چنانچه طبق بررسي‌هاي بعمل آمده در سال 1970، 61/4% درآمد ملي آمريكا صرف پژوهش‌هاي علمي ‌و صنعتي شده است. اكثر مجلات علمي‌در زمينه‌هاي علوم اجتماعي در سه كشور آمريكا، انگليس و فرانسه منتشر ميشود. و لذا چنين تسلطي بر منابع انتشارات علمي ‌توسط چند كشور غربي، به‌اين معناست كه آن دسته از پژوهشگران جهان سوم كه مايل به انتشار وسيع عقايد خود باشند، بايد نتايج تحقيقات خود را در اختيار مجلاتي قرار دهند كه در اختيار جوامع غربي است. ضمناً وجود چنين منابع انتشاراتي عظيم علمي ‌در غرب، يكي از علل مهاجرت مغزها مي‌باشد.

پژوهش های مختلف نشان می دهد ارتباط نیرومندی بین مهاجرت افراد تحصیلکرده و سطح توسعه و درآمد سرانه کشور وجود دارد، در واقع شکاف بین سطح زندگی و درآمد سرانه کشورهای ثروتمند و کمتر برخوردار یکی از عوامل مهاجرت افراد تحصیلکرده به کشورهای پیشرفته است.

علاوه بر درآمد سرانه و تفاوت های درآمد انتظاری بین کشور مبدأ و مقصد سایر عوامل اقتصادی مانند نرخ بیکاری در کشور مبدأ و تفاوت آن با نرخ بیکاری کشور مقصد نیز در مهاجرت متخصصان موثر است و انتظار می رود با بالارفتن نرخ بیکاری تحصیلکرده ها در کشور مبدأ میزان مهاجرت افراد ماهر نیز افزایش یابد.

عوامل سیاسی و اجتماعی فرهنگی نیز در مهاجرت نقش عمده یی دارند که اهمیت آن کمتر از عوامل اقتصادی نیست. در واقع متخصصان نسبت به عوامل سیاسی و اجتماعی حساس تر و آسیب پذیرتر بوده و به شدت عکس العمل نشان می دهند.

وجود تنوع عقاید سیاسی، تکثرگرایی و چندصدایی و پذیرش مشارکت افراد تحصیلکرده در اداره امور کشور موجب می شود فضای سیاسی هر کشوری از سلامت بیشتری برخوردار شده و مانع مهاجرت متخصصان شود.

يکي ديگر از عوامل فرار مغز‌ها، نبودن شناخت قدر و منزلت تحصيل کرده‌ها و نوع برخورد با آنهاست.

از آن جمله فراهم نشدن فرصت‌هاي مطلوب براي ارایه طرح و يا پروژه‌هاي مطالعاتي آنهاست.

تأثیر فرار مغزها بر کشورهای مبدأ و مقصد

سرمایه های انسانی و منابع طبیعی هر دو در رشد اقتصادی جامعه ، اثرات تعیین کننده ای دارند . تحقیقات تجربی نشان داده اند که سرمایه گذاری در منابع انسانی بیش از سرمایه گذاری در منابع طبیعی ، به رشد اقتصادی کمک می کند . امروزه نقش بنیادین و اصلی منابع نیروی انسانی در توسعه کشورها امری بدیهی و روشن است و به جرئت می توان گفت که ویژگی چشم گیر و بارز کشورهای پیشرفته ، وجود نیروی انسانی کارآ و متخصّص است.

بنا بر این، حرکت نیروهای ماهر و غنی انسانی، تأثیرات روشنی را بر کشورهای فرستنده و کشورهای گیرنده خواهد گذاشت.

مهم ترین اثری که پدیده فرار نخبگان بر کشورهای مبدأ می گذارد، اتلاف هزینه هایی است که صرف تعلیم و تربیت نیروهای ماهر و تحصیل کرده شده است.

از آن جایی که آموزش و پرورش، یک کالای عمومی به حساب می آید و منافع مثبت مشخصی را برای جامعه دارد، در نتیجه رفرار مغزها، صدمات مالی قابل توجهی حادث می شود. بنا بر این، کشورهای مقصد از دانش و تخصص نخبگان مهاجر سراسر جهان به صورت رایگان، بهره برداری می کنند.

همچنین بسیاری از نخبگان با فرار خود، باعث خروج خانواده خود و مقدار قابل توجهی از سرمایه ملّی کشور می شوند که این سرمایه ، برای ارتقای رشد اقتصادی یک کشور لازم است. این در حالی است که بعضی از مهاجرت ها باعث سودرسانی به کشورهای مهاجرفرست می شوند.

ارائه راهکارهایی برای نزدیکی هرچه بیشتر به ایرانیان مهاجرت کرده

انقلاب ارتباطات در دو دهه گذشته امکانات جدید و بدیعی را برای ارتباط‌های از راه دور فراهم کرده است. این نحوه برقراری ارتباط برخی آثار عملی را هم به همراه دارد، ازجمله اینکه مهاجران بیشتر از گذشته در حال و هوای کشور مادر خود قرار می‌گیرند. بیان فنی‌تر این حرف با عبارت فضاهای اجتماعی فراملی راحت‌تر است. منظور از این عبارت، آن است که فضاهای اجتماعی یا جمعی مثل گذشته محدود به مرزهای ملی و سرزمینی یک کشور نیست. در اینجا منظور از فضای اجتماعی، همان عبارت «در حال‌و‌هوای تحولات یک کشور بودن است.»

مروزه گسترش وسایل ارتباطی نظیر اینترنت، شبکه‌های ماهواره‌ای، ایمیل و نظیر اینها فاصله‌ها را کمتر از هر زمان دیگری کرده و به مهاجران امکان داده هرچه بیشتر و در کمترین زمان ممکن در جریان تحولات مختلف کشور مادر خود قرار گیرند.

اما چه کنیم که مانع از خروج نخبگان از کشور گردیم. تأسیس مرکز کاریابی برای فارغ التحصیلان و نخبگان دانشگاهی از جمله اقدامات بایسته است تا دانشجو پیش از فراغت از تحصیل بتواند بنا بر علاقه و نیاز، شغل آینده خود را انتخاب کند و به محض فراغت از تحصیل در مراکز مورد نیاز، به خدمت گمارده شود.
 
ارتباط صنعت و دانشگاه از جمله عوامل مهم دیگری است که موجب جلوگیری از فرار مغزها می‌شود. نبود ارتباط بین دو نهاد و عدم تناسب آموزش‌های نظری با فعالیت‌های عملی از جمله عوامل مهم پدیده فرار مغزهاست؛ یعنی در دانشگاه به مباحث صرفا نظری پرداخته می‌شود و در صنعت، که محل کار و عمل و میدان است، این مباحث کارایی لازم را ندارد. ارتباط این دو مرکز مهم از جمله عوامل قطع وابستگی و علاقه‌مند ساختن دانشجو و جذب سرمایه‌ها و اشتغال زایی در صنایع است.

احترام و توجه بیشتر به علم، دانش، خلّاقیت و تحصیل ضروری است. نخبگان و تحصیل کردگان جامعه باید در صدر توجه مسئولان فرهنگی و رسانه‌های همگانی قرار گیرند. علاوه بر این، باید ستادهای ویژه ای تشکیل شود و مشکلات مادی و معنوی فارغ التحصیلان و نخبگان کشور را خارج از برنامه و به صورت ضربتی حل نمایند.

تأسیس شهرک‌هایی نیز برای محققان و تأمین همه نیازهای علمی، تحقیقاتی، مادی و معنوی آنان در این مجموعه، به گونه ای که آنان بتوانند با خیالی آسوده به حل معضلات علمی و فرهنگی جامعه همت گمارند، مطلوب است. روشن است که برای هر مجموعه علمی همسویی، می‌توان چنین کاری کرد؛ بخش صنعت، بخش کشاورزی، بخش خدمات، علوم انسانی، علوم پایه و  از سوی دیگر تجدیدنظر جدّی در وضع دانشگاه‌ها و بودجه‌های تحقیقاتی آنان و تخصص اعتبارات و امکانات ویژه ای برای آنان در راستای تحقیق و پژوهش باید مورد توجه باشد.

سياست بلندمدت

تجربيات بين‌المللي براي پيش‌گيري از فرار مغزها، نشان مي‌دهد كه ايجاد انگيزة قوي براي ماندن متخصصان و نخبگان در كشورهاي خود، مهم‌ترين سياست بلندمدت و اساسي براي پيش‌گيري از مهاجرت گستردة نيروي انساني متخصص از كشورهاي در حال توسعه است. اين هدف تنها از طريق توسعة همه‌جانبة اين كشورها در ابعاد اقتصادي، سياسي و فرهنگي تحقق‌پذير است. چرا كه با توسعة همه جانبه در واقع هم سطح دست‌مزدها در كشورهاي در حال توسعه افزايش يافته و به دست‌مزدهاي كشورهاي توسعه يافته نزديك مي‌شود و هم تفاوت دست‌مزدها ديگر انگيزه‌اي براي خروج متخصصان از كشور خود نخواهد بود. از سوي ديگر با توسعة سياسي و اجتماعي اين كشورها زمينه براي بروز استعدادهاي ذهني نخبگان و برخورداري از شأن و احترام لازمه در جامعه فراهم مي‌آيد كه خود انگيزه‌اي قوي براي ماندن آن‌ها در كشور خود به شمار مي‌آيد. بنابراين حل مسئلة مهاجرت گستردة نيروي انساني متخصص در بلندمدت و به طور ريشه‌اي، به توسعة همه جانبه و پايدار در كشورهاي در حال توسعه وابسته است و كلية سياست‌هايي كه به توسعة همه جانبة اين كشورها كمك مي‌كنند در خدمت پيش‌گيري از فرار مغزها قرار مي‌گيرند
 
پربازدیدترین آخرین اخبار