کد خبر:۲۰۷۲۶۴
نگاهی به تاریخ معاصر؛
عنصر عربیت؛ ابزار صدام حسین برای مقابله با جمهوری اسلامی
تکیه بر عنصر عربیت، یکی از ابزارهایی بود که صدام حسین، که به تازگی زمامداری عراق را بر عهده گرفته بود، برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران از آن بهره برد. استفاده از این ابزار به دولت عراق این اجازه را میداد تا ضمن تحریک سران عرب برای همراهی...
گروه دین و اندیشه «خبرگزاری دانشجو»، ضرغام صادقی؛ یا ایها الذین امنوا هل ادلکم علی تجارة فنجیکم من عذاب الیهم تومنون یا الله و الرسوله و تجاهدون فی سبیل الله با اموالکم و انفسکم.
با نگاهی دوباره به تاریخ معاصر، می توان به این نکته پی برد که یکی از ریشه های مهم جنگ تحمیلی هشت ساله علیه نظام نوپای جمهوری اسلامی را باید در انگیزه های انعقاد قرار داد 1975 الجزایر جستجو کرد.
نخستين قرارداد رسمي ميان ايران و عراق براي سامان بخشيدن به اختلاف هاي مرزي دو کشور در سال هاي 14- 1913 با نام «موافقتنامه مرزي استانبول» به امضا رسيد، اما پس از تاسيس دولت ملي در عراق مسئله اختلاف هاي مرزي زميني و آبي ميان دو کشور به عنوان ميراث استعمار وارد مرحله جديدي شد که گاهي موجب بروز برخوردهاي مرزي نيز شد.
قرارداد 1937 زير فشار شديد انگليس براي برآورده شدن اهداف استعماري بريتانياي کبير بسته شد.
در دوران سلطنت خاندان هاشمي در عراق تا سال 1958 که با کودتاي عبدالکريم قاسم به پايان رسيد، حجم اختلاف هاي دو کشور کمتر شد؛ اما پس از ملي شدن نفت ايران، آتش زير خاکستر اختلاف ها دوباره شعله ور شد و اين آتش، دو کشور را در آستانه چند جنگ تمام عيار قرار داد.
بروز جنگ ميان اعراب و رژيم صهيونيستي و فشار کردهاي جدايي طلب بویژه نیروی کرد وابسته به مصطفی بارزانی در شمال این کشور برحکومت عراق از يک طرف و حمايت آمريکا و غرب از محمدرضا شاه که به نيرومندتر شدن قدرت نظامي ايران منجر شده بود از طرف ديگر، صدام را ناچار کرد که قرارداد 1975 را با شاه امضا کند.
در سال 1975 در جريان کنفرانس سران عضو اوپک با ميانجي گري هواري بومدين، رئیس جمهور وقت الجزایر، ملاقاتي بين محمدرضاشاه و صدام حسين، روساي وقت دو کشور صورت گرفت که نتيجه آن اعلاميه الجزيره بود.
بر مبنای این عهدنامه، مرزهای زمینی دو کشور بر مبنای پروتکل 1913 استامبول و مرزهای آبی بر اساس خط تالوگ تعیین گردید؛ همچنین ایران متعهد شد که از حمایت گروه های معارض کرد خودداری کرده و در عوض عراق از ادعای مالکیت بر اروندرود دست بردارد.
این موافقتنامه در برخورد اول با استقبال سران عراقی مواجه شد؛ به گونه ای که صدام حسین معاون وقت ریاست جمهوری عراق با بیان اینکه «انعقاد چنین قراردادی کار سادهای نبود بلکه کار بسیار بزرگی در این زمان بود» آن را یک پیروزی بزرگ دانست. اما تحولات داخلی عراق و حرکت رو به زوال حکومت پهلوی در ایران تاریخ را به گونه ای دیگر رقم زد.
قدرت روز افزون حزب بعث در عراق و احساس تحقیر به وجود آمده در این حزب ناشی از قرارداد 1975، اولین جرقه ها برای زیر پا نهادن این موافقتنامه را رقم زد؛ به گونه ای که در خرداد سال 54 طی جلسه ای محرمانه سران حزب بعث ضمن تاکید بر باز پس گیری حق مالکیت اروند رود، بر الغای قرارداد الجزایر تاکید کردند.
از دیگر سو، افزایش رقابت بین دو بلوک غرب و شرق در خاورمیانه این زمینه را برای سردمداران حزب بعث فراهم ساخت تا ضمن بهره برداری از این موقعیت، توان تسلیحاتی خود را با استفاده از هر دو بلوک تقویت نمایند.
پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 1979-1357 این زمینه را برای دولت عراق فراهم کرد تا ضمن استفاده از احساس خطر غرب و شرق از انقلاب اسلامی، انگیزه ای مضاعف در به ثمر نشاندن امیال خویش بیابند.
افزایش تحرکات مرزی عراق در سال های 57 تا 59 و تجاوزات مقطعی به نقاط مرزی ایران، خود حاکی از شوق فراوان سران حزب بعث در گسترش افکار توسعه طلبانه خود است.
تکیه بر عنصر عربیت، یکی دیگر از ابزارهایی بود که صدام حسین، که به تازگی زمامداری عراق را بر عهده گرفته بود، برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران از آن بهره برد. استفاده از این ابزار به دولت عراق این اجازه را می داد تا ضمن تحریک سران عرب برای همراهی در تجاوز و مقابله با نظام جمهوری اسلامی، امکان استفاده از تحریکات قومی در داخل کشور ایران را نیز فراهم سازد.
این مسئله تا بدآنجا پیش رفت که حتی بعدها و در زمان حمله مدعی مالکیت سرزمین خوزستان شد و در نقشههایی که ترسیم کرده بودند، تصویر خوزستان را که از صالحآباد مهران تا بوشهر را در بر می گرفت، در نقشه به عربستان تغییر نام داده بود.
همچنین برای شهرهای خوزستان اسامی عربی معادل به کار گرفته بودند که به عنوان مثال مي توان به خفاجیه برای سوسنگرد، کوت الهواشم برای حمیدیه، محمره برای خرمشهر، عبادان برای آبادان، الاحواز برای اهواز و اسامي دیگري که موجب خنده و تمسخر بود، اشاره كرد.
از دیگر عوامل مهم در آغاز جنگ تحمیلی می توان به عوامل زير اشاره کرد:
۱- تحریک استکبار جهانی به سر کردگی آمریکا پس از شکست در طبس و از دست دادن منافع خود در ایران.
۲- اوضاع سیاسی ایران و حاکمیت ضعیف دولت موقت.
۳- حمایت ها و پشتیبانی های مستقیم کشورهای عربی برای فعال کردن عراق در خطوط مقدم مقابله با انقلاب اسلامی.
۴- اوضاع نامناسب اقتصادی ایران بر اثر تحریم های گسترده.
۵- اوضاع نابسامان نظامی ایران با لغو قراردادهای خرید نظامی و کاهش خدمت سربازی.
و بدین ترتیب زمینه های تجاوز دولت بعث عراق و همپیمانان شرقی و غربی او به خاک پاک این سرزمین فراهم شد؛ اما همه این ها حماسه ای بزرگ و دفاع مقدسی هشت ساله را برای مردان و زنان این سرزمین رقم زد تا جهانی با تحیر شاهد غلبه اراده ملتی در برابر هجمه همه جانبه غرب و شرق بر خاک خویش باشد و بر همگان اثبات کند که حتی وجبی از خاک خویش را به بیگانه نخواهد سپرد.
و این حماسه رقم نخورد مگر با رشادت هزاران شهید در خون خفته و ایثار جانبازان و ایثارگران این سرزمین که تحت لوای رهبری امام بزرگوار امت مردانه ایستادند و از بذل هیچ تلاش و کوششی دریغ نورزیدند و میثاق بارز «و یوثرون علی النفسهم و لو کانوا بهم خصاصه» گشتند و در تجارت بزرگی شرکت کردند و زیان نکردند. عده ای بهشت را خریدند و عده ای هم در انتظار بهشت هستند.
ملت ایران در هشت سال دفاع مقدس، مال و جان خود را در طبق اخلاص گذاشت و هزاران رزمنده، جانباز آزاده و شهید تقديم كرد، اما از تمامیت ارضی و ارزش هاي خود نگذشت.
در پایان ضمن گرامیداشت یاد و خاطره امام بزرگوار امت و همه شهیدان و ایثارگران این حماسه جاوید، در پیشگاه حضرت ربوبیت به شکرانه ملتی چنین استوار و مقاوم سر سجده می ساییم.
از مسئولین محترم انتظار می رود که وظیفه انسانی و اسلامی و مدیریتی را در قبال این مردم بزرگوار ادا نمایند که مانند چنین مردمی از صدر اسلام تاکنون مشاهده نشده است.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰