کد خبر:۲۰۷۸۴۷
پایتخت معنوی ایران، چگونه میزبان فرهنگ رضوی است؟
انگار هرچه از حرم دور می شوی، امام رضا(ع) غریب تر می شود و رنگ و بوی شهر غیر «امام رضا(ع)» ئی تر می شود ...
گروه دین و اندیشه «خبرگزاری دانشجو»؛ برای غربت امام رضا(ع) نیازی نیست به زمان مامون عباسی برگردیم و تاریخ زندگی حضرت ثامن الائمه (ع) را بررسی کنیم. به واقع غربت امام رضا(ع) از زمانی شروع شد که فرهنگ رضوی دچار بی توجهی و غربت شد.
امام رضا(ع) تنها امام معصومی است که ایران اسلامی هم میهمان و هم میزبان اوست. هرچند خورشید همواره از توس و به نام شمس الشموس طلوع می کند و در تمام شرایط قبله ی دل های مسلمانان ایرانی است.
تاریخ 33 ساله انقلاب اسلامی به عنوان نقطه عطف تاریخ ایران و جهان نیز شاهد انقلابی مذهبی بود که محور آن نیزتعالیم فرهنگ رضوی بود.
گفته می شود امام خمینی(ره) نیز پیش از آغاز انقلاب اسلام ، یکی از نزدیکان خود را به مشهد و حرم علی بن موسی الرضا (ع) می فرستند تا پیغام ایشان مبنی بر کسب اجازه برای قیام را به حضرت برسانند.
تاریخ 33 ساله بعد از انقلاب پر است پیروزی هایی که ایران و انقلاب اسلامی به واسطه کرامت و برکت حضور این امام همام به آن نائل شد.
با این حال شاید برای اولین بار عنوان «پایتخت معنوی ایران» بود که گفتمانی جدید را در عرصه کشور به راه انداخت. هشتم آبان ماه 88 بود که رئیس جمهوری در دومین سفر استانی خود به خراسان رضوی در مراسم آیینی این عنوان را برای مشهد برگزید.
هرچند مشهد به واسطه امام رضا(ع) در قلب تک تک ایرانیان و شیعیان منطقه قرار دارد اما این بار در قلب دولت نیز امام رضا(ع) قرار بود جائی باز کند.
در اولین وعده، رئیس جمهور قول بودجه سالانه 200 میلیاردی برای توسعه پنج ساله شهرهای زیارتی از جمله مشهد، قم و شیراز داد.
جدا از مباحث مالی که خود قصه مفصل و پر فراز و نشیبی دارد، این سوال مطرح است که پایتخت معنوی، چقدر فرهنگ رضوی را ابتدا در کشور و سپس در جهان تشیع و اسلام گسترش داده است؟
موج های آبی و پدیده شاندیز، عنوانی که برند و سمبل مشهد شده است
موج های آبی، موضوعی است که اکثر مجاورین شهر مشهد، از جانب زائرین حرم مطهر رضوی درباره آن مورد سوال قرار می گیرند.
اتوبوس های شهری بهترین مکانی است که می توان حال و هوای زائر پایتخت معنوی را مشاهده کرد، جائی که مسافران مدام از پدیده شاندیز و موج های آبی سوال می کنند.
برای اولین بار هم، این تبلیغات موج های آبی در رسانه ی ملی بود که نام مشهد را در این رسانه بر سر زبان آورد. به موازات موج های آبی، این پدیده ی شاندیز بود که با بیشترین زمان و در بهترین ساعت از رسانه ی ملی پخش می شد. در حالی که تا قبل از آن و حتی بعد از این موج رسانه ای تبلیغات ، فرهنگ رضوی و عالم آل محمد(ص) جایگاه درخور توجهی نداشته است.
بی شک حافظه نگارنده و خوانندگان عزیز، جز ایام شهادت امام رضا(ع) که در مشهد معروف به «چهل و هشتم» است و میلاد امام رضا(ع)، زمانی دیگری سراغ ندارد که عالم آل محمد (ص) از رسانه ی ملی سهمی داشته باشد.
همین لقب عالم آل محمد(ص) خود نیز واژه ی غریب اما عمیقی و پر ارزشی است که سهمی از رسانه ی ملی و گفتمان عمومی حاکم بر کشورمان ندارد.
هیچ کس منکر مراکز رفاهی و تفریحی در شهر مشهد و ایران نیست اما نگاه سکولار آنقدر این مراکز را بزرگ کرده و می کند که تبدیل به برند و سمبل پایتخت معنوی ایران شده است و زیارت به حاشیه رانده می شود.
بازسازی بافت فرسوده، نگاه سکولاری که کنار گوش حرم مطهر رضوی رشد می کند
حرم مطهر رضوی، قلب تپنده شهر مشهد است که از ابتدا محور توسعه شهر مشهد قرار گرفته و به طور متمرکز، جمعیت زیاد زائر و مجاور را در اطراف خود جای داده است. با مرور زمان و نیاز به بازسازی بافت فرسوده، این منطقه تبدیل به یک زمینه سرمایه گذاری و سود آوری شده است.
این منطقه که به علت مشرف بودن و در برداشتن حرم مطهر رضوی حائز اهمیت است، وسعتی بالغ بر 370 هکتار را شامل می شود که امروز به مرکز ساخت وساز شهر مشهد تبدیل شده است.
عمران و آبادانی موضوعی است که به خودی خود، امری پسندیده و ضروری است اما زمینه رشد نگاه سکولار و بی دین را به راحتی فراهم کرده است.
معماری ایرانی و اسلامی، موضوعی است که در بازسازی بافت فرسوده هیچ جایگاهی ندارد یا بسیار کم رنگ است. چیزی که در اطراف حرم مطهر رضوی مشاهده می شود، ساختمان های غول پیکر و آسمان خراشی است که هیچ تناسبی به روح معنوی و فرهنگ رضوی ندارد.
بازار های تجاری که مروج بی حجابی اند
هرچند مسئولین شهری مدعی اند که بازسازی بافت فرسوده را بر اساس رفاه زائرین و مجاورین در حال انجام دادن هستند اما آنچه از شواهد برمی آید، این مراکز تجاری و هتل ها هستند که جای خود را به منازلی دادند که ساکنین به هیچ وجه راضی به ترک محل سکونت خود نبودند.
نگاه سکولار منجر به گسترش مراکز تجاری شده اند که کالاهای آن هیچ تناسبی با فرهنگ دینی ندارند و بلکه در ضدیت آن باآن هستند.
تبلیغات لوازم آرایشی که مروج بی حجابی اند و وفور البسه ای که زیبنده ی زن ایرانی نیست چه رسد به یک زن مسلمان. چه تناسبی با پایتخت معنوی ایران دارد؟
آستان قدس رضوی، نمک خوردن و نمکدان شکستن
آستان فدس رضوی مجموعه ای است که در سراسر ایران اسلامی معرف و یادآور علی بن موسی الرضا(ع) است. آستان قدس رضوی تنها محدود به محدوده حرم مطهر رضوی نیست.
به برکت علاقه شیعیان، موقوفات و درامد زیادشان در اختیار آستان قدس رضوی به عنوان پشتوانه ای قرار گرفته است تا چه بشود؟
این که هزینه های میلیاردی صرف پروژه های سکولاری یا بی خاصیتی شود که نه تنها فرهنگ رضوی را رشد نمی دهد بلکه مانع آن است، چه تناسبی با آستان قدس رضوی و پاتخت معنوی ایران دارد؟
این سخن در میان شهروندان مشهد، گفته ای بدیهی است، آستان قدس ، دولتی خود مختار، بی نیاز از دولت های حاکم. اما این قدرت و اعتبار چقدر در گسترش فرهنگ رضوی مورد بهره برداری قرار گرفته است؟
آستان قدس رضوی ، در توسعه حرم مطهر رضوی تلاش وافر اما پر خطائی کرده است که نه این تلاش قابل انکار است ونه آن خطاها ؛ اما این مسئله خود موضوع جداگانه ای است.
دست گل هایی که این آستان در شهر مشهد به آب می دهد، به هیچ وجه در شان و جایگاه آن نیست. چرا که این آستان از سفره پر برکت علی بن موسی الرضا(ع) نمک می خورد.
حافظه تاریخی شهروندان مشهدی فراموش نمی کند نقاشی دیواری فردوسی که در میدان فردوسی چند صباحی هر زائر و شهروندی را به وجد می آورد، یک شبه با خود رایی و خودکامگی تبدیل به دیوار سفیدی شد.
آستان قدس رضوی از فرصت و توان مالی خود، چه میزان در گسترش فرهنگ رضوی در سطح شهر مشهد و کشور استفاده کرده است؟
هنوز جای خالی حضور فرهنگی عالم آل محمد (ص)در مناطق عیان نیشین شهر مشهد به وضوح چشم می خورد، جائی که تبلیغاتش دختران جوانان و مردان با موهای فشن!
دانشگاه جای دیگری است که انگار عالم آل محمد(ع) را به هیچ وجه نمی شناسد، متولی گسترش فرهنگ رضوی چه کسی است؟ به گمان نگارنده انتظاره بی راهی نیست که این تولیت را از آستان قدس رضوی بخواهیم.
بد است از سفره علی بن موسی الرضا(ع) نمک خورد و نمک دان شکست.
سخن آخر؛ دهه کرامت، تنها سهم فرهنگ رضوی از گفتمان کشور
دهه کرامت که در قالب جشن های بین المللی امام رضا(ع) برگزار می شود، تنها زمانی است که گفتمان غالب در کشور و رسانه ها میلاد امام رضا(ع) و حضرت معصومه (ع) می شود. اما چرا نباید فرهنگ رضوی گفتمان جاری وساری در طول سال نباشد؟ این فرهنگ این قدر غریب است که اگر در همین مشهد، که عنوان پایتخت معنوی ایران را دارد، به محض آن که پای خود را از حرم مطهر رضوی بیرون می گذاریم شاهد غربت هرجه بیشتر امام رضا(ع) خواهیم بود. غربتی که از حجاب زائر و مجاور گرفته تا در و دیوار شهر فریاد می زند.
فرهنگ رضوی عالم آل محمد(ص) چه زمان، در زندگی همه ایرانیان و گفتمان کشور جاری و ساری می شود؟
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰