کد خبر:۲۰۹۰۴۵
حجتالاسلام خسروپناه در دانشگاه علم و صنعت:
زمينه ظهور حضرت حجت با ایجاد اسلام جامعه نگر ايجاد می شود
حجتالاسلام خسروپناه گفت: اگر اسلام جامعه نگر را ايجاد كنيم زمينه ظهور حضرت حجت ايجاد خواهد شد.
به گزارش خبرنگار فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»، حجتالاسلام خسروپناه عصر امروز در مراسم افتتاحيه حوزههاي علوم اسلامي دانشگاهيان در خصوص پيچهاي تاريخي گذشته اسلام و حوادث آينده جهان به سخراني پرداخت.
مشرح سخنان وي به اين شرح است:
در اين جلسه بحث در خصوص پيچ تاريخي در آينده جهان اسلام را ارائه ميكنم ابتدا پيچ هاي تاريخي كه در اسلام وجود داشته و سپس پيجهایي كه در حال حاضر در آينده داريم را ميگويم.
مهمترين حادثه تاريخي در جهان قطعا ظهور اسلام بوده است اين خيلي مهم است كه در يك منطقه عقبافتاده يك فرد امّي و درس نخوانده چنان پيشرفتي بوجود بياورد كه بزرگترين قدرت زمان يعني ايران را عقب براند.
اين پيچ تاريخي بهاندازه يكصد سال عربها را جلو انداخت در عربستان سالهاي سال جنگهاي بسياري وجود داشت اما پيامبر كه به مدينه مهاجرت كرد چنان بينشي به آنان داد كه هر چه داشتند را با مردم مكه تقسيم كردند.
اين يك پيچ تاريخي بود دو عنصر مهم موجب شد پيامبر در اين امر توفيق يابد يكي عقلانيت اسلامي و ديگري معنويت اسلامي يعني پيامبر برخلاف ديگر اديان فقط به معنويت نپرداخت و تأكيد كرد بايد با عقل راه را بپيماييد.
بنابراين وقتي مسلمانان بعد از دو قرن با انديشه طولاني آشنا شدند ميدانستند بايد چه كار كنند الان نيز كه با موج انديشه غربي مواجهايم بايد برگرديم و ببينيم در گذشته دانشمندان اسلامي مثل ذكرياي رازي، فارابي، بوعلي و... چه كردند.
اين شخصيتها نگفتند انديشهها را به اين دليل كه از يونان آمده دور بيندازيم ابتدا آنها انديشههاي يوناني را گزينش كردند يعني اينطور نبود كه همه انديشههايشان را بيكموكاست قبول كنند سپس اين انديشهها را با انديشههاي اسلامي تلفيق كردند پس از آن در قدم سوم انديشههاي جديدي توليد كردند نه فقط در علوم معرفتي بلكه در علوم ديگري همچون طب، رياضي، نجوم و ... چنين كردند.
اين علم چنان قوي پيش رفت كه در قرن 18 غرب با علوم اسلامي پيشرفت خود را آغاز كرد بنابراين دانشمندان اسلامي نه مرعوب يونان شدند نه يونان ستيز بودند اين دوران نيز پيچ ديگر تاريخي بود؛ اما پيچ تاريخي بعدي در قرن 6 هجري به ظهور رسيد.
در اين قرن يك اتفاق بين مسلمين افتاد و آن اين بود كه عقلانيت فلسفي كنار رفت و يك عقلانيت صوفيانه جايگزين آن شد به نظر من عامل انحطاط مسلمين اين نوع عقلانيت بود.
اين پيچ تاريخي را ابوحامد رزاقي و برادرش احمد غزالي طرحريزي كردند او اول كتابهايی را مينويسد و فلسفه الهي را به وسيله آن زمين مي زند و ميگويد رياضي به درد ما نميخورد سپس علوم طبيعي را نيز رد می كند.
غزالي عقيده دارد ما هرچه ميخواهيم در قرآن است در اصل عقلانيت تجربي را كنار زد شايد برخي متدين بگويند اين مطلب حرف درستي است اما در دل اين حرف انحطاط رخ داده است.
وحي و كلام تنها منبع معرفتي نيستند البته منابع اصلي به شمار ميروند ولي عقلانيت و تجربه نيز در كنار ديگر معرفتها نياز است.
از اين به بعد عقلانيت زاهدانه در جهان اسلام رشد مييابد در حال حاضر اگر بگوييم 60 درصد مسلمانان جهان عقايد تصوف را دارند بيراه نگفتهايم اوج اين نگاه در بخشهاي مختلف جهان حتي در خود ايران نيز ديده ميشود زماني كه اين تفكر در جهان اسلام رشد كرد نظاميههاي اسلامي از بين رفتند.
نظاميهها دانشگاههاي زمان قديم بودند اينگونه معنويت تكبعدي پيچتاريخي بعدي را در جهان ايجاد كرد البته من نمي خواهم بگويم معنويت بد است بلكه در نگاه تكبعدي اشكال ميگيرد.
براي آنكه تأثير نگاه صوفي در جامعه را توضيح دهم از ايران قديم و عثماني مثال ميزنم دولت ايران پس از صفويه روز به روز افول كرد اما دولت عثماني پيشرفت كرد.
ابتدا لازم است بگويم آن چيزي كه موجب انحطاط جامعه غرب در قرون وسطا شد عقايد تصوفي بود.
دو عامل مهم باعث شد غرب متوجه اين انحطاط خود شود اولا آنها با عقايد مسلماناني همچون بوعلي و ابنرشد آشنا شدند ثانيا در غرب يك اتفاق افتاد كه متوجه شدند كه بسيار عقب افتادهاند و آن خنده سلطان محمد فاتح به قسطنطنيه بود.
غرب ديد دولت عثماني با تجهيزات و تسليحات كامل و توپخانهاي قوي شهر قسطنطنيه را تهديد جدي ميكند.
وقتي سلطان محمد فاتح كشور را فتح كرد به مسيحيها آزادي كامل داد تا عقايد خود را نشر دهند؛ اما براثر تبليغات گسترده گروه بزرگي از اين مسيحيان به اسلام روي آوردند اما سوال اين است كه چرا دولت عثماني اين قدر پيشرفت كرد اما ايرانيان روز به روز افول كردند.
در دولت عثماني گروهي تصوفي خواستند حكومت را بگيرند اما حاكم وقت بشدت آنها را سركوب كرده و از بين برد اما يك زماني دولت عثماني به افول رفت و آن زماني بود كه تفكر عقلاني افول كرد و تفكر معنوي به شكل تكبعدي برجسته شد در تاريخ اسلام هر زمان دو نوع تفكر عقلاني و معنوي جمع شد مسلمانان پيشرفت كردند لذا هر زمان كه بررسي ميكنيم ميبينيم كه عامل انحطاط و اعتلاي اسلامي يك مسئله معرفتي بوده است.
اما آن پيچ تاريخي كه الان شروع شده ولي در آينده ظهور خواهد كرد بيداري اسلامي است كه با انقلاب اسلامي شروع شد.
در اين جلسه بحث در خصوص پيچ تاريخي در آينده جهان اسلام را ارائه ميكنم ابتدا پيچ هاي تاريخي كه در اسلام وجود داشته و سپس پيجهایي كه در حال حاضر در آينده داريم را ميگويم.
مهمترين حادثه تاريخي در جهان قطعا ظهور اسلام بوده است اين خيلي مهم است كه در يك منطقه عقبافتاده يك فرد امّي و درس نخوانده چنان پيشرفتي بوجود بياورد كه بزرگترين قدرت زمان يعني ايران را عقب براند.
اين پيچ تاريخي بهاندازه يكصد سال عربها را جلو انداخت در عربستان سالهاي سال جنگهاي بسياري وجود داشت اما پيامبر كه به مدينه مهاجرت كرد چنان بينشي به آنان داد كه هر چه داشتند را با مردم مكه تقسيم كردند.
اين يك پيچ تاريخي بود دو عنصر مهم موجب شد پيامبر در اين امر توفيق يابد يكي عقلانيت اسلامي و ديگري معنويت اسلامي يعني پيامبر برخلاف ديگر اديان فقط به معنويت نپرداخت و تأكيد كرد بايد با عقل راه را بپيماييد.
بنابراين وقتي مسلمانان بعد از دو قرن با انديشه طولاني آشنا شدند ميدانستند بايد چه كار كنند الان نيز كه با موج انديشه غربي مواجهايم بايد برگرديم و ببينيم در گذشته دانشمندان اسلامي مثل ذكرياي رازي، فارابي، بوعلي و... چه كردند.
اين شخصيتها نگفتند انديشهها را به اين دليل كه از يونان آمده دور بيندازيم ابتدا آنها انديشههاي يوناني را گزينش كردند يعني اينطور نبود كه همه انديشههايشان را بيكموكاست قبول كنند سپس اين انديشهها را با انديشههاي اسلامي تلفيق كردند پس از آن در قدم سوم انديشههاي جديدي توليد كردند نه فقط در علوم معرفتي بلكه در علوم ديگري همچون طب، رياضي، نجوم و ... چنين كردند.
اين علم چنان قوي پيش رفت كه در قرن 18 غرب با علوم اسلامي پيشرفت خود را آغاز كرد بنابراين دانشمندان اسلامي نه مرعوب يونان شدند نه يونان ستيز بودند اين دوران نيز پيچ ديگر تاريخي بود؛ اما پيچ تاريخي بعدي در قرن 6 هجري به ظهور رسيد.
در اين قرن يك اتفاق بين مسلمين افتاد و آن اين بود كه عقلانيت فلسفي كنار رفت و يك عقلانيت صوفيانه جايگزين آن شد به نظر من عامل انحطاط مسلمين اين نوع عقلانيت بود.
اين پيچ تاريخي را ابوحامد رزاقي و برادرش احمد غزالي طرحريزي كردند او اول كتابهايی را مينويسد و فلسفه الهي را به وسيله آن زمين مي زند و ميگويد رياضي به درد ما نميخورد سپس علوم طبيعي را نيز رد می كند.
غزالي عقيده دارد ما هرچه ميخواهيم در قرآن است در اصل عقلانيت تجربي را كنار زد شايد برخي متدين بگويند اين مطلب حرف درستي است اما در دل اين حرف انحطاط رخ داده است.
وحي و كلام تنها منبع معرفتي نيستند البته منابع اصلي به شمار ميروند ولي عقلانيت و تجربه نيز در كنار ديگر معرفتها نياز است.
از اين به بعد عقلانيت زاهدانه در جهان اسلام رشد مييابد در حال حاضر اگر بگوييم 60 درصد مسلمانان جهان عقايد تصوف را دارند بيراه نگفتهايم اوج اين نگاه در بخشهاي مختلف جهان حتي در خود ايران نيز ديده ميشود زماني كه اين تفكر در جهان اسلام رشد كرد نظاميههاي اسلامي از بين رفتند.
نظاميهها دانشگاههاي زمان قديم بودند اينگونه معنويت تكبعدي پيچتاريخي بعدي را در جهان ايجاد كرد البته من نمي خواهم بگويم معنويت بد است بلكه در نگاه تكبعدي اشكال ميگيرد.
براي آنكه تأثير نگاه صوفي در جامعه را توضيح دهم از ايران قديم و عثماني مثال ميزنم دولت ايران پس از صفويه روز به روز افول كرد اما دولت عثماني پيشرفت كرد.
ابتدا لازم است بگويم آن چيزي كه موجب انحطاط جامعه غرب در قرون وسطا شد عقايد تصوفي بود.
دو عامل مهم باعث شد غرب متوجه اين انحطاط خود شود اولا آنها با عقايد مسلماناني همچون بوعلي و ابنرشد آشنا شدند ثانيا در غرب يك اتفاق افتاد كه متوجه شدند كه بسيار عقب افتادهاند و آن خنده سلطان محمد فاتح به قسطنطنيه بود.
غرب ديد دولت عثماني با تجهيزات و تسليحات كامل و توپخانهاي قوي شهر قسطنطنيه را تهديد جدي ميكند.
وقتي سلطان محمد فاتح كشور را فتح كرد به مسيحيها آزادي كامل داد تا عقايد خود را نشر دهند؛ اما براثر تبليغات گسترده گروه بزرگي از اين مسيحيان به اسلام روي آوردند اما سوال اين است كه چرا دولت عثماني اين قدر پيشرفت كرد اما ايرانيان روز به روز افول كردند.
در دولت عثماني گروهي تصوفي خواستند حكومت را بگيرند اما حاكم وقت بشدت آنها را سركوب كرده و از بين برد اما يك زماني دولت عثماني به افول رفت و آن زماني بود كه تفكر عقلاني افول كرد و تفكر معنوي به شكل تكبعدي برجسته شد در تاريخ اسلام هر زمان دو نوع تفكر عقلاني و معنوي جمع شد مسلمانان پيشرفت كردند لذا هر زمان كه بررسي ميكنيم ميبينيم كه عامل انحطاط و اعتلاي اسلامي يك مسئله معرفتي بوده است.
اما آن پيچ تاريخي كه الان شروع شده ولي در آينده ظهور خواهد كرد بيداري اسلامي است كه با انقلاب اسلامي شروع شد.
قبل از انقلاب اومانيسم و سكولاريسم از بديهات معرفتي جهان بود اما امام خميني (ره) آمد و اين مسئله را كنار زد به همين دليل غرب با تمام توان سعي ميكند جلوي انقلاب اسلامي را بگيرد.
انقلاب اسلامي نشان داد كه اسلام جامع نگر چه كارهایي ميتواند بكند اگر اين انقلاب استمرار پيدا كند كه خواهد كرد نه تنها در جهان اسلام بلكه در كل جهان تحول ايجاد خواهد شد؛ بنابراين اين پيچ تاريخي در آينده اتفاق خواهد افتاد كه منشأ آن نگرش معرفتي به جهان است.
شما كه علوم ديني را خواهيد آموخت حواستان باشد باور ديني فردي كافي نيست البته لازم است اما بيش از آن اسلامي جامعنگر در اين تمدن نوبنياد لازم داريد اين تمدن بايد قويتر از اصل فارابي و بوعلي باشد و بايد قويتر از دوران عثماني شكل بگيرد.
اين تمدن نميخواهد تنها علم و صنعت را رشد دهد و همچنين نميخواهد تمام اين مسائل را كنار بگذارد.
در نهايت بايد بگويم اگر اسلام جامعه نگر را ايجاد كنيم زمينه ظهور حضرت حجت ايجاد خواهد شد.
لازم به ذكر است عصر امروز مراسم افتتاحيه حوزههاي علوم اسلامي دانشگاهيان در دانشگاه علم و صنعت با حضور خسروپناه، پناهيان و جمعي از مسئولين دانشگاهي و حوزوي برگزار شد.
شما كه علوم ديني را خواهيد آموخت حواستان باشد باور ديني فردي كافي نيست البته لازم است اما بيش از آن اسلامي جامعنگر در اين تمدن نوبنياد لازم داريد اين تمدن بايد قويتر از اصل فارابي و بوعلي باشد و بايد قويتر از دوران عثماني شكل بگيرد.
اين تمدن نميخواهد تنها علم و صنعت را رشد دهد و همچنين نميخواهد تمام اين مسائل را كنار بگذارد.
در نهايت بايد بگويم اگر اسلام جامعه نگر را ايجاد كنيم زمينه ظهور حضرت حجت ايجاد خواهد شد.
لازم به ذكر است عصر امروز مراسم افتتاحيه حوزههاي علوم اسلامي دانشگاهيان در دانشگاه علم و صنعت با حضور خسروپناه، پناهيان و جمعي از مسئولين دانشگاهي و حوزوي برگزار شد.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰