کد خبر:۲۷۴۰۵۷
روضه های محرم حاج آقا مجتبی-6؛

منظور از دم المظلوم در «إلهی بِدَمِ المَظلُوم»خون گلوی علی اصغر است/ چه شده که خون من را حلال می‏دانید؟

علی‏اصغر باب الحوائج است. شما در دعاها شنیده‏اید که می‏گویند: «إلهی بِدَمِ المَظلُوم»؛ این «دم المظلوم» خون گلوی اصغر است.

گروه اندیشه « خبرگزاری دانشجو»، ریان ابن شبیب روایت کرده که من روز اول محرم خدمت حضرت علی بن موسی الرضا(ع) رسیدم. حضرت فرمودند: «ای پسر شبیب! خبر داد مرا پدرم از پدرش، از جدش که چون جدم حسین(ع) را شهید کردند از آسمان خون وخاک سرخ بارید. اگر گریه می کنی بر حسین(ع) گریه کن که تا آب دیده بر روی صورت تو جاری شود خدای متعال تمام گناهان صغیره و کبیره تو را می‌آمرزد. خواه اندک باشد یا بسیار».


بر آنیم طبق روال مرسوم بین هیات های مذهبی، هر روز دهه اول ماه محرم روضه های حاج آقا مجتبی تهرانی را به علاقه مندان ارائه دهیم.


خدایا من شکایت به تو می‏کنم از این رفتاری که اینها با پسر دختر پیغمبرت دارند


در کامل می‏نویسد. «إشتَدَّ عَطَشُ الحُسَینِ فَدَنَا مِنَ الفُرَاتِ لِیَشرِبَ »؛ عطش امام حسین زیاد شد و رفت به سمت فرات تا آب تهیه کند. «فَرَمَاهُ حُصَینُ بنُ نُمَیرٍ بِسَهمٍ فَوَقَعَ فِی فَمِهِ»؛ این خبیث آمد و تیری به سوی حضرت انداخت که به دهان حضرت اصابت کرد... « فَجَعَلَ یَتَلَقَّى الدَّمَ بِیَدِهِ وَ رَمَى بِهِ إلَى السَّمَاءِ»؛ خون‏ها را با دست گرفت و به آسمان پاشید..


«ثُمَّ حَمِدَ اللهَ وَ أُثنِىَ عَلَیهِ»؛ حضرت ابتدا حمد و ثنای خدا را گفت؛ بعد هم فرمود: «اللَّهُمَّ إنِّی أشکُو إلَیکَ مَا یَصنَعُ بِابنِ بِنتِ نَبِیِّکَ»؛ خدایا من شکایت به تو می‏کنم از این رفتاری که اینها با پسر دختر پیغمبرت دارند. بعد گفت: «اللَّهُمَّ أحصِهِم عَدَداً»؛ خدایا، یکایک آنها را بشمار تا کسی از حساب نیفتد؛ «وَ اقتُلهُم بَدَداً»؛ یکایکشان را بکش؛ «وَ لَا تَبقِ مِنهُم أحَداً».[1] اَحدی از اینها را باقی مگذار.


امام هیچ نقطه تاریکی باقی نگذاشت


بر اساس آنچه هشام در تذکره‏اش می‏نویسد، حضرت دیگر اصلاً جایی باقی نگذاشت که اینها بتوانند در اسلام حسین(ع) شُبهه کنند. می‏گوید وقتی دید که اینها اصرار دارند امام حسین را بکشند، «أخَذَ المُصحَفَ وَ نَشَرَهُ وَ جَعَلَهُ عَلَی رَأسِه»؛ قرآن را گرفت، باز کرد و به آنها نشان داد و روی سرش گذاشت.


«وَ نَادَی بَینِی وَ بَینَکُم کِتَابُ اللهِ وَ جَدّی مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللهِ»؛ گفت بیایید، این قرآن و جدّم پیغمبر حاکم بین من و شما باشند. یعنی امام حسین اصلاً نقطه تاریکی نگذاشت برای اینها که بعد کسی این حرف را بزند که چرا این‏طوری نفرین می‏کند. بعد فرمود: «یَا قَومُ بِمَ تَستَحِلُّونَ دَمِی»؛ آخر چه شده که خون من را حلال می‏دانید؟


ذکر مصیبت حضرت علی‏اصغر


بعد می‏نویسد: «فإذَا بِطِفلٍ یَبکِی عَطَشاً»؛ یک وقت حسین‏(ع) دید صدای بچه می‏آید که از شدت تشنگی دارد گریه می‏کند. دیگران این‏طور می‏نویسند که امام حسین به اطرافش نگاه کرد؛ دید تمام این بنی‏هاشم شهید شده‏اند؛ اصحاب هم همه شهید شده‏اند. دیگرهیچ کس باقی نمانده و حضرت تک و تنها است.


صدایش را بلند کرد: «فَنَادَی هَل مِن ذابٍّ یَذُبُّ عَن حَرَمِ رَسُولِ اللهِ هَل مِن نَاصِرٍ یَنصُرُنا هَل مِن مُغِیثٍ یُغِیثُنا»... بعد آمد کنار درب خیمه؛ «فَتَقَدَّمَ إلَی بَابِ الخِیمَةِ وَ قَالَ یَا أُختَاه نَاوِلِینِی بِوَلَدِیَ الرَّضیع»؛ آمد درب خیمه به خواهر گفت آن بچه شیرخواره مرا بیاور... علی‏اصغر باب الحوائج است. شما در دعاها شنیده‏اید که می‏گویند: «إلهی بِدَمِ المَظلُوم»؛ این «دم المظلوم» خون گلوی اصغر است...


نگذاشتند حرف این پدر تمام شود


در یک نقل می‏نویسند حضرت، علی اصغر را آورد در پیش لشکر و روی دست بلند کرد و گفت: «إن لَم تَرحَمُونِی فَارحَمُوا هَذَا الرَّضیع»؛ یعنی اگر به من رحم نمی‏کنید، به این طفل شیرخواره رحم کنید. «أمَا تَرَونَهُ کَیفَ یَتَلَذَّی عَطَشاً»؛ مگر نمی‏بینید چگونه از تشنگی دارد بی‏تابی می‏کند؟... مجلسی می‏نویسد: «فَبَینَمَا هُوَ یُخَاطِبُهُم»؛ یعنی نگذاشتند حرف این پدر تمام شود؛ «إذ رَماهُ حَرمَلَةُ بنُ کَاهِلِ الأسَدِیّ بِسَهمٍ لَهُ ثَلَاثُ شُعَبٍ فَذُبِحَ الطِّفلُ مِنَ الأُذُنِ إلَی الأُذُنِ...»

 

1. الکامل، ج‏4، ص76
 

ارسال نظر
captcha
*شرایط و مقررات*
خبرگزاری دانشجو نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
نظرات شما
مخلوق ضعيف خدا
-
۲۱ آبان ۱۳۹۲ - ۱۶:۰۰
اللَّهُمَّ إنِّي أشکُو إلَيکَ مَا يَصنَعُ بِابنِ بِنتِ نَبِيِّکَ
للَّهُمَّ أحصِهِم عَدَداً»؛ خدايا، يکايک آنها را بشمار تا کسي از حساب نيفتد؛ «وَ اقتُلهُم بَدَداً»؛ يکايکشان را بکش؛ «وَ لَا تَبقِ مِنهُم أحَداً».[1] اَحدي از اينها را باقي مگذار.
9
2
پربازدیدترین آخرین اخبار