باغ بي برگي
آخرین اخبار:
کد خبر:۳۵۳۹۱
نقد فيلم سينمايي «شب يلدا» (بخش دوم)

باغ بي برگي

«شب يلدا» را مي توان آينه هنرمندانه «هويت صنفي نسل امروز» دانست كه در قامت انسان به هيئت موجوداتي بي عقبه و بدون صبر و بي عيار در مي آيند كه محصول عبورشان از گردنه زمان، جدايي است و نرسيدن به ديگري و خويش و ... و تحير در اينكه چه بايد كرد و چگونه بايد گذراند؟

«شب يلدا» اثر جسورانه‌ايست. تصوير انتزاعي از وقايعي كه شالوده آن ذهنيت هاي به وقوع رسيده سازنده اثر است.

فيلمي تلخ، اما گرم. ترديدي نيست كه بسياري از جلوه هاي جذاب و موقعيت هاي ديدني و فضاسازي هاي فوق العاده تاثيرگذار فيلم را بايد مديون هنر بازيگري محمدرضا فروتن بدانيم كه در اين اثر، اوج هنرنمايي خود را در قامت شخصيت اصلي فيلم به نمايش گذاشته است.

جسورانه بودن «شب يلدا» هم از جهت نرم افزار ايده و داستان است و هم از جهت نحوه روايت و پرداختي كه منحصراً حول شخصيت يگانه اي شكل مي گيرد كه تمام رفتارها و حركات و سكناتش تبديل به كاراكترهاي اصلي فيلم و وسيله هم‌ذات پنداري مخاطبان با داستان او در وجوه مختلف و متنوعش مي شود.

مونولوگ هاي مرد در موقعيت خانه متروكه و گرد گرفته اش در كنار عناصر بصري فوق العاده اي كه به شكلي هنرمندانه، در جهت بازنمايي موقعيت رواني و عاطفي اوست، اوج هنرنمايي كارگردان است.

فيلم لحظات مهمي دارد و سكانس هايي عميق و سرشار؛ آن چنان كه نمونه اش را در اين فضا و با اين ايده، در تاريخ سينماي ايران كمتر سراغ داريم.

مضمون ديالوگي كه زن – استاد موسيقي – به مرد – همسايه – مي گويد، تذكاري عاقبت انديشانه و مرتبط با وقايع زندگي پيشين مرد است؛ «هر اتفاقي، يك مرتبه رخ نمي دهد؛ هر چيزي قبلش مهمه و قبل تر از آن و خيلي قبل تر از آن»

و مرد، به دنبال واكاوي اين نكته در زندگيش، به مرور خاطرات، فيلم ها و حتي ديالوگ هايي مي پردازد كه بيش از اين ميان او و همسر از دست رفته اش رد و بدل شده است.

«شب يلدا» را مي توان آينه هنرمندانه «هويت صنفي نسل امروز» دانست كه در قامت انسان به هيئت موجوداتي بي عقبه و بدون صبر و بي عيار در مي آيند كه محصول عبورشان از گردنه زمان، جدايي است و نرسيدن به ديگري و خويش و ... و تحير در اينكه چه بايد كرد و چگونه بايد گذراند؟

شايد بتوان از اين وضعيت تعبير به نوعي «رستگاري» كرد، اما اين تنها قشري محترمانه و مودبانه است گرداگرد مغزي پوك و بي طعم.

«شب يلدا» از شب بودن، تاريكيش را دارد و از يلدا، طولاني بودنش را؛ نه از آن ستاره هاي چشمك زن كه روزنه هاي اميد و نورند در آن خبري هست و نه از آن طعم چشيدني دور هم بودن هاي يلدايي كه مي توان سراغش را از خانواده ها و خانه هاي قديمي گرفت.

«شب يلدا» با تمام اين ظواهر و بواطن نحيف و سرد و تكان دهنده اش، به جهت فرم زيبا و ميزانس قدرتمندانه و هوشمندانه اش در رديف آثار خاطره انگيز سينماي ايران جاي گرفت.

به درستي و تمامي!

پربازدیدترین آخرین اخبار