کد خبر:۵۱۳۴۷۳
یادداشت/

زلزله قاچاق، مخرب بنای تولید و اقتصاد کشور

با توجه به ورود ۲۰ میلیارد دلار قاچاق به کشور و با توجه به گفته کارشناسان اقتصادی مبنی بر این که هر یک میلیارد دلار ۱۰۰ هزار فرصت شغلی را از بین می برد، می‏‌توان گفت قاچاق ۲ میلیون نفر را بی‌کار کرده است.

گروه اقتصادی خبرگزاری دانشجو، قاچاق یعنی ورود کالا به صورت غیرقانونی و یا ورود کالاهای ممنوعه به کشور که موجب پدید آمدن مشکلات و معضلات اقتصادی و اجتماعی فراوانی می شود.

 

طبق جدیدترین آمارهایی که از سوی مسئولین کشور ارائه شده است سالانه بین 15 تا 20 میلیارد دلار کالای قاچاق به کشور وارد می­شود که از میزان فروش نفت خام در سال بالاتر می­رود و این یعنی زنگ خطری برای اقتصاد کشور.

 

البته زنگ خطری که دیگر تبدیل به بحران شده و فرمایشات مستمر مقام معظم رهبری در زمینه مبارزه با قاچاق نیز بیانگر این بحران خانمان سوز است.

 

اگر در فرمایشات رهبر انقلاب تاملی کنیم می­بینیم که ایشان بیش از دو دهه است که مکرر درباره ضرورت مبارزه با قاچاق تذکر داده­اند و حتی با پیام صریح خود به همایش مبارزه با قاچاق، کندی مبارزه با آن و تاکید بر عملیاتی شدن این امر را گوشزد کرده­اند.

 

یکی از معضلات جدی اجتماعی ما، بیکاری و عدم وجود فرصت­های شغلی برای جوانان است که انحطاط­های بسیار خطرناکی را برای مهمترین قشر جامعه یعنی جوانان در پی دارد. بنا به گفته اقتصاددانان قاچاق، 40 درصد فرصت­های شغلی کشورمان را از بین می­برد. از سویی اگر با قاچاق ارز و کالا به صورت جدی و عملیاتی مبارزه شود و مبادی ورود کالای غیرقانونی و مبادی ورود غیرقانونی کالا به کشور بسته شود، با توجه به ورود 20 میلیارد دلار قاچاق به کشور و با توجه به گفته کارشناسان اقتصادی مبنی بر این که هر یک میلیارد دلار 100 هزار فرصت شغلی را از بین می برد، می‏توان با جرات گفت دو میلیون جوان بیکار، سرکار می­روند و این یعنی رونق اقتصاد، کاهش چشمگیر فساد اجتماعی و به کار افتادن چرخه‏های تولید کشور.

 

از سوی دیگر قاچاق سودهای هنگفتی را برای قاچاقچیان به همراه دارد و قطعا مبارزه با آنها عزم جزمی از سوی قوای سه­گانه، نیروی انتظامی و مردم را می­طلبد، عزمی که اگر در یکی از دستگاه­ها کم باشد تمام زنجیره مبارزه با قاچاق از بین می­رود. به عنوان مثال اگر مسئولی از قاچاق سود ببرد و راهی را برای فرار قاچاقچی از چنگال قانون باز کند تمام تلاش دستگاه­های دیگر هدر رفته و قطعا مبارزه با قاچاق به نتیجه نمی­رسد.

 

از سویی سیستماتیک شدن تمام مراحل از ثبت سفارش گرفته تا تحویل محصول به مصرف­کننده می­تواند ضریب نفوذ قاچاقی به سیستم را به نزدیک صفر برساند.

 

با توجه به آمارهای رسمی ارائه شده از مسئولان کشوری می­توان اینگونه برداشت کرد که طی سالهای اخیر هیچگونه اقدام جدی و عملیاتی برای مبارزه با قاچاق صورت نگرفته است زیرا در کشور نفت خیزی مانند ایران که متاسفانه اقتصاد آن نیز متکی بر محصولات نفتی و صادرات نفت است برابری میزان فروش نفت خام و کالاهای قاچاق در آن مفهوم بسیار ناخوشایندی می­دهد.

 

همانطور که در بالا گفته شد کم کاری و سهل انگاری هر کدام از دستگاه­های مسئول می­تواند حلقه مبارزه با قاچاق را پاره کند و قاچاقچی از همانجا می­تواند قانون را دور بزند. هم اکنون این سستی را از دولت شاهد هستیم زیرا 14 ماه پیش مجلس شورای اسلامی قانون مبارزه با قاچاق را مصوب کرد و دولت را موظف کرد تا در طول 3 ماه امکان رهگیری تمام محصولات موجود در بازار را فراهم کند تا نخستین قدم سیستمی کردن مبارزه با قاچاق باشد ولی متاسفانه پس از گذشت بیش از یکسال بنا به گفته مجلسی­ها دولت هیچ اقدامی در این زمینه انجام نداده است.

 

قاچاق کالا مقوله­های بسیار گوناگونی دارد که در بسیاری از آنها مردم مستقیم و غیرمستقیم با آنها در ارتباط هستند. از قاچاق تلفن همراه و لوازم خانگی گرفته که در دست و خانه­های مردم یافت می­شود تا قاچاق بذر، کود و خوراک دام که باعث بیماری­های متعدد گیاهی و دامی می­شود و محصولات این گیاهان و  گوشت این دام­ها بر سر سفره مردم می­آید. اگر بیماری دام­ها بر اثر قاچاق خوراک دام جدی باشد و شیوع نیز پیدا کند، باید منتظر تلفات فاجعه­بار دام یا شیوع بیماری­های خطرناک در میان مردم باشیم.

 

به عنوان مثال تب­برفکی بیماری بسیار خطرناک و شایعی است که هرساله تعداد زیادی از دام­ها را از پا در می­آورد و بنا به گفته کارشناسان بهداشت دلیل آن قاچاق دام به خصوص گوسفند زابلی است که از مرزهای سیستان و بلوچستان وارد کشور می­شوند. دام­هایی که بدون طی کردن مسیر قرنطینه و بهداشتی وارد کشور می­شوند ناقل بیماری­های بسیاری هستند و قطعا تمام آنها معدوم یا درمان نمی­شوند بلکه از مجاری غیرقانونی ذبح و روانه بازار می­شوند.

 

هرچند مسئولان وزارت بهداشت و سازمان دامپزشکی ایران اصرار دارند که تب­برفکی به انسان منتقل نمی­شود ولی سازمان بهداشت جهانی این بیماری را جزو بیماری­های مشترک انسان و دام برشمرده است و حتی برخی از پزشکان متخصص نیز روش انتقال این بیماری به انسان را از طریق مصرف لبنیات خام و گوشت­هایی که مسیر پخت را به صورت کامل طی نکرده­اند، عنوان کردند. آن‏ها معتقدند که تاول­های عفونی در دهان یکی از نشانه­های تب­برفکی در انسان است.

 

حال باید اندیشید که صرف نظر از هزینه­هایی که باید برای درمان انسان­ها در مقابل تب­برفکی داد، چقدر باید متحمل هزینه­های آسیب به تولید و اقتصاد کشور شد. برای نمونه تلفات ناشی از بیماری تب برفکی در کشور در برخی سال‏ها به 50 هزار راس رسیده است که با فرض قیمت 40 میلیون ریال، 2000 ملیارد ریال خسارت به کشور وارد شده است. همچنین در سال جاری قرار است بیش از 500 میلیارد ریال صرف واکسیناسیون دام در کشور گردد.

 

حال چه کسی حاضر است اینهمه ضرر را جبران کند؟ با چه مبلغی می­توان سلامتی انسان­ها و حتی جان مردم را به آنها بازگرداند؟

 

آیا مسئولانی که در حوزه مبارزه با قاچاق سهل­انگاری می­کنند می­توانند پاسخگوی تهدیداتی که قاچاق برای سلامتی انسان­ها و ضررهای اقتصادی جبران ناپذیر به کشور باشند؟

 

بنابراین مشخص شد که قاچاق کالا و ارز جدای از اینکه باعث از بین رفتن 2 میلیون فرصت شغلی می‏شود، جان مردم و اقتصاد کشور را به خطر می­اندازد و تولیدکنندگان را به ورطه نابودی می­کشد. مبارزه با قاچاق نیز تنها با عزم جدی مسئولان و عملیاتی کردن راهکارها و قوانین مصوب مجلس شورای اسلامی امکانپذیر است.

ارسال نظر
captcha
*شرایط و مقررات*
خبرگزاری دانشجو نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
پربازدیدترین آخرین اخبار