سال غفلت مضاعف و خواب مضاعف
گروه اجتماعي: براي درياف كارت ملي يكي از بستگان به اداره ثبت احوال غرب تهران مراجعه كردم، هفتههاي قبل از عيد بود و طبق روال ادارهها، كارمندان در جستجوي گرفتن مرخصي براي خريد شب عيد بودند.
پس از طي مراحل پر كردن فرمهاي مربوطه، قبضي صادر شد و يك ماه فرصت داشتيم تا كارت ملي را تحويل بگيريم.
يك ماه و چند روز سپري و به خيال خودمان كارت ملي آماده شده بود، بحثهاي گرم محفل زنانه در راهروها پيچيده بود و وقت اداري با وقت فراغت كاركنانش عجين و تعريفهاي عيدانه از دورستها شنيده ميشد؛ خانمي روسرياش را درست ميكند، انگار انتظار نداشت ارباب رجوعي مزاحم اوقات فراغتشان باشد، در كلماتي هولانگيز «هيچ ركوردي وجود ندارد» بيان ميشود و مراجعه دوباره را از ما انتظار دارد و يك ماه ديگر بايد سپري شود.
با پيگيري سماجتگونه به طبقه جديدي راهنمايي ميشويم، خانمهاي كارمند زيادي مشغول گپهاي بعد از ظهرانه خود بودند، يكي از اين كارمندان دل به دريا زد و برگه رسيد را از ما گرفت كه پس از انتظار 20 دقيقهاي شنيديم هنوز ثبت اوليه شما صورت نگرفته و نرمافزار اشكال دارد.
بعد از پرسوجو، خرابي يك ماهه نرم افزارشان به پيش كشيده ميشود و ثبت احوالي كه بايد در اجراي طرح هدفمند كردن يارانهها دست راست دولت باشد، از خرابي يك ماه گذشته سايت خود بياطلاع است.
به سراغ سايت اينترنتي ثبت احوال تهران ميروم و كارت ملي خود را كه چندين سال پيش دريافت كردهام، در نوبت صدور ميبينم و خستگي پيگيريها دستم را خيس ميكند.
گرچه نميتوان وضعيت كل كشور را از يكي از شعبات ثبت احوال تهران آن الگو گرفت؛ اما انتظار نابجايي نيست كه در سال همت مضاعف و كار مضاعف، كارمندان ادارهها، به خصوص كارمندان ثبت احوال كه در آينده نزديك در طرح هدفمندي يارانهها نقش مهمي دارند، در روزمرگي خود در هم تنيده شوند./انتهاي پيام/