کد خبر:۷۹۸۴۱۵
روایت دانشجویی | اربعین ۹۸

جاذبه اربعین حسینی زوار را به سوی بارگاه عشق می‌کشاند

‌نمی‌دانم چه سری است؛ همین که آوای اربعین به گوش می‌رسد، جاذبه‌ای عجیب تو را به سوی بارگاه عشق می‌کشاند.

گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو، زهرا فلاحی؛* این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست... نمی‌دانم چه سری است؛ همین که آوای اربعین به گوش می‌رسد، جاذبه‌ای عجیب تو را به سوی بارگاه عشق می‌کشاند.

هر که باشی، توانا یا ناتوان، پیر یا جوان، در این راه، زائری پرتوان می‌شوی که خستگی و سختی راه برایش معنا ندارد. معجزه عشق است که معشوق را از تمامی تعلقات دنیایی رها می‌کند و به سمت خویش فرامی خواند.

برای دومین سال با کاروان دانشجو معلمان راهی شدم... تجربه زیارت سال قبل سبب شد که نیمه‌های شب را برای عبور از مرز انتخاب کنیم؛ لذا ازدحام و شلوغی سال قبل را نداشته و راحت‌تر از مرز خارج شدیم. هرچند مشکل کند بودن سیستم‌های عراقی هنوز هم وجود داشت و سرعت عبور را کند می‌کرد...

آن طرف مرز ترافیک سنگین اتوبوس‌ها دیده می‌شد که کیلومتر‌ها ادامه داشت... بعد از طی مسافتی طولانی به اتوبوس کاروان رسیدیم و راهی نجف شدیم. ابتدا به محل اسکان رفتیم. سالنی بزرگ با جمعیتی انبوه...
 
//جاذبه اربعین حسینی زوار را به سوی بارگاه عشق می‌کشاند

شاید اگر هر سفر دیگری بود، هرگز این تعداد آدم را نمی‌توانستی کنار هم نگهداری بدون آنکه سختی‌ها به چشمشان بیاید. اما وقتی دل‌ها یکی باشد، یک سالن آدم که سهل است، ۳۰ میلیون آدم به سان یک آدم خواهند بود.

روز اول، به زیارت حرم مولا رفتیم. چه زیباست که در راه رسیدن به امام حسین (ع) ابتدا به زیارت پدرشان بروی و محو شوی در جلال و جبروت بارگاهش...

روز دوم، بعد از زیارت مسجد کوفه راهی کربلا شدیم. با کاروان خواهران قدری از راه را با اتوبوس رفته و بعد از طی مسافتی شروع به پیاده روی کردیم.

در مسیر، سیل خروشان جمعیت دیده می‌شد که رها از تمامی تعلقات دنیایی و برون توجه به جایگاه‌های ظاهری دنیا مانند پست و مقام، رنگ و نژاد، قوم و قبیله و... در مسیر عشق در حرکت بودند و به هر شکلی که ممکن بود به شوق حرم گام برمی داشتند. چه با پای پیاده چه با ویلچر، چه تنها و چه گروهی یا خانوادگی، چه با عَلَمی در دست، چه با کاروانی شبیه کاروان اسرای کربلا و...

حال و هوای این مسیر با همه جا فرق دارد. گویی در آسمان‌ها گام برمی داری و همسفر ملائک هستی... این زیبایی زمانی به اوج خود می‌رسد که به کربلا می‌رسی و تو چه می‌دانی این وصال چه حالی دارد. زمانی که دلدادگان کوی یار را نظاره می‌کنی که سر از پا نشناخته و اشک ریزان و با زبان خاص خود، امام حسین (ع) را صدا می‌زنند.

اما این جا تازه اول راه است. چرا که ما آموخته ایم که راه قدس از کربلا می‌گذرد و تازه به کربلا رسیده ایم؛ لذا نباید متوقف شد. باید ادامه داد و به پیش رفت...
ارسال نظر
captcha
*شرایط و مقررات*
خبرگزاری دانشجو نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
پربازدیدترین آخرین اخبار