
کد خبر:۸۶۲۴۷۹
در پی محکومیت دو دانشجوی شریف؛
چند روایت معتبر از ماجرای دستگیری دو دانشجوی دانشگاه شریف! / در جلسه دانشجویان با قوه قضائیه چه گذشت؟
مسئولان دانشگاه صنعتی شریف و نمایندگان تشکلهای دانشجویی این دانشگاه طی قراری با قوه قضائیه جلسهای برای بررسی این پرونده و اطلاع از زوایای مختلف ماجرا، گفتگو و تعامل در باره این دانشجویان دانشگاه شریف در روز بیست و سوم تیرماه برگزار کردند.
به گزارش خبرنگار دانشگاه خبرگزاری دانشجو، چندی پیش خبر محکومیت دو تن از دانشجویان دانشگاه شریف فضای مجازی را فراگرفت و واکنشهای زیادی در پی داشت. در پی این اتفاق مسئولین دانشگاه صنعتی شریف و نمایندگان تشکلهای دانشجویی این دانشگاه طی قراری با قوه قضائیه جلسهای را برای بررسی این پرونده و اطلاع از زوایای مختلف ماجرا، گفتگو و تعامل در باره این دانشجویان دانشگاه شریف در روز دوشنبه بیست و سوم تیرماه برقرار کردند.
نمایندگان تشکلهای دانشجویی اعم از بسیج دانشجویی، انجمن اسلامی دانشجویان مستقل، شورای صنفی و انجمن اسلامی طیف اصلاحطلب در این جلسه حضور داشتند و روایات خود را از این دیدار مکتوب کردند.
روایت اول از نماینده بسیج دانشجویی حاضر در این جلسه است:
ماجرای نیمروز
ساعت حوالی ۱۱ صبح روز دوشنبه ۲۳ تیر ماه، به همراه جمعی از دانشجویان و اساتید وارد دادسرای عمومی و انقلاب تهران میشویم و حدود ساعت ۱۱:۳۰ جلسه در طبقه دوم آن ساختمان، اتاق جلسات دادستان با قرائت قرآن آغاز میشود.
حاضرین جلسه آقایان امین ناصری دادستان امنیتی، جعفری بازپرس ویژه پرونده، فاطمی زاده معاون دانشجویی دانشگاه، بهمن آبادی استاد دانشکده فیزیک و مسئول بسیج اساتید، جهانگیر از دانشکده کامپیوتر ، یک نماینده هم از بنیاد ملی نخبگان و یک کارشناس امنیتی هستند که در کنار نمایندگان تشکلهای دانشجویی و شورای صنفی اعضای جلسه را تشکیل میدهند.
محل برگزاری جلسه
جلسه با صحبتهای آقای امین ناصری دادستان امنیتی تهران آغاز میشود.
او معتقد است که این جلسه جزو موارد بی سابقه قوه قضاییه در برخورد با پروندههای مختلف است اما با توجه به نامه دکتر فتوحی به آقای رئیسی و مساعدت ایشان این جلسه برگزار شده است.
همچنین سعی دارد سوالاتی که شاید بیشاز بقیه مطرح شده را پاسخ بدهد.
۱. وکیل گرفتن:
ببینید این مسئله که اینها وکیل ندارند یا... چیزی نیست که قوه قضاییه در آن مقصر باشد و مطلبی است که مجلس تصویب کرده و طبق تبصره ماده ۴۸ آیین دادرسی کیفری لازم الاجراست که در مراحل مقدماتی و تحقیقاتی پرونده، متهمین صرفا میتوانند از وکلای مورد تایید قوه استفاده کنند و اگر نپذیرند قوه به صورت تسخیری وکیلی را برایشان انتخاب میکند.
او ادامه میدهد که اگر هم لازم باشد تغییری در این روند شکل بگیرد باید از طریق مجلس انجام شود.
نکته بعدی که او اشاره می کند مسئله ضرب و جرح حین دستگیری است که معتقد است این مسئله به حدی هم نیست که عنوان شده اما در اینکه باید حین دستگیری مراقب همه جوانب و احتمالات بود و با قدرت ورود کرد نکته ای نیست.
او به این مسئله چند بار تاکید میکند که در نظر داشته باشید این دو نفر حین انجام عملیات مقابل مجتمع قضایی شهید باهنر به همراه مواد منفجره دستگیر شده اند و خود قضاوت کنید که چطور با این وضعیت باید روبرو شد و هر احتمال را در نظر گرفت.
نکته آخر هم که درباره این ابهام میگوید این است که تمام مراحل دستگیری فیلم برداری و صورت جلسه میشوند و اگر عملی خلاف موارد مدونی که باید در دستگیری لحاظ شود، انجام شده باشد با فرد خاطی دستگیر کننده حتما برخورد میشود.
او و امیرحسین مرادی نمیدانند دقیقا باید چه چیزی را بگویند و ترجیح میدهند که حرف ها بشنوند و بعد صحبت کنند البته شاید هم اصلا صحبت نکنند!
۱. نصب عکس مریم رجوی در دانشکده فیزیک دانشگاه شریف و فیلمبرداری از آن و ارسال برای سازمان منافقین در تاریخ ۱۶ آذر ۹۸
۲. تعداد ۶ مورد نصب بنر منافقین در سطح شهر
۳. نصب ۱ بنر در دانشگاه شریف
۴. آتش زدن ۴ مورد از بنرهای اصطلاحاً ارزشی
۵. تعداد ۵ مورد حمله با کوکتل مولتوف به پایگاههای بسیج و ۲ مورد به حوزههای علمیه
۶. حمله و آتش زدن ۱ موسسه مالی
۷. انفجار در ۱۱ ساختمان دولتی بوسیله بمب دست ساز
۸. تعداد۲ انفجار ناموفق در ساختمان قرارگاه خاتمالانبیا
پس از این روایت آماری قطعات مختلف این حوادث شروع به پخش میشود.
فیلمها به این صورت کنار هم قرار گرفته اند که ابتدا فیلمی که ادعا میشود توسط این دو نفر از لحظه وقوع انفجارها رخ داده و برای سازمان منافقین ارسال کردهاند پخش میشود و پس از آن فیلمی که از همان صحنه اما توسط دوربین های مداربسته و یا سربازان گمنام حاضر در محل تهیه شده پخش میشود.
دو دانشجوی بازداشتی دانشگاه شریف
میگوید در حسن نیت دانشگاه و قوه شکی نیست اما خواسته ام این است که پرونده زودتر به دادگاه برود و میخواهم وکیل داشته باشم.
میگوید حاضر نیستم با ۲۰:۳۰ مصاحبه کنم و مسئول و پاسخگوی خواهر و برادرم هم نیستم و البته از محتوای حرفشان هم بی اطلاعم اما در حسن نیت آنها شکی ندارم.
میگوید حاضر نیستم با ۲۰:۳۰ مصاحبه کنم و مسئول و پاسخگوی خواهر و برادرم هم نیستم و البته از محتوای حرفشان هم بی اطلاعم اما در حسن نیت آنها شکی ندارم.
یونسی ادامه میدهد که ما موارد فیلم را تا حدی قبول داریم و تا حدی نه اینطور که من نقش غیر اصلیتر را داشتم؛ در حد نقش رانندگی ماجرا و...پایان را باز میگذارد و مرادی بعد از کمی وقفه شروع به صحبت میکند:
تشکر میکنم از شما بابت حضور در این جلسه صحبت خاصی در این لحظه ندارم اما میخواهم بگویم این اتفاقات یک شبه رخ نداد و در واقع روندی بود که ما در آن قرار گرفتیم و به این مسائل منجر شد.
(احتمالا برایتان مبهم باشد که بالاخره اتهامات را پذیرفتند یا خیر، راستش را بخواهید شاید اگر در جلسه هم بودید تشخیص این مسئله از بین صحبتهایشان سخت میبود اما برداشت من این است که بخشی از موارد را پذیرفتهاند اما درباره مواردی هم توضیحاتی دارند)
به درخواست حاضرین ادامه جلسه با سخنان اساتید پیش میرود و به عنوان اولین نفر دکتر جهانگیر شروع به صحبت میکند و از آنها میپرسد که آیا مجموعا میپذیرید یک چیزی بوده و بیگناه محض نیستید و اگر میپذیرید علتاین کارها چه بود؟
مرادی میگوید که اولا امیدوارم درباره این مسئله شایعه سازی نشود و اصطلاحاً خیلی شاخ و برگ پیدا نکند و ثانیا این فرآیندی بود که ما در اون قرار گرفتیم و حتی اگر بخواهم برای خانواده توضیح بدهم شاید حدود ۵ یا ۶ ساعت طول بکشد و نمیشود در چند دقیقه توضیح داد.
دکتر بهمن آبادی شروع میکند:
من علی را دورادور میشناسم و البته با امیرحسین ترم اول امسال درس داشتم و ترم دوم هم همینطور
من علی را دورادور میشناسم و البته با امیرحسین ترم اول امسال درس داشتم و ترم دوم هم همینطور
نوبت به صحبت تشکلها میرسد که بناست به ترتیبی که در جلسه شب قبل بین خود با دکتر فاطمی زاده رسیده اند صحبت کنند.
حروف الفبا!
خانم امینی از طرف انجمن صحبت میکنند و معتقد است ابهام پرونده بالاست و البته اینکه تنها دادگاه عادل، صلاحیت رسیدگی دارد نه ما.
مثل ۵۹ روز انفرادی و البته اصل ۳۲ قانون اساسی که نمیگذارد بیش از مدتی فرآیند طولانی شود و در الان بیش از سه ماه است که هنوز پرونده به دادگاه نرسیده است.
مثل ۵۹ روز انفرادی و البته اصل ۳۲ قانون اساسی که نمیگذارد بیش از مدتی فرآیند طولانی شود و در الان بیش از سه ماه است که هنوز پرونده به دادگاه نرسیده است.
چهار مطالبه هم دارند:
دادستان پاسخ میدهد که قانون به ما اجازه داده تا ۲ سال این فرآیند را در صورت نیاز ادامه دهیم و البته به ماده ۲۴۲ آیین دادرسی کیفری اشاره میکند.
صالح سلطانی یک گلایه دارد و یک درخواست:
مرادی پاسخ میدهد که ما که در فروردین دستگیر شدیم، به اتاق ۳ در ۴ دارای دستشویی رفتیم.بعد از آن ۴۰ روز به بند ۲۴۰ رفتم. و بعد دوباره به مکان قبل اما در اتاقی بزرگتر برگشتم.جایی که ۸ تا ۹ نفر در یک اتاق بزرگ هستیم و هفته ای یکبار هم به مدت ده دقیقه میتوانیم با خانواده صحبت کنیم و اگرکارشناس آنجا باشد بیشتر هم میشود.
درباره برخورد ها هم با تردید میگوید که من نمیتوانم خیلی تعیین کنم چقدر خوب یا بد بودهاند، چون یک روز ممکن است خوب باشم و یک روز بد و نگاهم به مسائل و برخوردها عوض شود.
علی یونسی هم جواب میدهد که من روز دستگیری چشمم آسیب دید و دچار خونریزی شد که تا وقتی وضعیتش وخیم نشد چیزی به پزشک نگفتم و دکتر به من گله کرد که چرا چیزی تا الان نگفتی؟!
او همچنین از برخی برخوردهایی که در این مدت هم شده گلایه میکند و میگوید که برخی از آنها هنوز او را آزار میدهد.
او هم حدود ۲۰ روز در بند ۲۴۰ بوده و بعد به بند ۲۰۹ منتقل شده است. درباره برخوردها هم ادعا دارد که در ابتدا با او بد برخورد میشده اما به مرور برخوردها بهتر شده اما این اواخر باز هم رفتارها متفاوت شده است.
اینجا کارشناس امنیتی حاضر در جلسه به بحث وارد شده و میگوید که البته علاوه بر اینکه رفتار ضابطین بررسی و با کسانی که احتمالا اشتباه کرده اند برخورد خواهد شد اما این را هم بد نیست بدانید که یکی از این دو نفر حین دستگیری دست یکی از ماموران را گاز میگیرد و باید به این هم در کنار آن زخم چشم و... توجه کرد.
نوبت به من! سید محمدامین سپیدهدم میرسد که به عنوان نماینده بسیج دانشجویی مطالبم را بیان کنم.
سه محور اصلی دارد:
اول اعتراض جدی نسبت به روند اطلاع رسانی قوه که اولا اجازه نشر ابهامات مختلف را در فضای رسانه ای میدهد و البته به نگرانی دوستان، خانواده و مطلعین میانجامد و ثانیا هم آبروی نظام و دستگاه قضایی را مورد خدشه قرار میدهد و این هم چیزی نیست که از آن به سادگیعبور کرد.
مسئله بعدی من این است که دو متهم دانشجو هر وضعیت و روندی داشته باشند، تا قبل از این جز درس و مشق کار دیگری نداشته اند و بعید است با فرآیندها و حقوق خود آشنا باشند و باید این مطالب برایشان شفاف شود تا اولا از حقوق خود برخوردار باشند و ثانیا اگر اشتباه یا ظلنی در این مدت در حقشان شده آن را متوجه شده و پیگیری کنند و سوم هم اینکه واضحا این پرونده فرایند مشخصی دارد که باید طی شود.
مطالبه این است که قوه قضاییه بدون اینکه درگیر حواشی، جوسازی ها و برخی مظلوم نمایی ها شود و البته حتما در پروسه ای عادلانه با مسئله برخورد کند اما چندان صفر و یک هم به مسئله نگاه نکند و شرایطی که این دو نفر در آن بودند و اگر احیانا فریب خورده اند یا دچار کنجکاوی شدند یا هر چیز دیگر هم لحاظ شود. و با توجه به پشیمانی این افراد تا حدی که امکان دارد رافت اسلامی نیز صورت گیرد اما بدانیم آن سوی ماجرا و پشت پرده اتفاقات سازمان منافقینی با آن سابقه کذا قرار دارد و نمیشود از آن صرف نظر کرد.
ساعت حدود ۱۳:۱۰ دقیقه است که قاسمی نماینده جامعه اسلامی شروع به صحبت میکند، او ابتدا به وعدههای آزادی که به خانوادههایشان داده میشد اعتراض میکند و این احتمال را در قالب سوال مطرح میکند که اگر این وعده ها داده شده آیا به این دلیل بوده که از نشر بیش از حد مطالب و حواشی در رسانهها جلوگیری شود یا خیر؟همچنین حدود ۶۰ روز انفرادی این افراد را سخت میداند و آنرا نوعی شکنجه قلمداد میکند.
همچنین سوالی از متهمین دارد که آیا خبری که درباره ابتلای یکی از آنها به کرونا منتشر شد صحت دارد؟ یونسی هم پاسخ میدهد که ببینید قبل از دستگیری من، عمه ام به کرونا مبتلا شد و چون شوهر عمه من دکتراست، نشانه های آنرا به من گفت.
من در زندان یکبار به تعدادی از آن نشانه ها مبتلا شدم و احساس کردم با توجه به آن گفته ها کرونا گرفته ام و به مادرم هم گفتم که "حدس میزنم کرونا گرفته ام" اما تستی نداده ام و صرفا احتمال بوده است حالا اینکه چه چیزیمنتشر شده را هم نمیدانم.
نفر آخر هم امیرمحمد احمدی است که به نمایندگی از شورای صنفی صحبت میکند و اولا خواستار ملاقات حضوری با خانواده ها شده و از وعده های پوچ آزادی گلایه میکند و همچین با سه بار تاکید خواستار حداکثر رافت اسلامی در حق این دو دانشجو میشود.
نوبت به بازپرس جعفری میرسد تا توضیحاتش را شروع کند.
به ساعت که نگاه میکنم حدود ۱۳:۳۰ است و امتحان مجازی اندیشه اسلامی ۱ در حال شروع شدن است.
اجازه میگیرم قبل از شروع سخنان آقای جعفری با خداحافظی جلسه را ترک میکنم.
ساعت حدود ۱۳:۵۰ است که امتحان اندیشه ۱ مقابل دادسرای عمومی و انقلاب تهران به خوبی برگزار میشود و مجدد به طبقه دوم ساختمان میروم بلکه بتوانم در جلسه شرکت کنم.
مسئول بیرون جلسه اجازه ورود نمیدهد و حدود ۵ دقیقه منتظر میمانم تا جلسه به اتمام برسد!
علی یونسی و امیرحسین مرادی به همراه ماموران از مقابلم حرکت کرده و به سمت طبقه همکف میروند.
جلسه پایان مییابد و مسائل جدیدی در ذهنم ایجاد شده و من را به خود مشغول کرده است.
بگذریم!
اکنون که در حال نگارش این متن هستم، لحظات اذان است و دعا میکنم نتیجه این ماجرا هر چه که هست، ابداً به تلخی جنایات منافقین در دهه شصت در حق مردم ایران نباشد و عاقبتش برای همه از جمله این دو دانشجو به خیر و صلاح باشد.
شما هم دعا کنید...
ظاهرا در آن دقایق آخر که من در جلسه نبودم قوه قضاییه به حاضرین میگوید که روایت جلسه را تا زمانی که ما اجازه ندادیم منتشر نکنید؛ به همین علت هم بین جمع توافق میشود که هیچ خبری به بیرون مخابره نشود.
تا اینکه شب گذشته از قوه قضاییه به دکتر فاطمی زاده اطلاع میدهند که انتشار مطالب بلامانع است و جلسهای با حضور همان نمایندگان تشکلها + دکتر افشین به صورت مجازی تشکیل میشود و طبق صحبت دکتر افشین دانشگاه بنا ندارد که خبر این جلسه را به صورت رسمی رسانه ای کند و روایت جلسه را به تشکل ها میسپارد.
پیشنهاد انتشار متن مشترک هم مطرح میشود که خب بعضی از دوستان موافق نبودند و دلایلی هم برای خودشان داشتند و در نهایت رسیدیم به آنچه که دیدید!!
روایت توئیتری نماینده انجمن اسلامی دانشجویان مستقل به شرح زیر است:


سلطانی در روایت خود از این ماجرا می گوید: چند دقیقهای از ساعتِ یازده گذشته که ساختمان را پیدا میکنیم و میرویم طبقهی اول، اتاق جلسات. آقای امینناصری معاون امنیتی دادستان، آقای جعفری بازپرس پرونده و یک کارشناس امنیتی منتظرمان هستند. اولِ جلسه و بعدِ تعارفاتِ مرسوم، ناصری دربارهی ابعاد پروندهی امیرحسین مرادی و علی یونسی توضیحاتی میدهد و بعد خودشان را صدا میکند بیایند داخل. اگرچه احتمال حضور بچهها را میدادیم ولی خب بیتعارف، کمی غافلگیر میشویم. یونسی یک پیراهن زرشکی پوشیده و مرادی با یک بلوز سفید و آبی آمده. از این فاصلهی چندمتری جز این و البته گودیِ پای چشمِ هردویشان، چیز بیشتری نمیبینیم. یکی از اساتید به نمایندگی از هیاترئیسهی دانشگاه شروع میکند و درخواستهای روشنی دارد: حق انتخاب وکیل، اجازه ملاقات با خانوادهها و حداکثرِ بخشش و رافت اسلامی در قبال این دو دانشجو. بعدِ این صحبتها، فیلم اتهاماتِ مرادی و یونسی را پخش میکنند. اول، ویدئویی میبینیم از تلویزیون مجاهدین خلق. ویدئویی که نشان میدهد تصویر مریم رجوی روی دیوار دانشکدههای فیزیک و صنایع نصب شده و منافقین را حسابی ذوقزده کرده! توی فیلمشان نوشتهاند «دانشگاه شریف، کانون شورشی 675». هرکسی دنیا را یکطور میبیند و دنیا برای منافقها، انگار مجموعهای از کانونهای شورش است. ویدئوی بعدی مفصلتر است. تصاویرِ دوربینهای مداربستهی ادارات و اماکنی که ادعا میشود یونسی و مرادی با بمب دستساز به آنها حمله کرده و البته منافقین این ترقهبازی را با افتخار در رسانههایشان منتشر کردهاند! دلم به حالِ پیرمردهای آلبانینشین میسوزد. از سال60 تا امروز حسابی ترقی معکوس کردهاند و اوج موفقیتشان در مبارزه با رژیم آخوندی(!) انفجار بمب دستساز و شیطنت در دانشکدههای دانشگاه ماست!
بیشتر بخوانید:
همچنین نماینده جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه شریف درباره این جلسه می گوید:
علی شروع به صحبت میکند. او علاقهای به صحبت نداشته و میخواسته که پرونده از زیر دست وزارت اطلاعات بیرون بیاید و بعد صحبت کند اما وقتی دیده قرار است جلسه بدون دوربین و در حضور دانشجوها و اساتید باشد، قبول کرده که بیاید و دیداری تازه کند. او چند کلمهای درباره خانوادهاش میگوید با این مضمون که: «کارهای خانواده من ربطی به من ندارد و من مسئول کارهای خودم هستم. البته من آنها را دلسوز خود میدانم ولی پاسخگوی کارهای خواهرم و برادرم که ندیدهام بلکه شنیدهام نیستم. میخواهم که برای ورود خواهرم به ایران مشکلی پیش نیاید هرچند میدانم برادرم برگشتنی نیست...» اینجا نمایندگان قوه واکنش نشان میدهند که ما بنا بر آیه قرآن کاری به خانواده متهم نداریم.
بیشتر بخوانید:
همچنین نماینده شورای صنفی دانشگاه شریف که در این جلسه حضور داشته است آن را اینگونه روایت می کند:
به عنوان آخرین نماینده شروع به صحبت میکنم. رو به ناصری و جعفری میگویم که نگرانتر از مایی که اینجا هستیم، خانوادههای بچهها هستند. دانشجویانی که تاکنون دغدغههای آنها در کتاب و قلم و دانشگاه خلاصه میشده، حالا نیاز به دلگرمی و دیدن خانوادههایشان دارند و به تماس تلفنی، آن هم هفتهای ۱۰ دقیقه نمیشود اکتفا کرد. از بازپرس بعید است که با دادن اطلاعات نادرست به خانوادۀ این دو دانشجو جهت مشخص کردن زمان آزادی ایشان، بر نگرانیهایشان بیفزاید. از خود علی و امیرحسین نیز در مورد وضعیت بهداشتی و نحوه برخورد مسئولین زندان پرسیدم و در انتها هم تقاضای برخورد با رافت اسلامی با ایشان را داشتم.
بیشتربخوانید:
این چهار روایت از چهار نماینده تشکلی حاضر در جلسه ای است که بین دانشجویان دستگیر شده، مسئولین دانشگاه و نمایندگان تشکل های دانشجویی برگزار شد و شاید برای اولین بار در طول عمر دستگاه قضا بود که یک پرونده امنیتی با چنین شفافیتی برای تشکیلات دانشجویی بررسی میشد.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰
ارسال نظر
*شرایط و مقررات*
خبرگزاری دانشجو نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.