توصيه هاي رهبر معظم انقلاب به دانشجويان
آخرین اخبار:
کد خبر:۹۶۲۴۹
بازخواني//

توصيه هاي رهبر معظم انقلاب به دانشجويان

معنويت خلاء امروز دنياست آميزش علم و معنويت، علم و ايمان، علم و اخلاق، آن خلا امروز دنياست. دانشگاه اسلامى، علم و ايمان، علم و معنويت، علم و اخلاق را با هم همراه مى‌كند. علم را مى‌آموزد و جهت‌گيرى علم را از اخلاق و ايمان مى‌گيرد.
سيواني زاد، خبرنگار «شبكه خبر دانشجو» در قم؛
 
«من اگر بخواهم به بچه‌هاى صلبى و نسبىِ خودم بهترين سفارش‌ها را بكنم... اين دل پاك و زلال را هرچه مي توانيد، با منبع عظمت، با منبع حقيقت، با منبع زيبايى؛ يعنى ذات مقدس بارى‌تعالى، پيوند دهيد و نزديك كنيد. اگر موفق شديد، تا آخر عمر زندگى سعادتمندانه خواهيد داشت؛ اگر حالا موفق نشويد، 20 سال ديگر سخت‌تر است؛ اگر 20 سال بعد هم كه شماها 40 سال، 45 سال سن‌تان هست - موفق نشويد، 20 سال بعدش بسيار بسيار مشكل‌تر است؛ يعنى در سنين كمتر از سنِ حالاى من، خيلى سخت خواهد شد، نه اينكه محال باشد، اما مشكل است.
 
حالا دل را به خدا پيوند بزنيد، راهش هم در شرع مقدس باز است؛ يك كار رمزآلود پيچيده‌اى نيست، شما قله‌ كوه را از پايين نگاه مي كنيد، مى‌بينيد كسانى آنجا هستند؛ اينجور نيست كه تصور كنيد اينها بال زدند رفتند آنجا؛ نه، اينها از همين مسيرى كه جلوى پاى شماست جلو رفتند و به آنجا رسيدند.
 
دچار توهم نشويم، خيال نكنيم كه با يك نوع حركت غيرعادى و غيرمعمولى مي توان به آن قله‌ها رسيد؛ نه، آنهايى كه در آن قله‌ها مشاهده مي كنيد از همين راهها عبور كردند. اين راهها چيست؟ در درجه‌ى اول ترك گناه، گفتنش آسان است، عملش سخت است؛ اما ناگزير است.
 
دروغ نگفتن و خيانت نكردن از لغزش هاى گوناگون جنسى و شهوانى،  پرهيز كردن از گناهان، پرهيز كردن؛ قدمِ مهم ترينش اين است كه بعد از ترك گناه، انجام واجبات و از همه واجبات مهمتر، نماز است. «و اعلم انّ كلّ شى‌ء من عملك تبع لصلاتك»؛ همه‌ كار انسان تابع نماز است، نماز را به وقت بخوانيد و با توجه و با حضور قلب بخوانيد.
 
حضور قلب؛ يعنى بدانيد كه داريد با يكى حرف مي زنيد؛ بدانيد يك مخاطبى داريد كه داريد با او حرف مي زنيد، اين حالت را اگر در خودتان تمرين كرديد، اگر توانستيد اين تمركز را ايجاد كنيد، تا آخر عمر اين براى شما مي ماند و اگر حالا نتوانستيد، همان طور كه گفتم 20 سال بعد سخت است، 20 سال بعدش نيز سخت‌تر است؛ بعد از آن، كسى اگر از قبل نكرده باشد، خيلى خيلى سخت است. از حالا عادت كنيد اين تمركز را در حال نماز در خودتان ايجاد كنيد و به وجود بياوريد، آن وقت اين آن صلاتى است كه «تنهى عن الفحشاء و المنكر»(2) «تنهى»؛ يعنى شما را نهى مي كند، معنايش اين نيست كه مانعى جلوى شما مي گذارد كه شما ديگر نمي توانيد گناه كنيد؛ نه يعنى دائم به شما مي گويد گناه نكن.
 
خوب است كه روزى چند نوبت از درون دل انسان به او بگويند گناه نكن، گناه نكن، انسان گناه نمي كند، اين نماز است، اين دل نورانى و پاكيزه را كه در شما هست، قدر بدانيد، نه اينكه من بخواهم براى خوشامد شما حرف بزنم؛ نه، جوان هاى عالم كه فقط شما نيستيد؛ جوان خاصيتش اين است.
 
دلتان پاكيزه است. حالا چون براى شما قابل مقايسه نيست، نمي توانيد اين موضوع را احساس كنيد. در طول زمان، گرفتارى‌ها، غبارها، لجن ها و زنگارها دل را مي پوشاند. در روايت است كه وقتى گناهى مي كنيد، يك نقطه‌ سياهى در قلب شما بوجود مى‌آيد؛ البته اينها زبان نمادين است، زبان سمبليك است - گناه دوم را كه مي كنيد، اين نقطه‌ سياه دو برابر مي شود. هرچه گناه بكنيد، اين نقطه‌ها مدام اضافه مي شود، تا اينكه همه‌ قلب را سياهى مي گيرد.
 
ترجمه‌ مفهوم عرفى‌اش همين است كه من گفتم؛ يعنى شما الان دل و جان و روح آماده‌اى داريد، به مرور گناهان، گرفتارى‌ها و مشكلات فراوانى كه در مسير مبارزات زندگى انسان به وجود مى‌آيد - در سياست، در اقتصاد، در يك لقمه نان، در به دست آوردن امكانات زندگى - چنانچه انسان از حالا تمرين نكرده باشد، اين ها گرفتارى‌ها را زياد مي كند، دل را تاريك مي كند. پس عرض اول ما و حرف اصلى ما اين است، شما مثل فرزندان من هستيد، من اگر بخواهم به بچه‌هاى صلبى و نسبىِ خودم بهترين سفارش ها را بكنم، همينى كه به شما عرض كردم، به آنها خواهم گفت». 1/6/1389
 
«علم براي معنويت آن علمى كه ما مي خواهيم، همراه با تزكيه است. شما به حمداللَّه جوان هايى هستيد كه خداى متعال به شماها توفيق داده در محيط دينى و اسلامى پرورش پيدا كنيد، اين فرصت خيلى خوبى است؛ اين شبيه همان چيزى است كه امام حسين(ع) در دعاى عرفه به خداى متعال عرض مي كند و مي گويد: من تو را شكر مي كنم كه مرا در دولت اسلام - دولت پيغمبر - به وجود آوردى، البته فاصله‌ ما با او خيلى زياد است، فاصله‌ زمين تا آسمان است؛ اما در آن جهتيم. اين براى ما توفيقى است، براى شما جوان ها توفيقى است.
 
علم را براى خدمت، براى معنويت، براى پيشرفت فضايل انسانى، براى دفاع حقيقى از حقوق انسان بايد فرا بگيريم. ثروت ملى و اقتدار ملى بايد براى اين باشد كه اين ملت بتواند برخلاف سنت رايج جهان، پرچم عدالت را در دست بگيرد. به كسى زور نگوييم؛ به مظلوم كمك كنيم و با ظالم مقابل و مواجه شويم و جلوى ظالم را بگيريم.
 
راه جديد اين است كه يك ملتى با دارا بودن ابزار علم و اقتدار علمى - كه همه چيز ديگر را به دنبال خودش مى‌آورد - انگيزه‌هاى الهى و ارزش هاى الهى و اخلاق الهى را در دنيا علم كند و پرچمش را برافرازد. اين، آن توقعى است كه ما از شما داريم. 14/7/1389
 
در حال اختراع توجه تان به خدا باشد جوان هاى عزيز! تدين، رعايت دينى در حد وسع و امكان، اين مايه‌ى توجهات الهى است؛ مايه‌ى توفيقات انسانى است؛ مايه‌ى پيشرفت است؛ اين را دست كم نگيريد. من مي خواهم بگويم شما اگر فلان فرمول رياضى، يا فلان عنصر شيميايى، يا فلان اختراع را به وجود مى‌آوريد يا كشف مي كنيد و پيدا مي كنيد و حل ميكنيد، در همان حال توجه‌تان به خدا، به شما كمك خواهد كرد.
 
اولا خداى متعال شما را مدد مي كند؛ كارها دست خداست. شايد گفته باشم من، آن روزى كه همين مسئله‌ سلول هاى بنيادى را جوان هاى ما داشتند دنبال مي كردند و كشف مي كردند، خدا رحمت كند مرحوم مهندس كاظمى، رئيس اين مؤسسه رويان آمده بود با همان جمع پيش من گزارش ميداد گفت من تلفن كردم كه ببينم مهندس جوانى كه مشغول تعقيب اين قضيه بود، كار را به كجا رسانده - چون مثلا ديروز گفته بود كه فردا كار را تمام مي كنيم - خانمش بود، گوشى را برداشت و گفت آقاى مهندس آن نقطه‌ى آخر را توانسته پيدا كند و افتاده به سجده، دارد گريه مي كند.
 
وقتى مرحوم مهندس كاظمى اين قضيه را مي گفت، هم خودش گريه‌اش گرفت، هم آن جوان كه در مجلس بود گريه‌اش گرفت. بنا كردند گريه كردن. نقش معنويت را دست كم نبايد گرفت. 14/02/1387 معنويت، تضمين پيشرفت عشق به معنويت و ارتباط با خدا، مهمترين عاملى است كه پيشرفت يك ملت را به معناى واقعى خودش تضمين مى‌كند؛ اگر اين نشد، همه‌ آنچه كه دستاوردهاى به معناى عرفى و رايج جهان پيشرفته محسوب مى‌شود، ممكن است در راه هاى غلطى مصرف شود. 18/08/1385
 
معنويت خلاء امروز دنياست آميزش علم و معنويت، علم و ايمان، علم و اخلاق، آن خلا امروز دنياست. دانشگاه اسلامى، علم و ايمان، علم و معنويت، علم و اخلاق را با هم همراه مى‌كند. علم را مى‌آموزد و جهت‌گيرى علم را از اخلاق و ايمان مى‌گيرد.
 
اين‌كه گفتند علم با دين مى‌سازد يا نمى‌سازد، اين نديدن منطقه‌ى نفوذ علم و دين است؛ اينها هر كدام يك منطقه‌ نفوذى دارند؛ تلفيق اينها، اين است كه علم -يعنى اين سلاح را - ايمان - يعنى آن به‌كار برنده - مى‌گيرد و جهتش را مشخص مى‌كند؛ با اين سلاح مى‌شود بهترين و بدترين آدم‌ها را هدف قرار داد؛ منتها تا اين سلاح دست كه باشد؟ اين سلاح «علم» است و «ايمان» جهت آن را مشخص مى‌كند. 29/10/1384
 
در مراسم مذهبي، به روح مراسم توجه كنيد در محيط دانشجويى جوان، پرداختن به معارف دينى، پرداختن به الگوهاى دينى، توسلات به پروردگار، توسلات به ائمه (عليهم‌السلام)، خواندن دعاى عرفه، برگزارى مراسم اعتكاف و خواندن نماز جماعت، بسيار خوب است.
 
البته اين را هم عرض بكنم؛ در مراسم مذهبى به روح مراسم توجه كنيد؛ فقط صورت‌سازى نباشد؛ انسان شعرى بخواند، اشكى بگيرد يا بريزد. روح دعا و نماز عبارت است از ارتباط با خدا، آشنا شدن با خدا، بهره بردن از معنويت، پاكيزه كردن و پيراستن روح، و پالايش كردن ذهن از وسوسه‌ها. نماز را با توجه و اول وقت بخوانيد. تحجر بد است؛ فكر نكردن در لايه‌هاى زيرين ظواهر، عيب بزرگى است؛ مواظب باشيد به اين عيب دچار نشويد. 19/02/1384
 
معنويت در كنار اخلاق لازم است در كنار علم، فرهنگ و تزكيه و اخلاق و معنويت هم لازم است؛ در اين هيچ شبهه نكنيد. حركت هايى كه انجام مى‌دهند براى اينكه محيط دانشگاه و دانشجو را محيط بى‌دينى و بى‌معنويتى كنند، به نظر من گرچه يك مقدارش از روى غفلت است، اما يك مقدارش هم حساب شده است. در اين قضيه خيلى‌ها مقصرند؛ هم در دانشگاه‌ها مقصر وجود دارد، هم در خود دستگاه‌هاى وزارتى و دولتى.
 
عده‌اى حساب شده مى‌خواهند محيط هاى دانشجويى و دانشگاه را - كه محيط علم و گسترش علمى و رشد علمى و پرورش علمى و آينده‌ى علمى كشور است - از معنويت تهى كنند تا در آن، ايمان و تقوا و معنويت و خدا و تعهد دينى وجود نداشته باشد؛ اين قطعا حركتى است به ضرر مصالح كشور. 10/08/1383
 
تنيدگي معنويت با سياست، در مكتب سياسى امام در مكتب سياسى امام، معنويت با سياست در هم تنيده است. در مكتب سياسى امام، معنويت از سياست جدا نيست؛ سياست و عرفان، سياست و اخلاق. امام كه تجسم مكتب سياسى خود بود، سياست و معنويت را با هم داشت و همين را دنبال مى‌كرد؛ حتى در مبارزات سياسى، كانون اصلى در رفتار امام، معنويت او بود.
 
همه رفتارها و همه‌ مواضع امام حول محور خدا و معنويت دور مى‌زد. امام به اراده‌ى تشريعى پروردگار اعتقاد و به اراده‌ تكوينى او اعتماد داشت و مى‌دانست كسى كه در راه تحقق شريعت الهى حركت مى‌كند، قوانين و سنت‌هاى آفرينش كمك گار اوست. 14/03/1383
 
در ميدان مسابقه به سمت معنويت توان جوان بيشتر از يك پيرمرد است من پرهيزكارترين و نوراني ترين جوانان را در مواردى در ميان دانشجويان ديده‌ام. فراموش نمى‌كنم خاطره‌ جوان 19 يا 20ساله‌اى كه بعد از شهادتش وصيت‌نامه‌ى او را ديدم. او نوهى يكى از علماى معروف و مراجع تقليد زمان خود بود و آن مرجع تقليد و عالم معروف، اهل سلوك و معرفت و توحيد شمرده مى‌شد. وقتى وصيت‌نامه‌ى جوان را خواندم، اين‌طور فهميدم كه اين جوان دانشجو، در رسيدن به آن حالت حضور، كشف و عروج معنوى و روحى - چيزى كه هر سالك و عارف و هر جوياى حقيقتى، آرزوى آن را دارد - اگر از پدربزرگ مجتهد و عارف خود كه شايد شصت، هفتاد سال هم در آن راه زحمت كشيده بود، جلوتر نباشد، عقبتر نيست.
 
البته اين حالت، هميشه و براى همه پيش نمى‌آيد. شرايطى كه در آن، انسان به معناى حقيقى كلمه مجاهدت مى‌كند و من نامطلوب در عروج انسانى را كه مزاحم حركت او به سمت بالاست، زير پا لگد مى‌كند و از شهوات و غرايز و حيوانيت خود صرف‌نظر مى‌كند، ناگهان چنين عروجى را براى يك جوان پيش مى‌آورد به ‌هر حال ما اين نمونه‌ها را در بين جوانان دانشجو ديده‌ايم و اين يك نمونه بود كه عرض كردم.
 
موارد ديگرى را هم من از دور يا از نزديك مشاهده كرده‌ام. مى‌خواهم بگويم همان‌طور كه در ميدان رقابت ورزشى، قوا و نشاط شما جوانان از يك پيرمرد بيشتر است، در ميدان رقابت و مسابقه به سمت معنويت هم توانتان بيشتر از يك پيرمرد است. يعنى همان‌طورى كه اگر من و شما الان مسابقه دو بدهيم، يقينا شما جلوتر از من مى‌افتيد؛ اگر از نقطه‌ى واحدى به سمت عروج به مراتب معنوى هم حركت كنيم، باز شما از من جلوتر مى‌افتيد.
 
بنابراين قوت و نشاط جوان، هم در زمينه‌ى مادى و هم در زمينه‌ى معنوى، جوان است. همچنان‌كه شما در ورزش جسمانى، از پير قويتر و بانشاط تريد و استعدادتان بيشتر است، در زمينه‌ى معنوى هم همين‌طور است و مى‌توانيد پيش برويد. اين را قدر بدانيد. 22/02/1382
/انتهاي پيام/
پربازدیدترین آخرین اخبار