نبرد رمضان و تولد یک قدرت تازه در نظم جهانی
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۶۸۳۴۶
گزارش|

نبرد رمضان و تولد یک قدرت تازه در نظم جهانی

ایرانی که بنا بود از هم فروبپاشد نه‌تنها در برابر دو قدرت هسته‌ای ایستادگی کرد بلکه کار بدانجا رسید که ایالات متحده خود خواستار آتش‌بس پس از ۴۰ روز شد. روندی که نگاه‌های خام‌اندیشانه پیرامون ایران و قدرت آن را برهم زد و موجب شد عده‌ای از تحلیلگران «ایران برآمده از جنگ» را قوی‌تر از ایرانِ پیش از جنگ دانسته و حتی آن را به مثابه «قدرت چهارم جهان» به برآورد کنند.
ایران
مهدی عالی

به گزارش خبرنگار گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو، پیش از جنگ رمضان، اینگونه تصور می‌شد که با وقوع جنگ در ایران، نظام جمهوری اسلامی همانند نظام بعثی سال ۲۰۰۳ در عراق به آسانی فروخواهد پاشید. براساس همین محاسبات که بیش از هر چیز مرهون تلاش نتانیاهو و دستگاه اطلاعاتی اسرائیل بوده، ترامپ تصمیم به جنگ با ایران گرفت. جنگی که او می‌پنداشت «سه روزه» به پایان خواهد رسید و نظم جدیدی در منطقه با محوریت رژیم صهیونیستی بنا خواهد شد، اما دست الهی مسیر دیگری را برای جنگ رقم زد.

ایرانی که بنا بود از هم فروبپاشد نه‌تنها در برابر دو قدرت هسته‌ای ایستادگی کرد بلکه کار بدانجا رسید که ایالات متحده خود خواستار آتش‌بس پس از ۴۰ روز شد. روندی که نگاه‌های خام‌اندیشانه پیرامون ایران و قدرت آن را برهم زد و موجب شد عده‌ای از تحلیلگران «ایران برآمده از جنگ» را قوی‌تر از ایرانِ پیش از جنگ دانسته و حتی آن را به مثابه «قدرت چهارم جهان» به برآورد کنند. هر چند که به گفته رهبر معظم انقلاب، «امروز کسانی ما را ابرقدرت چهارم دنیا می‌دانند. البته آنان بر اساس محاسبات دنیایی چنین می‌گویند؛ ولی محاسبات الهی، کشوری که خود را متعلّق به عترت طاهره صلوات‌الله و سلامه‌علیهم‌اجمعین می‌داند و عمدۀ مردمانش دلبستۀ آن والامقامانند و برای اقامۀ حق هراسی ندارند را قدرت اوّل جهان می‌داند.»

ایران با محاسبات دنیایی

براساس نگاه ماتریالیستی و این‌جهانی، قدرت برحسب مولفه‌هایی همانند جمعیت، توان نظامی، اندازه اقتصاد، نفوذ سیاسی در ورای مرز‌ها و... سنجیده می‌شود. بر این اساس، ایران به مثابه‌ی کشوری ۹۰ میلیونی با اقتصادی که اگرچه آسیب‌هایی غیرقابل انکار دیده، اما با این حال، باز هم توانسته بیش از دو دهه در برابر تحریم‌ها و فشار‌های غرب دوام آورد و توان نظامی منحصر به‌فردی که آن را قادر به مقاومت و اقدام در جهت «بازدارندگی فعال» در جنگ اخیر ساخت و همچنین به عنوان کشوری که نفوذ آن را سراسر منطقه از دریای سرخ تا شرق مدیترانه دربرگرفته، می‌بایست یکی از بازیگران محوری در نظم منطقه‌ای و از جمله بازیگران مهم در سطح جهانی به شمار آورد.

با این وجود، وقوع جنگ چشم‌انداز دیگری را برای ایران به وجود آورد؛ کشوری نه‌تنها با پتانسیل‌های پیش‌گفته بلکه کشوری با موقعیت جغرافیایی بسیار مهم در دنیا. این موضوع هنگامی پیش چشم همگان عیان شد که ایران توانست از جغرافیای تنگه‌ی هرمز به عنوان «اهرم بازدارنده» در جنگ اخیر بهره‌برداری کند. تنگه‌ای که بیش از ۲۰ درصد انرژی دنیا از آن عبور می‌کند و کنترل بر آن به مثابه وابستگی میان‌مدت کشور‌ها به آن خواهد بود. به همین علت، پس از بسته‌شدن تنگه هرمز، تحلیل‌گران از ایران به عنوان «قدرت چهارم دنیا» یاد کردند.

رابرت پیپ، در نیویورک تایمز در این زمینه نوشت: «در سال‌های اخیر، دیدگاه رایج ژئوپلیتیکی این بوده است که نظم جهانی در حال حرکت به سوی سه مرکز قدرت است: ایالات متحده، چین و روسیه. این دیدگاه بر این فرض استوار بود که قدرت عمدتاً از مقیاس اقتصادی و توانایی نظامی ناشی می‌شود. این فرض دیگر معتبر نیست. مرکز چهارمی از قدرت جهانی به‌سرعت در حال ظهور است؛ ایران. کشوری که از نظر اقتصادی یا نظامی با آن سه کشور برابری نمی‌کند. در عوض، قدرت تازه‌یافته‌ی ایران از کنترل آن بر مهم‌ترین گلوگاه انرژی در اقتصاد جهانی، یعنی تنگه هرمز، ناشی می‌شود.»

رابرت کیگن، پژوهشگر ارشد موسسه بروکینگز نیز در نشریه آتلانتیک ذکر کرد: «ایران چندین برابر قوی‌تر و با نفوذتر از قبل از جنگ ظاهر خواهد شد و با ده‌ها کشور ثروتمند جهان اهرم فشار خواهد داشت.» این نشریه همچنین در گزارشی دیگر نوشت: «نه آمریکا، نه اسرائیل؛ ایران قدرت مسلط خاورمیانه خواهد بود. توانایی این کشور در کنترل تنگه هرمز از نظر اهمیت، فراتر از داشتن سلاح هسته‌ای است.»

از سوی دیگر، از آنجا که جنگ رمضان به عنوان پیشرانی برای ساخت نظم آینده‌ی منطقه‌ای تفسیر شده، به موقعیت و قدرت ایرانی که توانسته در برابر دو بازیگر هسته‌ای مقاومت کند در آینده‌ی منطقه بیش از پیش توجه شد. از همین روی، رضا ولی‌نصر در تحلیلی در CSIS نوشت: «جنگ در عوض محدودیت‌های قدرت نظامی آمریکا و اسرائیل را آشکار کرد. ایران که انتظار وقوع جنگ را داشت، آماده بود. این کشور راهبردی را به اجرا گذاشت که مانع از دستیابی دشمنان هسته‌ایِ پیشرفته‌ترش به اهداف جنگی آنها شد. ایران نه‌تنها خلع سلاح نشده، بلکه قدرتمندتر و حتی پیروز به نظر می‌رسید.» از سوی دیگر، اندیشکده‌ی فرانسوی Institut Montaigne هم در این زمینه عنوان کرد: «جمهوری اسلامی اکنون در موقعیت ژئوپلیتیکی قدرتمندتری نسبت به آستانه آغاز درگیری قرار دارد.»

در واقع، به طور خلاصه می‌توان گفت به عکس تصورات پیشاجنگ که فروپاشی ایران را امری محتوم می‌دانست، جنگ رمضان اثبات کرد که این کشور نه‌تنها فرونخواهد پاشید بلکه از دل هر بحرانی توانمندتر بیرون خواهد آمد.

ایران ورای کوته‌بینی دید این‌جهانی

از منظر الهیاتی که نگاهی ورای منظر کوته‌بینانه‌ی مادی‌گرایانه دارد، قدرت نه صرفا به دلیل پتانسیل‌های مادی بلکه بیش از هر چیز برحسب آن سنجیده خواهد شد که یک کشور چه میزان در راه اصول متعالی اسلام و استقرار حق و عدل و مبارزه با ظلم در دنیا سعی و تلاش می‌کند.

از این منظر، ایرانِ پس از انقلاب به مثابه تنها کشوری که تلاش داشته تا نظامی اسلامی را بنا کند و اصول و قواعد حقیقی این دین مبین را در پهنه‌ای سرزمینی مستقر گرداند به عنوان برترین و قدرت‌مندترین کشور دنیا شناخته می‌شود. از سوی دیگر، ایران با مختصات مذکور را باید علمدار مبارزه با پدیده منحوس صهیونیسم و همچنین نظم ظالمانه‌ی آمریکایی دانست که این کشور را به سرآمد جبهه‌ی حق تبدیل کرده است.

بر این اساس بوده که رهبر معظم انقلاب ایران را در محاسبان الهی «قدرت اول جهان» دانسته‌اند. قدرت اولی که سعی و همت خود را در راه اصول الهی صرف می‌کند و بلاشک دست مقتدر الهی هم بوده که این کشور را در برابر دو قدرت هسته‌ای دنیا محفوظ نگاه داشته است.

پربازدیدترین آخرین اخبار