از نجف تا نوفللوشاتو/ امام خمینی (ره) چگونه انقلاب را در تبعید رهبری میکردند؟
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو؛ امام خمینی (ره) نزدیک به ۱۴ سال را در تبعید به سر بردند که حدود ۱۳ سال آن در نجف گذشت. شاه مستبد پهلوی امام را تبعید کرده بود تا شاید در غیاب ایشان، کنترل اوضاع وسر کوب اعتراضات مردم برایش آسانتر شود؛ این در حالی بود که امام پیش از این نیز چندین بار به شهرهای مختلف ایران تبعید شده بودند و هر بار، به دلیل استقبال گسترده مردم از حضور ایشان، این تبعیدها نتوانسته بود تاثیری روی اراده مردم ومسیر انقلاب داشته باشد .
امام در تمام دوران تبعید از مبارزه دست نکشیدند و از همانجا مردم را هدایت میکردند. مردم نیز مشتاقانه در انتظار یک نوار، یک اعلامیه یا پیامی از امام بودند وقتی تبعید داخلی نتیجهای نداد، امام را ابتدا به ترکیه و سپس به عراق تبعید کردند. بود از نفوذ کلام و ارتباط ایشان با مردم کم کند؛ ارتباطی که در سالهای منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی، روزبهروز قویتر می شد.
در چنین شرایطی، مأموران رژیم پهلوی بارها و به روشهای مختلف تلاش کردند جلوی انتشار اعلامیهها و ادامه فعالیتهای سیاسی امام در نجف را بگیرند، اما وقتی باز هم ناکام ماندند تصمیم تازه ای گرفتند.
آغاز تبعید
ماجرای تبعید امام خمینی (ره) از سالها پیش آغاز شده بود؛ زمانی که ایشان حقایقی را درباره مفاد لایحه کاپیتولاسیون افشا کرده و اعتراض شدید خود را نسبت به آن ابراز کرده بودند و بهدنبال آن، خشم و اعتراض مردم غیرتمند ایران برانگیخته شد و موجی از اعتراضات گسترده مردمی در شهرهای مختلف شکل گرفت؛ اعتراضاتی که سرکوب و کنترل آن برای رژیم پهلوی آسان نبود. از همان زمان، شاه به این نتیجه رسید که برای مهار کردن اعتراضات ، باید امام را از ایران دور کند؛ شاید بتواند با دور کردن ایشان، راحتتر اوضاع را کنترل کند.
نخستین تبعید امام خمینی (ره) با یورش تعدادی از کماندوهای مسلح به منزل ایشان در قم آغاز شد. مأموران رژیم، امام را بازداشت و به تهران منتقل کردند و از آنجا، بدون آنکه فرصتی برای تصمیمگیری، جمعآوری وسایل شخصی یا خداحافظی با نزدیکان را داشته باشند، ایشان را تحتالحفظ به ترکیه تبعید کردند.
اقامت اجباری امام خمینی (ره) در ترکیه حدود یازده ماه به طول انجامید و سرانجام در سیزدهم مهرماه ۱۳۴۴، ایشان به همراه فرزندشان، حاجآقا مصطفی خمینی، از ترکیه راهی تبعیدگاه دوم، یعنی عراق، شدند.
تبعیدگاهی که امام سالهای زیادی را در آن سپری کردند و از همانجا امور مربوط به انقلاب را رهبری میکردند.

درسال های تبعید نجف چه گذشت ؟
پس از تبعید امام خمینی (ره) به نجف، نهتنها صدای اعتراض مردم خاموش نشد، بلکه مردم انقلابی، تا چند روز پس از این واقعه به خیابانها آمدند تا اعتراض خود را نسبت به حکومت پهلوی و تبعید امام (ره) نشان دهند. این ارتباط در تمام سالهای تبعید نیز همچنان برقرار ماند و مردم مبارزات خود را با قدرت و انگیزهای بیشتر از گذشته ادامه دادند.امام خمینی (ره) پس از ورود به نجف، با استقبال گسترده مردم و علما روبهرو شد و در تمام سالهای تبعید، علیرغم فشارهای دولت عراق، دست از مبارزه برنداشتند. ایشان در این سالها، در کنار فعالیتهای علمی، به تدریس و تربیت علمای جوان پرداختند و در درسهای خود به مباحثی همچون حکومت اسلامی و ولایت فقیه میپرداختند.همچنین در طول این سالها، پیامها، اعلامیهها و نوارهای سخنرانی امام، از طریق واسطههای مطمئن به دست مردم انقلابی در ایران میرسید و ایشان از همین طریق، امور نهضت و انقلاب را رهبری میکردند.امام خمینی (ره) در سالهای غربت و تبعید، رنجهای بسیاری را متحمل شدند ؛ اما با وجود این دشواریها، مبارزه را با قدرت ادامه دادند.

ماجرای ترک نجف از سوی امام(ره)
سال ۱۳۵۷، در شرایطی که روابط شاه با حکومت بعث عراق پس از امضای عهدنامه الجزایر بهتر شده بود و از سوی دیگر، فعالیتهای سیاسی امام خمینی (ره) در نجف شدت گرفته بود، شاه نسبت به ادامه این فعالیتها ابراز نگرانی میکرد. او از فرصت بهبود رابطه با عراق استفاده کرد تا از بعثیها برای محدود کردن فعالیتهای امام در نجف کمک بگیرد.
در شهریورماه ۱۳۵۷، همزمان با برگزاری نشست مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک، «امیرخسرو افشار»، وزیر امور خارجه وقت ایران، با همتای عراقی خود دیدار و درباره فعالیتهای امام خمینی (ره) در نجف گفتوگو کرد. محور این مذاکرات، محدود کردن فعالیتهای سیاسی امام و جلوگیری از ادامه ارتباط ایشان با مردم و مبارزان داخل ایران بود.
پس از این مذاکرات، فشارهای دولت عراق بر امام افزایش یافت و مقامهای عراقی خواستار محدود شدن فعالیتهای سیاسی ایشان شدند.
در همین راستا، دولت عراقفردی به نام «سید محمود دعایی» را به بغداد احضار کرد و از او خواست پیامی را به امام خمینی (ره) برساند؛ پیامی با این مضمون که: «ما در عین اینکه به شما احترام میگذاریم، ولی به خاطر روابط با شاه محذوراتی داریم و از این رو از شما میخواهیم که رعایت بکنید و فعالیتها به صورت علنی نباشد.»
حضرت امام (ره) پس از شنیدن این پیام صراحتا فرمودند: «این آغاز کار است. شما به بعثیها بگویید، اما من چنین چیزی را نمیپذیرم. من نمیتوانم ساکت باشم و در ایران کسانی که به من اعتقاد دارند، مبارزه کنند و خون بدهند. اگر آنان نمیخواهند من اینجا باشم، میروم جای دیگر و حرفم را میزنم.»
این فشارها در ادامه شدت گرفت؛ دولت عراق محدودیتهایی برای فعالیت سیاسی امام اعمال کرد و از ایشان خواست از صدور اعلامیه، مصاحبه با خبرنگاران و ایراد سخنرانیهای سیاسی خودداری کنند .

البته فشارها فقط به اینجا ختم نشد. از تاریخ دوم مهرماه ۱۳۵۷، منزل شخصی امام خمینی (ره) توسط چندین نفر از مأموران امنیتی رژیم بعث و ماموران ساواک محاصره شده بود.
در این شرایط، امام (ره) دو انتخاب داشتند؛ یا باید به حرف رژیم پهلوی و بعثیها تن میدادند، در خانه میماندند و از انجام فعالیتهای سیاسی خودداری میکردند، یا مقصدی دور را برای تبعید انتخاب میکردند؛ مسیری آنقدر دور که شاه پهلوی خیالش راحت میشد امام از آن فاصله نمیتواند اقدامی علیه او انجام دهد.
امام (ره) که قصد نداشتند دست از مبارزه بردارند، گزینه دوم را انتخاب کردند.
امام (ره) کدام مقصد را برای مهاجرت اجباری انتخاب کردند؟
امام خمینی (ره) که بر سر یک دوراهی قرار گرفته بودند، تصمیم گرفتند عراق را به مقصد یک کشور مسلمان ترک کنند.
اما شاه که میدانست امام حتی در صورت تبعید نیز مبارزه خود را ادامه خواهند داد، تلاش کرده بود شرایطی را ایجاد کند که ایشان نتوانند به آسانی کشور دیگری را برای اقامت انتخاب کنند تا مجبور شوند تن به خواستههای او بدهند. به همین دلیل، محدودیتهایی برای مسیر و مقصد سفر امام در نظر گرفته شد تا راههای پیش روی ایشان هرچه بیشتر محدود شود.
با این حال، امام خمینی (ره) در ۱۲ مهر ۱۳۵۷به سمت کویت حرکت کردند، اما در مرز با ممانعت مقامات کویتی برای ورود به این کشور مواجه شدند؛ این در حالی بود که برای ورود ایشان ویزا صادر شده بود. امام ناچار شدند پس از بازگشت، شب را در بصره سپری کنند و از آنجا مقصد دیگری را برای ادامه مسیر مهاجرت خود انتخاب کنند.
چرا فرانسه ؟
آن شب، امام با مشورت حاج احمد خمینی تصمیم گرفتند عراق را به مقصد فرانسه ترک کنند؛ فرانسه یک مقصد ناگزیر بود. امام ترجیح میدادند تا در یک کشور اسلامی به مبارزات خودشان ادامه بدهند؛ همانطور که بعدها در خاطراتشان درباره این مهاجرت اجباری نوشتند که ابتدا قصد داشتند به یکی از کشورهای اسلامی بروند، اما پس از ممانعت کویت، مسیر مهاجرتشان به سمت فرانسه تغییر کرد.
عصر روز ۱۴ مهرماه سال ۱۳۵۷، هواپیمای امام در فرودگاه اورلی پاریس نشست. امام از آنجا به خانه یکی از ایرانیان رفتند و دو روز بعد، راهی نوفللوشاتو شدند؛ تبعیدگاهی که تا روز بازگشت به ایران، پذیرای امام بود.

در بدو ورود امام به فرانسه، علیرغم بیسر و صدا و غیرتشریفاتی بودن این مسافرت، توجه رسانههای زیادی به این جابهجایی جلب شد. همزمان، اعتراضات گسترده مردمی در ایران به قوت خود ادامه داشت و همین مسئله باعث شده بود تحولات ایران بیش از گذشته مورد توجه رسانههای جهان قرار بگیرد. از همین رو، دولت فرانسه نیز از همان ابتدا نسبت به حضور و فعالیتهای سیاسی امام حساس شد.
مأموران کاخ الیزه، پیام والری ژیسکار دستن، رئیسجمهور وقت فرانسه، را به امام رساندند؛ پیامی با این مضمون که ایشان نباید در فرانسه فعالیت سیاسی داشته باشند.
با این حال، امام پاسخی صریح و قاطع به فرانسویها دادند و این بار برای همیشه با شاه و متحدانش اتمام حجت کردند. ایشان تصریح کردند که :این محدودیتها با ادعای دموکراسی سازگار نیست و اگر ناگزیر شوم از این فرودگاه به آن فرودگاه و از این کشور به آن کشور بروم، باز هم دست از آرمانهای خود نخواهم کشید .

رئیس جمهور وقت فرانسه درخاطرات خویش نوشته است که دستور اخراج امام (ره) از فرانسه را صادر کرده بود، ولی در آخرین لحظهها نمایندگان سیاسی شاه که در آن روزها در نهایت درماندگی قرار داشتند، خطر واکنش تند و غیر قابل کنترل مردم را گوشزد کرده و در مورد عواقب آن در ایران و اروپا از خود سلب مسئولیت کرده بودند. درمدت اقامت ۴ ماهه امام (ره) در پاریس، «نوفل لوشاتو» مهمترین مرکز خبری دنیا بود و مصاحبههای متعدد و دیدارهای مختلف امام (ره) دیدگاههای ایشان را در زمینه حکومت اسلامی و هدفهای آتی نهضت برای جهانیان بازگو میکرد. به این ترتیب جمع بیشتری از مردم جهان با اندیشه و قیام ایشان آشنا شدند و از همین جا بود که بحرانیترین دوران نهضت را در ایران رهبری کردند.
بازگشت امام آغاز فصلی تازه
با شدت گرفتن اعتراضات مردمی و گسترش بحران سیاسی در ایران، سرانجام شاه در ۲۶ دیماه ۱۳۵۷ کشور را ترک کرد. خروج شاه، شرایط را برای بازگشت امام خمینی (ره) به ایران فراهم کرد؛ دولت بختیار که در روزهای پایانی حکومت پهلوی بر سر کار آمده بود، تلاش کرد با بستن فرودگاهها مانع ورود امام به کشور شود. با وجود این محدودیتها، امام خمینی (ره) تصمیم خود برای بازگشت به ایران را اعلام کردند و سرانجام در ۱۲ بهمنماه ۱۳۵۷، پس از نزدیک به ۱۵ سال دوری از کشور، وارد ایران شدند. هواپیمای حامل امام در فرودگاه مهرآباد به زمین نشست.
امام پس از ورود به تهران، با موجی ازاستقبال مردمی مواجه شد، که میخواستند سر نوشت ایران به دست ایشان رقم بخورد.
محمدرضا پهلوی نزدیک به ۱۴ سال غربت را به امام خمینی (ره) تحمیل کرد تا شاید با دور کردن ایشان از ایران، مانع پیشرفت انقلاب شود؛ غافل از اینکه اندیشه امام و راهی که او پیش روی مردم قرار داده بود، دیگر تنها به حضور او در یک نقطه جغرافیایی وابسته نبود و در قلب و فکر مردم ریشه دوانده بود.