کد خبر:۱۰۲۳۲۷
آمارهاي ازدیاد طلاق را جدی بگیریم
معنويت گرایی؛ سدی بر موج طلاق
طی یکی دو سال اخیر، میزان طلاق در کشور، دو برابر شده! آن چه مشهود است، عدم شناخت طرفین از یکدیگر و مشكلات اقتصادی در افزایش آمار طلاق دخيل است، اما به نظر مي رسد كه كاهش معنويت در بین زوجین، عامل كليدي در بروز اين معضل است.
ياداشت//سيد محمد مهدي موسوي؛ آن گونه كه برخي از جامعه شناسان اعلام می کنند، رشد طلاق در دهه 90 در كشور به رقم نگران کننده 15 درصد می رسد و اين در حالي است كه وضعیت کنونی نيز بنا بر آماري كه اخیرا از سوي معاون مركز اطلاعات و آمار شوراي فرهنگي - اجتماعي زنان مطرح شده است، به طور متوسط از هر هشت ازدواج صورت گرفته در کشور يك مورد آن به طلاق مي انجامد و اين يعني اينكه متاسفانه پدیده طلاق در ايران روز به روز در حال تشدید است.
جالب اینکه بر اساس آمار دیگری ، طی یکی دو سال اخیر، میزان طلاق در کشور، دو برابر و ازدواج 1.5 برابر بوده است! در نگاه نخست آن چه مشهود است اينكه عدم شناخت طرفین از یکدیگر موجب بروز پدیده ناگوار طلاق می شود؛ البته در اين بين نبايد از عامل اقتصادی در افزایش آمار طلاق غافل بود، اما با اين حال به نظر مي رسد كه كاهش معنويت در بین زوجین، عامل كليدي در بروز اين منفورترين حلال الهي است، چه آنكه بي شك توجه به مقوله معنويتگرايي در مباحث ديني و تقيد به دين و دينداري مقولهاي است كه سبب ميشود طلاق، کمتر از حالت فعلی، جامعه را در معرض تهديد قرار دهد.
نکته قابل توجه دیگر اینکه اگر با نگاه جستجوگرانه وضع خانواده هایی را که بر اثر طلاق متلاشی شده اند، مورد مطالعه قرار دهیم، درمی یابیم که مهمترین عامل آن ضعف اصول اخلاقی و سست شدن مبانی اعتقادی وعدم پایبندی به مقررات دینی است.
تجربه نشان می دهد کسانی که فاقد تعهدات ایمانی هستند و حتی اگر قبل از ازدواج مدت ها با هم آشنایی داشته باشند، پس از تشکیل زندگی مشترک به دلیل نداشتن ارزش های ثابت و یکسان و نداشتن پشتوانه درونی، با کوچک ترین آسیب، پیوندشان سست شده و چه بسا از هم می گسلد. غرق شدن در مادیات و لذت جویی ها و روی گردانی عملی از دین (اگر چه در ذهن بدان معتقد باشد) هیچ نقطة مشترک و عاملی برای وحدت باقی نمی گذارد تا موجب استمرار صمیمیت و استواری بنیان خانواده شود.
به نظر می رسد يكي از ديگر از عوامل رشد طلاق بخصوص در کلان شهر تهران و برخي شهرهاي بزرگ كشور و البته در ميان برخي خانواده ها، مسئله گرایش به فرهنگ مصرف غرب و گسترش فساد و بی بند و باری های جنسی و آزادی های افسارگسیخته است.
تفکری بر جامعه امریکا مبنی بر اينكه خوشی و لذت مقدّم بر استواری و نگهداری کانون خانوادگی است، حاکم است، ترویج چنین اندیشه مخربی در جوامع دیگر از جمله ایران یکی از عوامل گسترش جدایی ها و سست شدن بنیان خانواده است.
متفکر بزرگ شهید مطهری در این خصوص بيان رسايي دارد كه در هر جا که آداب و رسوم جدید غربی بیشتر نفوذ کرده، آمار طلاق هم افزایش یافته است. آمار طلاق ها در شهرها بیشتر از روستاها و شهرهای بزرگ تری که آداب غربی را بیشتر پذیرفته اند، زیادتر است، مثلا بیش از یک چهارم طلاق های ثبت شده سراسر کشور مربوط به تهران است؛ در حالی که نسبت جمعیت تهران به جمعیت سراسر کشور تقریبا 10 درصد است. (حقوق زن در اسلام، ص 261)
به تعبير يكي از روانشناسان اگر چه طلاق در کشور ما همانند آسیب های دیگر مانند خودکشی، قتل، سرقت، اعتیاد و جرايم اخلاقی رشد بالایی پیدا کرده، اما بايد توجه داشت كه آسیب هاي ياد شده تنها خود فرد را درگیر می کند، اما طلاق خانوارها را درگیر می کند.
در عین حال، زمانی که طلاقی رخ می دهد ترمیم آن سخت تر از ترمیم آسیب هایی چون اعتیاد، سرقت و خودکشی است؛ البته كاملا طبيعي است كه معضل طلاق در ايران به نسبت ساير جوامع که آموزه هاي مذهبي را به شکلي که در ايران رعايت مي شود ، رعايت نمي کنند، بسيار کمتر است و چه بسا قابل مقايسه با برخي از كشور هاي غربي هم نباشد، اما بايد توجه داشت كه اين مسئله نبايد ما را از قبح و كراهت فراوان طلاق در اسلام غافل كند و بدين سان موجب شود كه ما چشم از ابعاد فاجعه رو به فزوني طلاق در كشورفرو بربنديم؛ فاجعه اي كه قبل از هر چيز در سايه تقويت دين مداري در جامعه مي توان به مقابله ريشه اي با آن اميد داشت./انتهاي پيام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰