ضرورت توجه به «تخت جمشید»؛ این کهن ترین یادگار هنر و تمدن ایرانی
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۲۶۷۲۸
به بهانه روز میراث فرهنگی؛

ضرورت توجه به «تخت جمشید»؛ این کهن ترین یادگار هنر و تمدن ایرانی

پاسداشت هویت تاریخی-ملی برای ایرانیان همواره و در گذر سده ها و هزاره های پرآشوب، یک اصل نهادین و بنیادین بوده است و راز ماندگاری تاریخی «ایران» نیز ریشه در همین ویژگی غرورانگیز آنان دارد.
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»، فاطمه خسروپور؛ تخت جمشید یا پارسه که در ۵۷ کیلومتری شمال‌شرق شهر شیراز واقع است، نام یکی از شهرهای باستانی ایران است که طی سالیان پیوسته، پایتخت مجلل و تشریفاتی امپراتوری ایران در زمان امپراتوری هخامنشیان بوده ‌است. در این شهر باستانی، مجموعه کاخ‌هایی به نام تخت جمشید وجود دارد که در دوران زمامداری داریوش بزرگ، خشایارشا و اردشیر اول بنا شده‌است و به مدت حدود ۵۰ سال، مرکزی برای برگزاری مراسم آیینی و جشن‌ها مخصوصا نوروز بوده ‌است. تخت جمشید با نام‌های پارسه، هزارستون، چهل منار و پرسپولیس نیز معروف می‌باشد.
 
در نخستین روز سال نو گروه‌های زیادی از ملل گوناگون به نمایندگی از ساتراپی‌ها یا استانداری‌ها با پیشکش‌هایی متنوع در تخت جمشید جمع می‌شدند و هدایای خود را به شاه تقدیم می‌کردند. بنیانگذار تخت جمشید داریوش بزرگ بود، البته پس از او پسرش خشایارشا و نوه‌اش اردشیر یکم با گسترش این مجموعه به بزرگی آن افزودند.
 
بسیاری از اطلاعات موجود که در مورد تاریخ هخامنشیان و فرهنگ آنها در دسترس است به خاطر سنگ‌نبشته‌هایی است که در این کاخ‌ها و بر روی دیواره‌ها و لوحه‌های آن حکاکی شده‌است باور تاریخ دانان بر این است که اسکندر مقدونی سردار یونانی در ۳۳۰ سال پیش از میلاد، به ایران حمله کرد و تخت جمشید را به آتش کشید و احتمالا بخش عظیمی از کتاب ها، فرهنگ و هنر هخامنشی را با اینکار نابود كرد. با این‌حال ویرانه‌های این مکان هنوز هم در شهرستان مرودشت در استان فارس برپا است و باستان شناسان از ویرانه‌های آن نشانه‌های آتش و هجوم را بر آن تایید می‌کنند.
 
این مکان از سال ۱۹۷۹ یکی از آثار ثبت شده ایران در میراث جهانی یونسکو است و قدیمی‌ترین بخش تخت جمشید بر پایه یافته‌های باستان‌شناسی مربوط به سال ۵۱۸ پیش از میلاد است آنگونه که در منابع متعدد و گوناگون تاریخی آمده‌است ساخت تخت جمشید در حدود ۲۵ قرن پیش در دامنه غربی کوه رحمت یا میترا یا مهر و در زمان داریوش بزرگ آغاز شد و سپس توسط جانشینان وی با تغییراتی در بنای اولیه آن ادامه یافت.
 
بر اساس خشت‌نوشته‌های کشف شده در تخت جمشید در ساخت این بنای با شکوه معماران، هنرمندان، استادکاران، کارگران، زنان و مردان بی‌شماری شرکت داشتند که علاوه بر دریافت حقوق از مزایای بیمهٔ کارگری نیز استفاده می‌کردند. ساخت این مجموعه بزرگ و زیبا بنا به روایتی ۱۲۰ سال به طول انجامید.
 
تخت جمشيد، يادگارى از عظمت امپراتورى پهناور هخامنشى، آرميده در پناه دشتستانى گسترده، در تنهايى ستون ها و كتيبه ها، خاطرات ديرينگى خويش را مرور مى كند. گشت و گذارى در دل اين مجموعه وسيع، تصوير گمشده شاهان هخامنشى را در پس زمينه ذهنت مى كارد و مى پروراند. صفه اى بزرگ كه قبل از آن صخره اى پهناور بوده است و پشت بندش توده هاى سنگى كه گيرشمن به دم چلچله تشبيهش كرده است؛ دم چلچله اى كه از پرواز باز ايستاده و آرام، آرميده است.
 
تخت جمشيد را بايد شاهكارى از هنر و شكوه عصر و زمانه اى انگاشت كه در گذشته هاى دوردست رها شده است. خاطره اى از شكوه ايران زمين و در عين حال بازتاباننده روزگارى كه هنر در خدمت قدرت مى باليد و پر پرواز مى گسترد. يادگارى بديع از در هم تنيدگى ملت هاى مختلف در شكل دهى به بنايى شاهانه و عظيم! حجارى هاى شكوهمند بر دل سنگى ديواره هاى تنومند، نشانى كهن از قدرت مدارى شگرف سلسله اى باستانى است.
 
مردانى از ملت هاى مختلف با هداياى خاص سرزمين خويش به بارگاه شكوهمند شاه هخامنشى شتافته اند و همچون قطارى از احترامى جهانى، صف كشيده اند؛ طرحى كه مى توان آن را سمبلى از مجموعه تخت جمشيد دانست و تصويرى كه مى توان آن را تلاش هنر خيالپردازانه باستان، در جهت نزديك تر شدن به واقع نمايى يا رئاليسم قلمداد كرد و در عين حال تلاشى براى بازنمايى و تجسم قدرت شاهانه!
 
داريوش، بعد از پايان معمارى كاخ سلطنتى خود در شوش، تصميم گرفت پايتختى تشريفاتى براى خود و اخلاف خويش برگزيند تا علاوه بر دو پايتخت هگمتانه (تختگاه سلسله پيشين: ماد)، هخامنشيان صاحب پايتختى شوند كه مراسم ملى نوروز را در آن برگزار كرده و از ميهمانان خارجى استقبال كنند؛ پايتختى كه بعدتر به نماد شكوه اين سلاله تبديل شد و اهميتى بس فزون تر از دو پايتخت پيشين پيدا كرد. ظاهراً انتخاب عنوان تخت جمشيد براى اين مجموعه، گواهى بر اين مدعاست كه خاندان سلطنتى، مراسم پر شكوه نوروز را در همين مكان برگزار مى كرده اند و اين در واقع يك سنت ديرينه بوده است.
 
بنا بر این گزارش، سنگ هاي جان سخت تخت جمشيد که 2300 سال پيش يورش اسکندر مقدوني و 1400 سال پيش حمله آتشبار اعراب را به خود ديده اند در آغازين ماه هاي دهمين سال قرن بيست و يکم بار ديگر مورد حمله اي آرام اما ويرانگر قرار گرفتند، حمله اي که در آن سربازان لشکر دشمن را گلسنگ ها تشکيل مي دهند. هجوم آرام و بي سر و صداي لشکر ويرانگر گلسنگ ها بر ديواره هاي تخت جمشيد و گسترش روز به روز آنها در حالي که هيچ مانعي جلودارشان نيست، نقش و نگار اين کاخ پرشوکت هخامنشي را هدف قرار داده است. تصاوير حکاکي شده گل هاي لوتوس و سربازان ارتش جاويدان هخامنشي در بخش هايي از تخت جشميد اصلي ترين اهداف تخريبي اين گلسنگ هاي سمج هستند.
 
سربازان ارتش هخامنشي بعد از آن همه جانفشاني و جهانگشايي و سر فرو نياوردن در برابر دشمنان حالا که تنها نقشي از آنها بر ديوارهاي تخت جشميد به يادگار مانده مورد هجوم بي امان و موريانه اي گلسنگ ها قرار گرفته اند تا در بي خبري و شايد بي تفاوتي متوليان امور همين آخرين نشانه از آنها نيز از ميان برداشته شود.
 
گلسنگ، موجودي متشکل از قارچ و جلبک است که با سرعت بسيار کم رشد مي کند و مي تواند در زيستگاه هاي نامناسب مثل کوير و نواحي قطب جنوب زنده بماند. بسياري از گونه هاي اين گياه روي سنگ ها مي رويند و مواد معدني آنها را جذب مي کنند که در نتيجه فعل و انفعال گلسنگ، سنگ ها مي شکنند و به خاک تبديل مي شوند. اکنون اين موجودات ساده تشکيل شده از قارچ و جلبک بر سر روي تخت جمشيد چمبره انداخته تا آخرين نگاره هاي بازمانده از قدرتمندترين ارتش دنيا در 2500 سال پيش را که توسط هنرمندان خوش ذوق هخامنشي آفريده شده است به خاک تبديل کرده و محو کنند.
 
خاطرنشان می شود، آسيبي که گلسنگ ها مي توانند به يک اثر تاريخي وارد کنند؛ عبارت است از فعل و انفعال فيزيکي و شيميايي که منجر به تخريب بستر خود هستند. در روش فيزيکي ريسه و يا بافت گلسنگ به درون سنگ نفوذ مي کند و به واسطه فشار مکانيکي که به لايه هاي سنگ وارد مي کند، باعث خرد شدن و تخريب سنگ مي شود اين عمل را مي توان به مته اي تشبيه کرد که با فشار بر لايه هاي دروني راه پيدا مي کند و باعث خرد شدن بستر مي شود. مکانسيم هاي شيميايي تخريب سنگ ها توسط گلسنگ ها نسبتا پيچيده است.
 
ترکيبات مختلفي شناسايي شده که در حين رشد و نمو گلسنگ توليد و به بيرون ترشح مي شود که اين ترکيبات غالبا اسيدي بوده و موجب حل شدن بستر سنگي که متشکل از مواد معدني است مي شود و از سوي ديگر ترکيباتي نيز توليد و ترشح مي شود که قادر به استخراج کاتيون ها از بسترهاي سنگي است و در نهايت مجموع اين عوامل بيولوژيکي به همراه عوامل فرسايش شيميايي و فيزيکي موجب تخريب صخره با سنگ مي شود.
 
در همين حال نيز بنا بر عقيده تعدادي ديگر از کارشناسان و آنگونه که نتيجه برخي پژوهش ها در اين زمينه نشان مي دهد، نمي شود گلسنگ ها را به طور کامل از روي آثار تاريخي برداشت و آن را از بين برد بلکه تنها مي توان رشد آنها را متوقف کرد، به همين دليل بايد براساس نوع و مدل هر گلسنگي براي برداشتن آن اقدام کرد.
 
در این راستا محمد حسن طالبيان، مدير بنياد پژوهشي پارسه و پاسارگاد، در گفت‌وگو با خبرنگار «خبرگزاری دانشجو» در شیراز، گفت: مرمت در گلسنگ‌هاي تخت جمشيد بويژه گلسنگ‌هاي پلكان شمالي كاخ آپادانا، تحت پروژه‌اي بين المللي با همكاري يونسكو تعريف شده و قرار است از بهترين متخصصان مرمت در اين زمينه استفاده شود.
 
وي افزود: پلكان شمالي كاخ آپادانا از جمله بخش‌هاي مهم تخت جمشيد است كه 2500 سال بيرون از خاك بوده و به علت نتابيدن نور خورشيد دچار آفت شديد گل سنگ شده است. به همين علت مرمت اين بخش از تخت جمشيد زمان‌بر بوده و تلاش مي‌شود در طولاني مدت، گل سنگ‌ها از روي نقش برجسته‌هاي پلكان پاك شود.
 
مدير بنياد پژوهشي پارسه و پاسارگاد با تصریح بر اینکه پلكان شمالي كاخ آپادانا با نقش هديه آورندگان، از جمله بخش‌هاي مهم مجموعه جهاني تخت جمشيد محسوب مي‌شود و اكنون قسمت‌هايي از اين پلكان زير اندود گل سنگ پنهان شده است، بيان داشت: آفت گلسنگ در تمام دنيا گريبانگير آثار سنگي و تاريخي است و گاهي راهكارهايي استفاده شده كه نتيجه خوبي داشته است، اما هميشه اين‌طور نبوده و ما اميدواريم با استفاده از تخصص كساني كه در خارج از كشور در زمينه گل سنگ كار كرده‌اند، وضعيت به ظاهر لاعلاج گل سنگ‌هاي تخت جمشيد را درمان كنيم.
 
در این بخش نگارنده یادآور می شود، در پایان تعطیلات نوروزی 90 خبری بر خروجی خبرگزاری ها به شرح ذیل قرار گرفت: طبق اعلام روابط عمومي اداره كل ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري فارس، در تعطيلات نوروزي امسال مجموعه جهاني تخت جمشيد با بيش از 563 هزار و 301 نفر بازديد كننده بيشترين آمار بازديد كنندگان را در ميان مكان هاي تاريخي فارس داشت. آمار اين بازديدكنندگان مربوط به 25 اسفند 89 تا 13 فروردين 90 است.
 
طالبيان در ادامه این گفت و گو با اشاره به مطلب فوق افزود: با توجه به بزرگ بودن محدوده تخت جمشيد (پارسه)، راه‌هايي براي بازديد وجود دارد كه هيچ مسئله‌اي ندارد، با اين حال، ما همان كاري را انجام مي‌دهيم كه در محوطه‌هاي بزرگ دنيا انجام مي‌شود، يعني اجازه عبور و مرور در چنين محوطه‌اي را مي‌دهيم، ولي در برخي بخش‌ها، محدوديت ايجاد مي‌كنيم.
 
وی اضافه كرد: در فضاهايي مانند كاخ داريوش به‌دليل اينكه گنجايش بازديد‌كننده زياد را ندارد، مجبور به اعمال محدوديت هستيم در واقع هر جايي كه حس كنيم براي دوام بنا بايد تعداد بازديد‌كنندگان محدود شود، اقدام خواهيم كرد و چنين محدوديت‌هايي در زمان نوروز به‌دليل تعداد بيشتر بازديد‌كننده‌ها افزايش مي‌يابد.
 
مدير بنياد پژوهشي پارسه و پاسارگاد با تأكيد بر اينكه بناهاي اين مجموعه مدام پالايش مي‌شود و بر اساس نتايج اين پالايش رفتارهاي حفاظتي تغيير مي‌كند، گفت: يكي از راهكارهاي حفاظتي ما در دو سه سال گذشته، اين است كه اجازه نمي‌دهيم بازديد‌كنندگان به آثار سنگي دست بزنند؛ به اين ترتيب كه يك مسير بازديد را تعريف كرده و در قسمت‌هايي با شيشه بين بازديد‌كننده و آثار فاصله ايجاد كرده‌ايم.
 
طالبیان تصریح کرد: در دو سه سال گذشته كاخ تچر، كاخ خشايارشاه و كاخ شورا براي بازديد در طول سال با محدوديت‌هايي روبه‌رو بوده است و در نوروز 1390، بخشي از دروازه ملل به اين محدوديت‌ها اضافه مي‌شود تا به اين ترتيب سازمان‌دهي حفاظتي افزايش يابد.
 
بنا بر مطالب ارائه شده، تخت جمشید بنای مانایی از گذشته ایران زمین است كه در یك نگاه، تمدن دیرین ایران كهن و قدمت فرهنگی پایدار را به رخ جهانیان می كشاند. برخی را گمان بر این است که سابقه و دیرینگیِ زندگانیِ مردمانی در یک ناحیه یا کشوری خاص، تاریخ آن ملت را بر می سازد و هر اندازه که نمونه های فرادست آمده از شواهد زندگانی و بودوباش آن مردمان، دیرین تر و کهن تر باشد، پس تاریخ آن ملت نیز به همان اندازه کهنسال تر است، اما این دریافت درستی از تاریخ نیست. تاریخ، با پیشینه و سابقه زندگانیِ مردمانی در یک ناحیه یا کشور خاص ارتباطی ندارد، بلکه سرآغاز تاریخ یک ملت از هنگامی دانسته می شود که «هویت تاریخی- هویت ملی» پدید آمده باشد. پاسداشت هویت تاریخی- ملی برای ایرانیان همواره و در گذر سده ها و هزاره های پرآشوب، یک اصل نهادین و بنیادین بوده است و راز ماندگاری تاریخی «ایران» نیز ریشه در همین ویژگی غرورانگیز آنان دارد.
 
ایرانیان همواره و همیشه نشان داده اند که هر آنگاه پدیده ای نوظهور، آهنگ تصرف یا آسیب به هویت ملی آنان را داشته باشد، با همبستگی فراگیر همگانی و با شگردهای فرهنگی شگفت و پیش بینی ناپذیری، در برابر آن می ایستند و هویت دیرباز خود را پاس می دارند. تخریب یا آسیب رسانی به آثار باستانی و یادمان های فرهنگی ایرانیان، پدیده ای کم شمار و معدود نبوده است. تعداد اثرهای باستانی که بر اثر اهمال اشخاص یا دستگاه های اجرایی، از روی بی توجهی و یا به ناچاری و برای انجام عملیات عمرانی نابود شده، مفقود شده و یا آسیب دیده اند؛ بسیار بیشتر و گسترده تر از آن است که حتی بتوان فهرستی از آن بدست آورد.
 
بسیاری از چنین آسیب هایی، اعتراض گسترده و واکنش فراگیر همگانی را برانگیخته نکرد؛ چرا که افکار عمومی، ارتباط میان آن آثار و هویت ملی خود را درنیافته اند./انتهای پیام/
پربازدیدترین آخرین اخبار