نشستِ بی‌عملی در دوحه؛ بیانیه‌ای دیگر، بدون اقدام
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۳۰۵۷۰۵
گزارش|

نشستِ بی‌عملی در دوحه؛ بیانیه‌ای دیگر، بدون اقدام

در نشست اضطراری سران کشورهای اسلامی و عربی در دوحه، باز هم بیانیه‌ای صادر شد؛ نه برای اقدام، بلکه برای تکرار محکومیت‌هایی که هرگز عملی نمی‌شوند.
نشستِ بی‌عملی در دوحه؛ بیانیه‌ای دیگر، بدون اقدام

به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری دانشجو، نشست اضطراری سران کشور‌های عضو سازمان همکاری اسلامی و اتحادیه کشور‌های عربی در خصوص بحران حمله اسرائیل به دوحه و بحران غزه، در پایتخت قطر برگزار شد و رؤسای کشور‌های مختلف پیرامون این جنایات سخنرانی کردند.

پیش از پرداختن به بیانیه پایانی و نکات آن، لازم است توضیحی درباره سازمان همکاری اسلامی، ماهیت و اهداف آن ارائه شود تا تحلیل بحث با دقت بیشتری انجام گیرد.

سازمان همکاری اسلامی، پس از سازمان ملل متحد، بزرگ‌ترین سازمان دولتی فرامنطقه‌ای است که از ۵۷ کشور عضو از چهار قاره تشکیل شده است. پس از پایان جنگ سرد، فروپاشی نظام دوقطبی و حرکت به‌سوی جهانی‌شدن، کشور‌های جهان اسلام تحرکات بیشتری در نظام بین‌الملل داشته‌اند. یکی از این کنش‌ها، تلاش برای تقویت سازمانی بود که ۲۴ سال پیش از این تحولات، در پی شکست در جنگ شش‌روزهٔ ۱۹۶۷ با رژیم اشغالگر صهیونیستی، تأسیس شد؛ یعنی سازمان همکاری اسلامی.

این سازمان با هدف گردهم‌آوردن دولت‌های اسلامی، ایجاد نوعی اتحاد میان آنها و اتخاذ مواضع مشترک در قبال مسائل مهم جهان اسلام شکل گرفت.

با پایان جنگ جهانی دوم و استقلال کشور‌های جدید در خاورمیانه عربی که عمدتاً اسلامی بودند، چهره سیاسی منطقهٔ خاورمیانه و شمال آفریقا دگرگون شد. تا اواسط دههٔ ۶۰ میلادی، تلاش‌ها و اقدامات وحدت‌گرایانه عمدتاً از سوی شخصیت‌های مذهبی و سازمان‌های غیردولتی انجام می‌شد. اما در سال ۱۹۶۹ برای نخستین‌بار، رهبران دولت‌های اسلامی گام‌هایی مهم برداشتند. در ۲۵ دسامبر ۱۹۶۹، در شهر رباط مراکش، به دعوت ملک حسن، پادشاه این کشور، رهبران جهان اسلام گردهم آمدند تا تأسیس سازمان کنفرانس اسلامی را اعلام کنند. در این نشست، رهبران کشور‌های اسلامی با محکوم‌کردن آتش‌زدن مسجدالاقصی توسط رژیم صهیونیستی، آزادسازی بیت‌المقدس و مسجدالاقصی را در زمرهٔ اهداف اساسی خود قرار دادند.

شش ماه بعد، نخستین کنفرانس وزرای خارجهٔ کشور‌های عضو در جده برگزار شد. در این نشست، دبیرکل سازمان انتخاب و شهر جده به‌طور موقت به‌عنوان مقر آن تعیین شد. همچنین مقرر گردید که پس از آزادی، بیت‌المقدس به‌عنوان مقر دائمی سازمان انتخاب شود.

اما با سرعت‌گرفتن روند جهانی‌شدن، ظهور اتحاد‌ها و توافقات موقتی، و پررنگ‌شدن الگوی کنشگری فعالانه و منفعت‌محور در قالب الگو‌های اقتصادی، ماهیت بازیگری بسیاری از اعضای تأثیرگذار سازمان تغییر یافت. کشور‌هایی نظیر عربستان سعودی، قطر، امارات، عمان و بحرین، الگوی کنشگری خود را با الگو‌های حاکم بر نظام بین‌الملل همسو کردند. به‌عنوان مثال، عربستان سعودی با اصلاحات اقتصادی و تغییر در مناسبات داخلی و خارجی، خود را به‌عنوان مدعی رهبری جهان عرب و یک قدرت منطقه‌ای و جهانی معرفی کرده است. قطر و عمان نیز به‌عنوان دولت‌های کوچک (Mini State) عمدتاً نقش میانجی‌گری در تعاملات منطقه‌ای را ایفا می‌کنند تا منافع بیشتری کسب کنند.

خلاصهٔ بحث آن است که روند تحولات در عرصهٔ مناسبات جهانی، به‌واسطهٔ تغییر نگرش بازیگران، واقعیت‌ها و هنجار‌های حاکم، ساختار و ماهیت کنشگری در سطح منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای را دگرگون کرده و این تغییر در رویکرد سازمان‌ها و نهاد‌ها نیز مشهود است.

سران کشور‌های اسلامی و عربی در نشست اضطراری دوحه

کشور‌های عضو سازمان همکاری اسلامی در واکنش به تجاوزات رژیم صهیونیستی به قطر و نوار غزه، بیانیه‌ای مشترک صادر کردند. در این بیانیه، خواستار توقف فوری تجاوزات وحشیانه علیه رهبران حماس در قطر و مردم فلسطین در نوار غزه، و همچنین لغو محاصرهٔ تحمیلی غزه شدند.

در ادامهٔ بیانیه، از جامعهٔ بین‌المللی خواسته شده است که برای ارائهٔ کمک‌های بشردوستانه، پزشکی، امدادی، آبرسانی و برق‌رسانی، و همچنین بازگشایی فوری گذرگاه‌های انسانی امن برای ارسال کمک‌های اضطراری به غزه اقدام کند.

همچنین بر محوریت مسئلهٔ فلسطین برای امت اسلامی، حمایت از حقوق مسلم مردم فلسطین به‌ویژه حق تعیین سرنوشت، بازگشت آوارگان، استقلال، و تشکیل کشور فلسطین بر اساس طرح صلح عربی و قطع‌نامه‌های سازمان ملل تأکید شده است.

با توجه به محتوای بیانیه، به‌وضوح مشخص است که هیچ اقدام جدی و عملی برای بازدارندگی رژیم صهیونیستی در خصوص نسل‌کشی در غزه اتخاذ نشده و بیانیه بیشتر جنبهٔ توصیه‌ای و محکومیت دیپلماتیک دارد تا یک موضع‌گیری قاطع. به‌عنوان مثال، کشورهایی، چون عراق، ایران و پاکستان، پیشنهاد تشکیل ناتوی اسلامی را مطرح کردند؛ اما با توجه به ساختار و رویکرد‌های منفعل کشور‌های عربی و اسلامی، مشخص بود که این پیشنهاد حتی در حد بیان نیز مورد پذیرش قرار نخواهد گرفت. از سوی دیگر، کشورهایی، چون امارات با رویکرد عمل‌گرایانه به‌شدت مخالف اتخاذ تصمیمات قاطع علیه اسرائیل بودند و صرفاً خواهان محکومیت دیپلماتیک شدند. یا مثلاً رئیس‌جمهور لبنان، ژوزف عون، که کشورش سال‌هاست هدف تجاوزات روزانهٔ اسرائیل در جنوب لبنان قرار دارد، از صلح با رژیم اشغالگر سخن گفت.

از سوی دیگر، پیام‌هایی از سوی حماس و برخی کشور‌های دیگر برای اتخاذ یک تصمیم تاریخی ارسال شده بود که به‌نظر می‌رسد این بیانیه نتوانسته رضایت آنها را جلب کند.

در مجموع، با توجه به روند سیاست‌ورزی کشور‌های عربی و اسلامی در دو دههٔ گذشته، نمی‌توان انتظار بیش‌تری از این نشست داشت. چراکه بسیاری از این کشور‌ها دارای روابط پنهان یا آشکار با رژیم صهیونیستی هستند؛ از جمله جمهوری آذربایجان و ترکیه که انرژی مورد نیاز اسرائیل را تأمین می‌کنند، یا امارات که حجم تجارت بالایی با این رژیم دارد و آشکارا اعلام کرده روابط دوطرفه ادامه خواهد یافت.

در خصوص عادی‌سازی روابط نیز باید گفت که این روند اجتناب‌ناپذیر است و تنها به‌طور موقت به تعویق افتاده، که خود جای بحثی جداگانه دارد.

اما با در نظر گرفتن آنچه گفته شد، این پرسش مطرح می‌شود که هدف عمدهٔ کشور‌های عربی از برگزاری چنین نشست‌هایی و صدور بیانیه‌ها چیست؟

چند پاسخ قابل‌تصور است:

۱. ایجاد توازن تهدید: این کشور‌ها به‌دنبال آن هستند که رژیم صهیونیستی را از ادامهٔ تجاوزات گسترده بازدارند. اما در واقعیت، به‌نظر می‌رسد اسرائیل این تلاش‌ها را جدی نمی‌گیرد و حتی نمایندهٔ آن در شورای امنیت علناً تهدید کرد که در صورت حمایت کشورهایی، چون قطر از حماس، آنها نیز مورد حمله قرار خواهند گرفت، حتی اگر نقش میانجی داشته باشند.

۲. کنترل افکار عمومی: با توجه به جنایات وحشیانهٔ اسرائیل، افکار عمومی ملت‌ها به‌شدت جریحه‌دار شده و این موضوع را می‌توان در اعتراضات گسترده و فشار مردم بر دولت‌ها مشاهده کرد.

۳. نقش‌آفرینی فعال در مناسبات منطقه‌ای: کشورهایی، چون عربستان و قطر تلاش می‌کنند نقش بازیگر فعال را در منطقه ایفا کرده و محیطی آرام و باثبات برای پیگیری منافع مشترک خود فراهم کنند.

در این شرایط بحرانی و در بحبوحهٔ وقوع یک فاجعه انسانی در غزه، اکثر دولت‌های عربی تمرکز خود را بر برنامه‌های توسعه‌ای گذاشته‌اند و اگر واکنشی نیز نشان دهند، بیشتر به‌دلیل موارد ذکرشده است تا دفاع واقعی از فلسطین.

نکتهٔ پایانی: باید این واقعیت را پذیرفت که نظم جدید جهانی در حال شکل‌گیری است. کشورهای امریکا و اسرائیل بدنبال ایجاد نظم مورد نظر خود در منطقه غرب آسیا هستند از طرفی نیز رویکرد منفعل جهان اسلام و عربی  ساختاربه رژیم صهیونیستی این اطمینان را داده است که  اقدام عملی تاثیرگزاری اتخاذ نخواهند کرد. این کشور‌ها به‌دلیل وابستگی‌های اقتصادی، سیاسی و هراس از واکنش‌های آمریکا و اسرائیل، فاقد ارادهٔ لازم برای مقابلهٔ مؤثر هستند. بنابراین، مسئلهٔ فلسطین و ماجراجویی های بیشتر اسرائیل اولویت عملی بسیاری از دولت‌های مسلمان نیست و نخواهد بود.

پربازدیدترین آخرین اخبار