غرب با مکانیزم ماشه اعتماد را سوزاند / ایران باید با قدرت‌های نوظهور ائتلاف کند
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۳۰۷۰۶۶
کارشناس مسائل بین الملل در گفتگوی تفصیلی با SNNTV؛

غرب با مکانیزم ماشه اعتماد را سوزاند / ایران باید با قدرت‌های نوظهور ائتلاف کند

غلام‌حسین یوسفی، استاد دانشگاه و کارشناس مسائل بین‌الملل، با اشاره به بدعهدی‌های آمریکا و اروپا و همکاری کامل ایران با آژانس، مکانیزم ماشه را ابزار فشار و بی‌اعتمادی غرب خواند و راه مقابله را «دیپلماسی فعال و ائتلاف با قدرت‌های نوظهور» دانست.
غرب با مکانیزم ماشه اعتماد را سوزاند / ایران باید با قدرت‌های نوظهور ائتلاف کند

غلامحسین یوسفی استاد دانشگاه و کارشناس مسائل بین الملل در گفتگو با خبرنگار بین الملل خبرگزاری دانشجو در پاسخ به این سوال که با توجه به گزارش‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی که نشان‌دهنده همکاری ایران با این آژانس است، چگونه می‌توان ادعای کشورهای اروپایی درباره نقض تعهدات ایران را مورد چالش قرار داد؟ گفت: ادعای کشورهای اروپایی ادعایی واهی است. آژانس طی ۱۵ یا ۱۶ گزارشی که ارائه کرده، رسماً اذعان داشته که ایران هیچ‌گونه انحرافی نداشته و با آژانس همکاری کرده است. این مسئله روشن است یا به قولی می‌شود گفت «اظهر من الشمس» که ایران همکاری خوبی با آژانس داشته؛ حتی گزارش‌هایی که نهادهای اطلاعاتی آمریکا هم در جلسات استماع کنگره و هم به رئیس‌جمهور این کشور ارائه داده‌اند تا پیش از جنگ ظالمانه ۱۲ روزه، هیچ‌کدام موید این نبوده که ایران انحراف داشته یا همکاری نداشته است.

از طرف دیگر می‌بینیم این اروپایی‌ها هستند که به تعهدات خود عمل نکرده‌اند:
۱. ایالات متحده به عنوان یکی از اعضای اصلی برجام، یک‌جانبه از برجام خارج می‌شود و آن را پاره می‌کند.
۲. خروج یک عضو اصلی، مسئولیت‌هایی را متوجه اروپایی‌ها می‌کند، اما آن‌ها در بی‌عملی کامل مانده و هیچ کاری نکرده‌اند.
۳. اروپایی‌ها نسبت به خروج آمریکا هیچ واکنش منطقی، عقلانی و مناسبی نشان نداده‌اند.
۴. اروپایی‌ها تعهداتی را که آمریکایی‌ها زیر آن زده بودند جبران نکردند.

به هر حال، آن‌ها باید مسئولیت می‌پذیرفتند؛ اروپایی‌ها خودشان در برجام مسئولیت‌هایی داشتند که باید به آن عمل می‌کردند، اما می‌بینیم به آن‌ها عمل نکردند. لذا الان ایران بخواهد چالش بکند به نظر من خیلی دیر شده؛ ولی یکی از کارهایی که ایران می‌تواند انجام بدهد این است که بی‌عملی و نقض تعهدات آمریکا و اروپا، خصوصاً اروپایی‌هایی که در برجام مانده‌اند، را برای چنین روزی که مکانیسم ماشه را فعال می‌کنند، برجسته کند.

این موارد را باید با کشورهای دیگر و قدرت‌های نوظهور در جریان گذاشت و دیپلماسی فعال ما باید آن‌ها را برجسته کند. همچنین با رسانه‌هایی که همسو هستند یا حداقل بی‌طرف‌اند و جانب کشورهای غربی را ندارند، از طریق مصاحبه‌ها، یادداشت‌ها و مقاله‌ها باید این موضوع را پررنگ کرد تا جهانیان متوجه شوند که اروپایی‌ها هم بی‌عمل بودند و هم عملاً تابع آمریکایی‌ها بودند. اگر هم در برجام مانده‌اند، تقسیم کاری بود که بین آن‌ها و آمریکا صورت گرفته بود.

ما می‌دانیم اروپا در زمینه نظامی و امنیتی وابسته به آمریکا است و مستقل از آمریکا نمی‌تواند اقدامی انجام دهد. متأسفانه در حوزه سیاسی هم همین را می‌بینیم و در حوزه اقتصادی نیز همین‌طور؛ با تعرفه‌هایی که ترامپ علیه آن‌ها وضع کرد همه تمکین کردند. خب این‌ها باید برجسته شود؛ کشورهای اروپایی ادعای زیادی دارند ولی ما در دیپلماسی باید آن‌قدر فعالانه کار کنیم که بی‌عملی و پیروی محض و کورکورانه از سیاست آمریکا را برجسته کنیم تا همگان متوجه شوند که اروپایی‌ها هم بی‌عملی داشتند، هم ترک فعل داشتند و به تعهدات خود عمل نکردند و هم تعهداتی که آمریکا بر عهده داشته را نه جبران کردند و نه حتی به آن اعتراض کردند؛ و این سابقه نداشته است.

باید چالش شود که کشوری که با آژانس بیشترین همکاری را داشته و در گزارش‌های آژانس هم آمده که حداقل در دو یا سه سال گذشته بیشترین بودجه، حجم بازدیدها و بازرسی‌ها از تأسیسات هسته‌ای ایران بوده توسط آژانس، با کدام کشور دیگر این‌گونه رفتار شده است؟ وقتی بازرسی انجام می‌شود یعنی همکاری؛ یعنی حضور بازرسان فعال بوده است. در چنین شرایطی کشوری که تمامی همکاری‌ها را داشته، مورد حمله ناجوانمردانه و براندازانه قرار می‌گیرد و باز هم می‌بینیم اروپایی‌ها هیچ اعتراضی به این مسئله نکرده و محکوم نمی‌کنند.

خب این‌ها چالش‌های جدی است که باید به آن پرداخته شود و این وظیفه دستگاه دیپلماسی و دستگاه‌های خبری ماست که این را بتوانند برجسته کنند؛ به عنوان چالش جدی که در سیاست‌های کورکورانه و پیروانه اروپا از آمریکا مطرح است، باید آن را برجسته کنند.

وی در تکمیل پرسش افزود: «ایران در حوزه‌های سیاسی، نظامی، اقتصادی و امنیتی لازم است با کشورهایی که در مقابل آمریکا و اروپا هستند وارد تعامل جدی‌تر شود. البته ما قراردادی ۲۰ ساله با روس‌ها داشتیم اما ظاهراً در این قرارداد بندی یا ماده‌ای به عنوان همکاری‌های دفاعی دوجانبه یا مشترک دیده نشده است. وقتی دشمنان ما ائتلافی و گروهی و جبهه‌ای علیه ما فعال شده‌اند، لازم است که ما هم در این زمینه دست به ائتلاف بزنیم؛ هم با کشورهای منطقه که آن‌ها را توجیه بکنیم نسبت به خطراتی که در منطقه ما علیه کشورها وجود دارد.

به تعبیر امام رضا(ع)، رهبری سگ هار آمریکایی‌ها رژیم صهیونیستی را به زیر پا گذاشتن قوانین بین‌المللی و مرزهای تعریف‌شده و تعیین‌شده واداشته که اصطلاحاً می‌گویند ما مرزهای تنگ‌شده توسط سایکس–پیکو را قبول نداریم و می‌خواهیم مرزهای جدید تشکیل دهیم. این‌جا واقعاً نیاز هست که جمهوری اسلامی ایران ضمن حفظ و تقویت انسجام داخلی خود با کشورهای منطقه وارد قراردادهای امنیتی شود. ما می‌بینیم عربستان با پاکستان قرارداد امنیتی و دفاعی می‌بندد؛ خب این باید با ما بسته شود.

یکی از ضعف‌های ما در این زمینه که آن‌ها به سمت ما نیامدند، نداشتن هسته‌ای است. آن‌ها برای تقابل در برابر رژیم صهیونیستی ـ که احتمالاً بمب اتم دارد ـ به سمت پاکستان رفته‌اند، چون می‌دانند این قابلیت را دارد که از بازدارندگی استفاده کنند یا کسری یا کمبود یا بی‌توجهی آمریکایی‌ها را جبران بکند. پس ما در منطقه هم نیاز به تعریف ترتیبات امنیتی جدید داریم که باید بتوانیم آن‌ها را فعال کنیم. همچنین با قدرت‌های نوظهور مثل روسیه و چین باید وارد قراردادهای جدی‌تری در این زمینه بشویم ـ چه دوجانبه چه چندجانبه ـ یعنی ائتلافی از کشورهایی که در برابر غرب و خصوصاً آمریکا قرار دارند.

این اتفاق باید بیفتد تا نیاز ما در حوزه خصوصاً اقتصادی به اروپا و کشورهایی که پیرو سیاست آمریکا هستند به شدت کاهش پیدا کند تا بتوانیم از کمند تحریم‌هایی که آن‌ها علیه ما وضع می‌کنند عبور کنیم.»

 

این کارشناس مسائل بین الملل در پاسخ به سؤال دیگر که چه دلایلی وجود دارد که نشان می‌دهد مکانیزم «اسنپ‌بک» که توسط کشورهای اروپایی فعال شده، برخلاف مواد قطعنامه سازمان ملل متحد است؟ گفت: هر قطعنامه یا هر قراردادی طرفین دارد و هر طرفی حقوق و تکالیف دارد؛ یعنی حق و تکلیف در برابر هم قرار دارد. در این قطعنامه، ما مجموعه‌ای از تعهدات داشتیم و در مقابل مجموعه‌ای از حقوق برای طرف مقابل تعریف شده بود. متأسفانه ما تعهدات خود را انجام دادیم.

ابتدا عرض کنم که «اسنپ‌بک» یا همان «مکانیزم ماشه» در قرارداد یا قطعنامه ۲۲۳۱ به عنوان آخرین بند «غروب برجامی» آمده است. این بند ظالمانه و یک‌طرفه است و متأسفانه این سؤال را ایجاد می‌کند که چرا طرف ایرانی چنین بندی را پذیرفته است. به عنوان آخرین بند غروب برجامی، یعنی شما ۱۰ سال هر کاری کردید و هر تعهدی انجام دادید بشود هیچ و تمامی تحریم‌ها دوباره از نو علیه شما فعال شود. این بیانگر آن است که طرف اروپایی و طرف غربی از ابتدا فکر انتها را کرده بودند تا برنامه شما را به تعویق بیندازند، متوقف کنند، ضعیف کنند، مهار کنند و بعد از ۱۰ سال شما را دوباره در این تله گرفتار کنند.

این‌که چرا ایران چنین بندی را پذیرفته، خودش سؤال جدی است؛ نباید این تعهد پذیرفته می‌شد. آن‌ها این بند را به عنوان تضمین اقدامات ایران آوردند؛ ما چه تضمینی از آن‌ها گرفتیم؟ این‌جا بحث به خود ما برمی‌گردد که چرا این بند پذیرفته شد. اما در قطعنامه برای ما حقوقی تعریف شده و برای آن‌ها تعهدات یا تکالیفی. همان‌طور که در سؤال قبلی هم گفتم، ما به تعهدات خود عمل کردیم. گزارش‌های آژانس مؤید این مسئله است، گزارش‌های نهادهای اطلاعاتی آمریکایی نیز همین را نشان می‌دهد و کشورهای دیگر هم که مستقلاً نظر داده‌اند تأیید می‌کنند که ما تعهدات خود را انجام داده‌ایم.

در مقابل، طرف آمریکایی از برجام خارج شده است. خب، خروج آمریکا خود دلیلی است بر این‌که مکانیزم ماشه خلاف قطعنامه ۲۲۳۱ است. آمریکا تعهداتی داشت و طرف اروپایی هم همین‌طور. لذا ایران که یک‌طرفه به تعهدات خود عمل کرده، حالا با نقض عهد آن‌ها روبه‌رو شده و امروز به جای آن‌که تحریم‌ها کاملاً لغو شود، دوباره برگردانده می‌شود.

چنین حالتی بیانگر آن است که مکانیزم ماشه از ابتدا در قطعنامه ۲۲۳۱ گنجانده شد برای روز آخر؛ که اگر ایران را توانستند تحت فشار قرار دهند به اهدافشان برسند و اگر نشد با چنین ابزارهایی ما را برگردانند به ضلع فصل هفتم و بندهای ۳۸ تا ۴۲، علیه ما اجماعی شکل دهند و در نهایت حتی زمینه حمله فراهم شود. ما می‌بینیم بی‌عملی اروپایی‌ها و آمریکایی‌ها و عمل نکردن به تعهدات‌شان خود بیانگر خلاف بودن مکانیزم ماشه است.

دو عضو بزرگ و دائم شورای امنیت سازمان ملل، یعنی روسیه و چین، هم به صورت شفاهی و هم با بیانیه‌هایی که صادر کردند، این مکانیزم را غیرقانونی اعلام کرده‌اند. این موضع روسیه و چین باید برجسته شود. الان می‌توان گفت از اعضای برجامی که در مورد اسنپ‌بک تصمیم‌گیری می‌کنند، دو عضو اروپایی و غیراروپایی مثل فرانسه و انگلیس در یک طرف هستند و در طرف مقابل روسیه و چین که مخالف فعال‌سازی ماشه هستند، چون آن را غیرقانونی تشخیص داده‌اند. همین مسئله بیانگر خلاف بودن موضوع است که دو عضو دائم شورای امنیت آن را غیرقانونی اعلام کرده‌اند و گفته‌اند به آن پایبند نخواهند بود و آن را به اجرا نخواهند گذاشت.

البته همان‌طور که ابتدا عرض کردم، پذیرفتن چنین بندی و این‌که حق وتوی روسیه و چین هم گرفته شده، متأسفانه مسئولیتی است که متوجه تیم ایرانی وقت است و آن‌ها باید پاسخگو باشند. اما با بی‌عملی و بی‌تعهدی اروپا و آمریکا نسبت به قطعنامه ۲۲۳۱، که یک‌طرفه از ایران درخواست‌های غیرمنطقی را مطالبه می‌کنند، خلاف بودن اسنپ‌بک اثبات می‌شود.

 

وی در ادامه و در پاسخ به سؤال سوم درباره نقض تعهدات توسط کشورهای غربی گفت: «نقض تعهدات توسط کشورهای غربی را حداقل از سال ۱۳۸۲ شاهد هستیم؛ زمانی که پیرامون مسئله هسته‌ای ما گفتگوها شروع شد و آن‌ها با درخواست تعلیق موقتی که از ما داشتند، تیم وقت و دولت وقت ما این تعلیق داوطلبانه را اصطلاحاً پذیرفتند. این تعلیق داوطلبانه به‌تدریج به وظیفه تبدیل شد و ما را ملزم کردند که باید این تعلیق ادامه پیدا کند و عملاً صنعت هسته‌ای ما را تعطیل کردند و تا امروز این بدعهدی‌ها ادامه داشته است.

از برجام به این طرف، ما متأسفانه چون با اسنپ‌بک یا همان مکانیزم ماشه مواجه بودیم، برای اینکه بتوانیم از این بند درج‌شده در قطعنامه ۲۲۳۱ عبور کنیم تلاش کردیم که به گفتگو و مذاکره ادامه بدهیم تا این ذهنیت برطرف شود که ایران اهل گفتگو و مذاکره و توافق نیست. با وجود اینکه من خودم اعتقاد داشتم حداکثر ما پنج درصد شانس عبور از ماشه را داشته باشیم، اما عقلانیت و منطق این را دیکته می‌کرد که به گفتگوها و مذاکره با آن‌ها ادامه بدهیم تا بلکه بتوانیم همان پنج درصد شانس را امتحان کنیم.

اما با کاری که آن‌ها کردند و تا ۲۶ مهر زمان باقی مانده که بخواهد رسماً و عملاً این اتفاق فعال شود و مکانیزم به اجرا گذاشته شود، باز هم ما باید تلاش خود را بکنیم؛ هم در گفتگو و تعامل با طرف‌های اروپایی، اگرچه می‌دانیم آن‌ها پادوی آمریکا هستند و دستورات آن را اجرا می‌کنند، و هم از طرف دیگر با دوستان‌مان، خصوصاً دوستانی که در شورای امنیت هستند مثل چین و روسیه و سایر اعضای غیر دائم که الان حضور دارند ـ ده عضو غیر دائم ـ باید رایزنی‌های ما ادامه پیدا کند و دیپلماسی فعال شود تا بتوانیم از اثرات روانی آن در صورتی که رسماً به اجرا گذاشته شود بکاهیم و فشارها بر خودمان را کم کنیم.

اما چنانچه از ۲۶ مهر این‌ها فعال کردند ـ که احتمال بسیار زیاد فعال خواهند کرد ـ دیگر گفتگو با اروپا به نظر من محلی از اعراب ندارد. ایران اگر بتواند شرکای بهتری در دیگر نقاط جهان، خصوصاً قدرت‌های نوظهور که ما کم نداریم، پیدا کند ـ ما هند را داریم در آسیا، چین را داریم در آسیا، روسیه را داریم در اوراسیا، برزیل در آمریکای لاتین و کشورهای دیگر ـ با آن‌ها تعاملات زیاد بکند، چون این کشورها حاضر نیستند از سیاست‌های یک‌جانبه‌گرایانه آمریکا که امروز می‌بینند فشار بیشتری دنبال می‌شود، همراهی و همکاری کنند، می‌توانیم سیاست‌مان را تغییر دهیم.

خب بعضی‌ها پیشنهادشان خروج از ان‌پی‌تی است ولی خروج از ان‌پی‌تی بدون اینکه ایران قصد داشته باشد سلاح هسته‌ای تولید بکند به نظر من خیلی کارساز نیست و فقط فشار ممکن است بیشتر بشود و اروپایی‌ها هم احتمالاً به این مسئله واقف هستند که ایران تهدید می‌کند به خروج از ان‌پی‌تی اما خروج از آن را به اجرا نمی‌گذارد. شاید همین است که این مکانیزم ماشه را دارند فعال می‌کنند چون جنگ، جنگ اراده‌هاست. در حوزه سیاسی امروز جنگ، جنگ اراده‌هاست. آن‌ها به این باور هستند که ایران تهدیدهایی می‌کند ولی فشار که برش وارد شود و زیاد شود، اقدامات ایران هماهنگ با ادعاها و تهدیدهایش نیست.

ولی ما باید راهکاری داشته باشیم که بتوانیم ضرر و زیان طرف‌های غربی را در به اجرا گذاشتن مکانیزم ماشه بالا ببریم. اگر آن‌ها بدانند ضرر و زیان‌شان افزایش پیدا خواهد کرد آن وقت ممکن است عقب‌نشینی یا تجدیدنظر داشته باشند در سیاست‌هایشان. لذا ما تا حداقل اواخر مهرماه به این سیاست گفتگو و مذاکره‌مان با وجود اینکه می‌دانیم تأثیر زیادی ندارد ـ چون سیاست‌های آمریکا را به اجرا می‌گذارند و دنبال می‌کنند ـ باید ادامه بدهیم. اما پس از آن ما باید راهبرد داشته باشیم که از ارتباط با اروپا و آمریکا جدا بشویم و رویکرد و ریل‌گذاری‌مان به شرق گسترش پیدا بکند.

تا الان متأسفانه سیاست خارجی ما متوازن نبوده و همواره به سمت غرب بوده، باید برگردد به سمت شرق و از این طرف ما بتوانیم جبران بکنیم مشکلاتی را که از قطع یا کاهش شدید ارتباطات با غربی‌ها می‌خواهد اتفاق بیفتد و بتوانیم بهره ببریم تا خود اروپایی‌ها تنبیه بشوند. شما ببینید اروپایی‌ها از بازار ایران حذف شدند در حوزه‌های مختلف در اقتصاد، خب این برای آن‌ها هزینه است دیگر و می‌بینیم چین جایگزین آن‌ها شده. این‌ها خوب است. ما اگر بتوانیم توازن در سیاست خارجه‌مان و اقتصاد خارجی‌مان ایجاد بکنیم خودش تنبیهی است برای کشورهای اروپایی که از بازار ایران حذف بشوند و از منطقه بتوانیم آن‌ها را حذف بکنیم.

احتمال اینکه آن‌ها در همین مدت بخواهند با فشاری که بر ما می‌آورند جدیت خودشان را به ما نشان بدهند و می‌بینیم وزیر خارجه انگلیس ظاهراً اعلام کرده که هنوز در دیپلماسی باز است، خب این به ما می‌گوید که این جنگ اراده‌هاست که فشار را بالا برده‌اند بلکه ما تسلیم شویم. ما باید سیاست محکمی اتخاذ بکنیم و رویکردمان به شرق را جدی‌تر دنبال بکنیم که آن‌ها بفهمند اگر چنین خطایی را مرتکب شدند باید برای همیشه قید ایران و بازارش و منطقه را بزنند.»

پربازدیدترین آخرین اخبار