آسیب شناسی تأثیر دیدگاه نخبگان ایرانی و چینی در سپهر روابط آتی
به گزارش گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو- صالح قزلباش، دانشجوی کارشناسی ارشد و دبیر هسته چین دانشکده سیاسی دانشگاه امام صادق علیه السلام: جمهوری اسالمی ایران و جمهوری خلق چین به عنوان دو دروازه تمدنی مهم قاره آسیا در شرق و جنوب غربی آسیا از دیرباز بودند. این دو کشور در همگرایی و رابطه تمدنی تاریخی به درازای راه ابریشم دارند وروابط و اشترکات فرهنگی بسیار زیادی دارند. بدیهی است که ارتباط و درک متقابل نخبگان سیاسی و فرهنگی و اقتصادی دو کشور به عنوان پیشرانان قدرتمند حکمرانی رهنمون کننده روابط دو کشور به بستری مطمئن خواهد بود.
کشور چین به عنوان دومین ابرقدرت تجاری و اقتصادی دنیا سهم قابل توجهی در سبد بازرگانی جهانی را داراست و این مهم با سیاستگذاری هر چه دقیقتر حکمرانان و نخبگان سیاسی رو به فزونی است؛ از سویی عالوه بر قدرت اقتصادی بودن چین این پتانسیل منجر به گرایش و گرانش به دیگر حوزهها شده؛ در حقیقت چین در حال حاضر با طرحهایی مانند کمربند-راه عالوه بر توانمندی وافر اقتصادی در حال اعمال اراده و قدرت در حوزههای امنیتی و سیاسی و فرهنگی است و در حقیقت مختصات جدید چند وجهی را ترسیم و سپس در ساحت ظهور برای هژمون شدن دنبال میکند. از سویی جمهوری اسالمی ایران به عنوان پل خاورمیانه و دارای مزیتهای ژئوپلتیک و ژئواستراتژیک است و در حال حاضر به عنوان مهمترین کنشگر خاورمیانه در ساحت بین الملل فعالیت و حضور دارد.
شاید بتوان مهمترین نقطه اتصال و گرانی گاه در پیوند میان اذهان نخبگان دو کشور جمهوری اسالمی ایران و جمهوری خلق چین را موضوع اعتماد متقابل و منطق فهم متقابل از موضوعات مشترک دانست؛ در حقیقت مخابره این پیام از تهران که چین نه فقط صرفا شریک اقتصادی و مفر کاهش فشار تحریمی است بلکه شریک راهبردی در تمام حوزه هاست؛ و ایران نیز به عنوان بازیگر صلی در منطقه توانایی پیشبرد اهداف آن را در خاورمیانه دارد.
همچنین تبادل متقابل این پیام که پکن از تهران در شرایط سخت پشتیبانی میکند میتواند منجر به پیوند اذهان نخبگان و قرابت منطق تصیم گیری و سیاست گذاری آنان باشد.
از سویی وجود دشمن و رقیبی مشترک به نام ایاالت متحده آمریکا که سعی در ایجاد فشار و به انزوا بردن هر دو قدرت ایران وچین است از دیگر نقاطی است که میتواند موجب چاره اندیشی مشترک میان نخبگان ایرانی و چینی شود و زمینه تصمیمهای مشترک را فراهم آورد.
در یک آسیب شناسی کلی درساحت درک نخبگانی جمهوری اسالمی ایران عدم دید صحیح نسبت به پارادایم و بستر بین المللی قدرت چین است. در داخل ایران نگاه منفی به شرق علی الخصوص چین و تصویر بی اعتمادی و باز تولید آن بسیار تاثیر بر نخبگان نهاده؛ گروههای دارای گرایش به غرب بر تشدید این خلل بسیار موثر بودهاند و این پیام را که چین در بحرانهای سخت بین المللی برای ایران کاری مهم انجام نمیدهد را مخابره میکنند. الکن این نکته حائز اهمیت است که چین با توجه به فشارهای جهانی تالشهای شایانی برای کمک به جمهوری اسالمی ایران داشته است.
در موضوع آسیب شناسی دیدگاه نخبگان چینی نسیت به ایران نیز نکات مهمی هویداست. نخبگان چینی درک دقیقی از پارادایم و منطق رفتاری جمهوری اسالمی ایران در قبال موضوعاتی مانند کنش نظامی در منطقه و مسائل و موضوعاتی مانند رفتارشناسی ایران در قبال موضوع فلسطین و گروههای جبهه مقاومت ندارند؛ و این رفتارها را حتی منافی منافع خود میدانند، که ریشه آن عدم دقیق درک نظام محاسباتی جمهوری اسالمی میتواند باشد. نکته بعدی در بی اعتمادی اتکا به ایران است، که آنها اتکا به ایران در خاورمیانه و قرار دادن مزیتهای خود در ظرف ایران را اشتباه میدانند و هنوز به اعتماد کامل برای اتکا به ایران دست نیافتهاند.
در حقیقت این مطروحات بخشی از نقصانهای دیدگاه نخبگان چینی و ایرانی نسبت به شرایط و اتمسفر کنشی یکدیگر است و در آسیب شناسی این مهم قطعا نکات فراوانی نیز هست که با مداقه عمیق میتوان به نکات دقیقتر دیگری نیز دست یافت. در یک رویکرد رهیافتی و تجویزی برای جمهوری اسالمی ایران و جمهوری خلق چین برای ایجاد افق دید و بستری جدید برای پیوند فکری میان نخبگان دو کشور نکاتی مد نظر است که باید صورت گیرد.
مهمترین نقطه اتصال در ایجاد یک بستر جدید برای دید صحیح نسبت به نخبگان دو کشور دو اصل مهم اعتمادسازی و همچنین درک و ارائه مختصات صحیح از جایگاه و روند هر قدرت در معادالت جهانی و بازتاب آن است.
اعتماد به عنوان عنصر اصلی و لنگرگاه در ایجاد دید مثبت در سطح نخبگان و مولد تصمیمات اساسی است. همچنین درک صحیح از جایگاه و منطق رفتاری هریک از قدرتها در سطح منطقهای و جهانی منجر به بازتاب فهم صحیح از مسائل در میان نخبگان خواهد شد.
همچنین درک صحیح از کارکرد و نقش هر یک از دو قدرت در تأمین منافع یکدیگر و درک صحیح از دشمن مشترک و تهدیدات میتواند به بازاولید نگاهی جدید میان نخبگان دو کشور بیانجامد؛ ایاالت متحده آمریکا به عنوان رقیب اصلی چین و دشمن مهم ایران سعی دارد با اقدامات مخرب در دو ساحت عمل کند؛ اول اینکه از نفوذ و گسترش اقدامات چین در غرب آسیا و خاورمیانه جلوگیری کند و مانع نفوذ چین در این منطقه حساس راهبردی شود. دوم با اعمال فشار بر ایران ایران را به کمپ انزواگرایی بکشاند و مانع حرکت و رشد ایران شود.
بدیهی است درک صحیح و مشترک از این مسئله مهم میان نخبگان دو کشور زمینه ساز همگرایی و پیوند است. همچنین این مهم به شکل گیری تصویری واقع بینانه از معادالت منطقهای و نیاز دو قدرت به همدیگر در اذهان نخبگان ایران و چین است.