وقتی آب هست، اما آب منطقهای نیست / نقد صریح عملکرد متولیان مدیریت آب در سیستان و بلوچستان

به گزارش گروه استان های خبرگزاری دانشجو؛ مطابق قانون، مدیریت منابع آب سطحی و زیرزمینی بر عهده شرکت آب منطقهای و نهادهای وابسته به وزارت نیرو است، اما آنچه امروز در سیستان و بلوچستان دیده میشود، بیش از مدیریت، تماشاگری پرهزینه است، از سیلابهای جنوب استان که یا خسارت میزنند یا مستقیم راهی دریای عمان میشوند، تا روانآبهای زاهدان که بنا بر اعتراف رسمی مدیرکل محیط زیست استان، سالانه میلیونها مترمکعب آن از طریق رودخانه «لار» به پاکستان سرازیر میشود؛ همه یک پیام مشترک دارند: آب هست، برنامه نیست.
وقتی نماینده ولیفقیه در استان میگوید «میزان بارندگیهای سالیانه استان چند برابر آبی است که از افغانستان میآمد، اما این آب هدر میرود»، این دیگر یک هشدار سیاسی یا احساسی نیست؛ اعلام ورشکستگی مدیریت منابع آب است. پرسش ساده است: اگر مهار، ذخیره و بهرهبرداری از آب وظیفه آب منطقهای نیست، دقیقاً وظیفه چه نهادی است؟.
سد بدون آب، پروژه بدون نتیجه
نمونههای متعددی در استان وجود دارد که سد ساخته شده، اما شبکه انتقال، تنظیم و بهرهبرداری آن یا تکمیل نشده یا سالها معطل مانده است. نتیجه چنین رویکردی روشن است: افزایش تبخیر، خواب سرمایه، و محروم ماندن مردم محلی از آبی که به نام آن پروژه اجرا شده است. تعبیر «تبدیل سد به تشتک بخار» که از سوی آیتالله محامی مطرح شد، دقیقترین توصیف این وضعیت است.
مسئله اینجاست که این اتفاقها استثنا نیست، بلکه به یک الگوی نگرانکننده تبدیل شده است؛ الگویی که در آن پروژهها افتتاح میشوند، گزارشها مثبتاند، اما آب به مصرف واقعی نمیرسد. اینجاست که حق مردم برای پرسشگری فعال میشود: چرا پروژهای آغاز میشود که زنجیره بهرهبرداری آن از ابتدا ناقص است؟ این سوءمدیریت است یا ترک فعل؟.
هدررفت داخلی، نسخه وارداتی؛ تناقضی که اعتماد میسوزاند
در حالی که روانآبها و سیلابهای استان مهار نمیشوند، سیاست رسمی به سمت پروژههای پرهزینه شیرینسازی آب دریا حرکت کرده است. این همان پارادوکسی است که امامجمعه نیمروز و نماینده ولیفقیه صریحاً نسبت به آن هشدار دادهاند که ابتدا آب شیرین را رها میکنیم تا به دریا برسد، سپس با چند برابر هزینه همان آب را از دریا بازمیگردانیم.
این مسیر نه اقتصادی است و نه قابل دفاع در برابر افکار عمومی. بهویژه آنکه مدیرکل محیط زیست استان راهکارهای مشخص، کمهزینه و عملیاتی مانند ایجاد بندهای خاکی و بتنی تغذیهای را پیشنهاد داده، اما خبری از اقدام جدی نیست. وقتی راهحل وجود دارد، اما اجرا نمیشود، مسئله دیگر کمبود اعتبار یا مطالعات نیست؛ مسئله اراده مدیریتی است.
جمعبندی؛ وقت پاسخگویی فرارسیده است
امروز بحران آب در سیستان و بلوچستان، بیش از آنکه بحران طبیعت باشد، بحران مدیریت و پاسخگویی است. تا زمانی که آب منطقهای و نهادهای مرتبط، درباره هدررفت آب به دریا و خروج آن از مرزها پاسخ شفاف ندهند؛ تا زمانی که مسئول مشخص برای این خسارتها معرفی نشود؛ و تا وقتی پروژهها بدون حسابرسی واقعی ادامه پیدا کنند، هر طرح جدید آبی فقط تولید ناامیدی تازه خواهد بود.
مردم این استان حق دارند بدانند آبشان کجا میرود، چرا میرود، و چه کسی باید پاسخ دهد.
سؤال روشن است که اگر امروز پاسخ ندهید، فردا با کدام اعتماد میخواهید پروژه جدید تعریف کنید؟
انتهای متن/
نویسنده: پوریا جهانتیغی