برخورد پلیس با معترضان در آمریکا و اروپا؛ واقعیت آنسوی ادعای حقوق بشر
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری دانشجو؛ در جوامعی که از آنها به عنوان مهد دموکراسی، آزادی و حقوق بشر یاد میشود، نظمی که پلیس برقرار میکند، اغلب با رفتارهای خشونت آمیز است که میانه ای با اصول ادعای غرب در خصوص حقوق بشر واصول مدنی ندارد .
این درحالی است که رسانههای غربی با دقتی وسواسگونه به رصد هرگونه برخورد در کشورهای غیرهمسو با آنها میپردازند و تلاش میکنند کوچکترین تنش را «سرکوب» بخوانند، آمارها و تصاویر موجود از داخل خود این کشورها، از واقعیتی متفاوت پرده برمیدارند.
پلیس آمریکا؛ قاتلی بهنام قانون
در آمریکا، کشوری با یکی از پیشرفتهترین دستگاههای قضایی جهان از منظر ساختار، پلیس عملاً بهعنوان بازوی بدون نظارت این ساختار عمل میکند. طبق گزارشی که اخیراً نشریه معتبر ویژوال کپیتالیست منتشر کرده، تنها در سال ۲۰۲۴ میلادی، حداقل ۱۳۶۴ نفر در ایالات متحده آمریکا بر اثر خشونت پلیس جان خود را از دست دادند. این رقم زمانی نگرانکنندهتر میشود که بدانیم در تمام طول سال، فقط ۱۰ روز وجود داشت که در آن پلیس آمریکا فردی را نکشته باشد!
در صدر فهرست ایالتهایی که بیشترین آمار کشتار توسط پلیس را داشتهاند، نام تگزاس با ۱۶۵ قربانی به چشم میخورد؛ ایالتی که همواره خود را پرچمدار قانونمداری و ارزشهای آمریکایی معرفی میکند. در مقابل، ایالت کوچک رود آیلند، تنها ایالتی بود که در سال ۲۰۲۴ هیچ موردی از مرگ بر اثر برخورد پلیس در آن ثبت نشد.
نژادپرستی و خشونت؛ دو چهره همزاد پلیس آمریکا
اما نکته دردناکتر، تبعیض نژادی عمیق در عملکرد نیروهای پلیس آمریکاست. بر اساس دادههای پایگاه واشنگتن پست، با وجود اینکه آمریکاییهای آفریقاییتبار تنها ۱۴ درصد از جمعیت آمریکا را تشکیل میدهند، از سال ۲۰۱۵ تاکنون، ۲۴ درصد از قربانیان تیراندازی مرگبار پلیس در این کشور از میان این گروه بودهاند.
در واقع، طبق گزارش ویژوال کپیتالیست، احتمال کشته شدن یک شهروند سیاهپوست آمریکایی به دست پلیس، ۲.۸ برابر بیشتر از یک شهروند سفیدپوست است. این آمار نهتنها زنگ خطر برای جامعه آمریکا بلکه برای تمام کسانی است که تا دیروز ایالات متحده را مدینه فاضله آزادی میدانستند.
ماجراهای سال ۲۰۲۴ در شهر لسآنجلس، مرکز ایالت کالیفرنیا، بار دیگر پرده از چهره واقعی «حفظ نظم عمومی» در آمریکا برداشت. پلیس لسآنجلس تنها دو ساعت پس از اعلام «غیرقانونی» بودن تجمعات اعتراضی در مرکز شهر، وضعیت اضطراری تاکتیکی اعلام کرد.
در ویدیوهایی که از صحنه منتشر شده، نیروهای پلیس ضدشورش با رفتارهای خشونت آمیزجواب معترضان را می دهند.
در حالیکه گروهی از معترضان با شعارهایی مانند «همه را آزاد کنید»، «حقوق کامل برای همه مهاجران» و «تبعیدها را متوقف کنید» در خیابانها حضور داشتند. با این حال، تصاویر نشان میدادند که چگونه پلیس، چند معترض را به زمین کوبیده و با خشونتی فراتر از حد معمول بازداشت میکند.
در اعتراضات اخیر علیه قوانین مهاجرتی ترامپ، یک مامور اداره مهاجرت آمریکا روز چهارشنبه در مینیاپولیس در ایالت مینهسوتا با تیراندازی به سوی یک زن ۳۷ ساله او را کشت. مقامات دولت ترامپ این حادثه را «دفاع از خود» مامور خواندند، با این حال، در پی انتشار ویدیوی حادثه در شبکههای اجتماعی، کاربران و مقامات محلی به شدت این ادعا را زیر سوال بردند.
پلیس فرانسه و استفاده از تجهیزات جنگی
در آن سوی اقیانوس، فرانسه کشوری که بهعنوان مهد آزادی و حقوق بشر شناخته میشود یکی از خشنترین نیروهای پلیس اروپا را در اختیار دارد. پلیس فرانسه مجهز به طیف گستردهای از تجهیزاتی است که در برخی منابع در دسته تجهیزات جنگی طبقهبندی شدهاند.
این در حالی است که مقامات پلیس فرانسه اعلام میکنند این تجهیزات برای «حفظ نظم عمومی» به کار گرفته میشوند. اما منتقدان میگویند: استفاده پلیس از این سلاحها، بیش از حد است و باعث تشدید خشونت علیه معترضان شده است.
در سالهای اخیر، اعتراضات گستردهای در فرانسه رخ داده که به دلایل مختلفی همچون اصلاحات بازنشستگی، گرانی و مسائل اجتماعی و اقتصادی شکل گرفتهاند. در جریان این اعتراضات، پلیس فرانسه بارها با شدت و خشونت بیسابقهای به معترضان حمله کرده است.
گزارشهای متعدد سازمانهای حقوق بشری نشان میدهد که پلیس از گازهای اشکآور، اسپری فلفل و حتی سلاحهای فلشبال استفاده کرده است
ادعای واهی حقوق بشر
در حالیکه رسانهها و دولتهای غربی، از جمله آمریکا و فرانسه، همواره در مواجهه با رویدادهای اعتراضی در کشورهایی مانند ایران از ادبیاتی تند استفاده کرده و برخورد با معترضان را محکوم میکنند، نسبت به خشونت پلیس در داخل مرزهای خود سکوت اختیار میکنند.
بهعنوان نمونه، در جریان اعتراضات ایران، که در آن پلیس و نیروهای انتظامی با خویشتنداری برخورد کرده و حتی شماری از مأموران در حملات اغتشاشگران جان باختند، رسانههای غربی بدون اشاره به این واقعیتها، تلاش کردند تصویر مخدوش و یکجانبهای ارائه دهند.
پلیس ایران در مواجهه با ناآرامیها و اعتراضات داخلی، اغلب در موقعیتی پیچیده، حساس و کاملاً نابرابر قرار دارد. موقعیتی که از یکسو ملزم به حفظ امنیت عمومی و حمایت از جان و مال شهروندان است، و از سوی دیگر، در برابر هجمهی رسانهای سنگین و هماهنگشدهای قرار دارد که کوچکترین واکنش او را نشانه میرود و در بوق «سرکوب» میدمد.
اما واقعیت در خیابانهای ایران، چیز دیگری است؛ چیزی که کمتر در تیتر رسانههای غربی دیده میشود: پرهیز حداکثری از خشونت و مماشات با معترضانی که برخی از آنها در عمل فراتر از اعتراض مدنی رفتار کرده و دست به تخریب و خشونت میزنند.
در جریان اعتراضات اخیر، دهها تن از نیروهای پلیس، بسیج و یگانهای امنیتی در جریان مواجهه با اغتشاشگران جان خود را از دست دادند. این افراد نه در میدان جنگ، بلکه در خیابانهای شهرهایی مانند تهران، مشهد، کرمانشاه و زاهدان با ضرب چاقو، سلاح گرم، کوکتل مولوتوف و آتشزدن خودروهای پلیس شهید شدند.