هدیه ترامپ به ونزوئلا؛ تورم بیشتر در ازای غارت منابع نفتی!
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۱۱۱۴۱
تحلیل پراجکت سیندیک؛

هدیه ترامپ به ونزوئلا؛ تورم بیشتر در ازای غارت منابع نفتی!

تولید نفت در ونزوئلا رو به افزایش بوده، اما ارزش پول ملی این کشور رو به کاهش بوده، تورم شتاب گرفته و دسترسی به ارز خارجی کمیاب‌تر شده است. این گسست بازتاب یک اقتصاد سیاسی بوده که بر معامله‌گری خصوصی و اتحاد دوطرفه میان نخبگان حاکم و حلقه نزدیک به دونالد ترامپ بنا شده است.
هدیه ترامپ به ونزوئلا؛ تورم بیشتر در ازای غارت منابع نفتی!

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری دانشجو به نقل از پراجکت سیندیک؛ کمی پس از ربایش نیکلاس مادورو، رئیس‌جمهور ونزوئلا، دونالد ترامپ از حاکمان جدید این کشور تمجید کرد. پس از ربایش و انتقال مادورو به ایالات متحده، دلسه رودریگز، معاون او قدرت را در دست گرفت. ترامپ در تعریف او گفت که «کار بزرگی انجام می‌دهد» و افزود: «نفت در جریان بوده و مبالغ عظیمی پول که سال‌ها دیده نشده بود، به زودی به مردم ونزوئلا کمک خواهد کرد».


بر اساس ادعاهای ترامپ، ونزوئلا باید در حال شکوفایی باشد. بر اساس معیار مورد علاقه او نیز همین‌طور است؛ تولید نفت، هرچند اندک افزایش یافته و از ۹۰۸ هزار بشکه روزانه در اواخر ۲۰۲۵، به ۱.۰۳ میلیون بشکه در آوریل رسیده است. با مدیریت غیرمستقیم آمریکا بر درآمدهای نفتی این کشور، نفت ونزوئلا که پیش‌تر تحت تحریم‌های آمریکا با تخفیف‌های سنگین فروخته می‌شد، اکنون به لطف جنگ ایران، به قیمت‌هایی نزدیک‌تر به معیارهای جهانی معامله می‌شود. در تئوری، ونزوئلا باید غرق در دلار باشد، اما آیا واقعاً چنین است؟

واقعیت ونزوئلای پسا مادورو


داده‌های کلان اقتصادی تصویری کاملاً متفاوت از روایت پیروزمندانه کاراکاس و واشنگتن ارائه می‌دهند. از زمان کنار رفتن مادورو، نرخ رسمی ارز بیش از ۷۰ درصد کاهش ارزش داشته است. در همین دوره، قیمت دلار در بازار غیررسمی از ۵۸۵ بولیوار به بیش از ۷۳۰ رسیده که حاکی از اختلاف ۳۲ درصدی با نرخ رسمی است.
این هیچ شباهتی با رونق نفتی ادعایی ترامپ ندارد. زمانی که کشورها با جهش درآمدهای صادراتی مواجه می‌شوند، ارز خارجی وارد اقتصاد می‌شود و معمولاً ارز ملی تثبیت یا تقویت می‌شود. ونزوئلا در مسیر معکوس حرکت می‌کند: ارز آن سریعاً در حال سقوط بوده، تورم شتاب گرفته، فعالیت اقتصادی تضعیف شده و دلار کمیاب‌تر شده است.
دلارهای نفتی ونزوئلا کجا می‌روند؟ خارج از حلقه نزدیک ترامپ و رودریگز، کسی پاسخ را نمی‌داند و هیچ‌یک از دو دولت نیز تمایلی به ارائه اطلاعات پایه در این باره نداشته‌اند. این ابهام به ویژگی اصلی اقتصاد سیاسی جدید ونزوئلا تبدیل شده است. درآمدهای نفتی کشور اکنون در حساب‌هایی تحت مدیریت وزارت خزانه‌داری آمریکا و به دستور مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا جریان دارد و خبری از گزارش عمومی درباره میزان این مبالغ یا نحوه استفاده از آن‌ها نیست.


تنها استثنا در فوریه مشاهده شد. در آن زمان، روبیو تحت فشار کنگره انتقال ۵۰۰ میلیون دلار درآمد نفتی به ونزوئلا را اعلام کرد. اما این رقم تنها بخش کوچکی از درآمدی است صادرات نفتی به همراه دارد. از آن زمان، هیچ داده جدیدی منتشر نشده است.


به نام کاراکاس، به نفع واشنگتن


به نظر می‌رسد کنترل عملیاتی بخش نفت ونزوئلا در کاخ سفید متمرکز بوده و شورای تازه‌تأسیس «سلطه انرژی ملی» ترامپ نقش کلیدی دارد. خود این نام اولویت‌های دولت را آشکار می‌سازد؛ ونزوئلا نه یک پروژه دموکراتیک بازسازی، بلکه یک دارایی راهبردی هیدروکربنی در خدمت قدرت آمریکا به شمار می‌رود.
در نظام‌های سیاسی مبتنی بر رانت، ابهام یک ویژگی است نه نقص. برای مثال، قوانین جدید نفت و معادن ونزوئلا که گفته می‌شود با مشارکت گسترده آمریکا تدوین و سریعاً تصویب شده‌اند، به دولت اختیار بی‌سابقه‌ای در تعیین شرایط قراردادها می‌دهند. مزایده‌های رقابتی جای خود را به قراردادهای فردی و مذاکره‌ای با حداقل نظارت داده‌اند.


ابهام انگیزه‌ها را تغییر می‌دهد. نظام‌های شفاف قدرت تصمیم‌گیری را محدود می‌سازند، اما نظام‌های مبهم امکان تصاحب رانت توسط افراد داخلی و واسطه‌های منتخب را فراهم می‌آورد. گفته می‌شود در حال حاضر، شرکای نزدیک ترامپ به قراردادهای تولیدی سودآوری دست یافته‌اند. صحت همه این شایعات تقریباً مهم نیست، زیرا ابهام امکان راستی‌آزمایی را از بین برده است.
ساختار مالی مریض
همین منطق به تغییر ساختار بدهی‌های جاری ونزوئلا نیز کشیده شده است. معمولاً صندوق بین‌المللی پول تحلیل پایداری بدهی را انجام می‌دهد تا مشخص شود هر کشور چه میزان بدهی را می‌تواند بدون بحران بازپرداخت کند. این تحلیل مبنای مذاکره با طلبکاران قرار می‌گیرد.


صندوق‌های سرمایه‌گذاری فرصت‌طلب (vulture funds) که اکنون از بزرگ‌ترین طلبکاران ونزوئلا هستند، با این روند مخالف‌اند، زیرا معمولاً به کاهش شدیدتر بدهی و نظارت بیشتر می‌انجامد. آن‌ها ترجیح می‌دهند تغییر ساختار بدهی خارج از چارچوب معمولاً صندوق بین‌المللی پول انجام شود؛ رویکردی که به نظر می‌رسد در حال شدت‌گرفتن است، زیرا مقامات ترامپ به جای نهادهای چندجانبه، حل‌وفصل مستقیم با دارندگان اوراق را ترجیح می‌دهند. این امر اصل «طلبکار ممتاز» را تضعیف کرده و قدرت را به بازیگران خصوصی منتقل می‌کند.


قربانی اصلی مداخله آمریکا

 

نشانه روشن اولویت‌های دولت ترامپ حذف تدریجی مفاهیم دموکراتیک از سیاست ونزوئلاست. سیاستی که پیش‌تر بر انتخابات آزاد، نظم قانون اساسی و حقوق بشر تأکید داشت، اکنون تقریباً جای خود را به مدیریت منابع داده است. هیچ فشار جدی برای جدول زمانی انتخابات یا ثبت‌نام رأی‌دهندگان وجود ندارد.


در همین حال، سرکوب سیاسی ادامه دارد. بر اساس گزارش یک گروه حقوق بشری، ۴۷۳ زندانی سیاسی همچنان در بازداشت بوده و از زمان تغییر قدرت، ده‌ها بازداشت سیاسی جدید گزارش شده است.
پرونده ویکتور هوگو کوئرو ناواس نمونه‌ای گویاست. در ژانویه ۲۰۲۵، او بازداشت شد و خانواده‌اش ماه‌ها از وضعیت او بی‌خبر بودند تا اینکه مشخص شد در بازداشت جان باخته و هیچ توضیح رسمی داده نشد و پیگرد قضایی انجام نگرفت.


ذی‌نفعان سقوط ونزوئلا


این وضعیت نشان می‌دهد که ونزوئلا به سمت تعادلی جدید حرکت می‌کند؛ جایی که تا اطلاع ثانونی، انتخابات و اصلاحات نهادی به تعویق می‌افتد، زیرا بازیگران قدرتمند از وضعیت موجود سود می‌برند. برای نخبگان حاکم ونزوئلا، ابهام تضمین بقاست. برای طرف‌های آمریکایی نیز فرصت اقتصادی ایجاد می‌کند. نتیجه آن هم‌راستایی منافع است. نخبگان ونزوئلا حمایت سیاسی و بقا به دست می‌آورند و بازیگران نزدیک به آمریکا نیز به منابع نفتی و سودهای مالی دسترسی می‌یابند.


در حالی که هر دو طرف در حال انباشت منافع هستند، بولیوار (واحد پول ونزوئلا) سقوط می‌کند، قیمت‌ها افزایش می‌یابد و مردم عادی شاهد تقسیم کشورشان میان این گروه‌ها هستند. در این مدل، نخبگان دیگر نیازی به انزوا ندارند و اتحاد با دیگر نخبگان سودآورتر است. پایان‌بندی روشن است: ای نخبگان جهان، متحد شوید!

پربازدیدترین آخرین اخبار