آمریکا و تمسخر نظم بین‌الملل؛ ماجراجویی‌های خطرناک برای جهان!
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۳۶۳۳۱۱
یادداشت |

آمریکا و تمسخر نظم بین‌الملل؛ ماجراجویی‌های خطرناک برای جهان!

آمریکا که خود را معمار نظم بین‌الملل معرفی می‌کند، در عمل بزرگ‌ترین ناقض آن است. نهادهای بین‌المللی و قوانین جهانی تا زمانی معتبرند که با منافع واشنگتن هم‌خوانی داشته باشند؛ در غیر این صورت، یا نادیده گرفته می‌شوند یا به ابزاری سیاسی تقلیل می‌یابند.
آمریکا و تمسخر نظم بین‌الملل؛ ماجراجویی‌های خطرناک برای جهان!

گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو، سید پارسا علوی*:  سیاست خارجی ایالات متحده سال‌هاست با شعارهای پرزرق‌وبرق «آزادی»، «دموکراسی» و «حقوق بشر» آغاز می‌شود، اما پایان آن اغلب چیزی جز ویرانی، ناامنی و فروپاشی کشورها نیست. تجربه تاریخی نشان داده است که ورود آمریکا به کشورها به بهانه نجات ملت‌ها، در عمل به بلایی برای همان ملت‌ها تبدیل شده؛ بلایی که آثارش نسل‌ها باقی می‌ماند.

 

از افغانستان و عراق تا لیبی و سوریه، یک الگوی تکراری دیده می‌شود: ابتدا فضاسازی رسانه‌ای و معرفی یک دولت به‌عنوان تهدید، سپس مداخله مستقیم یا غیرمستقیم، و در نهایت رها کردن کشوری ویران، گرفتار جنگ داخلی، افراط‌گرایی و بحران اقتصادی. افغانستان پس از بیست سال اشغال نظامی نه به ثبات رسید و نه به آزادی وعده‌داده‌شده؛ عراق همچنان تاوان تصمیمات شتاب‌زده واشنگتن را می‌پردازد و لیبی به نمونه‌ای آشکار از «آزادی ویرانگر» آمریکایی تبدیل شده است.

 

این رویکرد در دوران دونالد ترامپ به شکلی عریان‌تر و بی‌پرده‌تر ادامه یافت. ترامپ نه‌تنها به نظم بین‌الملل اعتقادی نداشت، بلکه آن را آشکارا به تمسخر می‌گرفت. خروج یک‌جانبه از توافق‌های بین‌المللی، از برجام گرفته تا پیمان‌های زیست‌محیطی، تهدید علنی نهادهای جهانی و تبدیل سیاست خارجی به نمایش‌های توییتری، جهان را وارد مرحله‌ای جدید از بی‌ثباتی کرد. در دوران او، قانون بین‌الملل بیش از همیشه قربانی سلیقه و منافع کوتاه‌مدت کاخ سفید شد.

 

ونزوئلا نمونه روشنی از این رفتار ماجراجویانه است. آمریکا با تحریم‌های سنگین و فشارهای سیاسی، اقتصاد این کشور را هدف قرار داد و حتی تا آنجا پیش رفت که با نادیده گرفتن حاکمیت ملی، فردی را به‌عنوان «رئیس‌جمهور» معرفی کرد. نتیجه این سیاست‌ها نه تغییر سیاسی موردنظر واشنگتن بود و نه بهبود وضعیت مردم؛ بلکه تشدید بحران اقتصادی، فشار بر مردم عادی و بی‌ثباتی بیشتر در آمریکای لاتین بود.

 

مسئله فقط سرنوشت چند کشور نیست؛ این سیاست‌ها اساس نظم جهانی را نشانه گرفته‌اند. آمریکا که خود را معمار نظم بین‌الملل معرفی می‌کند، در عمل بزرگ‌ترین ناقض آن است. نهادهای بین‌المللی و قوانین جهانی تا زمانی معتبرند که با منافع واشنگتن هم‌خوانی داشته باشند؛ در غیر این صورت، یا نادیده گرفته می‌شوند یا به ابزاری سیاسی تقلیل می‌یابند. تحریم‌های یک‌جانبه، نمونه بارز این نگاه است؛ مجازاتی جمعی علیه ملت‌ها، خارج از هر چارچوب حقوقی پذیرفته‌شده.

 

در این میان، ایران نیز سال‌هاست تحت فشار همین سیاست قرار دارد. فشارهای اقتصادی، تهدیدهای مداوم و تلاش برای انزوای بین‌المللی، ادامه همان مسیری است که پیش‌تر در کشورهای دیگر آزموده شده است. تجربه نشان می‌دهد هرگاه سیاست فشار به نتیجه نرسد، احتمال حرکت به سمت ماجراجویی‌های خطرناک‌تر افزایش می‌یابد؛ ماجراجویی‌هایی که می‌توانند امنیت منطقه و حتی جهان را با بحران‌های جدی مواجه کنند.

 

جهان امروز بیش از هر زمان دیگری به عقلانیت، احترام به قانون و همکاری واقعی میان کشورها نیاز دارد. ادامه رویکرد مداخله‌گرایانه و قانون‌گریز آمریکا، نه نشانه قدرت، بلکه علامت بحرانی عمیق در نظم بین‌الملل است. اگر این مسیر اصلاح نشود، هزینه آن تنها بر دوش یک کشور یا یک ملت نخواهد بود؛ بلکه ثبات و امنیت جهانی قربانی این ماجراجویی‌های پرهزینه و خطرناک خواهد شد.

 

 

*روزنامه‌نگار و دانش‌آموخته علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی مشهد

 

*انتشار یادداشت‌ها به معنای تأیید تمامی محتوای آن توسط «خبرگزاری دانشجو» نیست و صرفاً منعکس کننده نظرات گروه‌ها و فعالین دانشجویی است

 

پربازدیدترین آخرین اخبار