۱۴۰۰ کیلومتر فاصله از چابهار؛ پیام ناگفته عقب‌نشینی «آبراهام لینکن»
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۳۶۶۴۵۳
یادداشت |

۱۴۰۰ کیلومتر فاصله از چابهار؛ پیام ناگفته عقب‌نشینی «آبراهام لینکن»

عقب‌نشینی ناوگروه «آبراهام لینکن» به فاصله ۱۴۰۰ کیلومتری بندر راهبردی چابهار را نمی‌توان صرفاً یک جابه‌جایی معمول نظامی یا تصمیم تاکتیکی کوتاه‌مدت تلقی کرد. این تحول، بیش از هر چیز بازتابی از تأثیر مستقیم موضع جمهوری اسلامی ایران بر محاسبات امنیتی آمریکا در منطقه‌ای است که سال‌ها صحنه تهدید، نمایش قدرت و جنگ روانی واشنگتن علیه تهران بوده است.
۱۴۰۰ کیلومتر فاصله از چابهار؛ پیام ناگفته عقب‌نشینی «آبراهام لینکن»

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو، ایالات متحده طی سال‌های گذشته، همواره با تکیه بر استقرار ناو‌های هواپیمابر و آرایش تهاجمی نیرو‌های دریایی، جمهوری اسلامی ایران را به اقدام نظامی، محاصره دریایی و فشار امنیتی تهدید کرده است. حضور این ناو‌ها در نزدیکی آب‌های ایران، بخشی از راهبرد «ارعاب بدون جنگ» آمریکا بوده؛ راهبردی که هدف آن وادار کردن ایران به عقب‌نشینی سیاسی، بدون پرداخت هزینه درگیری مستقیم است. اما عقب‌رفتن ناو لینکن از نزدیکی سواحل ایران نشان می‌دهد این ابزار، کارایی پیشین خود را از دست داده است.

نخستین عامل مهم در این عقب‌نشینی، تقویت بازدارندگی فعال جمهوری اسلامی ایران است. ایران طی سال‌های اخیر، با توسعه توان موشکی، پهپادی و دریایی و نمایش عملی این توان در مقاطع مختلف، این پیام روشن را منتقل کرده که هرگونه اقدام نظامی علیه ایران، با پاسخی پرهزینه و چندلایه مواجه خواهد شد. در چنین شرایطی، نزدیک‌بودن ناو هواپیمابر به سواحل ایران، نه یک مزیت، بلکه یک آسیب‌پذیری راهبردی برای آمریکا محسوب می‌شود.

دوم، این عقب‌نشینی نشان‌دهنده تغییر جایگاه ایران در محاسبات آمریکا از «هدف قابل فشار» به «بازیگر پرریسک برای درگیری» است. ناو هواپیمابر زمانی ابزار تهدید مؤثر است که بتواند بدون قرار گرفتن در معرض خطر جدی، قدرت‌نمایی کند. فاصله گرفتن ۱۴۰۰ کیلومتری از چابهار به‌روشنی بیانگر آن است که آمریکا ترجیح می‌دهد سطح ریسک را کاهش دهد و از ورود به محدوده‌ای که ابتکار عمل در آن با ایران است، پرهیز کند.

سوم، ثبات موضع سیاسی جمهوری اسلامی نقش تعیین‌کننده‌ای داشته است. برخلاف محاسبات واشنگتن، فشار حداکثری، تهدید نظامی و فضاسازی رسانه‌ای نه‌تنها ایران را به عقب‌نشینی وادار نکرد، بلکه به انسجام بیشتر در تصمیم‌گیری راهبردی انجامید. این ثبات، آمریکا را به این جمع‌بندی رسانده که تهدید نظامی، نه ابزار بازدارنده، بلکه عامل تشدید بحران است.

چهارم، فاصله میان ادبیات تهدیدآمیز آمریکا و رفتار میدانی آن روزبه‌روز آشکارتر می‌شود. در حالی که مقامات آمریکایی همچنان از «همه گزینه‌ها روی میز» سخن می‌گویند، عقب‌نشینی ناو‌ها و احتیاط عملیاتی نشان می‌دهد این تهدید‌ها بیش از آنکه قابلیت اجرا داشته باشد، مصرف روانی و تبلیغاتی دارد.

در مجموع، عقب‌نشینی ناوگروه «آبراهام لینکن» را باید نتیجه تحمیل هزینه‌های بازدارنده از سوی جمهوری اسلامی ایران دانست. آمریکا همچنان تهدید می‌کند، اما فاصله می‌گیرد؛ و این دقیقاً همان نقطه‌ای است که نشان می‌دهد موضع ایران، به‌طور مؤثر معادلات نظامی واشنگتن را تغییر داده است.

میثم حمزه‌ لوفعال رسانه‌ای

پربازدیدترین آخرین اخبار