آقای عبدالحمید! چرا در برابر سربریدنها، آتش زدن مساجد و قرآن سکوت کردید؟/ اکنون آزادی قاتلان ملت ایران و تروریستها را مطالبه میکنید!

به گزارش گروه استانهای خبرگزاری دانشجو، اغتشاشات و اقدامات تروریستی داعشگونه دیماه ۱۴۰۴ در ایران، اگرچه در ابتدا با رویکردی اعتراضی از سوی بازاریان و با مطالبات اقتصادی آغاز شد، اما به سرعت توسط عناصری سازمانیافته که وارد اعتراضات شده بودند، تغییر ماهیت داد.
هوشیاری ملت ایران زمانی به رخ جهانیان کشیده شد که مردم به محض مشاهده ورود عناصر بیگانه و تغییر مسیر مطالبات به سمت خشونت، صف خود را از تروریستها و اغتشاشگران جدا کردند.
با خروج مردم از صحنه اغتشاشات، آنچه باقی ماند نه یک حرکت مدنی، بلکه مجموعهای از اقدامات داعشگونه و سازمانیافته بود؛ جنایاتی نظیر حمله به اماکن مقدس، آتش زدن قرآن کریم، خسارت به اموال عمومی، شکنجه و سربریدن مدافعان امنیت و عملیات کشتهسازی که نشان داد هدف نهایی تروریستها نه اصلاح، بلکه فروپاشی ایران است. این فتنه در نهایت با پاسخ قاطع و حضور میلیونی مردم در میثاق با آرمانهای انقلاب در هم شکسته شد.
آنچه پیش از هر چیز شگفتی ناظران بینالمللی را در روزهای اخیر برانگیخت، حماسه عظیم ۲۲ بهمن و خروش خیرهکننده ملت ایران در ۲۲ دیماه بود؛ حضوری میلیونی که پیام استقلال و حقخواهی ایران را به گوش جهانیان رساند.
اما نکته تأملبرانگیز اینجاست که جناب آقای مولوی عبدالحمید اسماعیل زهی، امام جماعت مسجد مکی زاهدان، درست دو روز پس از این شکوه ملی، نهتنها کلمهای از این حرکت دشمنشکن بر زبان نیاورد، بلکه با نادیده گرفتن این واقعیتِ غیرقابلانکار، مسیری را برگزید که فرسنگها با اتحاد و انسجام ملی فاصله دارد.
وی در حالی ۲۴ بهمن تریبون خود را به حمله علیه نظام اختصاص داد که در تمام ایام اغتشاشات و در برابر جنایات وحشیانه تروریستها و سربریدنهای جانسوز فرزندان این مرز و بوم، سکوت اختیار کرده بود.
آقای عبدالحمید جمعه گذشته با ادبیات خود به نوعی حضور گروههای تروریستی در حوادث اخیر را زیر سوال برده و محکومیت این جنایات توسط مسئولان را «توجیه» خواند.
اما سوال اینجاست: آیا جنایاتی نظیر سر بریدن، زنده سوزاندن افراد، آتش زدن مساجد و هتک حرمت قرآن کریم، رفتاری است که از مردم عادی سر میزند؟
میتوان گفت اقدامات اخیر دقیقاً امضای عملیات گروهکهای تروریستی چون داعش، منافقین و جیشالظلم است؛ همانهایی که پیش از این نیز در همین استان سیستان و بلوچستان که نماد وحدت ایران است، خون بیگناهان را بر زمین ریختهاند. نادیده گرفتن این شواهد روشن و جنایات بیپرده که در خیابانهای ایران صورت گرفت، معنایی جز آدرس غلط دادن به افکار عمومی و تطهیر تروریسم سازمانیافته ندارد.
چطور میتوان ماهیت این آشوبها را صرفاً مردمی دانست، در حالی که رؤسای جمهور متجاوز آمریکا و رژیم خونخوار صهیونیستی که دستشان به خون ایرانیان (از جمله در جنگ ۱۲ روزه اخیر) آلوده است، تمامقد از آن حمایت کردند؟ اعترافات صریح رسانههای صهیونیستی به حضور جاسوسان و عوامل میدانیشان در این حوادث، جای شک باقی نمیگذارد که هدف نهایی این اقدامات نه شنیده شدن صدای مردم، بلکه نابودی و تجزیه ایران بوده است. سکوت ایشان در برابر این مداخلات آشکار و دلسوز نامیدن این جریانات، با واقعیات میدانی فرسنگها فاصله دارد.
آقای عبدالحمید، خود را فراتر از قانون میدانید؟!
آقای عبدالحمید! شما کسانی را دلسوز مینامید که از خارج از کشور مردم را به آشوب دعوت میکنند و با اموال غارتشده ملت ایران و جیرهخواری از دشمنان قسمخورده این مرز و بوم، خود را در رفاه غرق کردهاند. آیا خاندان پهلوی که عامل اصلی محرومیت و عقبماندگی تاریخی استان سیستان و بلوچستان بودهاست، امروز دلسوز مردم شدهاند؟ سپردن سرنوشت کشور به کسانی که کارنامهشان سرشار از وابستگی و پایمال کردن حقوق ملت است، با کدام منطق ملی و شرعی سازگار است؟ این نگاه شما، توهین به حافظه تاریخی ملتی است که برای استقلال خود هزینههای سنگین دادهاند.
شما با لحنی تمسخرآمیز بر اعتراف اجباری تأکید میکنید؛ اما آیا کسی که خود اعلام میکند با سلاح گرم و تحت تأثیر رسانههای معاند به مراکز نظامی و حافظان امنیت حمله کرده، در حال اعتراف اجباری است؟ شما با مطالبه آزادی کسانی که مساجد را آتش زده و امنیت جانی مردم را به خطر انداختهاند، خود را فراتر از قانون میدانید. پاسخ این خونهای به ناحق ریخته شده را چه کسی خواهد داد؟ مطالبه ملت ایران آتش زدن اموال عمومی و دولتی نیست؛ مطالبه آنها امنیت و پیشرفت در سایه استقلال است.
مردم همچنان به نظام و کشور خود امیدوارند
مبنای تحلیل شما بر بنبست و ناامیدی مطلق استوار است، اما واقعیت میدان چیز دیگری را روایت کرد. حضور حماسی مردم در راهپیماییهای اخیر ثابت کرد که ملت ایران علیرغم تمام گلههای بهحق اقتصادی، همچنان به نظام خود امیدوار و به حفظ امنیت کشور پایبندند و مرز خود را با تروریستها جدا کردهاند. شما با ضریب دادن به یأس و بنبستنمایی، مردم را به سمتی سوق میدهید که سرنوشت خود را به بیگانگان بسپارند. و هر روز شاهد چنین جنایاتی در سراسر کشور باشند.
آقای عبدالحمید، نَمَد حوادث اخیر برای کسی کلاه نخواهد ساخت. شما تریبونی در اختیار دارید که باید صرف انسجام ملی شود، نه ایستادگی در برابر ملتی که برای صیانت از کیان خود و مبارزه با خباثت دشمنان در روزهای ۲۲ دی و ۲۲ بهمن به خیابانها آمدند.
تاریخ قضاوت خواهد کرد که در روزهای سخت، چه کسانی در کنار ملت ایستادند و چه کسانی با ادبیات دشمن، تیشه به ریشه وحدت زدند.