معامله قرن و مرگ مشکوک؛ چرا ماجرای اپستین تمام نمیشود؟
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری دانشجو، «جفری اپستین» پیش از آنکه به عنوان متهم یکی از بزرگترین پروندههای سوءاستفاده جنسی در آمریکا شناخته شود، چهرهای مرموز در دنیای مالی بود. او در دهه هفتاد میلادی به عنوان معلم ریاضی در مدرسه معتبر دالتون در نیویورک مشغول به کار شد، در حالی که تحصیلات دانشگاهیاش کامل نشده بود. مدت کوتاهی بعد وارد یک شرکت مالی شد و به سرعت مسیر خود را به سمت مدیریت دارایی افراد بسیار ثروتمند باز کرد. هیچگاه به طور شفاف مشخص نشد سرمایه اولیه و شبکه ارتباطی او چگونه شکل گرفت، اما در دهه هشتاد و نود میلادی به چهرهای شناختهشده در محافل خصوصی نخبگان تبدیل شد.
ارتباط با رؤسای جمهور پیشین آمریکا، شاهزادگان، دانشمندان و چهرههای دانشگاهی، تصویری از یک سرمایهگذار بانفوذ ساخت. اما پشت این تصویر رسمی، واقعیتی دیگر در حال شکلگیری بود. شکایات متعدد نشان داد که اپستین سالها از موقعیت خود برای جذب و سوءاستفاده از دختران نوجوان استفاده کرده است. خانههای او در نیویورک، فلوریدا، نیومکزیکو و جزیره خصوصیاش در کارائیب به محل رفتوآمد افراد بانفوذ تبدیل شده بود؛ مکانهایی که بعدها در کیفرخواستهای فدرال به عنوان صحنه جرم معرفی شدند.
معامله جنجالی سال ۲۰۰۸
نخستین ضربه جدی به وجهه اپستین در سال ۲۰۰۵ وارد شد، زمانی که پلیس پالم بیچ فلوریدا درباره شکایت خانواده یک دختر نوجوان تحقیق را آغاز کرد. بررسیها به شهادت دهها دختر دیگر انجامید که روایتهایی مشابه از سوءاستفاده ارائه دادند. انتظار میرفت اپستین با اتهامهای سنگین فدرال روبهرو شود، اما در سال ۲۰۰۸ توافقی بحثبرانگیز میان او و دادستانی منعقد شد.
بر اساس این توافق که بعدها به شدت مورد انتقاد قرار گرفت، اپستین به دو اتهام ایالتی اعتراف کرد و به جای حبس طولانیمدت فدرال، تنها سیزده ماه در زندانی با شرایط نیمهآزاد سپری کرد. او اجازه داشت روزها از زندان خارج شود و به دفتر کار خود برود. این توافق بدون اطلاع کامل قربانیان انجام شد و سالها بعد رسانهها آن را نمونهای از تبعیض در سیستم قضایی آمریکا توصیف کردند. الکس آکوستا دادستان وقت که این توافق را امضا کرده بود، در سال ۲۰۱۹ پس از فشار افکار عمومی از سمت خود در دولت کنارهگیری کرد.
گیلین مکسول و ساختار شبکه
نام گیلین مکسول در کنار اپستین همواره مطرح بوده است. او دختر رابرت مکسول تاجر رسانهای انگلیسی بود و نقش محوری در نزدیک کردن نوجوانان به اپستین داشت. دادستانها در دادگاه مکسول اعلام کردند او به صورت فعال در جذب، اعتمادسازی و مدیریت ارتباط با قربانیان نقش داشته است. در دسامبر ۲۰۲۱ هیأت منصفه او را به اتهام قاچاق جنسی و مشارکت در سوءاستفاده محکوم کرد و دادگاه حکم بیست سال زندان صادر کرد.
محکومیت مکسول برای بسیاری از قربانیان نشانهای از امکان پاسخگویی بود، اما همچنان این پرسش باقی ماند که آیا دیگر افراد بانفوذی که در حلقه ارتباطی اپستین حضور داشتند نیز مورد تحقیق کامل قرار گرفتهاند یا نه. انتشار اسناد دادگاه در سالهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ نامهای متعددی را آشکار کرد، هرچند ذکر نام در اسناد لزوماً به معنای ارتکاب جرم نیست. با این حال، همین موضوع بار دیگر بحث درباره شفافیت و بیطرفی روند رسیدگی را داغ کرد.
جزیره خصوصی و چهرههای بانفوذ
یکی از نمادهای اصلی پرونده اپستین جزیره خصوصی او در کارائیب بود؛ مکانی که در گزارشهای رسانهای به عنوان محل رفتوآمد مهمانان ویژه معرفی شد. پروازهای ثبتشده هواپیمای شخصی او که بعدها با عنوان «جت لولیتا» شناخته شد، توجه افکار عمومی را جلب کرد. در فهرست پروازها نام سیاستمداران، تاجران و چهرههای هنری دیده میشد. بسیاری از این افراد هرگونه اطلاع از جرائم اپستین را رد کردند و برخی نیز اعلام کردند حضورشان در این سفرها صرفاً به دلایل کاری یا خیریه بوده است.
در سالهای اخیر انتشار ایمیلها و اسناد تازه بار دیگر بحث درباره میزان اطلاع اطرافیان اپستین را زنده کرد. در برخی مکاتبات به نامهایی اشاره شده که پیشتر نیز در رسانهها مطرح شده بود. با این حال تاکنون هیچ دادگاه فدرالی وجود یک شبکه سازمانیافته با مشارکت گسترده افراد سیاسی را اثبات نکرده است. همین فاصله میان گمانهزنیهای عمومی و یافتههای رسمی، به پیچیدگی پرونده افزوده است.
قربانیان و نبرد برای عدالت
در میان همه این کشمکشهای سیاسی و رسانهای، قربانیان اصلی پرونده سالها برای شنیده شدن صدای خود تلاش کردهاند. برخی از آنان در زمان وقوع جرم تنها سیزده یا چهارده سال داشتند. وکلای آنان تأکید کردهاند که تمرکز افراطی بر نظریههای توطئه یا رقابتهای حزبی، نباید اصل موضوع را که همان سوءاستفاده سیستماتیک از کودکان است، به حاشیه براند.
چندین پرونده مدنی علیه املاک اپستین و برخی همکاران او مطرح شد و بخشی از قربانیان از طریق صندوق جبران خسارت به توافق مالی رسیدند. با این حال بسیاری میگویند هیچ غرامتی نمیتواند سالهای از دسترفته را بازگرداند. برای آنان مهمتر از هر چیز روشن شدن کامل حقیقت و پذیرش مسئولیت از سوی نهادهایی است که در سالهای اولیه هشدارها را جدی نگرفتند.
چرا پرونده همچنان باز است؟
با وجود انتشار میلیونها صفحه سند و صدور احکام قضایی برای برخی متهمان، پرونده اپستین همچنان در ذهن افکار عمومی بسته نشده است. مرگ او پیش از محاکمه علنی باعث شد بسیاری از پرسشها بیپاسخ بماند. تناقضها در روایت رسمی درباره شب مرگ، نقصهای امنیتی زندان و سابقه توافق بحثبرانگیز سال ۲۰۰۸ همگی به شکلگیری بیاعتمادی کمک کردهاند.
افزون بر این، پرونده اپستین به موضوعی فراتر از یک جرم فردی تبدیل شده است. برای بسیاری از آمریکاییها، این پرونده نماد شکاف میان قدرت و پاسخگویی است. این تصور که افراد ثروتمند و بانفوذ میتوانند از نظارت قانونی بگریزند، حتی اگر به طور کامل اثبات نشده باشد، بر فضای عمومی سایه انداخته است.
نتیجه
سقوط جفری اپستین تنها سقوط یک فرد نبود، بلکه آزمونی برای ساختارهای قضایی و سیاسی آمریکا بود. از توافق جنجالی سال ۲۰۰۸ تا مرگ بحثبرانگیز او در زندان و انتشار اسناد گسترده در سالهای اخیر، هر مرحله از این پرونده پرسشهای تازهای ایجاد کرده است. محکومیت گیلین مکسول و پرداخت غرامت به برخی قربانیان گامهایی در مسیر عدالت بود، اما برای بخش بزرگی از افکار عمومی کافی به نظر نمیرسد.
تا زمانی که همه ابهامها درباره شبکه ارتباطات اپستین، نحوه رسیدگی اولیه به شکایات و جزئیات دقیق شب مرگ او به صورت شفاف پاسخ داده نشود، این پرونده به عنوان یکی از پیچیدهترین و بحثبرانگیزترین پروندههای تاریخ معاصر آمریکا باقی خواهد ماند. پروندهای که نشان داد فاصله میان ادعا و واقعیت در دنیای قدرت میتواند بسیار عمیق باشد و بازسازی اعتماد عمومی کاری ساده نخواهد بود.