باری دیگر؛ بار امانت بر دوش خیابان
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۳۸۳۳۳۶
یادداشت

باری دیگر؛ بار امانت بر دوش خیابان

جامعه شناسی دانشگاه تهران در یادداشتی گفت: این روز‌ها خیابان‌ها نشان می‌دهد که سیدعلی خامنه‌ای یک فرد نبود؛ او امانت‌دار یک ایده بود.
باری دیگر؛ بار امانت بر دوش خیابان
الهام ربیعی

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو، الهام ربیعی، دکتری جامعه شناسی دانشگاه تهران در طی یادداشتی نوشت: داشتن یک رهبر دینی در رأس یک جامعه، تغییری ساده در ساختار سیاسی و چینش قدرت نیست؛ بلکه خلقِ «جهانی» کاملاً متفاوت از سیاست و اجتماع است. همواره این پرسشِ بنیادین وجود دارد که چنین جایگاهی چه تفاوتی با کرسی ریاست‌جمهوری دارد؟ رئیس‌جمهور، حتی اگر با بالاترین رأی و به‌طور مستقیم توسط خود مردم انتخاب شود، باز هم نمی‌تواند آن پیوند عمیق، درونی و عاطفی را با جامعه بسازد، چه اینکه اساسا چنین کارکردی برای او تعریف نشده است. او در بهترین حالت، یک مدیر راهبر اجرایی است، اما آن «رابطه قلبی و درونی» که فراتر از قرارداد‌های اجتماعی و نظام حق و تکلیف قانونی است، با او شکل نمی‌گیرد.

چرا این رابطه قلبی خاص با رهبر دینی-سیاسی جامعه شکل می‌گیرد؟ یا دقیق‌تر بپرسیم، چرا اصلاً «باید» چنین رابطه‌ای شکل بگیرد؟ پاسخ در تفاوتِ ماهویِ جایگاهِ این دو نهفته است: رهبر نماینده‌ی ایده است، در حالی که رئیس‌جمهور نماینده‌ی امور و روزمرگی‌های اجرایی است. مقام اجرایی با چرخ‌دنده‌های مادی، بخشنامه‌ها و مدیریتِ اجزا سروکار دارد، اما رهبر، نگهبان و حافظِ ایده است.

او در کالبد جامعه، دقیقاً همان نقشی را ایفا می‌کند که روح برای پیکر ایفا می‌کند؛ عاملِ حیات، انسجام و معنا. اما در عین حال، در یک رابطه دوطرفه با جامعه. بدون نیروی اجتماعی‌ای که وارد چنین رابطه‌ای با رهبری شود، یعنی ایده‌ای که پشتوانه اجتماعی نداشته باشد، رهبری نمی‌تواند کارکرد انسجام و معنابخشی داشته باشد.

به همین دلیل است که در دوره‌های تعلیق و بی‌ثباتی، جامعه دچار نوعی تشویش و اضطرابِ عمیق می‌شود. این اضطرابِ جمعی، در واقع مثل یک «برهان خلف» عمل می‌کند؛ خلأی که به وضوح نشان می‌دهد آن روح تا چه حد برای سرپا ماندنِ این پیکر ضروری بوده است. در چنین بزنگاه‌هایی، رویکرد محاسبه‌گر گمان می‌برد که ساختار‌هایی جایگزین، نظیر «شورای رهبری» می‌تواند همان کارکرد رهبری را داشته باشد. این دیدگاه صرفا به کارکرد قانونی این جایگاه توجه دارد و از اینکه شورا نیروی ضعیفی برای کشیدن بارِ نمایندگیِ یک «ایده» را دارد، غافل است.

سازوکار شورا، سازوکاری برآمده از و متناسب با «عقل سرد» است؛ عقلی که به کارِ مدیریتِ اجرایی، چانه‌زنی و تقسیم وظایف می‌آید. اما ایده، برای زنده ماندن و پیش رفتن، به «عقل گرم» و مهم‌تر از آن، به «قلب» نیاز دارد. به همین دلیل در اینجا پای کاراکتر یا «شخصیت» به میان می‌آید. شخصیتی که ایده جمعی را راهبری می‌کند.

ایده جمعی ذاتاً با حرکت، جنبش و تکاپو پیوند خورده است. آنچه راکد بماند و از پویایی بیفتد، در همان لحظه می‌میرد. برای همین است که ایده، بیش از یک مغز بروکراتیک، به یک قلب تپنده نیاز دارد؛ چه اینکه قلب، موضع و محل صدورِ «عزم» و اراده برای حرکت است. عقل سرد ممکن است مسیر را ترسیم کند، اما این قلب است که نیروی پیمودن آن را دارد.

در دوران تعلیق، یا شوک پس ازدست‌دادن و شهادت رهبران بزرگ، دقیقاً همین قلب است که گویی برای لحظاتی از ضربان می‌افتد. در این شرایط، حسی که به ملت دست می‌دهد (و ملت هیچ‌گاه به معنای «همه» مردم نبوده)، صرفاً اندوه فقدان یک فرمانده نیست؛ بلکه احساسی از لکنت جمعی است اگر جایگزینی برای آنها نباشد.

اما آنچه در ایران رخ داد اتفاقی نادر بود از نمایش ایده‌ای زنده درون جامعه‌ای که پس از فقدان رهبرش و پس از گذر ۴۷ سال از انقلاب ۵۷، آن ایده را به دست گرفت و ساعت‌ها و روز‌ها به خیابان آمد، دوباره بسیج جمعی شکل گرفت و باری دیگر گویی به لحظات انقلابی بازگشت؛ گویی خاطره خیابان‌های سال‌های منتهی به انقلاب زنده شد، جایی که انتظار رهبری را می‌کشید که خود پیشاپیش از تشکیل ساختار رسمی جمهوری اسلامی به او نام «امام» داده بود. آنچه اعجاب‌انگیز است این است که آن روز در موقفِ انتظار، شاید توقعِ گلستان‌شدن جهان پساطاغوتی بود که شور و اراده جمعی را برمی‌انگیخت، اما امروز با گذر از دهه‌ها تجربه و چشیدن طعم تلخی‌ها و سختی‌های راه، علی‌رغم شهادت رهبر انقلاب، باز هم جامعه نه افسرده شده و نه دست از ایده انقلاب اسلامی کشیده است.

این روزها، خیابان‌های ایران شاهد روی دست‌گرفتن امام شهیدی است که صدای این‌جهانی‌اش خاموش شده است و این بار لازم بود که خود آن مردمی که او نمایندگی‌شان می‌کرد، دوباره به میدان بیایند تا لحظه‌ای که اطمینان یابند بار امانت به سلامت به دوش نماینده بعدی سپرده شده است. این روز‌ها خیابان‌ها نشان می‌دهد که سیدعلی خامنه‌ای یک فرد نبود؛ او امانت‌دار یک ایده بود.

پربازدیدترین آخرین اخبار