ما در حال جنگ با کلوپ اپستین هستیم!
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۳۸۳۶۶۸
یادداشت

ما در حال جنگ با کلوپ اپستین هستیم!

ریخته شدن خون بی‌گناه‌ترین انسان‌ها، بنیاد هر شبه دین یا فرقۀ ناخدامحور است.
ما در حال جنگ با کلوپ اپستین هستیم!
مهدی فدایی مهربانی

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو، مهدی فدایی مهربان از دانشگاه تهران در یادداشتی نوشت: ما اکنون در میانۀ جنگی هستیم که صورت سادۀ آن این است که گفته می‌شود نتانیاهو با تهدید ترامپ به انتشار اسناد بیشتری از حضور او در آن جزیرۀ اهریمنی، رئیس جمهور امریکا را به جنگی جدید با ایران کشاند. پیش از جنگ، بیش از سه میلیون سند از آن پرونده آزاد شد که حجم انبوهی از آن به ترامپ مربوط بود و پس از آغاز جنگ رمضان، ۴۷ هزار و ۶۳۵  فایل، ۶۵ هزار و ۵۰۰ صفحه، ۱۸۲ هزار عکس و فیلم و ۳۸ هزار بار اشاره به نام دونالد ترامپ و اعضای خانواده‌اش از اسناد منتشر شدۀ اپستین پاک شده است.

انتشار پیش از جنگ این اسناد و حذف سریع آنها پس از حملۀ امریکا و اسرائیل بیشتر این فرضیه را تقویت می‌کند که باید نسبتی میان این جنگ و پروندۀ اپستین وجود داشته باشد. حتی به نظر می‌رسد باید میان اسناد منتشر شده در میانۀ جنگ و اجبار کردن ترامپ به دمیدن در کورۀ جنگ نیز نسبتی دید؛ یکی از این موارد انتشار سندی جدید در میانۀ جنگ به نقل از ریچارد کان است که در آن ترامپ پس از رابطه جنسی با یک بازیگر پورن در مورد او گفته بود که او من را یاد دخترم ایوانکا می‌انداخت! طبیعتاً این حجم از تهی‌شدگی اخلاقی را هیچ چیز به اندازۀ ایمیل خود جفری اپستین به فردی به اسم لاری سامرز در آگوست ۲۰۱۷ نشان نمی‌دهد که در مورد او گفته بود: «من در عمرم آدم‌های بد بسیاری دیده‌ام ولی هیچ‌کس به پای ترامپ نمی‌رسند. در تمام وجود او حتی یک سلول شریف و نجیب وجود ندارد!»

من معتقدم هیچ‌یک از اسناد منتشر شده از پروندۀ اپستین را نباید صرفاً افشای یک شبکۀ فساد دانست؛ حتی اتاق دندانپزشکی برای کشیدن تمام دندان‌های کودکان برای تبدیل آنها به لولیتا‌های بی‌گزند برای اورال سکس برای مردان متنفذ و قدرتمند یا تجاوز وحشتناک کلینتون و جورج بوش در یک قایق تفریحی به یک پسربچه به عنوان اجرای مناسک قربانی را نیز نباید ظهور یک فساد سیستماتیک ساده دانست.

شایعات رسانه‌ای در غرب آن است که آنچه اسرائیل از ترامپ در اختیار دارد، تصاویر حاوی خوردن گوشت کودکان است. من نمی‌دانم این شایعات تا چه میزان صحت دارند؛ که اگر داشته باشند هم نه تعجبی می‌کنم و نه معتقدم برخورد خام با این اسناد چندان کمکی به فهم ما از وضیت کنونی ما و نسبت‌اش با این پرونده کند. تصور ناله‌ها و دست و پا زدن کودکان غرق در خون یا به آتش سپردن آنها به عنوان قربانی هم اگرچه تلخ‌اند و تصورشان دردی طاقت‌فرسا را نثار آدمی می‌کند، اما چندان کمکی به درک موضوع نخواهد کرد. اسناد متعدد منتشر شده که بر شکنجه‌های وحشتناک کودکان خردسال پس از تجاوز به آنها دلالت دارد نیز چندان مهم نیست.

من معتقدم همۀ این اسناد و غوغا‌های رسانه‌ای را می‌توان تقلیل داد به تحلیل جان گارتنر روانشناس مشهور که دردسر بزرگ اکنون جهان را ناشی از روانپریشی‌های شخص ترامپ محسوب کرده و صریحاً او را دارای جنون دانسته است. هرچه هست، به نظر می‌رسد صورت‌بندی جنگ کنونی بر مبنای فساد سیاستمداران، صورتی ساده شده از یک صف‌آرایی بزرگ است. مهم‌ترین موضوع در پروندۀ اپستین فهم منطق درونی وجود چنین محفلی در میان سیاستمداران، کارآفرینان و متنفذترین افراد جهان است. بعید است افرادی، چون ترامپ، کلینتون، بیل گیتس، بن سلمان و دیگران که به راحتی می‌توانند در قصر‌ها و هتل‌های متعدد خود، هرچیزی را برای التذاذ فراهم کنند، نیاز داشته باشند وارد جزیره‌ای پرحاشیه شوند تا شرایط خاصی برایشان فراهم باشد.

موضوع این است که بسیاری از قدرتمندان جهان در آن پرونده حضور دارند و اپستین به عنوان تبعۀ اسرائیل که طبق اسناد موجود جاسوس آموزش دیدۀ موساد بوده و تصاویر اخیر از او این فرض را تقویت کرده که او هنوز در تل‌آویو زنده است، شبکه‌ای از نفوذ ساخته بود و اسناد متعددی علیه قدرتمندان دنیا در اختیار داشت که هنوز موجودند. حتی کار بدانجا رسیده است که بسیاری از مرتبطین با پروندۀ اپستین اذعان کرده‌اند اگر کسی در حلقۀ اپستین نبود، بدین معنی بود که شخصیت مهمی محسوب نمی‌شود و فردی حاشیه‌ای است. به عبارت بهتر، حلقۀ اپستین همچون کلوپی از قدرتمندان جهانی بود که که باید آن را «حلقۀ قدرت» نامید. اما پرسش این است که آیا ضرورتی وجود داشته که موضوع محوری و کانونی این حلقۀ قدرت، فسادی منزجر کننده باشد؟

ارتباط قدرت با این شکل از شرارت‌های افراطی و خارج از قاعده را نمی‌توان به‌راحتی و سهل‌انگارانه به فساد تقلیل داد! موضوع چیزی فراتر از فساد است و باید در آن طنین انسان فاوستی را دید که به رغم آگاهی‌اش از خداوند، به نتیجه رسیده است که برخورداری از قدرت دنیوی محصول عهد با شیطان است. تمام مشخصات و توصیفات جزیرۀ اپستین و شخصیت‌های مرتبط با آن پرونده نیز حکایت از آن دارد که ما با نوعی فرقه به معنی دقیق آن مواجه بوده‌ایم و هستیم.

اکنون پرسش اصلی در مورد پروندۀ اپستین این است که چرا به تعبیر یکی از فعالان رسانه‌ای، کسانی مانند ریچارد داوکینز، لارنس کراوس، استیون پینکر و استیفن هاوکینگ و بسیاری از دانشمندان ناخداباور و مشهور معاصر که عمری بی‌خدایی و الحاد را تبلیغ می‌کردند، اکنون نامشان در میان این پرونده به عنوان کسانی وجود دارد که گویی همچون پیرو وفادار فرقه‌ای مخوف، آئین و مناسک مخصوص به خود را انجام می‌داده‌اند؟ این دقیقاً همان سویۀ تاریک این پرونده است که از آن سخن می‌گوییم. تمام بحث این است که چنین حد بالایی از شرارت و رذیلت نمی‌تواند بر بنیاد لذت‌جویی و فساد بنا شده باشد.

‌می‌توان در اینجا از تعبیری از اشتفان تسوایگ بهره برد که تنها یک دین یا چیزی شبیه یک دین می‌تواند توجیه‌کنندۀ چنین حد بالایی از شرارت باشد. اگر با نگره‌ای نقادانه به تعبیر تسوایگ بنگریم، حداقل باید بپذیریم که برای توجیه چنین حدی از شرارت و جنایت، قطعاً نوعی شبه دین یا فرقۀ مخوف نیاز است؛ فرقه یا شبه دینی که خدامحور نیست و به تعبیری فاوستی، قدرت دنیوی را مستلزم عهد با شیطان می‌داند. شبه دینی که مناسک و آئین‌های مخصوص به خود را دارد و آن آئین‌ها، قدرت را نه بر بسط خیر که بر بسط شر و فزونی‌خواهی و افراط در شر می‌دانند.

‌می‌توانیم تصور کنیم که چرا آغاز این جنگ با قربانی کردن عمدی ۱۷۰ کودک خردسال بود. یکی از کاربران امریکایی در مورد هدف قرار دادن مدرسۀ میناب و کشتن این تعداد کودک خردسال به درستی گفته بود این اقدام امریکا حاصل یک اشتباه نبود بلکه تعمداً صورت گرفت؛ این کودکان کشته شدند، چون پرستندگان بعل باید چنین اقدامی را انجام می‌دادند! به بیان دیگر، این جنگ باید با قربانی کردن شمار زیادی کودک صورت می‌گرفت تا شکل و شمایل یک آئین فرقه‌ای را به خود بگیرد. ریخته شدن خون بی‌گناه‌ترین انسان‌ها، بنیاد هر شبه دین یا فرقۀ ناخدامحور است.

شرح این مهم مستلزم بحثی مستوفی است که در این مجال نمی‌گنجد. من پیشتر به دلیل سال‌ها جست‌و‌جو در فرقه شناسی، خاصه در سنت یهودی، با مواضع و اعتقادات محیرالعقولی مواجه شده‌ام که پروندۀ اپستین را به مورد تاریخی جدید و تعجب‌برانگیزی برایم بدل نکند؛ از همین‌روی برآنم که نباید حضور سیاستمداران در کانون پروندۀ اپستین را به یک فساد اخلاقی تقلیل داد. تنها اجازه دهید از خوانندگان جوان خود که ممکن است آنها نیز مانند همۀ ما وجودِ تمام مشکلات و کاستی‌های زیستن در این جامعه را حس کرده باشند و از بسیاری امور به‌حق ناراحت و عصبانی باشند، بخواهم که کمی به این سخن برخی فعالان رسانه‌ای غربی بیندیشند که «تمام افراد حاضر در پرونده اپستین، دشمن ایران‌اند». ایران چه چیزی دارد که شرورترین انسان‌های تاریخ دشمن آنند؟ من به این جوان‌ها خواهم گفت که این یک حقیقت است که ایران، به رغم تمام کاستی‌هایش، به رغم تمام رنج مردمانش، به رغم خون دل خوردن اهالی‌اش، در حال جنگ با کلوپ اپستین است و این جنگ، جنگ تمدن اهورایی ایران، مردم ایران، با ناکسان تاریخ است.

پربازدیدترین آخرین اخبار