کد خبر:۱۳۸۳۷۰
منافقان از ظهور تا سقوط
قلم زدن در باب مجاهدین خلق، نگارش درباره جماعتی است که در راستای رسیدن به آرمان خود تلاشهایی کردهاند؛ غافل از آنکه راه خود را نادرست نمیپندارند و برای بقای ظاهری خود، بیهوده دست و پا میزنند که این تلاشی است برای فرار از زبالهدان تاریخ.
گروه سياسي «خبرگزاري دانشجو»، سازمان مجاهدین خلق در سال ۱۳۴۴ه.ش توسط چهار تن از طرفداران جبهه ملی و نهضت آزادی به نام های محمد حنیف نژاد، علی اصغر بدیع زادگان، عبدالرضا نیک بین و سعید محسن تشکیل شد مدتی بعد افراد دیگری چون علی باکری، عبد الرسول مشکین فام، ناصر صادق، علی میهن دوست، بهمن بازرگانی، احمد رضایی، محمود عسگری، مسعود رجوی و رضا رضایی نیز به عضویت کمیته مرکزی آن در آمدند.
مراحل فعالیت سازمان از ابتدا تا کنون
مرحله اول از سال ۴۴ تا ۵۰؛ اگر سال تأسيس سازمان را سال ۴۴ بدانيم از اين سال تا سال ۵۰ يعني زماني كه به دستگيري مركزيت اصلي سازمان و اعدام مركزيت آن منجر و به ضربه سال ۵۰ معروف شد را مي توان دوره اول در فعاليت هاي سازمان دانست.
آنان در این مدت چند کار مهم انجام دادند که عبارت بود از: ۱. تهیه و تدوین تشکیلات و برنامه ریزی های سازمان؛ بنیانگذاران سازمان، در ابتدا شش سال را مصروف سازماندهی، جذب نیرو و کسب آموزش های نظامی کردند، اما در شهریور ۱۳۵۰، در یک یورش ساواک، نزدیک به ۹۰ درصد افراد سازمان بدون اینکه حتی یک تیر شلیک کنند، دستگیر شدند و به جز چند نفر که اعدام شدند، بقیه از جمله مسعود رجوی تا زمان پیروزی انقلاب، در زندان به سر بردند.
2. جذب افراد جوان تحصیل کرده و مذهبی؛ عمده ترین کانون جذب نیروی آنها، دانشگاه ها، مساجد ، هیئت های مذهبی و مراکز فرهنگی بود.
3. اجرای آموزش های عقیدتی، سیاسی؛ در این مرحله سازمان پس از انتخاب اسلام به عنوان ایدئولوژی مبارزاتی، کتاب های آیت الله طالقانی، مهندس بازرگان، یدالله سبحانی و تاریخ اسلام را به عنوان متون آموزش های عقیدتی و سیاسی به نیروهای خود معرفی می کرد و یا آنها را به نیروهای جدید آموزش می داد.
4. تدوین استراتژی مبارزاتی؛ در سال ۱۳۴۷ه.ش سازمان اعلام کرد که استراتژی مبارزاتی آنها علیه رژیم شاه اولا مسلحانه است و ثانیا از شهرها آغاز می شود.
5. آموزش نظامی نیروها؛ در این مرحله منافقان ضمن ارتباط با سازمان آزادیبخش فلسطین عده زیادی از نیروهای خود را جهت آموزش نظامی و چریکی در اردوگاه های مبارزان فلسطینی به لبنان و عمان اعزام کردند تا خود را برای مبارزه مسلحانه آماده کنند.
بر این اساس در سال 1348 کادر رهبری (حنیفنژاد، سعید محسن، باکری، بهمن بازرگانی و بدیعزادگان) تصمیم گرفتند عدهای از اعضا را برای آموزش نظامی به اردوگاههای فلسطینی اعزام کنند. نخستین گروه از جمله بدیعزادگان و تراب حقشناس به سوریه رفتند و در پایگاه شهید سلاله به آموزش نظامی پرداختند.
مرحله دوم: سال ۵۰ تا ۵۴ به بازسازي سازمان و مركزيت جديد گذشت و سال ۵۴ نيز سال اعلام تغيير ايدئولوژي در سازمان، انشعاب و تشكيل سازمان پيكار بود. مهمترین اقدامات و تحولات سازمان در این دوره عبارتند از: 1. اعلام جنگ مسلحانه علیه رژیم شاه؛ برای اینکه عملیات سازمان بیشتر نمود داشته باشد تصمیم گرفتند که در آغاز جشن های ۲۵۰۰ساله شاهنشاهی، دکل های اصلی برق سراسری را منفجر کنند، اما در هنگام تهیه مواد منفجره توسط ساواک شناسایی و قبل از انجام هر گونه عملیاتی دستگیر و محاکمه شدند و نه نفر از آنها اعدام، و مسعود رجوی و بهمن بازرگانی محکوم به حبس ابد گردیدند.
البته روایت رسمی سازمان آن است که رجوی به دلیل فعالیت های گسترده برادرش (کاظم رجوی) که یک فعال حقوق بشری بین المللی بود اعدام نشده است، اما پس از انقلاب و با دست آمدن اسناد ساواک مشخص شد که دلیل اعدام نشدن رجوی، همکاری گسترده اش با ساواک بوده است.
2. سازماندهی مجدد؛ احمد رضایی از جمله اعضای مرکزی سازمان بود که در شهریور ۵۰ دستگیر نشد و توانست فرار کند. وی بعدها در نبود اعضای دستگیر شده سازمان، رهبری سازمان را بر عهده داشت و تا زمان کشته شدنش در ۲۵ خرداد ۱۳۵۲، نقش مهمی در رهبری و سازماندهی مجدد عملیات نظامی منافقان ایفا کرد.
بدین ترتیب بقایای سازمان، فعالیت خود را ادامه داد و سازمان با چند عمل مسلحانه در جامعه شناخته شد.
3. ضربات سازمان به رژیم؛ مهمترین آنها به قتل رساندن ژنرال پرایس، فرمانده مستشاران آمریکا در ایران، سرهنگ لوئیز ها و کینز و سرتیپ زندی پور رئیس کمیته مشترک ضد خرابکاری ساواک بود.
4. تغییر مواضع ایدئولوژیک؛ آرام و شهرام از سال 1352 مقدمات تغيير ايدئولوژيك را در سازمان به وجود آوردند و سپس در سال 1354 با به شهادت رساندن مجيد شريف واقفي، نفر سوم كادر رهبري، اعلام تغيير مواضع كردند و از آن پس سازمان به يك سازمان ماركسيستي تبديل شد.
شهرام و آرام در سال ۱۳۵۴ه.ش بیانیه ای تدوین کرده، و انتشار دادند و اعلام کردند که پس از سال ها مطالعه به این نتیجه رسیده ایم که مارکسیست بهترین ایدئولوژی برای مبارزه علیه رژیم شاه است و بدین شکل مجاهدین که از اول افکار التقاطیشان مشخص بود به طور رسمی اسلام را از سازمانشان کنار گذاشتند.
مرحله سوم: بین سالهای 54 تا 57 تغییر ایدولوژی سازمان و پذیرفتن مارکسیست و در نتیجه اختلافات درونی و تصفیه های خونین درون سازمان و قتل چند تن از اعضا مانند مجید شریف واقفی از اعضای کادر رهبری سازمان و مرتضی صمدیه لواف رخ داد.
پس از اعلام تغییر مواضع ایدئولوژیک، سازمان وارد مرحله جدیدی شد.در این مرحله ابتدا گروهی از جوانان مسلمان و مومن به شدت به این عمل اعتراض کرده، و از سازمان خارج شدند. در پی این اعتراضات سازمان با انتشار بیانیه ای که در آن به صراحت به تصفیه 50 درصد (بیش از 50 درصد) از اعضای سازمان اعتراف کرده بود تصفیه و قتل مجاهدین نظیر شریف واقفی و صمدیه لباف را تحت عنوان خائنین شماره 1 و 2 صادر كرد.
شریف واقفی شهید و صمدیه زخمی گردید و در حین فرار بدست ساواک افتاد و شهید شد. در سال ۱۳۵۶ه.ش لطف الله میثمی و چند نفر دیگر از جمله سید مهدی غنی، مسعود حقگو، محمد توکل، پرویز یعقوبی و ... از سازمان جدا شدند و گروه نهضت مجاهدین را به وجود آوردند.
میثمی دلیل جدایی خود را انحراف سازمان از اهداف اولیه اعلام کرد و دومین جدایی و دودستگی سازمان در مهر ۱۳۵۷ه.ش رخ داد.
در این زمان عده ای دیگر به رهبری حسین روحانی از سازمان جدا شده و گروهک «پیکار در راه آزادی طبقه کارگر» را بنا نهادند. از اعضای اصلی دیگر این گروه تقی شهرام، بهرام آرام، مصطفی شعاعیان، تراب حق شناس. علیرضا زمردیان، زین العابدین حقانی، علی محمد تشید و علیرضا تشید بودند و تشکیلات این گروهک در اواخر سال ۱۳۶۰با دستگیری بیشتر رهبران آن از هم پاشید.
مرحله چهارم: از پیروزی انقلاب اسلامی تا کنون سال 57 تا 60؛ ايجاد تشكيلات و ورود به فاز نظامي و انفجار و اعلام رسمي راهبرد ترور و خشونت در سال 60، ترور آیت الله سید علی خامنهای در مسجد ابوذر تهران، بمب گذاری در محل ساختمان و مقر حزب جمهوری اسلامی در تهران و به شهادت رساندن آیت الله بهشتی و 72 تن از یاران امام خمینی، ترور دکتر حسن آیت، نماینده مجلس خبرگان نماینده مجلس شورا و عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی، به شهادت رساندن محمد علی رجايی، رئیس جمهور و محمد جواد باهنر، نخست وزیر و .....بود
سال 60 تا 64؛ فعاليت سياسي و تبليغاتي. انقلاب ايدئولوژيك در سال 63 و ازدواج تشكيلاتي مسعود و مريم و سپس تشكيل شوراي ملي مقاومت از تحولات اين دوران بود كه به تبديل سازمان به «فرقه» منتهي شد.
سال 65 به بعد؛ ورود مسعود رجوي به عراق و تشكيل ارتش به اصطلاح آزاديبخش، و تغيير استراتژي جنگ چريك شهري به استراتژي جنگ آزاديبخش و اعتماد تمام عيار به عراق، از نمودهاي حركت سازمان در اين سال بود و بالاخره مردادماه سال 67 سازمان عمليات گسترده فروغ جاويدان را در منطقه غرب انجام داد و در اين عمليات كه ما آن را مرصاد ناميدهايم شكست سختي خورد و با به جا گذاشتن كشتههاي زيادي از كشور خارج شد.
این سازمان در سال های اخیر نیز به دلیل ضربات وارد آمده بر آنان از سوی جمهوری اسلامی ایران و همچنین فساد اخلاقی گسترده در میان اعضای آن رو به اضمحلال نهاد و سرانجام پس از حمله آمریکا به عراق و سقوط صدام، این سازمان به چندین دسته تبدیل شده و بناچار به کشورهای دیگر از جمله فرانسه، ایتالیا، آلمان، انگلیس و ... پناه بردند که در این کشورها نیز به دلیل فشار ایران بر این کشورها دستگیرو محاکمه یا اخراج شدند.
در سال گذشته نیز در سمیناری در پاریس بیش از ۲۰۰ نفر از اعضای جدا شده سازمان و خانواده های قربانیان فرقه رجوی گرد هم آمدند تا به روشنگری درباره این سازمان بپردازند و در نهایت اینکه به سختی می توان گفت که این سازمان دارای وجود خارجی است، اما هنوز به طور رسمی انهدام خود را اعلام نکرده اند.
لینک کپی شد
گزارش خطا