صلح به سبک غرب زدگان ایرانی؛ آقای آخوندی ذوق زدگی ممنوع!
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۳۸۶۲۹۳
گزارش|

صلح به سبک غرب زدگان ایرانی؛ آقای آخوندی ذوق زدگی ممنوع!

اگرچه باید به فکر پایان جنگ بود اما باید از تعلیق آن به‌مانند گذشته هم جلوگیری کرد. این مهم جز با دستیابی به اهداف استراتژیک ایران که تامین‌کننده امنیت ملی آن خواهد بود میسر نیست و امید به سازوکارهایی همانند شورای امنیت تنها جلوه‌ای از «اسکیپیسم» به معنای فرار از واقعیات خواهد بود.
صلح به سبک غرب زدگان ایرانی؛ آقای آخوندی ذوق زدگی ممنوع!

به گزارش گروه سیاسی خبر گزاری دانشجو ؛ بیش از بیست و اندی روز از آغاز جنگ توسط آمریکا و «سگ زنجیری» آن یعنی رژیم صهیونیستی می‌گذرد. جنگی که اگرچه آغاز آن با توهم «پیروزی سریع» توسط متجاوزین همراه بود اما با «جنگی منطقه‌ای» توسط ایران مواجه و نتیجتا رویاهای نابودی ایران را تاکنون برباد داده است.شاهدمثال آن هم تنزل توهمات ترامپ از «رژیم چنج» و دخالت در انتخاب رهبر ایران به باز کردن تنگه هرمز است. تنگه‌ای که پیش‌تر ترامپ با ارائه «تهدیدی دیوانه‌وار» سعی بر بازگشایی بدون هزینه آن را داشت اما سپس در برابر «تهدیدی دیوانه‌وارتر» به عقب‌نشینی تاکتیکی دست زد و برخلاف مهلت 48 ساعته پیشین، باز هم مهلتی 5 روزه داد!با این وجود کماکان آتش جنگ از سوی طرف مقابل ادامه داشته و رزمندگان ایران اسلامی نیز به دفاع از کیان ایران پرداخته‌اند. حال علی‌رغم عینیت و وضوح صحنه کنونی، هنوز هم جماعتی بیدارنما، در خوابی عمیق به‌سر می‌برند. از نمونه‌های بارز این ماجرا نیز، می‌توان از عباس آخوندی، وزیر راه و شهرسازی دولت‌های یازدهم و دوازدهم نام برد. هنوز هم خوابید؟آخوندی در یادداشتی در کانال تلگرامی خود نوشته: «ایران آمادگی خود را برای پذیرش صلح پایدار به شورای امنیت سازمان ملل متحد اعلام کند. ادامه‌ی جنگ پس از پیروزی ضرورتی ندارد. البته این به‌ هیچ‌وجه به معنی اعلام آتش‌بس یک‌طرفه نیست. بلکه به معنی اعلام پیروزی و آمادگی پذیرش راهِ حل سیاسی منصفانه و عادلانه مبتنی بر دستیابی به صلحی پایدار در منطقه و راهی برای تامین خسارات مالی و انسانی ملت ایران و اقناع افکار عمومی مسلمانان، ملت‌های منطقه و جهانیان است.»نوشته‌ای که می‌بایست آن را در «میانه» جنگ، ناشی از خواب‌زدگی اما با تزیینی بیدارنمایانه دانست. به بیان دیگر، علی‌رغم اینکه دشمن آمریکایی-صهیونی کمر بر نابودی ایران بسته و در حال آماده‌سازی و طراحی‌های عملیاتی برای تداوم جنگ است، او سخن از اعلام «پیروزی ایران» و «پایان جنگ» زده است! امری شگرف که تنها از غرب‌زدگان برخواهدآمد.البته اگرچه تا بدین‌جای جنگ، ایران برگ‌های برنده‌ای رو کرده و با آمادگی کامل خود، از طرفی در چارچوب «جنگ منطقه‌ای» که فرموده رهبر شهید انقلاب بود پایگاه‌های آمریکا در کشورهای منطقه را به مثابه «اهدافی مشروع» زیر ضرب برده و از طرفی نیز با تحمیل طرح مدیریت‌شده خود بر تنگه هرمز، میزان تاثیرگذاری خود بر اقتصاد بین‌المللی را بر همگان عیان کرده، اما تاریخ نمایان ساخته که جنگ روندی یکسان نداشته و باید تا دستیابی به اهداف ملی، ثابت‌قدم، هوشیار و آماده بود.از این منظر، اعلام پیروزی و پایان جنگ چیزی جز ذوق‌زدگی ناهوشیارانه نیست. نمود آن هم این است که آخوندی تصور می‌کند اعلام آمادگی ایران برای صلحی پایدار به شورای امنیت، توانی برای ایجاد صلح خواهد داشت. آن هم در صورتی که عضور دائمی شورای امنیت یعنی آمریکا، خود یکی از متجاوزین به ایران و ناقض قوانین بین‌المللی است! به واقع می‌توان بیان کرد که به شکلی عجیب، حتی بمب‌های آمریکایی هم برخی را از توهمات پیشاجنگ خود جدا نکرده است!
پیشنهادهای گذشته‌تان را هم دیده‌ایم!آخوندی سه روز پیش از جنگ کنونی در صفحه شخصی خود نوشته بود: «پیشنهاد‌ حضور آنلاین پزشکیان و ترامپ در ادامه‌ی جلسه‌ی فردای عراقچی ویتکاف. مناسب است پس از بحث‌های اولیه میان دو نماینده‌ی دو کشور، دو رییس جمهور به‌صورت آنلاین به جلسه بپیوندند و ضمن حل مسایل باقیمانده اگر چیزی بود، موارد مورد توافق را تایید، اعلام و تضمین کنند.»
او که همانند دیگر رفقای اصلاح‌طلب خود گمان می‌کرده ترامپ به دنبال توافق و نه تسلیم بوده و به گفته خود «روند مذاکرات ایران و امریکا به سمت مثبتی» ارزیابی می‌کرده است، پیشنهادی داده که همانند پیشنهاد اخیرش سراسر نمودی از خامی است. به تعبیر دیگر، برخلاف شواهد عریان جنگ، او با ارزیابی غلط از صحنه پیشنهادی مطرح کرد که مشابه پیشنهاد کنونی‌اش، صرفا محصول ارزیابی خام‌اندیشانه است. باید اذعان کرد که همین ایده‌هاست که دیپلماسی را به ابزاری ناکارآمدی بدل کرده است.
پایان جنگ و نه تعلیق آن!
با نگاهی به سرگذشت جنگ 12 روزه می‌توان فهمید که آتش‌بس با دشمن آمریکایی-صهیونی جز با تحمیل هزینه‌ای اساسی که ضامن امنیت ملی ایران و همچنین در راستای جایابی این کشور در نظم امنیتی منطقه‌ای نباشد، عاقبتی جز جنگی دوباره نخواهد داشت.
از همین روست که اگرچه باید به فکر پایان جنگ بود اما باید از تعلیق آن به مانند گذشته هم جلوگیری کرد. این مهم جز با دستیابی به اهداف استراتژیک ایران که تامین‌کننده امنیت ملی آن خواهد بود میسر نیست و امید به سازوکارهایی همانند شورای امنیت تنها جلوه‌ای از «اسکیپیسم» به معنای فرار از واقعیات خواهد بود.به طور کلی، اگرچه باید طالب صلح بود اما نه صلحی که زمینه‌ساز جنگی دیگر باشد. سخن از «صلحی پایدار توسط شورای امنیت» آن هم در میانه جنگ تنها توهمی است که بقای ایران را به خطر خواهد انداخت. تاریخ گواه است که صلح از لوله توپ در خواهد آمد و سخن از صلحی برون‌زا، توهمی بیش نخواهد بود.

پربازدیدترین آخرین اخبار