خانواده شهید محسن کریمی از دلتنگی‌هایشان گفتند + فیلم
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۳۸۹۳۶۰
در گفت‌وگو با SNN TV:

خانواده شهید محسن کریمی از دلتنگی‌هایشان گفتند + فیلم

صبح دلگیر شنبه، محسن کریمی، کشاورزی ساده‌دل و زحمت‌کش که برای تأمین معاش خانواده‌اش به میوه‌فروشی هم مشغول بوددر مسیر شهرکرد به اصفهان هدف حمله قرار گرفت و به شهادت رسید.
زینب رحیمی

خانواده شهید محسن کریمی از دلتنگی‌هایشان گفتند + فیلم

به گزارش خبرنگار گروه استان‌های خبرگزاری دانشجو، صبح دلگیر شنبه، محسن کریمی، کشاورزی ساده‌دل و زحمت‌کش که برای تأمین معاش خانواده‌اش به میوه‌فروشی هم مشغول بوددر مسیر شهرکرد به اصفهان هدف حمله قرار گرفت و به شهادت رسید.

 

پیکر او شب گذشته، همزمان با حضور پرشور مردم شهرکرد، در خیابان‌ها تشییع شد؛ جمعیتی که آمده بودند تا با اشک و احترام، آخرین بدرقه را بدرقه‌ای درخور یک فرزند پاک این خاک کنند.

 

خانواده او در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجو، از قلب مهربان و روح بزرگ محسن گفتند؛ از خاطراتی که حالا هر کدام برایشان رنگ دیگری دارد.

 

پدرش با چشمانی که هم غم داشت و هم غرور گفت: پسرم عاشق شهادت بود، از عاقبت‌بخیری‌اش فقط شکر می‌کنم. اگر لازم باشد من و سه پسر دیگرم هم فدای خاک و پرچم کشورمان می‌شویم.

 

وی در پاسخ به سوال اینکه در جنگ تن به تن با آمریکا شرکت می‌کند، افزود: بله، برای دفاع از کشور و جمهوری اسلامی ایران همیشه در صحنه‌ام و خودم به همراه خانواده‌ام می‌جنگیم.

مادرش آرام و محزون ادامه داد: پنج فرزند دارم؛ دو دختر و سه پسر، محسن پسر سومم بود. قبلاً خواهرِ شهید بودم، حالا مادرِ شهید هم شدم.

 

خواهر شهید، از برادری گفت که قلبی صاف داشت، خوش‌رو و مهربان بود و برای لقمه‌ای حلال تلاش می‌کرد؛ لقمه‌ای که مسیرش به شهادت ختم شد.

 

برادر شهید گفت: برادرم خیلی مهربان و مظلوم بود دلمان برایش می‌سوزد اما ما ۳ برادر دیگر نیز برای دفاع از کشورمان آماده‌ایم.

 

پسرِ برادر شهید با بغضی که سعی در پنهان کردنش داشت گفت: عمویم همیشه آرزوی شهادت داشت. حتی در دفتر خاطراتش نوشته بود. آخر زندگی‌اش چیزی جز این پایان پرنور نبود. 

 

وی با بیان اینکه ما از هیچ چیز نمی‌ترسیم گفت: پیامی به غیر از مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل برای دشمنان ندارم و بدانند ما برای دفاع از کشورمان در صحنه‌ایم و ترسی از شهادت نداریم چرا که ما ملت امام حسین هستیم.

 

و دختر کوچک خانواده، با چشمانی خیس از اشک، در پاسخ به اینکه چه حرفی با عاملان این حادثه دارد، تنها توانست بگوید: الهی خیر نبینند... الهی خبر مرگشان برسد که عموی من را به این روز انداختند . مگر گناه عمویم چه بود که او را کشتند؟

کد ویدیو
پربازدیدترین آخرین اخبار