کد خبر:۱۳۹۰۱۹
آنچه خود داشت ز بيگانه تمنا ميكرد
امروزه اساس تدريس در دانشگاههاي دنيا به سمت مباحثه محوري پيش مي رود؛ همان روشي كه قرنهاست در حوزههاي علميه اجرا ميشود، ولي دانشگاههاي ما به دنبال الگوبرداري از غرب هستند.
گروه علمي «خبرگزاري دانشجو»؛ در حالي كه قرن هاست روش تدريس در حوزه هاي علميه بر اساس مباحثه محوري استوار است، دانشگاه هاي دنيا اين روش را بعنوان شيوه نوين تدريس معرفي كردند و دانشگاه هاي كشور نيز به دنبال الگوبرداري از آن هستند و اين مسئله مصداق بارز تمنا كردن آنچه خود داريم از بيگانگان است.
دكتر حسين درگاهي، يكي از اساتيد دانشگاه تهران شيوههاي نوين تدريس كه به تازگي از سوي غرب ارائه ميشود را منطبق بر مباحثه و تدوين حوزوي مي داند و مي گويد: دانشگاههاي كشورمان در شيوه تدريس از دانشگاههاي غربي الگوبرداري مي كنند، در حالي كه شيوه نوين تدريس در دانشگاههاي غرب به سمت مباحثه پيش مي رود كه اين شيوه سالهاست در حوزه اجرا مي شود.
تفاوت تدريس حوزه و دانشگاه كجاست؟
زهرا حسين آبادي، يك مدرس حوزه و دانشگاه، قدرت اعمال نظر طلبه در كلاس را يكي از تفاوتهاي حوزه و دانشگاه در تدريس مي داند و مي گويد: طلبهها ميتوانند درخواست تكرار مطلب از استاد را داشته باشند، ولي در دانشگاه اين چنين نيست و دانشجو در مقابل استاد جسارت اظهار نظر ندارد كه البته در حال حاضر دانشگاهيان نيز به تقليد از غرب در پي اين موضوع هستند.
حجت الاسلام غروي، مدير گروه روانشناسي حوزه و دانشگاه نيز با اشاره به اينكه انگيزه معنوي طلاب تفاوت نظام آموزشي حوزه نسبت به دانشگاه است، مي گويد: به طور معمول انگيزه دانشجويان براي ورود به دانشگاه و تحصيل در دوره هاي مختلف دانشگاهي، كسب موقعيت اجتماعي، اشتغال و زندگي بهتر است، در حالي كه طلاب با انگيزه معنوي مشغول به تحصيل در حوزه مي شوند و تحصيل را يك وظيفه و وسيله اي براي دفاع از دين مي دانند كه اين مسئله تفاوت و به نوعي مزيت نظام آموزشي حوزه نسبت به دانشگاه است.
وي مي گويد: البته تفاوت هاي ديگري نيز ميان روش تدريس در حوزه و دانشگاه وجود دارد؛ به طور مثال در حوزه، بخصوص از سال هفتم به بعد، دروس بصورت آزاد تدريس مي شود؛ يعني براي تدريس در دروسي نظير فلسفه، فقه، اصول خارج و غيره حدود 20 استاد معرفي مي شوند كه طلبه براي شاگردي نزد آنها حق انتخاب دارد، ولي در دانشگاه دانشجو حداكثر از ميان دو يا سه استاد، حق انتخاب دارد و دست دانشجو در انتخاب استاد باز نيست.
مدير گروه روانشناسي پژوهشگاه حوزه و دانشگاه زمان محور بودن دوره هاي دانشگاهي را نيز يكي ديگر از تفاوت هاي حوزه و دانشگاه مي داند و مي افزايد: تدريس در دانشگاه ها بيشتر بر مبناي زمان و واحدهاي ارائه شده صورت مي گيرد؛ يعني اگر در مدت زمان معين فرصت ارائه بخشي از سر فصل كتب نبود، اهميت آنچناني ندارد و اهميت موضوع در گذراندن آن واحد درسي به ميزاني كه توسط استاد تدريس شده است، مي باشد، ولي در حوزه پايه دروس سرفصل محور است.
مباحثه؛ مزيت تدريس حوزه بر دانشگاه
درگاهي، رئيس دانشكده پيراپزشكي دانشگاه تهران مباحثه پس از اتمام كلاسها را يكي از نقاط قوت دروس حوزوي مي داند و مي گويد: شيوه مباحثه چند نفره و گروهي پس از اتمام كلاسها كه در حوزه اجرا مي شود، تاريخچه و پيشينه مستحكمي دارد كه ذهن دانشجو را تقويت مي كند.
وي وحدت حوزه و دانشگاه را عامل مناسبي براي شكل گيري روشن تدريس مباحثهاي در دانشگاهها مي داند و مي گويد: با توجه به اينكه روش مباحثه در دانشگاهها فرهنگ سازي نشده، ايجاد وحدت بين حوزه و دانشگاه مي تواند سبب آشنايي نزديك دانشجويان با روشهاي تدريس در حوزه شود.
غروي، مدير گروه روانشناسي پژوهشگاه حوزه و دانشگاه مي افزايد: البته اساتيد دانشگاهها نيز بايد براي نهادينه ساختن اين روش تدريس در دانشگاهها همكاري كنند؛ زيرا تا همكاري اساتيد نباشد، اين روش در تمام كلاسها بصورت فراگير انجام نمي شود.
وي مي گويد: در حوزه بطور معمول مباحثه در بين طلاب رواج دارد؛ به طوري كه همواره پس از پايان و پيش از شروع هر كلاس طلاب به مباحثه در رابطه با درس مورد نظر پرداخته و اشكالات مطرح و پاسخ داده مي شود كه اين كار در ذهني كردن دريافت مطالب و حتي در بيان آن بسيار تاثيرگذار است.
حجت الاسلام محمدتقي مبشري، مدير گروه قرآن و حديث پژوهشگاه فرهنگ و معارف اسلامي نيز مي گويد: مشاركت طلبه در تدريس دروس حوزه سبب پويايي فكر طلبهها و به دنبال آن افزايش توليد علم ميشود.
وي مي افزايد: در حوزه، گوينده فقط استاد نيست و طلبه ها نيز در تدريس مشاركت دارند و همين مسئله سبب پويايي فكر طلبه و ايجاد سوال در ذهن وي شده و به توليد علم منجر مي شود.
مدرك گرايي؛ عامل اجراي شيوههاي تدريس يكسويه در دانشگاهها؟
درگاهي مي گويد: مدرك گرايي در دانشگاهها مي تواند دليلي براي اجرا نشدن روش مباحثه در دانشگاه باشد؛ چرا كه دانشجوي مدرك گرا به دنبال تبادل نظر و مباحثه نيست.
وي اظهار مي دارد: با مدرك گرايي نمي توان مقابله كرد، ولي مي توان اين پديده را به نوعي ساماندهي كرد تا دانشجوي مدرك گرا نيز در بحثهاي كلامي شركت كند و حتي دريافت مدرك را در گرو اجرايي اين شيوه تدريس در كلاس بداند.
غروي، مدير گروه روانشناسي پژوهشگاه حوزه و دانشگاه نيز عدم مدرك گرايي در حوزه را يكي از عوامل موثر در پويايي فكر طلبه ها مي داند و مي گويد: برخي دانشجويان در دانشگاه ها در رشته هايي برخلاف علايق و سلايق خود درس مي خوانند كه اين امر مدرك گرايي و نمره محوري را در دانشگاه ها افزايش داده است، در حالي كه اين امر در حوزه كمتر ديده مي شود؛ همچنين به دليل اينكه طلبه ها با علاقه بيشتري در رشته خود تحصيل مي كنند، صرفاً كمتر به دنبال كسب نمره و مدرك هستند.
مبشري، مدير گروه قرآن و حديث پژوهشگاه فرهنگ و معارف اسلامي نيز مي گويد: نمره محوري در آينده دانشجويان هم تاثير منفي دارد؛ زيرا دانشجويي كه فقط به دنبال نمره بوده و مدرك خود را بر اساس نمره دريافت كرده است، پشتوانه علمي كافي براي انجام كارهاي مرتبط با رشته خود ندارد، بنابراين در شغلش نيز دچار مشكل مي شود.
حقیقت این است که در هر صورت روش تدریس در دانشگاه ها نیازمند بازنگری است؛ زيرا تا دانشجو از آن فضای دبیرستان های ما که همان جزوه حفظ کردن است، رها نشود، نمی توانیم دانشجویی داشته باشیم که سرکلاس با استاد بحث کند و با ادامه اين روند مباحثه محوري در دانشگاه ها نهادينه نمي شود.
لینک کپی شد
گزارش خطا