افول زبان روسی در آسیای مرکزی؛ نشانه‌ای از پایان هژمونی مسکو
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۳۹۷۸۴۱

افول زبان روسی در آسیای مرکزی؛ نشانه‌ای از پایان هژمونی مسکو

استفن بلنک در یادداشتی روند نزولی نفوذ زبان و فرهنگ روسی در میان کشور‌های آسیای مرکزی را مورد بررسی قرار داد.

 به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری دانشجو، تحولات سال‌های اخیر در عرصه سیاست بین‌الملل سبب شده تا بسیاری از تحلیلگران بر ایده عقب‌نشینی یا کاهش قدرت فرامرزی روسیه در حوزه‌های مختلف تاکید کنند.

با این حال، در میان هیاهوی رقابت‌های نظامی و تنش‌های ژئوپلیتیک، کمتر کسی به یکی از جنبه‌های کلیدی و پنهان این عقب‌نشینی توجه کرده است: خیزش فزاینده در سراسر منطقه آسیای مرکزی برای پایان دادن به سیطره زبان روسی.

زبان روسی که سال‌ها به عنوان زبان رسمی و هم‌تراز با زبان‌های بومی در قوانین این کشور‌ها تثبیت شده بود، اکنون در حال از دست دادن جایگاه ممتاز خویش است. «استفن بلنک»، تحلیلگر ارشد مسائل اوراسیا، در یادداشتی به بررسی این پدیده پرداخته است.

روند‌های جاری در این منطقه نشان‌دهنده اقدامات هماهنگ و معنادار دولت‌ها برای کاهش نقش زبان روسی، گسترش مباحثات سیاسی در این خصوص و شکل‌گیری روند‌های اجتماعی-اقتصادی است که هژمونی تاریخی مسکو را به چالش می‌کشد. این تحولات نه تنها نشان‌دهنده نگرانی فزاینده مسکو از این روندهاست، بلکه ناتوانی روزافزون روسیه در معکوس کردن یا توقف این مسیر را نیز به تصویر می‌کشد.

قزاقستان؛ پیشگام در استقلال هویتی و زبانی

ناکامی‌های اخیر در برخی جبهه‌ها و فشار‌های ژئوپلیتیک غربی، موجی از مقالات را درباره عقب‌نشینی قدرت روسیه به راه انداخته است. با این وجود، خلع ید موازی و در حال انجام زبان روسی از جایگاه برجسته قبلی‌اش در آسیای مرکزی، اهمیتی کمتر از تحولات میدانی ندارد. این رویداد تاریخی، دارای پیامد‌های عمیق سیاسی و فرهنگی است. با توجه به اهمیت سیاست‌های زبانی در دوران تزاری، استالینیسم و اکنون رژیم‌های پساشوروی، عقب‌نشینی زبان روسی از جایگاه برتر خود در آسیای مرکزی، نشانگر تحولات بنیادین است.

به طور خاص، قانون اساسی جدید قزاقستان به شکلی ظریف، اما کاملاً آشکار، وضعیت زبان روسی را به عنوان یک زبان رسمی تنزل داده است. ماده ۹ قانون اساسی جدید، زبان قزاقی را به عنوان زبان اصلی و مسلط کشور تثبیت کرده و زبان روسی را به وضعیت زبانی تقلیل داده است که تنها «در کنار» زبان قزاقی توسط دولت و نهاد‌های رسمی استفاده می‌شود.

این تغییرات بنیادین در قانون اساسی با حمایت گسترده مردمی مواجه شد و ولادیمیر پوتین را ناگزیر ساخت تا تصویب آن را به صورت دیپلماتیک به رئیس‌جمهور قاسم جومارت توکایف تبریک بگوید؛ تبریکی که مسلماً در سایه انتقادات شدید و بی‌سابقه رسانه‌های روسی از سیاست‌های زبانی قزاقستان ابراز شد.

تحلیل دیدگاه‌های مطبوعات روسیه درباره بازگشت قزاقستان به الفبای لاتین (که در دهه ۱۹۲۰ معرفی شد و در دوران اختناق استالین با الفبای سیریلیک جایگزین شد) نشان‌دهنده یک نگاه به شدت سیاسی در مسکو است. روس‌ها این فرآیند را به عنوان نفی جهت‌گیری روسی و تمایل به سمت غرب و جهان تُرک تفسیر می‌کنند.

در شرایطی که ترکیه و قدرت‌های غربی حضور خود را در قزاقستان و کل آسیای مرکزی افزایش داده‌اند، مسکو این سیاست‌های زبانی را تجلی نفوذ بیگانگان به قیمت از دست رفتن پایگاه‌های سنتی خود می‌بیند.

موج هویت‌طلبی در ازبکستان و قرقیزستان

تأکید جدی قزاقستان بر حاکمیت زبانی خود، رویای روسیه برای حفظ هژمونی فرهنگی-سیاسی بر آسیای مرکزی را به چالش کشیده است. مسکو در حال از دست دادن ابزار‌های عملی خود برای تحمیل این هژمونی است و الگوی آستانه به سرعت در سراسر آسیای مرکزی، به ویژه در ازبکستان و قرقیزستان، در حال تکثیر و بومی‌سازی است.

در ازبکستان، زبان روسی اکنون ناگزیر است با زبان‌های ریشه‌دار ازبکی و تاجیکی رقابت کند، در حالی که زبان انگلیسی نیز به عنوان یک زبان میانجی در سطح جهانی به سرعت در حال گسترش در میان نسل جوان و تحصیل‌کرده این کشور است.

در قرقیزستان نیز، موفقیت الگوی قزاقستان بحث‌های داغ و بی‌سابقه‌ای را برای الگوبرداری از سیاست‌های زبانی مستقل به راه انداخته است.

همان‌طور که انتظار می‌رفت، دولت روسیه که این تحولات را تهدیدی جدی برای ادعا‌های هژمونیک در حال افول خود می‌داند، واکنش‌های تندی نشان داده است. سفارت روسیه در بیشکک با لحنی مداخله‌جویانه و آمرانه از دولت قرقیزستان خواست تا «اظهارات تحریک‌آمیز برخی چهره‌های عمومی» درباره جایگاه زبان روسی را سرکوب کند.

سفارت روسیه همچنین از شکل‌گیری «گشت‌های زبانی» شکایت کرد؛ گروه‌های مردمی که ظاهراً شهروندان را تشویق می‌کنند تا به جای مکالمه به زبان روسی، تنها به زبان بومی قرقیزی صحبت کنند. سفارت مسکو این اقدامات را تهدیدی برای شراکت استراتژیک دو کشور خواند و با استفاده از ادبیات کلاسیک دوران شوروی، بر ضرورت حفظ «اتحاد عمیق میان مردمان برادر» تاکید کرد.

این استفاده نوستالژیک از مفاهیم دوران شوروی تصادفی نیست و ریشه در سیاست «روسی‌سازی» استالین دارد که با اعطای برتری مطلق به زبان روسی و تحمیل الفبای سیریلیک بر کشور‌های آسیای مرکزی اعمال می‌شد.

زوال رویای «جهان روسی» در نظم جدید بین‌المللی

یک نسل پس از فروپاشی شوروی و استقلال این جمهوری‌ها، رهبران آسیای مرکزی که تلاش‌های نظام‌مندی را برای بازیابی و تقویت هویت ملی در میان جمعیت‌های خود انجام داده‌اند، اکنون آشکارا نه تنها برای تثبیت استقلال و حاکمیت سیاست خارجی خود، بلکه برای ارتقای ناسیونالیسم زبانی خود گام برمی‌دارند.

اگرچه استفاده از زبان روسی در سراسر آسیای مرکزی به دلیل منافع اقتصادی، تجاری و ارتباطی احتمالاً تا دهه‌های آینده تا حدودی پابرجا خواهد ماند، اما دیگر تنها زبان میانجی یا زبان بلامنازع امپراتوری روسیه در این منطقه نخواهد بود. این روند‌های قابل مشاهده در قلمرو همسایگان شمالی ایران، پیامد‌هایی بسیار فراتر از مرز‌های این منطقه دارد و نشان‌دهنده تغییر موازنه قوای نرم در سرتاسر اوراسیا است.

در شرایطی که مسکو در تلاش است تا با طرح ایده‌هایی نفوذ سنتی خود را حفظ کند، تحولات آسیای مرکزی پیش‌درآمدی بر فرسایش مستمر قدرت هنجاری و فرهنگی روسیه است. ایده «جهان روسی» که بر پایه اشتراکات زبان روسی بنا شده و گاهاً ابزار و بهانه‌ای برای مداخلات خارجی فراهم می‌کرد، اکنون کارکرد خود را از دست داده است.

از دوران تزاری، مقامات روس همواره زبان روسی را تنها زبان «متمدنانه» و ابزار هژمونی منطقه می‌دانستند. اما آن دوران به وضوح رو به پایان است، زیرا دولت‌های منطقه با اعتماد به نفس فزاینده‌ای بر ارزش زبان‌های مادری خود تاکید کرده و در عین حال، در‌های خود را به روی تعاملات مستقل اقتصادی و فرهنگی باز می‌کنند.

در مجموع، آنچه امروز مشاهده می‌شود، خورشید رو به غروب هژمونی‌های سنتی است که با وجود تلاش‌های قهری برای توقف آن، نشان از طلوع دورانی جدید برای استقلال و بازیابی هویتی کشور‌های آسیای مرکزی دارد.

پربازدیدترین آخرین اخبار