چرخش خطرناک قزاقستان و پایان توهم «دیپلماسی چندوجهی» توکایف
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۳۹۶۷۷۹

چرخش خطرناک قزاقستان و پایان توهم «دیپلماسی چندوجهی» توکایف

تحلیلگر قزاق معتقد است رویکرد جانبدارانه توکایف در قبال آمریکا، نقاب از چهره واقعی دیپلماسی آستانه برداشت.
چرخش خطرناک قزاقستان و پایان توهم «دیپلماسی چندوجهی» توکایف

 به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری دانشجو، «یرژان دوسمحمدوف»، تحلیلگر سیاسی و دیپلمات پیشین قزاقستانی، در یادداشتی تحلیلی به بررسی تغییرات نگران‌کننده و اشکالات دیپلماتیک دولت قزاقستان در عرصه سیاست خارجی پرداخته است.

سال‌هاست که قاسم جومارت توکایف، رئیس‌جمهور قزاقستان، سیاست خارجی موسوم به «چندوجهی» این کشور را به عنوان نمادی از یک دیپلماسی بالغ و توانایی ایجاد تعادل در روابط با مراکز قدرت رقیب به جهان معرفی می‌کند. اما تنش‌های منطقه‌ای و درگیری‌های نظامی آمریکا و رژیم اسرائیل علیه ایران، ساختار سست این دکترین را رسوا کرد و الگویی از همسویی گزینشی و سرسپردگی را به نمایش گذاشت که انسجام تعادل راهبردی ادعایی آستانه را به شدت زیر سوال می‌برد.

استاندارد‌های دوگانه آستانه؛ انفعال در برابر تهران و اشتیاق برای شیوخ عرب

درست در بحبوحه تشدید جنگ علیه ایران، توکایف در اقدامی شتاب‌زده پیام‌های همبستگی و حمایت خود را برای رهبران امارات متحده عربی، عربستان سعودی، قطر، بحرین، کویت و اردن ارسال کرد و با محکوم کردن حملات به سرزمین‌های آنها، بر حمایت از «مردمان به اصطلاح برادر» تاکید ورزید.

اما در مقابل، واکنش قزاقستان در قبال ایران به طرز معنادار و تاسف‌باری محتاطانه بود. پیام‌های تسلیت صرفاً از مجاری رسمی وزارت امور خارجه صادر شد و لفاظی‌های عمومی به شدت تقلیل یافت.

توکایف اگرچه از اظهارات مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران مبنی بر خویشتن‌داری استقبال کرد و آستانه را به عنوان محلی برای گفت‌و‌گو پیشنهاد داد، اما بی‌طرفی قزاقستان تنها در ظاهر حفظ شد و هیچ سیگنال سیاسی مثبتی به همراه نداشت.

این عدم تقارن در ژست‌های دیپلماتیک چنان برجسته بود که رسانه‌های خارجی نیز آن را نه یک میانجی‌گری متوازن، بلکه بازتابی از یک تعامل کاملاً گزینشی و سوگیری آشکار تفسیر کردند.

توجیهات عمومی آستانه برای این انفعال، با اظهارات مداخله‌جویانه توکایف درباره پویایی‌های سیاسی داخلی ایران همراه شد؛ اظهاراتی که از منظر پروتکل‌های دیپلماتیک، در قبال یک کشور مستقل و شریک کلیدی در بلوک بریکس، به شدت غیرحرفه‌ای و فاقد احتیاط لازم بود.

همسویی با پیمان خائنانه آبراهام و کرنش در برابر واشنگتن

عدم تقارن لفاظی‌های آستانه به وضوح نشان می‌دهد که دکترین چندوجهی دیگر به معنای فاصله یکسان از قدرت‌ها نیست، بلکه یک چرخش منفعت‌طلبانه به سوی شرکایی است که از نظر اقتصادی و سیاسی برای دولت فعلی قزاقستان جذابیت بیشتری دارند؛ یعنی کشور‌های حاشیه خلیج فارس، آمریکا و معماری‌های جدید و خطرناک منطقه‌ای که توسط استکبار جهانی طراحی شده‌اند.

بر اساس گزارش یرژان دوسمحمدوف، حرکت قزاقستان به سمت همسویی با چارچوب خائنانه «پیمان ابراهیم» (ابتکار تحت حمایت واشنگتن برای عادی‌سازی روابط با رژیم صهیونیستی) نمونه بارز این تغییر مسیر انحرافی است. در حالی که آستانه تلاش می‌کند این گام‌ها را در راستای اهداف استراتژیک خود جلوه دهد، ناظران آگاه به خوبی می‌دانند که این اقدامات دقیقاً در مسیر اولویت‌های منطقه‌ای واشنگتن طراحی شده و قزاقستان را بیش از پیش در شبکه‌های سیاسی و اقتصادی غرب گرفتار می‌کند.

تملق‌گویی برای ترامپ؛ سرپوشی بر بحران مشروعیت داخلی

بُعد آمریکایی این ماجرا، پیچیدگی‌های بیشتری را آشکار می‌کند. لفاظی‌های به شدت چاپلوسانه توکایف در قبال دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، که گزارش شده در جریان سفر به کاخ سفید او را «فرستاده‌ای از سوی آسمان‌ها» نامیده است، از سوی تحلیلگران به عنوان تلاشی زبونانه برای کسب تایید سیاسی خارجی ارزیابی می‌شود.

توکایف که پس از اصلاحات قانون اساسی و تحکیم قدرت اجرایی خود، با موجی از انتقادات نهاد‌های مستقل و حقوق بشری مواجه است، سعی دارد با این کرنش‌ها برای خود مشروعیت بخرد. در این زمینه، سیگنال‌دهی دیپلماتیک و شخصی‌سازی شده به واشنگتن صرفاً یک حسن‌نیت نیست، بلکه تلاشی برای لنگر انداختن به مشروعیت خارجی در روز‌های سخت سیاست داخلی قزاقستان است.

انزوای راهبردی در برابر مواضع روسیه و چین

این تضاد زمانی تندتر می‌شود که واکنش‌های آستانه را با مواضع دیگر قدرت‌های بزرگ مقایسه کنیم. روسیه و چین که هسته اصلی چارچوب موازنه‌سازی سنتی قزاقستان را تشکیل می‌دهند، مواضع خود را در قبال تحولات منطقه به شکل ساختاریافته و مبتنی بر اصول بین‌المللی بیان کردند.

مسکو بر لزوم پرهیز از تشدید تنش و حل و فصل سیاسی تاکید کرد و پکن احترام به حاکمیت و تمامیت ارضی کشور‌ها را خواستار شد. در مقابل این مواضع اصولی، دیپلماسی قزاقستان کمتر شبیه به یک رویکرد متوازن و بیشتر شبیه به تغییر جهت فرصت‌طلبانه به نظر می‌رسد.

رفتار‌های قزاقستان در قبال بحران‌های منطقه‌ای نشان داد که در پس نقاب تعادل، سلسله مراتبی از ترجیحات پنهان است که توسط دیکته‌های قدرت‌های غربی شکل می‌گیرد. زمانی که کشوری همواره از استقلال دم می‌زند، اما در لحظات حساس به شکل کاملاً وابسته عمل می‌کند، شرکای ژئوپلیتیک این ریاکاری را فراموش نخواهند کرد. دیپلماسی چندوجهی قزاقستان دیگر یک دکترین مستحکم نیست، بلکه ابزاری است که با افزایش فشار‌های خارجی کارایی خود را از دست داده است.

پربازدیدترین آخرین اخبار